بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 428

کارآیی و شایستگی کمپانی را بالا ببرد.

در حال حاضر چنین به نظر می رسد که مکزیک قادر خواهد بود سرمایه لازم جهت اجرای برنامه

توسعه پمکس را تأمین نماید. برنامه شش ساله جدید خواستار آن است که سرمایه گذاری سالانه دو

برابر میانگین سرمایه گذاری دو سال گذشته و معادل 5/2 میلیارد دلار در سال بشود. احداث یک خط

لوله گازرسانی از حوزه رفورما به امریکا نیز به 5/1 میلیارد دلار سرمایه دیگر نیاز خواهد داشت.

افزایش سریع مخارج نفتی پمکس میزان قروض خارجی این شرکت را از 25/1 میلیارد دلار در سال

گذشته به سطح 4/2 میلیارد دلار رسانیده است. گرچه نرخ اعتبارات تجاری هنوز هم خوب است،

ولی اعتبارات محدودتر خواهد شد. پمکس تخمین می زند که لازم است نیمی از سرمایه مورد نیاز

خود را از طریق منابع خارجی تأمین نماید.

طرح توسعه 1/15 میلیارد دلاری پمکس (1982 1977) به خوبی با تواناییهای فنی این کمپانی

مطابقت دارد. این کمپانی در نظر دارد تا سال 1982 تولید روزانه خود را به 2/2 میلیون بشکه نفت و

6/3 میلیارد فوت مکعب گاز برساند. این طرح توسعه یک میلیارد دلار به اکتشافات مقدماتی، 4

میلیارد دلار به حفاری، 2/3 میلیارد دلار به تولید، 9/6 میلیارد باقیمانده را به پالایش، تولید مواد

پتروشیمیایی، بازاریابی و حمل نقل اختصاص داده است. برنامه حفاری مستلزم حفر 2100 چاه

توسعه ای و 1300 فقره عملیات حفاری مخاطره آمیز، منجمله 477 چاه توسعه ای در تاباسکو و

چیاپاز و 24 حلقه چاه اکتشافی و 120 حلقه چاه توسعه ای در فلات قاره کامپه چی(1)می باشد. طرحتولید نیز شامل تشدید بهره برداری از حوزه های فعلی تولیدی، بازیابی ثانویه و توسعه حوزه های

خارج از خشکی می باشد.

دورنما

در صورت اتخاذ یک طرح توسعه فعالتر و در صورت موجود بودن سرمایه خارجی کافی،

مکزیک حتی خواهد توانست بیش از برنامه تعیین شده کار انجام دهد. به این ترتیب در سال 1980

تولید روزانه معادل 2/2 میلیون بشکه و در سال 1982 بیش از 5/3 میلیون بشکه نفت خواهد گردید.

تحقق چنین امری اجازه می دهد که در سال 1980، 2/1 و در سال 1982، 2/2 میلیون بشکه نفت در

روز صادر شود. نحوه تولید هرچه باشد، حوزه رفورما باز هم سهم عظیمی را در تولید به عهده خواهد

داشت. میزان موفقیت حفاری ها در این مناطق فوق العاده بوده و تنها 15 درصد از چاهها خشک و یا

غیر تجاری بوده است. مکزیک علاوه بر طرح توسعه در جهت اجرای یک برنامه 5/1 میلیارد دلاری

جهت احداث خط لوله گازی 48 اینچی اقدام خواهد نمود. این خط لوله گاز را در طول یک فاصله

1200 کیلومتری از حوزه رفورما به مرز امریکا منتقل می نماید. این خطر لوله قرار است از طریق

کاکتوس(2)و چیاپاز به سواحل رینوزا(3)برسد. احداث این خط لوله از هنگام شروع تا تکمیل دو تا سه

سال طول خواهد کشید. ظرفیت واقعی خط لوله روزانه معادل 7/2 میلیارد فوت مکعب خواهد بود، با

1- Campeche. 2- Cactus. 3- Reynosa.


