بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 474

ناپایدار دولت نیز دست بدست هم داده و سبب کاهش علاقه کمپانیها به عمان شده است. عملیات

اکتشافی یک منطقه نسبتا نویدبخش که تونس و لیبی هر دو بر سر تصاحب آن اختلاف دارند به دلیل

مناقشات این دو کشور متوقف شده است. در نقاط دیگر، دورنمای ضعیف زمین شناسی، عدم ثبات

سیاسی و در مورد ترکیه و یونان نیز اختلافات ارضی علاقه کمپانیها را محدود کرده اند.

مصر

مصر

تواناییهای نفتی مصر پیش از تواناییهای دیگر کشورهای کمتر توسعه یافته غیر اوپک است.

کمپانیهای نفتی بین المللی به تواناییهای زمین شناسی مصر، به خصوص در رابطه با خلیج سوئز، که

چهار اکتشاف بزرگ در آن صورت گرفته، امید بسیار دارند. سابقه روابط حسنه قاهره با کمپانیهای

نفتی خارجی و سیاستهای معتدل رژیم سادات نیز آنها را به این منطقه جلب کرده است. از سال

1973، کمپانیهای خارجی با عقد بیش از 30 فقره قرارداد عملیاتی متعهد به سرمایه گذاریهایی به

ارزش 800 میلیون دلار شده اند. در حال حاضر، تشنج میان اعراب و اسرائیل تنها عامل بازدارنده

افزایش اکتشافات است.

چشم انداز زمین شناسی

صنعت نفت مصر تا حد زیادی در منطقه خلیج سوئز متمرکز است. از 70 سال قبل یعنی از زمان

آغاز اکتشافات نفتی توسط انگلیس، تمام کشفیات مهم در این منطقه واقع شده است. از 500000

بشکه نفت روزانه ای که مصر در نظر دارد تا پایان سال 1977 تولید نماید، روزانه بیش از 400000

بشکه آن از حوزه های خارج از خشکی خلیج سوئز بدست خواهد آمد. سه حوزه کوچک مولد دیگر

نیز در صحرای غربی اسکندریه به فاصله 50 تا 100 کیلومتری مدیترانه قرار گرفته است. منطقه اسکندریه(1)حاوی تنها حوزه های گازی مصر می باشد.

بخش اعظم 4 میلیارد بشکه ذخایر نفت تثبیت شده و احتمالی مصر در منطقه خلیج سوئز واقع

شده است. بعضی از زمین شناسان معتقدند که فقط نیمی از نفت موجود در این منطقه کشف شده، و

بیش از یک دو جین از لایحه ها برای انجام حفاری باقی مانده است. اکتشافات بعدی احتمالاً نشان

خواهد داد که بافت زمینی خلیج در امتداد شمال و تا دلتای رود نیل(2)و حاشیه مدیترانه ادامه دارد. درصحرای غربی به دنبال اکتشاف نفت و پیدایش حوزه های بزرگ نفتی لیبی در اوایل سالهای 1960،

تنها حوزه های بسیار پراکنده، کوچک و غیرتجاری واقع شده است. با قیمتهای کنونی تنها می توان چند

حوضچه موجود را مورد بهره برداری قرار داد.

یکی از نقاطی که از توانایی نفتی آن به خوبی و به درستی مشخص نشده، منطقه مجاور مرز لیبی

در زیر خط جغرافیایی 30 می باشد. این منطقه زمانی در انحصار شرکت نفت دولتی مصر قرار داشت و

با کمک فنی روسیه مورد اکتشاف قرار گرفت. مصریها شوروی را متهم کردند که از تجهیزات و فنون

کهنه لرزه نگاری در اکتشافات خود استفاده کرده اند، و به همین دلیل چند سال قبل تکنسین های روسی

1- Alexandria. 2- Nile Delta.


