پاراگوئه و اوروگوئه
پاراگوئه علیرغم سالها جستجو به منابع نفت دارای قابلیت تجاری دست نیافته است. فعالیتهای
اکتشافی در منطقه چاکو(1)در بخش غربی رودخانه پاراگوئه(2)که دارای بافتهای زمین شناسی مناسباست متمرکز می باشد. از پنج حوضچه رسوبی این منطقه دو حوضچه به نام کاراندیتی(3)و پی ریتی(4)بهحوضچه های مورد بهره برداری بولیوی و آرژانتین که قبلاً مورد بهره برداری قرار گرفته اند می رسند (به
نقشه صفحه 16 نگاه کنید.)(5)عملیات اکتشافی گرانچاکو(6)که عمدتا در حوضچه کاراندیتی و در
سالهای 1940 آغاز شده، تاکنون بدون موفقیت ادامه داشته است.
پاراگوئه فعالانه کمپانیهای نفتی خارجی را به اکتشاف در این کشور دعوت می کند. قوانین نفتی آن
نیز مانند برخورد آن با سرمایه های خارجی سخاوتمندانه است. گرچه زیربنای (صنعت نفت م) آن
عمدتا عقب مانده است، ولی با توجه به شرایط ارضی مناسب آن کمبودهای این (صنعت م) نمی تواند
مانع توسعه باشد. جو سرمایه گذاری آزادانه، فقدان محدودیتهای فیزیکی، و وجود نفت در بولیوی و
آرژانتین سبب جلب همکاری کمپانیها در پاراگوئه شده است. سه گروه با نامهای تکساکو پاراگوئه(7)،چاکواکسپلوراسیون(8)و اسوآمین اویل(9)در نظر دارند در سال جاری پنج یا شش حلقه چاه حفر نمایند.
اوروگوئه
اوروگوئه
اوروگوئه هیچ تولید نفتی ندارد و دورنمای زمین شناسی آن از نظر توسعه پایه ذخایر نفتی ضعیف
است. با وجود اینکه مطالعات لرزه نگاری احتمال وجود منابع نفتی دارای قابلیت تجاری را در
حوضچه سالادو(10)در دهانه رود پلاته(11)(بین آرژانتین و اوروگوئه) نشان می دهد، لیکن دو حلقه چاهحفر شده توسط کمپانی شوران(12)در سال گذشته به نفت نرسید. (به نقشه صفحه 6 نگاه کنید).(13)اکتشافنیز بستگی به حفر چاههای قراردادی توسط کمپانیهای خارجی دارد، زیرا شرکت نفت دولتی،
تکنولوژی و سرمایه کافی را در اختیار ندارد. عدم علاقه از جانب کمپانیهای بزرگ نفتی، اوروگوئه را
در رابطه با برنامه های کوچک داخل خشکی به شرکتهای امریکای لاتین متکی ساخته است، زیرا
نسبت به حفاری در خارج از خشکی به تکنولوژی پیچیده ای نیاز ندارد.
جنوب شرق آسیا
1- Chaco. 2- Paraguay River. 3- Caran daity. 4- Pirity. 5- منظور صفحه 23 اسناد انگلیسی است که درCD شماره 7 موجود است. 6- Gran chaco. 7- Texaco paraguay 8- Chaco Exploration. 9- Esso - Aminoil. 10- Salado 11- River plate. 12- Chevron. 13- منظور صفحه 23 اسناد انگلیسی است که درCD -شماره 7 موجود است.
جنوب شرق آسیا
مناسب ترین دورنما در مورد افزایش تولید نفت آسیایی در فلات قاره هند، مناطق داخل و خارج
از خشکی برمه، و تشکیلات زمین شناسی متعددی که اندونزی، مالزی و برونئی در حال حاضر از آنها
نفت خام استخراج می نمایند، متمرکز می باشد. مطالعات زمین شناسی که تا به حال انجام شده حاکی از
آن است که بجای نفت، گاز طبیعی مهمترین بخش توسعه انرژی هیدروکربن پاکستان، بنگلادش و
تایلند را تشکیل خواهد داد. عملیات اکتشافی در فلات قاره کره جنوبی تا ویتنام تقریبا آغاز شده، و
دورنمای وجود گاز و نفت هنوز مشخص نشده است. اکثر دولتهای منطقه نسبت به کمپانیهای خارجی
به نحو معقولی دوستانه می باشند. هزینه های زیاد و اختلافات ارضی متعدد مهمترین موانع در راه
عملیات اکتشافی به شمار می آیند.