صفحه 429

این حال مکزیک هر روز فقط 1 میلیارد فوت مکعب گاز منتقل خواهد کرد، ولی تا سال 1982 میزان

انتقال به 2 میلیارد فوت مکعب در روز خواهد رسید. مصرف کنندگان داخلی 7/0 میلیارد فوت

مکعب باقیمانده را مورد استفاده قرار خواهند داد.

با وجودی که به نظر می رسد لوپز پورتیلو به همکاری در زمینه انرژی علاقه داشته باشد، ولی

صریحاً اظهار داشته است که چنین همکاریهایی باید حساسیت مکزیکی ها را نیز در نظر گرفته و

نمی تواند تسلط کامل مکزیک در توسعه منابع خود را تحت کنترل قرار دهد. به علت تعصب

مکزیکی ها در رابطه با کمپانیهای نفتی خارجی قراردادهای مشارکت در تولید را نمی توان به هیچ وجه

مطرح نمود حتی اگر سبب شود که گسترش نهایی ذخایر بکندی صورت پذیرد.

آرژانتین

آرژانتین

موقعیت آرژانتین برای گسترش ذخایرش تا چند برابر 5/2 میلیارد بشکه ای کنونی بسیار عالی

است. فلات قاره این کشور که معادل 6/2 میلیون کیلومتر مربع می باشد تقریبا معادل چهار برابر

وسعت ساحل امریکا در اقیانوس آرام بوده و یکی از نوید بخش ترین مناطق بکر جهان است. با وجود

اینکه اکتشاف با زحمت شروع شده، ولی نتایج حاصله از مطالعات زمین شناسی منطقه وجود ذخایر

عظیمی را نشان می دهد. ذخایر واقع در خشکی نیز احتمالاً بیش از ذخایر شناخته شده می باشد.

چشم انداز زمین شناسی

فلات قاره آرژانتین ممکن است ذخایر عظیمی از نفت را در بر گرفته باشد. بر اساس تحقیقات

زمین شناسی سال 1974 ایالات متحده و بر اساس یافته های مقدماتی، این ناحیه می تواند حدود 200

میلیارد بشکه نفت یا 80 برابر ذخایر قطعی نیمکره غربی را در بر داشته باشد. دولت از دو کمپانی

امریکایی یعنی مؤسسه خدمات ژئوفیزیک و کمپانی ژئوفیزیک غربی دعوت کرده است تا در این

منطقه تحقیقات زمین شناسی و لرزه نگاری به عمل آورند. ولی نتایج نهایی تا مدتها معلوم نخواهند

شد.

از هشت حوضچه رسوبی، دو حوضچه یعنی سان ژورگه(1)و اوسترال(2)(ماژلان) دنباله مناطق تولیدی مهم واقع در خشکی می باشند. حوضچه مالویناس(3)نیز که در مجاورت حوضچه اوسترال قراردارد از نظر متخصصین بسیار نویدبخش به حساب می آید لیکن عملیات اکتشافی با زحمت بسیار

صورت می گیرد زیرا این حوضچه بین ناحیه تحت حاکمیت آرژانتین و حوزه جزائر فالکلند که توسط

انگلیس اداره می شود ولی مورد ادعای آرژانتین می باشد قرار دارد و مورد اختلاف می باشد. در

تحقیقات انگلیس احتمالاً بنا به دلایل سیاسی تواناییهای نفتی این منطقه ناچیز به حساب آمده است.

دیگر مناطق احتمالی لیکن دارای میزان نویدبخشی کمتر در مجاور فالکلند یعنی بردوودبنک(4)، فلات

1- San Jorge. 2- Austral (Magellan). 3- Malvinas Basin. 4- Burdwood Bank.


صفحه 430

فالکلند(1)و حوضچه سان ژورگه نیز به سرنوشت مشابه دچار شده است.