صفحه 475

را از این منطقه اخراج نموده و قراردادهای امتیازاتی را در مورد این منطقه ارائه دادند. تحقیق پیچیده تر

ممکن است پرده از طبقات حاوی نفتی بردارد که شورویها آنرا نادیده گرفته اند.

تواناییها و محدودیت ها

بخش اعظم نفت مصر به طور مشترک و توسط شرکت نفت مصر و کمپانیهای نفتی غربی(1)استخراج می گردد. معمولاً اینگونه اشتراک پس از دستیابی شرکاء خارجی به نفت در مناطقی که از

قبل امتیاز آنرا گرفته بود به وجود می آید. مهمترین شریک مصر آموکومی باشد که در همه حوزه ها

بجز حوزه مهم خارج از خشکی در خلیج سوئز به تلید مشترک ادامه می دهد. فیلیپس دو حوزه

کوچک را که شدیدا کاهش می یابد در صحرای غربی مورد بهره برداری قرار می دهد، و چند شرکت

دیگر از قبیل انی(2)و موبیل در عملیات حوزه های داخل و خارج از خشکی شبه جزیره سینا(3)مشارکت جسته اند. دمینکس(4)که یک شرکت آلمان غربی است، و کونوکو(5)اخیرا به اکتشافات نسبتاقابل ملاحظه ای در خلیج سوئز نایل آمده اند.

شرکت نفت مصر را شاید بتوان با لیاقت ترین شرکت دولتی مصر دانست. این شرکت به تنهایی

گرداننده شش پالایشگاه است که روزانه 200000 بشکه نفت را پالایش می کند، و همین شرکت

توانسته بود پالایشگاههای آسیب دیده سوئز در نتیجه جنگ را بازسازی کرده و یک کارخانه جدید

را بدون کمک خارجی تأسیس نماید. این شرکت چند حوزه کوچک را نیز بدون کمک خارجی اداره

می کند و احتمالاً می تواند در صورت ضرورت اکثر عملیات حوزه های نفتی مصر را بدست گیرد. با

این وصف، به دلیل اینکه شرکت نفت مصر دارای استعداد اکتشافی مستقل نیست، به محض خروج و یا

اخراج شرکاء غربی با کاهش تولید نفت مواجه خواهد گردید.

شرکت نفت دولتی مصر با برخورداری از مهارتهای فنی و اداری پرسنل رده های بالا، به خصوص

هلال(6)، وزیر نفت بر خلاف دیگر شرکتهای دولتی با محدودیتهای سازمانی و مالی دست به گریباننبوده است. روابط این شرکت با شرکاء خارجی اش نیز حسنه است. تنها تغییری که در دهه گذشته در

این روابط پدید آمد انتقال به اشتراک در تولید از مشارکت به نسبت 50 است که در سالهای 1960

تعیین شده بود. البته سالها به طور دوستانه بر روی این مسئله مذاکره گردید. گرچه این قراردادها

سرانجام منجر به افزایش سهم نفت تولیدی مصر خواهد گردید، ولی کمپانی شریک نیز تا زمانی که

سرمایه اولیه اش را بازیابی نکرده می تواند سهم خود را آزادانه دریافت دارد.

1- EPA. 2- ENI. 3- Sinai Peninsula. 4- Deminex. 5- Conoco. 6- Hilal.


صفحه 476

دورنما

علیرغم این مزایای زاید صنعت نفت مصر با مشکلات جدی روبرو خواهد بود. مهمترین مشکل

آسیب پذیری منطقه سوئز است. جایی که حوزه های نفتی آن عامل مهمی در تضاد بین اعراب و

اسرائیل می باشد. قرارداد دوم سینا به هیچ وجه نتوانسته است این موانع را از میان بردارد. اسرائیلیها

هنوز هم مدعی حق بهره برداری از نیمه شرقی خلیج سوئز هستند که مهمترین مناطق دارای

مشخصات لرزه نگاری را دارا می باشد. حفاریهای شرکاء امریکایی مصر به وسیله گارد ساحلی

اسرائیل متوقف گردیده است. تا زمانی که یک راه حل دائمی به وجود آید، همواره این تهدید وجود

دارد که کانال مسدود، خلیج سوئز تحریم و کارخانه ها تخریب، یا حوزه ها اشغال گردد.