اندونزی
اندونزی
اندونزی که دارای ذخایر قطعی و احتمالی 14 میلیارد بشکه می باشد، باید بتواند حداقل تا اواسط
سال 1980 تولید نفت خود را بالا ببرد. تولید رو به نزول حوزه های قدیمی تر سوماترا(1)در حال تثبیت می باشد و مقدار بازده حتی ممکن است به مدت چند سال افزایش داشته باشد. بازده حوزه های خارج
از خشکی، در نقاطی که چشم انداز زمین شناسی آن نویدبخش است، بایستی سیر صعودی را در پیش
گیرد. علیرغم کاهش اخیر اکتشافات در مناطق خارج از خشکی جدیدتر، حفاریهای گسترشی ادامه
یافته و رشد اساسی چندان از بین نرفته است. دولت در سال گذشته بعضی از شرایط سختی را که از
طریق قراردادها بر کمپانی های خارجی تحمیل می شد تغییر داد و موجبات تجدید حیات اکتشافات را
پدید آورد.
چشم انداز زمین شناسی
اندونزی از سالهای 1890 تاکنون یک کشور تولید کننده نفت به حساب می آمد، لیکن تا سال
1967 کمپانیهای نفتی خارجی اکتشافات گسترده خود را در این کشور آغاز نکرده بودند. پرتامینا(2)،شرکت نفت دولتی، مسئولیت تمام جنبه های گسترش، پالایش، و بازاریابی نفتی را به عهده دارد.
کمپانیهای خارجی به عنوان طرف قرارداد پرتامینا محدود به انجام عملیات اولیه، از قبیل اکتشاف و
تولید نفت خام و یا گاز می باشند و سهم معینی از بازده را دریافت می کنند تا سرمایه گذاری و منافع
خود را تأمین نمایند. بیش از 30 کمپانی فعالانه در حدود 50 منطقه داخل و خارج از خشکی به کار
مشغول هستند. حوزه های نفتی اندونزی در سرتاسر جزائر آن پراکنده است، و مهمترین مناطق تولیدی
در سوماترا، جاوه(3)، کالیمانتان شرقی(4)و ایریان غربی(5)واقع شده است. گرچه بیش از نیمی از تولید
1- Sumatra. 2- Pertamina. 3- Java 4- East Kalimantan. 5- West Irian.
کنونی از حوزه های داخل خشکی قدیمی تر تأمین می گردد، ولی افزایش تولید در آینده از طریق
حوزه های مکشوفه جدید خارج از خشکی بدست خواهد آمد. حوزه های نفتی دیوری(1)و میناس(2)درسوماترای مرکزی بزرگترین منابع نفتی است که تاکنون کشف شده اند. این حوزه ها و حوزه های مجاور
که از اوایل سالهای 1940 تاکنون توسط کمپانی کالتکس(3)توسعه یافته اند، سال گذشته 56 درصد کل
تولید نفت خام اندونزی را تأمین کرده اند (5/1 میلیون بشکه در روز). مناطق تولیدی کالتکس دارای
تفاوت ژئوگرمایی بالایی بوده و ذخایر شنی آن بر روی لایه ای از سنگ های گرانیت قرار گرفته که
امکان حفاری عمیق را غیرممکن می سازد.
تولید کالتکس علیرغم مشکلات مربوط به فشار ذخایر در دو حوزه اصلی، بزودی دچار کاهش
بسیار سریع نخواهد شد. ارزیابی های معتبر نشان می دهد که ذخایر قطعی و احتمالی این حوزه ها بین
6 تا 8 میلیارد بشکه می باشد. برنامه اکتشافی فعال این کمپانی در مناطق مجاور سوماترا شامل تداوم
دستیابی به منابع نفتی نسبتا کوچک می باشد. در حدود 20 کشف جدید در سالهای 1975 و 1976
صورت گرفته است که اکثر آنها هنوز به مناطق فعلی دارای تجهیزات جمع آوری مرتبط نشده اند.