در دیگر مناطق خشکی اکتشافات با سهولت بیشتری انجام می شود و در حوضچه کلرادو(2)خارجاز باهیابیانکا(3)عملیات هم اکنون آغاز شده است. کمپانی نفتی دولتی به نام «یاسی مینتوسپترولیوفروس فیسکالس» در اوایل سال جاری با استفاده از ماشین آلات حفاری خریداری شده ازفرانسه عملیات حفاری در این منطقه را آغاز کرده است. اولین چاه که عملیات آن به پایان رسید

بی حاصل بود، لیکن دومین چاه ظاهرا به سنگ حامل نفت برخورد کرده است و طرح چاه سوم نیز در

دست اقدام است.

در سرتاسر آرژانتین اکتشاف مناطق ساحلی با سرعت بیشتری در حال انجام است. تمام ایالتهای

نیمه جنوبی کشور و ایالات جوجوی وسالتا(4)در شمال غربی هم اکنون مشغول تولید نفت هستند.مندوزا در بخش غربی مرکز آرژانتین مهمترین ایالت نفتی بوده و پس از آن چوبوت ، سانتاکروز وریونگرو(5)در جنوب قرار گرفته اند. اکثر حوزه ها کوچک هستند. در سال 1975 حوزه نفتی جدید وبزرگی در ایلات مندوزا(6)کشف گردید و علاوه بر این در سال جاری چند حوزه جدید نیز در ایالات

سالتا، نیوکن(7)، مندوزا، سانتاکروز(8)و چوبوت(9)کشف و گزارش گردیده است.

میزان ذخایر قطعی در چند سال گذشته تقریبا ثابت مانده است، به طوری که می تواند به مدت 17

سال تولید 400000 بشکه در روز سال 1976 را تأمین نماید ولی بسیار کمتر از آن حدی است که

دولت را در رسیدن به هدف خودکفایی نفتی تا اواسط سالهای 1980 رهنمون شود. بازده کنونی

می تواند 85 تا 90 درصد نیازها را تأمین نماید.

تواناییها و محدودیتها

اقتصاددانان دولتی برآورده کرده اند که برنامه توسعه نفتی آرژانتین در ده سال آتی به 15 تا 20

میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد و چون خود دولت قادر نیست تمام این سرمایه را تأمین نماید علی رغم

سیاستهای ناسیونالیستی دولت های پیشین، مشارکت خصوصی و به ویژه خارجی را به صورت جزء

لاینفک این برنامه درآورده است. قانون جدید سرمایه گذاری خارجی جونتا(10)(شورای سیاسیدولتی) با کاهش تشریفات خسته کننده اداری و اطمینان به اینکه منافع و سرمایه قابل اعاده می باشد،

1- Falkland Plateau. 2- Colorado Basin. 3- Bahia Blanca. 4- Satla and Jujuy. 5- Rio Negro. 6- Mendoza. 7- Neuquen. 8- Santa Cruz. 9- Chubut 10- Junta.


صفحه 431

سرمایه گذاران خارجی را به سرمایه داری راغب نموده است. با این وصف اکثر کمپانی های خارجی

منتظرند ببینند که آیا شرایط سیاسی و اقتصادی توام با ثبات خواهد ماند یا خیر. علاوه بر سرمایه

خارجی، آرژانتین به تکنولوژی خارجی، به ویژه به منظور حفاریهای خارج از خشکی نیاز دارد.

دولت امیدوار است بتواند کمپانی های داخلی و خارجی را وادار به عقد قراردادهای مخاطره آمیز

بنماید به این صورت که کمپانیها تکنولوژی و هزینه اکتشافی را فراهم نمایند و در عوض در منافع هر

منبع کشف شده سهمی شوند. با وجود اینکه بعضی از کمپانی های خارجی قراردادهای اکتشافی را

امضاء کرده اند، ولی سیاستهای در حال نوسان دولت های پیشین، آنها را از سرمایه گذاریهای سنگین

باز می دارد تا مطمئن شوند که دولت کنونی آنقدر بر اریکه قدرت خواهد ماند که بتواند سیاستهای

خود را به اجرا درآورد. با وجود اینکه چند منطقه نویدبخش خارج از خشکی در مجاورت بخش

اصلی آرژانتین قرار دارد ولی ظاهرا مهمترین مناطق در خارج خشکی و در آبهای طوفانی بین منطقه