ممانعت اسرائیل از عملیات نفتی در سوئز سبب شده است که شرکتهای امریکایی تولید آتی این

منطقه را کم برآورد نمایند. اگر تمام خلیج سوئز مورد بهره برداری آزادانه قرار بگیرد بازده نفتی مصر تا

سال 1980 به طور قریب به یقین معادل یک میلیون بشکه در روز خواهد شد که حدود 700000

بشکه در روز آن به خارج صادر می گردد اگر این ممانعت ها ادامه یابد، تولیدات جدید احتمالاً از تولید

رو به کاهش در حوزه های کهنسال تر کمی بیشتر خواهد شد، و بازده سال 1980 را به 650000

بشکه در روز محدودخواهد کرد. عوامل سیاسی درون مصر احتمالاً نقش چندان مؤثری را ایفا

نخواهند کرد. امکان دارد دولت سادات به دلایل بسیاری شدیدا متزلزل شده و یا حتی سرنگون گردد.

معذالک، حتی در صورت وقوع کودتا، تغییر ناگهانی روابط مصر با کمپانیهای نفتی خارجی که از دیر

زمان وجود داشته است مورد مخالفت شدید مقامات شرکت نفت مصر قرار خواهد گرفت.

عمان

عمان

سلطان نشین عمان یکی از مهمترین تولیدکنندگان نفت خام بعد از اکوادور و گابن در گروه اوپک

است. تولید نفت در سال گذشته معادل 370000 بشکه در روز بود که غالباً از حوزه های شمالی

کشور استخراج می گردد. تولید این حوزه ها در سال 1976 به اوج خود رسید و انتظار می رود بازده

آن در چند سال آینده بشدت پایین آید مگر آنکه نفت بیشتری کشف و گسترش یابد. بهترین دورنما

برای کشف نفت در جنوب ظفار(1)قرار دارد که می تواند افزایش عمده ای در ذخایر تثبیت شده واحتمالی 6 میلیارد بشکه ای کنونی پدید آورد. دولت عمان نیز معتقد است که در خارج از خشکی در

تنگه هرمز نیز نفت بسیاری وجود دارد.

چشم انداز زمین شناسی

نفت خام تولیدی عمان تقریبا به طور کامل از حوزه های بخش شمال مرکزی کشوری تأمین

می گردد. اولین نفت قابل بهره برداری در یبال(2)در سال 1962 کشف شد، و به دنبال آن در ناتیه(3)و

1- Dhofar. 2- Yibal. 3- Natib.


صفحه 477

فاهود(1)نیز در سال 1964 نفت بدست آمد. در سال 1970 حوزه نفتی الهویزه(2)و در سال 1975 سه

حوزه جدید دیگر به نامهای قبا(3)در شمال، قارن اعلم(4)، و سیح نحیداح(5)به مرحله تولید وارد گردید.تمام این حوزه ها به حد کمال رسیده و جریان نفت سیر نزولی در پیش گرفته است. علیرغم ورود

پروژه های بازیابی ثانویه از قبیل تزریق آب انتظار می رود تا سال 1980 بازده این حوزه ها به سطح

250000 بشکه در روز کاهش یابد.

مهمترین امید عمان برای کشف نفت در جنوب در منطقه ظفار است. لیکن تولید نفت این منطقه به

علت یکنواخت نبودن طبقات نفت خیز بسیار پرخرج است. علاوه بر این، نفت خامی که تاکنون از

ظفار استخراج می شود نیز مانند نفت خام مناطق شمالی سنگین و حاوی گوگرد بسیار است که موجب

اضافه شدن هزینه های استخراج می گردد. همچنین باید خط لوله پرهزینه در اراضی سنگلاخ احداث

گردد تا نفت به نزدیکی دریا رسانده شود که البته در آنجا نیز یک بندر و تسهیلات بارگیری باید ایجاد

شود. گرچه هنوز یک حوزه دارای قابلیت تجاری پیدا نشده است، ولی دولت این کشور معتقد است که

ذخایر ظفار بسیار وسیع می باشد. کمپانیهای نفتی خارجی نیز کمتر خوش بین می باشند و قبل از

سرمایه گذاری در منطقه ظفار به علت ریسک موجود و هزینه بسیار خواستار قید شرایط ویژه ای در

قراردادها شده اند.