حفاریهای گسترشی کالتکس تقریبا یک سوم عملیات این گونه ای اندونزی را در هر سال شامل
می گردد. انتظار می رود تولید کالتکس در آینده نزدیکی با در نظر گرفتن پیشرفت تلاشهای بازیابی
ثانی و ثالث، به طور معتدل افزایش یابد و زمانی در سالهای 1980 سیر نزولی ثابتی را در پیش گیرد.
پرتامینا و استانواک(4)، در منطقه سوماترا بر روی منابع کوچک بسیاری که در حال اضمحلالهستند کار می کنند. با این وجود توسعه و اکتشافات بیشتر ادامه دارد و علائم اندکی حاکی از آن است
که این روند تغییر خواهد کرد. عملیات پرتامینا در جاوه و کالیمانتان شرقی دارای دورنمای توسعه
بیشتری است لیکن به علت فقدان مدیریت تهاجمی و جسارت آمیز پیشرفت چندانی حاصل نشده
است. تسورو(5)یک کمپانی ثالث بر اساس یک قرارداد ویژه با پرتامینا مشغول توسعه و تولید از دوحوزه قدیمی اندونزی است. تسورو هنوز هم از حوزه های سانگا سانگا و تاراکان در حدود
130000 بشکه نفت در روز تولید می کند، در حالی که هر یک از آنها به ترتیب به مدت 84 و 71
سال مورد بهره برداری قرار داشته اند.
با آغاز خرید و اعطای مناطق اجاره ای در سال 1967، قراردادهای آشتراک در تولید بخش اعظم
رشد صنعت نفت اندونزی را پدید آورده اند. اکثر این مناطق اجاره ای در خارج از خشکی و یا مناطق
دور افتاده جنگل واقع شده که پرتامینا تا به حال به علت فقدان تکنولوژی و سرمایه لازم از آنها
اجتناب ورزیده است. بازده نفت خام توسط پیمانکاران در سال 1971 که معادل 12000 بشکه در
روز بود تا سال 1973 با افزایش تولید کالتکس به سطح 210000 بشکه در روز رسید، و در سال
گذشته نیز تا سطح 540000 بشکه در روز بالا رفت. در واقع تمام افزایش تولیدات نفتی اندونزی در
1- Duri. 2- Minas. 3- Caltex. 4- Stanvac. 5- Tesoro.
آینده از طریق پیمانکاران سهیم در تولید تأمین می گردد.
تا به حال یافته های نویدبخش در خارج از ساحل شمالی جاوه (حوزه آردوژونای آرکو(1)، وحوزه سیتای ناتوماس(2)) در داخل و خارج از سال کالیمانتان شرقی (حوزه آتاکامی یونیون ژاپکس(3)،
حوزه های هاندیل و بکاپای توتال(4)اندونزی) و منطقه ایریان جایا(5)(حوزه های والیوو کاسیمپترومرترند(6)) واقع شده است. مناطق تولیدی این بخش ها در بافتهای میوسن(7)بوده و عمیق تر ازحوزه های تولیدی قدیمتر می باشد و بین 1520 تا 3050 متر در نوسان است. حفاریهای خارج از
خشکی معمولاً در اعماق 45 تا 90 متری صورت می گیرد. علاوه بر نفت، کشفیات گاز طبیعی در نوع
خود در آسیای جنوب شرقی بزرگترین می باشد.