اصلی و جزایر فالکلند واقع شده است. به خاطر شرایط جوی بسیار سخت این مناطق، عملیات

اکتشافی این منطقه نیز مانند دریای جنوب چین به سختی و دشواری انجام می گیرد. در صورت

پیدایش نفت، توسعه و حمل و نقل نفت نیز مشکل خواهد بود. ظاهرا انگلیس نیز میل ندارد عملیات

اکتشافی نفتی در فالکلند صورت گیرد و احتمالاً علت آن نیز این است که اگر نفتی در آنجا کشف شود

آرژانتین در ادعای خود نسبت به تصاحب این جزائر پافشاری خواهد کرد.

دورنما

دورنماها خوب هستند به طوری که آرژانتین به احتمال بسیار خواهد توانست منابع نفتی

بسیاربزرگی را کشف نماید. چون در بسیاری از مناطق داخل خشکی و خارج خشکی شرایط

زمین شناسی بسیار مناسب است. خودکفایی نفتی تا اواسط سالهای 1980 یک هدف معقول است،

لیکن در مورد زمان بندی آن هیچ تضمینی وجود ندارد. خطیرترین عامل کمک خارجی است، که آن

هم به نوبه خود به ثبات سیاسی بستگی دارد. کمپانیهای نفتی خارجی باید متقاعد شوند که سیاست

کنونی مناسب با فعالیتهای آنها پایدار خواهند بود و همان گونه که اغلب در گذشته رخ داده با یک

یادداشت کوتاه دگرگون نخواهد شد.

ونزوئلا

ونزوئلا

دورنمای دستیابی ونزوئلا به منابع بزرگ و جدید نفتی مبهم است. با 14 میلیارد بشکه ذخایر

قطعی و احتمالی، پیش بینی می شود که تولید نفت در طی سالهای 1980 به رکود کشیده شده

کاراکاس(1)به عنوان پنجمین تولید کننده بزرگ نفت مقام خود را از دست بدهد. علاوه بر این، به علتفرسایش حوزه های کنونی، بازده نفتی این کشور نیز در اواسط سالهای 1980 بشدت کاهش خواهد

یافت. با وجود اینکه در خارج از خشکی و در فلات قاره این کشور مناطق بکر دارای توانایی نفتی

وجود دارد، ولی کاراکاس در نتیجه سیاستهای ملی گرایانه خود رغبت کمپانی های نفتی بزرگ را در

1- Caracas.


صفحه 432

این زمینه از بین برده است. ذخایر نفت سنگین عظیمی در اورینوکو تاربلت(1)وجود دارد، لیکن باتکنولوژی موجود و با صرف هزینه های بسیار تنها می توان بخش کوچکی از این ذخایر را بازیابی

نمود.

چشم انداز زمین شناسی

در سال 1914 یعنی سه سال پس از آغاز اکتشافات، ونزوئلا به اولین کشف تجاری نفتی خود

دست یافت. از آن زمان تاکنون، تولید تنها در داخل و اطراف دریاچه مارکائیبو(2)، خصوصا در حوزه ساحلی بولیوار(3)، یعنی چهارمین حوزه بزرگ دنیا متمرکز بوده است. این حوزه در سال 1917 کشفگردید و هنوز هم مهمترین منبع تولیدی ونزوئلاست و روزانه 5/1 میلیون بشکه نفت از آنجا استخراج

می گردد. دیگر مناطق تولیدی عبارتند از حوضچه ماتورین(4)در شرق ونزوئلا که از ایالت گواریکاتو(5)در سواحل اقیانوس آرام شروع شده، و حوزه باریناس(6)در جنوب و حوزه فالکون(7)در شمال اینکشور ادامه دارد.