علاوه بر فعالیت مزبور، در خارج از خشکی نیز فعالیتهای اکتشافی در حال انجام بوده و دولت نیز

این امر را ترغیب و تشویق می نماید. در سال 1973 کمپانی الف اراپ(6)حق اکتشاف در منطقه 7000کیلومتر مربعی بین تنگه هرمز و شبه جزیره موساندام(7)را بدست آوردند و تا به حال یک حفاریموفقیت آمیز انجام داده و مدعی هستند که این چاه می تواند روزانه 100000 بشکه به بازده نفتی

عمان بیفزاید. هم اکنون در بخش ایرانی تنگه هرمز نفت مرغوب دارای کمیت تجاری کشف شده است.

تواناییها و محدودیت ها

دولت عمان تجربه کافی جهت هدایت مؤثر سیاستهای نفتی خود را ندارد. وزیر نفت در امور نفتی

تجربه چندانی نداشته، و دولت نیز در اخذ تصمیم به مشاورین خارجی اتکاء بسیار دارد. در نتیجه در

اعطای امتیازها نوعی آشفتی به وجود آمده و درون دولت درباره مسائل نفتی هماهنگی اندکی وجود

دارد. به استثناء منطقه مورد اکتشاف ظفار، دولت به شریک خود یعنی کمپانی شل اجازه می دهد که در

مورد سازمان گسترش نفتی عمان، یعنی بزرگترین صاحب امتیاز و تولیدکننده نفتی عمان تصمیم

بگیرد. سلطان نشین عمان 60 درصد سهام سازمان گسترش نفتی عمان را در اختیار دارد. در حالی که

1- Fahud 2- Al - Huwaisah. 3- Ghaba. 4- Qarn Alam. 5- Saih Nihaydah. 6- ELF - Erap. 7- Musandam.


صفحه 478

شل، کمپانی نفتی فرانسه(1)و پارتکس(2)هر یک به ترتیب 34 ، 4 و 2 درصد سهام را بخود اختصاص

داده اند.

دولت عمان سعی دارد اکتشافات مستقل را بااستفاده از قراردادهای اشتراک در تولید افزایش دهد.

با صاحبان امتیاز کمپانیهای الف و کوئنتانا(3)قراردادهای موفقی منعقد گردیده، که بر اساس آنهاکمپانیها هزینه های خود را بازیابی کردند 80 درصد منافع نفتی نصیب دولت و 20 درصد آن به

کمپانیها تعلق خواهد گرفت.

دورنما

ملاحظات مالی مهمترین نقش را در تعیین سرعت مراحل اکتشاف نفتی عمان به عهده دارد. دولت

اظهار داشته است که با وجود کمبودهای مالی خود رد حال حاضر، مایل است سرمایه لازم جهت

اکتشاف و گسترش حوزه های ظفار را فراهم آورد. بدون مشارکت کمپانیها، عمان احتمالاً بر روی

کمکهای عربستان سعودی حساب می کند تا سرمایه برنامه ظفار را تأمین نماید. عربستان سعودی

اخیرا میزان کمکهای تعهدی خود به عمان را تقریبا تا 300 میلیون افزایش داد ولی میل ندارد کمک

بیشتری به این کشور بدهد تا اکتشاف و گسترش نفت ظفار واقعیت یابد. بهرحال دورنمای کشف منابع

نفتی قابل دسترس در داخل خشکی عمان بعید به نظر می رسد. اکتشافات جدید نیز ماننده یافته های

چند سال اخیر است یعنی حوزه ها کوچک و هزینه تولید بسیار زیاد است. حوزه های خارج از

خشکی حتی اگر بزرگ نیز باشند گسترش آنها بسیار پرخرج و به زمان طولانی نیاز دارد، و تا قبل از

اوایل سالهای 1980 مقدار چندانی به بازده نفتی عمان نخواهد افزود.