به دلیل اندازه های عمدتا کوچک منابع اندونزی، سرمایه گذاریهای سنگین مستمر در زمینه حفاری
ضرورت دارد. منابعی که در سالهای اخیر کشف شده بین 50 تا 200 میلیون بشکه نفت را در بر
می گیرند. معذالک میزان اکتشافات بسیار چشمگیر است. در چهار سال گذشته نسبت متوسط میزان
اکتشافات به حفاری اکتشافی نفت 22 درصد بوده است.در این رابطه اگر بخواهیم گاز و نفت را با هم
درنظر بگیریم این متوسط به 31 درصد نیز می رسد. حفاریهای گسترشی برای نفت نسبت موفقیت را به
80 درصد رسانیده است. برنامه کلی حفاری در این چهار سال به طور متوسط سالانه بیش از 200
چاه تولیدی جدید را وارد زنجیره تولید نموده است. با در نظر گرفتن این سوابق و این واقعیت که کمتر
از بیست درصد بافت نفتی کشور مورد اکتشاف قرار گرفته، اگر سطح مناسب سرمایه گذاری حفظ شود
افزایش مستمر تولید نفت امری قطعی خواهد بود.
تواناییها و محدودیت ها
بدون سرمایه گذاریهای سنگین خارجی گسترش نفتی اندونزی امکان پذیر نخواهد بود. عملیات
پرتامینا با وجود اینکه مشتمل بر تمام محدوده فعالیتهای نفتی می باشد ضعیف ترین بخش آن در رابطه
با اکتشاف و گسترش است. «اندونزیایی کردن »(8)عملیات نفتی خارجی تنها در سطح کارهای عادیاز قبیل تأمین کارگرهای رده پایین ماشین آلات حفاری و یا نظاره بر تسهیلات ذخیره سازی انجام
شده است. امید دولت در مورد نقش مسلط پرتامینا در افزایش منابع نفتی مدتها قبل از بین رفته است.
در حقیقت، پرتامینا اخیرا چند منطقه نویدبخش خود را در اختیار کمپانیهای خارجی و یا
سرمایه گذاران مشترک قرار داده است.
تا سال گذشته روابط بین دولت و کمپانیهای خارجی از هماهنگی نسبی برخوردار بود. بحران
1- Arco's Ardjuna. 2- Natomas' cinta. 3- Union - japex,s Attaka, 4- Total indonesie,s Handil and Bekapai. 5- Irian jaya. 6- Petromer Trend,s Walio and kasim Fields. 7- Miocene 8- Indonesianization.
مالی سال 1975 پرتامینا، به دنبال تعویض کلی پاسدار دیرین و جانشین به اصطلاح «تکنوکرات» به
سطوح بالاتر سلسله مراتب دولتی وضع را تغییر داد. دولت تحت رهبریت جدید در اواسط سال
1976 در مورد منافع کمپانی نفتی خارجی و نرخ بازیابی هزینه ها تجدیدنظر عمده ای را انجام داد.
کمپانیها نیز این امر را تخلف از قرارداد دانسته و برنامه های اکتشافی خود را به سرعت متوقف
ساختند. در میان پیشگویی های مربوط به سقوط صنعت نفت اندونزی، در اوایل سال 1977 دولت
اعتراف کرد که در تجدیدنظر قراردادها پا را بیش از گلیم خود دراز کرده بود و به منظور تسریع
اکتشافات انگیزه های بهتری را به کمپانیها پیشنهاد نمود. به دنبال شرایط جدید چند کمپانی کار
اکتشافی خود را آغاز کرده، و دیگران نیز احتمالاً به آنها خواهند پیوست.
دورنما
دورنمای افزایش تولید نفت خام اندونزی خوب است. زمین شناسی مناسب، میزان موفقیت زیاد در
اکتشافات و وسعت مناطقی که مستلزم اقدامات اکتشافی می باشند تنها به سرمایه گذاری نیازمند است.
سیاستهای مصلحت آمیز دولتی نیز زمینه این کار را فراهم خواهد آورد. کمبودهای تکنولوژیک و نیز
مالی، دولت را وادار به سازگاری با منافع کمپانیهای خارجی خواهد کرد تا حدی که برای حفظ رشد
تولید نفت لازم است.