در سالهای اخیر عملیات اکتشافی ناچیزی صورت گرفته است و ذخایر قطعی و احتمالی 4/17

میلیارد بشکه ای سال 1960 را تا 1976 به سطح 14 میلیارد بشکه تقلیل داده است. قبل از ملی شدن

نفت در سال 1976، سیاستهای ملی گرایانه روزافزون سبب گردید که اقدامات اکتشافی شرکتهای نفتی

خارجی در مناطق مورد امتیاز یا قراردادی شان در جنوب دریاچه ماراکائیبو دچار محدودیت بسیار

شود. مؤسسه نفتی ونزوئلا(8)که یک شرکت نفتی دولتی است، مسئول اکتشاف در مناطق دیگر شد،لیکن به علت فقدان سرمایه و تخصص کافی نتوانست عملیات اکتشافی مهمی را انجام دهد.

از زمان ملی شدن صنعت نفت، اکتشافات نیز کندتر شده است. در سال 1976 پترولئوس دو

ونزوئلا(9)که کمپانی ملی نفتی جدید این کشور است اقدام به حفر 39 حلقه چاه اکتشافی درحوضچه های ماراکائیبو و فالکون نمود. در سه حوزه جدید با شرایط نامساعد چاههایی حفر گردید

که دو حوزه آن بی حاصل و در یکی از حوزه ها در حوضچه فالکون که تا اعماق 1500 متری حفاری

شده بود، روزانه 1126 بشکه نفت با 22 درجه APIتولید شد. دیگر حفاریها نیز به همین ترتیب، و

نتیجه آن 21 حلقه چاه نفت مولد و 15 حلقه چاه بی حاصل بود. قرار است در سال جاری 57 حلقه

چاه اکتشافی حفر گردد. به دنبال افزایش سرمایه گذاری از 8/0 میلیارد دلار در سال 1977 به سالانه

6/1 میلیارد در طول سالهای 80 1978 پترولئوس در نظر دارد اقدامات اکتشافی خود را گسترش

1- Orinoco Tar belt. 2- Lake Maracaibo. 3- Bolivar Coastal Field. 4- Maturin Basin. 5- Guarico 6- Barinas. 7- Falcon. 8- Venezuelan Petroleum. 9- Petroleos de Venezuela.


صفحه 433

دهد. طبق برنامه های ونزوئلا قرار است تا سال 1980 معادل 5/1 میلیارد بشکه به ذخایر کنونی

افزوده شود.

به خصوص در ماوراء دلتای رودخانه اورینوکو؛ در طول فلات قاره کارائیب(1)به خصوص درخلیج تریسته(2)، خلیج کورو،(3)و در صورت حل اختلافات مرزی با کلمبیا در خلیج ونزوئلا، ذخایرطویل المدت احتمالی آن در اورینوکوتاربلت واقع شده است. طبق اظهارات دولت، نتایج اولیه برنامه

مختصر لرزه نگاری و حفاری نشان می دهد که نفت موجود در این منطقه دارای 8 تا 10 درجه API

می باشد و ذخایر موجود بالغ بر 3 تریلیون بشکه خواهد بود. که با استفاده از تکنولوژی موجود فقط

10 درصد آن قابل بازیابی می باشد. لازمه افزایش میزان بازیابی فائق آمدن بر مشکلات موجود در

استخراج نفت سنگین و کاهش مقدار عناصر فلزی و گوگرد آن است.

تواناییها و محدودیتها

مهمترین عوامل محدودکننده افزایش تولید ونزوئلا عبارتند از: محدودیت ذخایر ملی این کشور،

روحیه توأم با صرفه جویی حاکم بر سیاست نفتی، توانایی محدود صنعت نفت ملی شده در اجرای

برنامه های اکتشافی بزرگ و عدم تمایل دولت به گسترش نقش شرکتهای خارجی ورای قراردادهای

کمک فنی و بازاریابی کنونی. علاوه بر این، اختلافات مرزی موجود بین این کشور و کلمبیا در مورد

خطوط مرزی خلیج ونزوئلا نیز از انجام اکتشاف در این منطقه نویدبخش ممانعت به عمل می آورد.

کشف نفت در فلات قاره مجاور با ترینیداد(4)یا آنتیل(5)، هلند(6)و توباگو(7)که دارای مرز مشخصی نیستمی تواند منجر به منازعات مرزی و کند شدن توسعه فعالیتها گردد.