تونس

تونس

تونس که از اوایل سالهای 1960 یک تولید کننده کوچک نفتی بوده، از نظر توسعه بازده مناطق

سنتی تولید نفت دارای دورنمای محدودی است. در عین حال اکتشاف و بهره برداری یکی از مناطق

نویدبخش خارج از خشکی نیز که حاوی 5 میلیارد بشکه نفت است در اثر اختلاف ارضی با لیبی

متوقف گردیده است.

دولت به دلیل نداشتن تخصص لازم مساعدتهای خارجی را برای توسعه منابع نفتی خود فعالانه

تشویق می نماید.

چشم انداز زمین شناسی

تقریبا تمام تولید 100000 بشکه در روز تونس از دو حوزه داخلی خشکی ال بروما(4)در جنوب

1- Francaise des petroles (CFP). 2- Partex. 3- Quintana. 4- EL Borma.


صفحه 479

غربی تونس که در اوایل سالهای 1960 کشف شده، و حوزه اشتارت(1)در خلیج گابن(2)که در سال

1974 کشف گردیده تأمین می گردد. دو حوزه کوچکتر داخل خشکی با نامهای سیدی الاعتیام(3)والدولاب(4)در حال حاضر مقدار کم اهمیتی نفت تولید می نمایند. به طور کلی تمام چاههای موجود درپنج تا 10 سال دیگر احتمالاً قدرت تولید خود را از دست خواهند داد. به طور مثال، در حوزه ال بروما

در سالهای اخیر کاهش شدیدی داشته و از سال 1973 تاکنون معادل 50 درصد کم شده است.

دورنمای دستیابی به مقدار بیشتری نفت در داخل خشکی چندان روشن نیست. شرکتهای غربی،

عمدتا فرانسوی و ایتالیایی قبلاً مطالعات همه جانبه ای را در مورد منابع کنونی به عمل آورده اند لیکن

نتایج حاصله امیدوارکننده نبوده است. در نتیجه جستجوی نفتی کاملاً متوجه مناطق خارج از خشکی

شد. علاوه بر حفر چاههای متعدد در خارج از حوزه اشتارت، عملیات در قسمت شمالی تر خلیج

حمامت(5)شروع شده، که بنا به گزارش رسیده یک کمپانی فرانسوی در آنجا به اکتشافاتی نایل شدهاست. کمپانیهای آمریکایی که در آبهای مجاور مشغول بکار هستند دریافتن نفتی که از لحاظ تجاری

قابل استخراج باشد موفقیتی بدست نیاورده اند، لیکن باز هم به جستجوی خود ادامه می دهند. مقامات

کمپانی معتقدند که در صورت دسترسی به منابع این منطقه خواهند توانست معادل 20000 بشکه در

روز نفت تولید نماید.

فلات قاره هم مرز با لیبی بیشترین توانایی را داشته و حاوی 5 میلیارد بشکه ذخایر قابل بازیابی

است. با این وصف تونس با تریپولی بر سر تصاحب منطقه ای که در 100 کیلومتری شمال شهرک

ساحلی لیبی به نام زواره(6)قرار دارد اختلاف دارد. زمانی که سایپم(7)یکی از شرکتهای فرعی کمپانی انو(8)ایتالیا که برای لیبیایی ها کار می کند حفاری در آبهای مورد اختلاف را آغاز کرد میزان تشنج بیندو کشور شدت یافت. در ژانویه 1976 یک میدان نفتی که تریپولی آنرا یک منبع مهم نفتی اعلام کرد

در آن منطقه کشف شد.