کمپانیها در توسعه، فعالیتهای خود بیش از گذشته احتیاط به خرج خواهند داد، لیکن اگر دورنمای
بازگشت سرمایه خوشایند باشد به سرمایه گذاریهای جسارت آمیز خود تا حد قابل توجهی ادامه
می دهند. عملیات بازیابی مجدد کالتکس این نوید را می دهد که حداقل مانع از کاهش تولیدات
حوزه های سوماترا بشود. با در نظر گرفتن رابطه و همبستگی میان اکتشاف در سالهای اخیر و افزایش
سالانه چاههای مولد، افزایش معتدل در فعالیتهای اکتشافی بایستی افزایش تولید سالانه را به مقدار
100000 بشکه در روز تضمین نماید. بر همین اساس، تولید نفت خام اندونزی تا سال 985 به 2
میلیون بشکه در روز خواهد رسید. در حالی که سطح تولید حاضر روزانه 7/1 میلیون بشکه است.
هندوستان
هندوستان
هند از نظر توسعه نفتی دارای آتیه خوبی است و در بهره برداری از تواناییهای نفتی خود به
پیشرفتهای مهمی نایل آمده است. سطح تولید تا سال 1983 دو برابر خواهد شد و فرصتهای خوبی
وجود دارد تا تلاشهای اکتشافی فعلی به توسعه ذخایر قطعی و احتمالی تا 3/2 میلیارد بشکه منتهی
گردد. در پنج سال آینده دهلی نو(1)در نظر دارد حدود یک میلیارد دلار در مورد حوزه های نفتی بزرگو جدید خود در بمبئی علیا(2)و مناطق خارج از خشکی باسین(3)مصرف نماید. علاوه بر این، دولت ازبرنامه افزایش اکتشافات نفت و گاز توسط قرارداد با کمپانیهای خارجی حمایت می کند. علیرغم این
دورنمای نویدبخش، در حالی که مصرف داخلی سالانه 5 تا 6 درصد افزایش می یابد، انتظار می رود
1- New Delhi. 2- Bombay High. 3- Bassein.
واردات نفتی تا اوایل سالهای 1980 معادل سطح فعلی 300000 بشکه در روز باقی بماند.
چشم انداز زمین شناسی
تلاش هند برای توسعه تولید نفت در دریای عرب(1)در غرب بمبئی متمرکز شده است. با وجوداینکه تحقیقات سال 1966 برای اولین بار تواناییهای نفتی این منطقه را مشخص کرد لیکن به مدت 8
سال اکتشافی در آنجا صورت نگرفت زیرا نفت حاصله بر اساس قیمتهای قبل از سال 1974 غیر
تجاری بود. از سال 1974 یعنی زمان پایان احداث اولین چاه، توسعه در آن مناطق سرعت بیشتری
یافته است.
انتظار می رود سطح تولید 32000 بشکه در روز بمبئی علیا در سال جاری به 80000 بشکه در
روز افزایش یابد. مرحله بعدی گسترش شامل احداث دو خط لوله موازی گاز و نفت خام به طول
215 کیلومتر تا ترمینالهای داخل خشکی نزدیک بمبئی می باشد. چهار سکو، 16 حلقه چاه مولد،
تسهیلات ترمینالی داخل خشکی و کارخانه پالایش گاز نیز ساخته خواهد شد. قرار است تا اوایل
سال 1980 میزان تولید به روزانه 200000 بشکه نفت و 105 تا 140 میلیون فوت مکعب گاز برسد.
در سال 1976، دو حوزه اصلی تر در باسین حدود 60 کیلومتری شرق بمبئی علیا و در مسیر خط
مستقیم لوله به بمبئی کشف گردید، احتمال نمی رود تا قبل از سال 1979 تولید از حوزه باسین آغاز
شود. در خارج از حوزه های بمبئی علیا و باسین و بر اساس قراردادهای اشتراک در تولید، سه منطقه
خارج از خشکی در دست اکتشاف است. دو شرکت امریکایی (ریدینگ بیتس(2)و ناتوماس(3)) هر یکدو حلقه چاه بی حاصل در منطقه خود یعنی در حوضچه خلیج کوچ(4)و بنگال اوریسا(5)حفر کرده اند.کمپانی نفتی آسامرای
(6)کانادا نیز در حال حاضر در حوضچه کواوری(7)مشغول حفاری است.