محدودیت توانایی فنی کاراکاس نیز در انجام برنامه های اکتشافی مهم، توسعه تکنولوژی پیچیده

مورد نیاز جهت بهره برداری از نفت سنگین اورینوکو تاربلت در حفظ ظرفیت تولیدی موانعی ایجاد

کرده است. لازمه آغاز برنامه های مهم و جدی افزایش مشارکت شرکتهای نفتی خارجی است. ولی

نگرانی های موجود در رابطه با حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی و تشنج های سیاسی ناشی از

انتخابات ریاست جمهوری سبب خواهد شد که کاراکاس نتواند قبل از سال 1979 نقش بیگانگان را

در این امر توسعه دهد.

هزینه های عملیات بزرگ اکتشافی و گسترشی که برای رسانیدن ذخایر کاراکاس به سطح تعیین

شده 5/15 میلیارد بشکه در سال 1980 لازم است احتمالاً بیش از هزینه های تعیین شده خواهد بود.

برنامه ریزان ونزوئلا در تعیین برآورد هزینه مربوط به برنامه های خود ظاهرا از ارقام و آمار سال

1974 در مورد کشف و گسترش نفت در آمریکای لاتین استفاده کرده اند. در طرح سه میلیارد دلاری

1- Caribbean Continental Shelf. 2- Triste. 3- Coro. 4- Trinidad. 5- Antilles. 6- Netherlands. 7- Tobago.


صفحه 434

اکتشاف و گسترش ذخایر، مخارج اضافی حفاری در مناطق خارج از خشکی و چاههای عمیق داخل

خشکی در نظر گرفته نشده است. حتی با وجود درآمد عظیم نفتی کنونی، ونزوئلا حتماً به

سرمایه گذاریهای خارجی جهت اجرای برنامه های عظیم خود احتیاج خواهد داشت.

دورنما

محدودیتهای سیاسی و نیروی انسانی احتمالاً مانع از آن خواهد شد که ونزوئلا بتواند به یک

برنامه اکتشافی عظیم در چند سال آتی مبادرت ورزد و تولید نیز احتمالاً تا پایان سال 1980 در سطح

کنونی 3/2 میلیون بشکه در روز باقی خواهد ماند. در درازمدت و به دنبال کاهش تولید حوزه های

تهی شده، کاراکاس ممکن است به افزایش مشارکت بیگانگان تمایل نشان دهد. با یک فعالیت

اکتشافی بزرگ و کشف نفت در مناطق نویدبخش خارج از خشکی، کاهش ذخایر نفتی ونزوئلا ممکن

است برای مدتی توقف گردد.

پرو

پرو

میزان پایین بازیافت به دنبال افزایش اکتشاف در چند سال اخیر سبب شده است که پرو دیگر

انتظار نداشته باشد که بتواند از نظر تولید و صدور نفت همپای اوپک عمل نماید. علیرغم کاهش شدید

فعالیتهای اکتشافی سالهای 1974 و 1975 در حوضچه آمازون(1)، اکتشافات جدید مقدار ناچیزی بهمیزان صادرات نفتی اضافه کرد. مازاد رو به افزایش تولیدات حوضچه آمازون از طریق یک خط لوله

پر خرج جدید به نام ترانس آندین(2)به ساحل منتقل خواهد شد (به نقشه صفحه 8 مراجعه کنید).(3)بدین وسیله تولید نفت حوزه های قدیمتر داخل و خارج خشکی در شمال غربی پرو از 77000 بشکه

در روز در سال 1976 به سطح 200000 بشکه در روز در سال 1980 افزایش خواهد یافت. حتی با

دست یافتن به حوزه های نفتی خارج از خشکی در مناطق کشف نشده حوضچه آمازون، پرو قادر

خواهد بود مقدار ناچیزی بر نفت صادراتی خود در سال های 1980 بیفزاید.