تواناییها و محدودیت ها

اختلاف ارضی مهمترین عامل بازدارنده شناخت و گسترش قسمتی از تواناییهای نفتی فلات قاره

می باشد. لیبی معتقد است که خط مرزی آبی این کشور در ساحل یک مسیر شمال غربی را طی کرده و

عملیات حفاری سایپم را در آبهای لیبی قرار می دهد. تریپولی اظهار داشته که حاضر است اطلاعات

مربوط به این منطقه را در اختیار تونس قرار دهد و بنا به گزارش رسیده میل دارد به طور مشترک به

اکتشاف و گسترش منطقه بپردازد تا مسئله حل شود. تونس نیز به نوبه خود مدعی است که خط مرزی

1- Ashtart. 2- Gulf of Gabes. 3- Sidi el Iteyam. 4- Ad Dulab. 5- Hammamat 6- zuwarah. 7- saipem. 8- ENO.


صفحه 480

مسیر طبیعی شمال شرقی را در امتداد کمان مرزی تونس و لیبی در ساحل مدیترانه طی می کند و

بنابراین میدان کشف شده نیز از آن تونس می باشد.

گذشته از اختلافات ارضی این کشور با لیبی، چند عامل سیاسی نیز عملیات کمپانی نفتی در تونس

را محدود می کند. دولت از قدیم الایام به نحو فعالانه ای همکاری با کمپانیهای نفتی خارجی را تشویق

می کرده است. این دولت بر اساس فوریت قراردادهایی با کمپانیها منعقد می سازد و مایل است جهت

جلب همکاری کمپانیها هر کاری انجام دهد. مثلاً، سرمایه گذاری ضمانت می شود، استهلاک سریع

هزینه های حفاری را مجاز می کند، و به کمپانیها اجازه داده می شود که سهم نسبتا عظیمی از نفت

مکشوفه را بخود اختصاص دهند.

دورنما

تونس هرگز یک تولید کننده بزرگ نفتی نخواهد شد. در پنج سال و اندی آینده نفت خارج از

خشکی تونس احتمالاً معادل 100000 بشکه در روز به نفت صادراتی این کشور خواهد افزود. لیکن

جهت افزایش تولید بیش از سطح مذکور، اختلافات مرزی این کشور با لیبی بایستی به نحو مطلوبی از

بین برود و حفاریهایی انجام گیرد تا تواناییهای نفتی منطقه شناخته شود.

سوریه

سوریه

سوریه نخواهد توانست بدون افزایش قابل توجهی در زیربنای خود سطح بازده نفت خام را در

حال حاضر 200000 بشکه در روز است حفظ نماید. رژیم اسد پس از پی بردن به این واقعیت به

تخصص خارجی متوسل شده تا تواناییهای نفتی کشور گسترش یابد. ولی تأخیرات اداری و بی ثباتی

سیاسی روزافزون همچنان مانع از مشارکت و سرمایه گذاری های غرب شده و عملیات نفتی سوریه را

در اختیار شرکتهای روسی و اروپای شرقی قرار داده است.

چشم انداز زمین شناسی

در حال حاضر ذخایر تثبیت شده و احتمالی معادل 2 میلیارد بشکه برآورده شده است. اکثر ذخایر

در پنج حوزه در شمال شرقی سوریه قرار دارد که چهار حوزه آن (یعنی کاراچوک(1)، سویدیه(2)،رومیلان(3)و حوبیسه(4)) فعالانه مورد بهره برداری بوده و یک حوزه دیگر (یعنی حمزه(5)) نیز مورداکتشاف قرار دارد. سویدیه در سال 1968 وارد مرحله تولیدی گردید و هم اکنون کمی بیش از نیمی از

تولید سوریه را تأمین می نماید. گذشته از حمزه که ظاهرا یک حوزه نسبتا کوچک است، به نظر

می رسد که ذخایر اکثر حوزه های تولیدی قبلاً شناسایی شده اند.