دهلی نو به استثناء نواحی کواوری، بمبئی علیا و باسین از پیشرفت در دیگر مناطق خارج از
خشکی ناراضی به نظر می رسد. ریدینگ بیتس و ناتوماس مناطق کوچ و اوریسا را ترک گرفته اند.
دهلی نو در نظر دارد از طریق عقد قرارداد با کمپانیهای خارجی دیگر حوزه امتیازی آنها را توسعه
بخشد، مشروط بر آنکه مناطق و نفت تولیدی از آن هند باشد. با این وجود دولت جاناتا این سیاست
را که ظاهرا در رژیم گاندی اهمیت تلقی می شد، با جدیت دنبال نمی کند. هند دارای شش حوزه اصلی
تولیدی در داخل خشکی می باشد، که دو حوزه مهم ترین آن عبارتند از آنکلشوار(8)در گجرات(9)و
1- Arabian Sea. 2- Beading S Bates. 3- Natomas. 4- Gulf of Kutoh. 5- Bengal/orissa. 6- Asamera. 7- Cauvery. 8- Ankleshwar. 9- Gujarat.
ناهورکاتیا(1)در ایالت آسام(2). حوزه دوم، حوزه عملکرد شرکت ایندیااویل لیمیتد(3)یعنی شرکت نفتی
مشترک دولت هند و شرکت نفت برمه می باشد. حوزه های گجرات نیز توسط کمیسیون نفت و گاز
طبیعی که یک شرکت دولتی بوده و بر اکتشافات نفتی هند نظارت دارد مورد بهره برداری قرار می گیرد.
دهلی نو تقریبا تمام صنایع پایانی نفت خود را ملی کرده و حدس زده می شود که شامل شرکت ایندیا
اویل لیمیتد نیز بشود.
برنامه های گسترش هند مستلزم حفاریهای عمیق در مناطقی است که در آنها حفاریهای قبلی توام
با موفقیت نبوده و یا نفت حاصله در آن زمان دارای کمیت غیر اقتصادی بوده است. قرار است یک
برنامه بازیابی ثانویه وسیع نیز در پیش گرفته شود. اگر دهلی نو بخواهد این برنامه را اجرا نماید
احتمالاً به تکنولوژی خارجی نیاز خواهد داشت. با توجه به اینکه در حال حاضر تولید در اکثر این
حوزه های قدیمی تر رو به کاهش است. این برنامه ها بر تولید کل داخل خشکی تأثیر چندانی نخواهد
داشت. ذخایر قطعی و احتمالی 3/2 میلیارد بشکه ای هند که 4/1 میلیارد آن در خشکی قرار دارد در
نتیجه اکتشافات بیشتر احتمالاً افزایش خواهد یافت.
تواناییها و محدودیت ها
با وجود اینکه سیاست نفتی هند از دیر زمان بر اتکاء خود تاکید داشته ولی از زمان افزایش
قیمتهای نفتی در سالهای 1973 و 1974 در این طرز تفکر تغییری پدید آمده است. دهلی نو آماده
است تا با کمپانیهای نفتی خارجی قراردادهای اشتراک در تولید منعقد سازد و از مستشاران خارجی
در گسترش حوزه های خارج از خشکی استفاده نماید. معذالک دولت هنوز هم به اتکاء خود به
کمیسیون نفت و گاز طبیعت ادامه می دهد و حتی اگر به قیمت کند شدن ذخایر نفتی تمام شود، تحرک
عمده ای برای تسریع فعالیت شرکتهای نفتی خصوصی خارجی و داخلی صورت نخواهد گرفت.