چشم انداز زمین شناسی

تا اوایل سال 1960، فعالیت نفتی پرو در نزدیکی تالارا(4)در ساحل شمال غربی متمرکز بود.حوزه های نفتی داخل خشکی اطراف تالارا از جمله کهنسال ترین حوزه های نفتی نیمکره غربی بوده و

بهره برداری تجاری از آنها به مدت 100 سال ادامه داشته است. این حوزه ها تحت تصرف و عملیات

کمپانی آمریکایی پترولیوم اینترنشنال(5)بود و در سال 1968 اعاده و به کمپانی نفتی جدیدالتأسیس

1- Amazon Basin. 2- Trans - Andean. 3- شماره 7 موجود است. CD -3 منظور صفحه 8 اسناد انگلیسی است که در 4- Talara 5- U. s. International Petroleum Company.


صفحه 435

دولتی به نام پترو پرو(1)اقدامات اکتشافی خود را در محدوده خارج از خشکی تالارا آغاز نمود و درحال حاضر روزانه بیش از 30000 بشکه نفت تولید می نماید. در ماه مه 1977 بلکو اعلام کرد که به

یک کشف نوید بخش در شمال منطقه عملیاتی پیشین دست یافته که می تواند 2000 بشکه نفت با 36

APIروزانه و گوگرد ناچیز تولید نماید. در اواخر سال جاری چاه های اکتشافی دیگر درجه در همین

منطقه حفر خواهد گردید.

تلاش های اکتشافی سال های 1970 در داخل خشکی و در حوضچه وسیع بالای آمازون در

شمال شرقی پرو متمرکز بوده است. این منطقه نیز به علت نزدیکی آن با منابع عظیم مکشوفه در

اکوادور بسیار نویدبخش به نظر می آمد. در ماه نوامبر 1971 پترو پرو با حفر اولین چاه به نفت دست

یافت. دوازده حلقه چاه حفر شده بعدی نیز به نفت رسید که میانگین افزونی درجه API آنها 20 و

میزان تولید هر یک 3000 بشکه در روز بود. به دنبال حفاری های موفقیت آمیز پترو پرو، کمپانی نفتی

اکسیدنتال(2)نیز در اکتبر 1972 تعداد 10 حلقه چاه تجاری در جنگل های مجاور اکوادور حفر نمود.نفت کشف شده اکسیدنتال دارای درجه API 30 و مقدار گوگرد کمتر، و توان تولیدی 3400 بشکه در

روز بود. این موفقیت های زودرس سبب شد که تا سال 1974 تعداد 18 کمپانی یا گروه به این جنگل

هجوم آورده و در منطقه ای به وسعت 260000 کیلومتر مربع به عملیات اکتشافی مشغول شدند.

معذالک نفت مکشوفه توسط یونیون اویل ، آموکو ، فیلیپس و هیسپان اویل سنگین و غیرتجاری بود. عدم موفقیت در دستیابی به ذخایر تجاری بیشتر، سبب خروج تمام پیمانکاران به استثناء

اکسیدنتال از جنگل گردید.

تکمیل خط لوله نفتی ترانس آندین که اخیرا صورت گرفت احتمال کشف و توسعه مناطقی از

جنگل آمازون را که هنوز دست نخورده است بالا می برد. این خط لوله 670 میلیون دلاری که

می تواند نفت را از حوضچه آمازون به بندر بیووار در اقیانوس آرام منتقل کند، در ماه مه سال

1977 عملیات خود را آغاز کرده است. تکمیل خط لوله 130 میلیون دلاری اکسیدنتال که از سطح

کنونی 40000 بشکه در روز به سطح تقریبی 100000 بشکه در روز برسد. بازده ذخایر قطعی کنونی

نیز تا سال 1980 به حد اعلای خود یعنی 130000 بشکه در روز خواهد رسید.

تواناییها و محدودیت ها

با وجود بالا رفتن مهارت های فنی و مدیریتی پترو پرو از سال 1968، تواناییهای این کمپانی فقط

به حفاری در مناطق داخلی خشکی محدود می باشد. علاوه بر این کمپانی دولتی دچار کمبود سرمایه

جاری و ظرفیت محدود قروض خدماتی شده است. تأمین 800 میلیون دلار هزینه لازم جهت احداث

1- Belco Petroleum. 2- Occidental Petroleum Company.