1- karatchuk. 2- suweidiyah. 3- Rumeilan. 4- Jubaisseh. 5- Hamza


صفحه 481

دولت اسد 25000 کیلومتر مربع از زمینهای دارای نفت را در اختیار شرکت دولتی نفت سوریه

قرار داده و 50000 کیلومتر دیگر را جهت اکتشاف در اختیار شرکتهای خارجی داده است. تیمهای

فرانسوی، رومانی، یوگسلاوی، روسی و مجارستانی در حال حاضر به تحقیقات زمین شناسی و

حفاریهای اکتشافی در چند حوزه داخل خشکی در شمال شرقی سوریه مشغولند. با این وجود تنها

اکتشاف نفتی اخیر توسط شرکت نفت سوریه و در مارس 1976 در نزدیکی حباری(1)در سوریهمرکزی صورت گرفت آن اشتیاق اولیه به سرعت از بین رفت و گمان نمی رود که ذخایر قابل بازیابی

دیگری به منابع نفتی سوریه اضافه شده باشد.

مهمترین مناطق نویدبخش در مناطق خارج از خشکی مدیترانه واقع شده اند. با این وجود

تلاشهای بسیار محدود اکتشافی در آن منطقه امیدوارکننده بوده است. تریپکو(2)که یک شرکتآمریکایی است در سال 1975 در رابطه با یک منطقه 4500 کیلومتر مربعی در ساحل مدیترانه یک

قرارداد اکتشافی با سوریه منعقد ساخت، لیکن پس از یکسال جستجو این منطقه را ترک گفت.

تواناییها و محدودیت ها

ایدئولوژی خشک بعثی سوریه و بی ثباتی مزمن سیاسی مهمترین موانع کشف تواناییهای محدود

نفت در این کشور به شمار می آیند. شرکتهای غربی در اوایل سالهای 1960 اخراج گردیدند و

فعالیتهای پس از آن به عهده شرکتهای روسی و اروپای شرقی واگذار شده که آنها نیز تخصص مورد

نیاز برای کار در خارج از خشکی را دارا نمی باشند. با وجود اینکه اسد اکنون به کار با کمپانیهای

غربی متمایل شده، ولی در جلب نوع سرمایه گذاری غربی در صنعت نفت که مورد نیاز سوریه است

هنوز موانعی وجود دارد. مثلاً شرکتهای آمریکایی و اروپای غربی مایلند قبل از انجام

سرمایه گذاریهای اصلی محیط عملیاتی خوبی داشته باشند و از جمله اینکه کنترلهای دولت کمتر گردد.

خطر بی ثباتی سیاسی سوریه نیز علاقه کمپانیها را به کار در این کشور کاهش داده است. می توان

انتظار داشت که در طی چند سال آینده پیشرفتهای کمی در صنعت نفت سوریه به وجود آید. به طور

مثال، نارضایتی سوریه از تکنولوژی و فنون اکتشافی اروپای شرقی سبب شده است که دمشق اصرار

ورزد که حتی این شرکتها نیز از تجهیزات غربی به خصوص آمریکایی استفاده کنند. شرکت نفت سوریه

نیز تجهیزات لرزه نگاری امریکایی را خریداری کرده و طی یک برنامه آموزشی گسترده بسیاری از

پرسنل خود را به آمریکا می فرستد تا آموزش دیده و بتوانند توانایی های نفتی کشور را با دقت و نظم

بیشتر بالا ببرند.

دورنما

آینده تولید نفت در سوریه بدون مشارکت غرب چندان نویدبخش نمی باشد، در همین حال دولت

اعلام کرده است که سال بعد تولید نفت خود را ده درصد کاهش خواهد داد زیرا میزان فرسایش ذخایر

در مقایسه با بازده مناطق تولیدی افزایش شدیدی یافته است. اگر ذخایر جدید بزودی شناسایی و

1- Habari. 2- Tripoc.