تأمین منابع مالی مربوط به گسترش منطقه بمبئی علیا ظاهرا مسئله مهمی نیست. هزینه این برنامه
تا پایان سال 1983 معادل یک میلیارد دلار برآورده شده است. بانک جهانی 150 میلیون دلار را
تأمین می نماید و بانکهای تجارت خارجی 50 میلیون دلار، کمک های دو جانبه 50 میلیون تا 100
میلیون دلار، و انتظار می رود از طریق منابع داخلی یعنی شرکت ایندیا اویل لیمیتد و کمیسیون نفت و
گاز طبیعی نیز 170 میلیون دلار به همین منظور اختصاص داده شود. بقیه سرمایه لازم را دولت تأمین
خواهد نمود. با تمرکز سرمایه گذاری و تخصصهای فنی در بمبئی علیا دیگر تلاشهای گسترشی داخل و
خارج از خشکی احتمالاً تا اوایل سالهای 1980 به تعویق خواهد افتاد.
دورنما
هند درصدد ایجاد افزایش عمده ای در تولید نفت است. با در نظر گرفتن برنامه های گسترش
جاری، در شش سال آینده تولید بایستی دو برابر شده و به سطح 460000 بشکه در روز که از طرف
1- Nahorkatiya. 2- Assam. 3- India Oil Limited (OIL).
دهلی نو تعیین شده برسد. حتی با چنین افزایش تولید مورد انتظاری ما حدس می زنیم که با توجه به
رشد مورد انتظار در مصرف داخلی، صادرات نفت که در حال حاضر 300000 بشکه در روز است در
همین سطح باقی بماند. با در نظر گرفتن تلاشهای وسیع اکتشافی که هم اکنون در جریان است می توان
گفت که توانایی افزایش بیشتر ذخایر گاز و نفت بالا به نظر می رسند لیکن به علت اشتغال هند در
بمبئی علیا و عقب افتادگی زمانی بین یافته های جدید نفتی و تولید تجاری، این منابع اضافی تا اواخر
سالهای 1980 گسترش نخواهد یافت. تعویض فعلی دولت گاندی با روی کار آمدن حزب جاناتا نیز
نخواهد توانست در طرز برخورد دولت هند با فعالیتهای کمپانیهای نفتی خارجی تغییرات عمده ای
پدید آورد.
مالزی
مالزی
مالزی دارای این توانایی می باشد که یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و گاز در منطقه به
حساب آید. با این وجود رشد تولید تا آن حدی که انتظار می رفت سریع نبوده است. برنامه های
اکتشافی و گسترش کمپانیهای نفتی بزرگ در سالهای 1975 و 1976 در نتیجه اجرای قوانین مبهم
دولتی در سالهای 1974 و 1975 سریعا متوقف شد. گرچه سیاستها واضح تر می شوند، ولی ما
پیش بینی می کنیم که کمپانیهای نفتی خارجی قبل از مبادرت به سرمایه گذاریهای سنگین در مالزی با
احتیاط حرکت نمایند.
چشم انداز زمین شناسی
با استثناء حوزه بسیار گسترده داخل خشکی به نام حوزه میری(1)در ساراواک(2)که هم اکنون خشکشده است، فعالیتهای اکتشافی و یافته های مهم محدود به مناطق خارج از خشکی بوده است. فلات
قاره گسترده در شبه جزیره مالزی و شمال ساراواک و صباح(3)در بورنئو(4)چندین حوزه رسوبی مهم راکه حاوی چند ساختار حاوی نفت است در بر می گیرد. منطقه خارج از خشکی ساراواک در مجاورت
در مجاورت حوزه های مهم خارج از برونئی به نحو گسترده ای در اواخر سالهای 1960 توسط کمپانی
شل مورد اکتشاف قرار گرفت. تا سال 1972 پنج حوزه جمعاً 90000 بشکه در روز تولید می کردند
(از اعماق 2140 تا 3330 متری). این حوزه ها تمام نفت تولیدی کشور را تا پایان سال 1975 تأمین
می کردند.
در طی سالهای 74 1972 اکتشافات در سایر مناطق امتیازی، به خصوص در خارج از ساحل
غربی شبه جزیره و ساحل شمال غربی صباح با سرعت بیشتری انجام می گرفت. شل و اکسون در
منطقه خود واقع در آبهای خارج از منطقه صباح، کونوکو(5)و اکسون در آبهای 160 کیلومتری غرب
1- Miri. 2- Sarawak. 3- Sabah. 4- Borneo. 5- Conoco.