تواناییها و محدودیت ها
دولت در برازاویل نقش آن چنان فعالی در مسائل نفتی ندارد و فقط در بیست درصد امتیاز دو
کمپانی خارجی مشغول بکار در کشور یعنی ئی الی اف فرانسه و اگیپ ایتالیا سهیم است. براساس
قراردادهای موجود، اگر سطح تولید به 400000 بشکه در روز برسد سهم دولت به 30 درصد خواهد
رسید. به منظور حفظ علاقه مندی کمپانیها دولت کنگو موافقت کرده است که در نحوه وضع مالیات
تجدید مذاکره نماید. تحت قراردادهای موجود برازاویل در ازاء هر بشکه نفت تولیدی 5 دلار دریافت
کرده و در ازاء هر بشکه 40 سنت سود خالص عاید کمپانیها می سازد. با وجود توانایی محدود
زمین شناسی کشور، افزایش قابل توجه سود کمپانیها نیز نمی تواند محرکی برای آنها به حساب آید.
زئیر
زئیر
زئیر در دسامبر سال 1975 یعنی زمانی که دو حوزه کوچک خارج از خشکی آن تولید تجاری
خود را آغاز نمود به صف تولیدکنندگان نفتی آفریقایی پیوست. گرچه امکان کشف منابع کوچک نفتی
بیشتری در خارج از خشکی وجود دارد، لیکن نمی توان احتمال داد که نفت استخراج شده آنقدر باشد
که بتواند در سطح بازده کنونی کشور که متوسط آن 25000 بشکه در روز است افزایشی پدید آورد.
گرچه دولت در رابطه با کمپانیهای نفتی خارجی از سیاست درهای باز استفاده کرده، لیکن فقدان
لایه های زمین شناسی نویدبخش و تا حدود کمتری عدم ثبات سیاسی در زئیر علاقه کمپانیها به کار
در آنجا را کاهش داده است.
چشم انداز زمین شناسی
جستجوی نفت در زئیر در سال 1958 یعنی دو سال قبل از استقلال آن آغاز شده بود. در سال
1963 گروه سورپزا(1)(فینای(2)بلژیک با 50 درصد، آموکو و شل هر کدام با 25 درصد) در داخلخشکی و در مجاورت مرز کابیندا به لایه هایی از نفت دست یافتند (به نقشه صفحه 74 نگاه کنید)(3). به
دنبال آن چند میدان نفتی کشف شد لیکن تمام آنها فاقد ارزش تجاری اعلام گردیدند. در تابستان
امسال یک برنامه اکتشافی معتدل و استوار بر کارهای مقدماتی و لرزه نگاریهای پیشین به وسیله گروه
سورپزا به مرحله اجرا درآمد.
یک گروه به سرکردگی مؤسسه نفتی گلف (که کمپانی نفتی تیکوک(4)ژاپن صاحب 22 درصد منافع
و سوسیته بلژیک(5)یعنی سوسیته دولیتورال(6)زئیر صاحب 17 درصد منافع) در دسامبر سال 1970 به
1- Sorpeza. 2- Fina. 3- منظور صفحه 80 اسناد انگلیسی است که در CD شماره 7 موجود است. 4- Teikouk. 5- Belgium,s Societe. 6- Littoral Zairois Soliza.
حفاری در مناطق خارج از خشکی پرداخته و با حفر اولین چاه به نفت رسیدند. دو حوزه یعنی جی
سی اوومیبال که تقریبا 200 میلیون بشکه نفت خام دارند بخش اعظم تولید نفت کوچک زئیر را تأمین
می نمایند. حوزه جی سی او در 16 کیلومتری ساحل و در عمق 18 متری آب قرار داشته، و حوزه
میبال نیز در 5 کیلومتری ساحل و عمق 5 متری آب قرار دارد.
تواناییها و محدودیت ها
دولت اتخاذ تصمیمات فنی و مدیریتی را به عهده کمپانیهای نفتی گذاشته است. وضعیت این
کمپانیها در نتیجه برنامه های ملی شدن کارخانه ها، خرده فروشیها و کشاورزی دستخوش تغییر و
تحول نشده است. عوارض حاصل از نفت مهمترین عایدات دولت را تشکیل داده، و این دولت اخیرا
سعی کرده مالیات تولید نفت خام را افزایش دهد. پس از اعتراض کمپانیها، توافق شد که پرداختهای
مربوط به دولت تسریع شده و 5/12 درصد حق امتیاز به دولت داده شود. این مسئله سبب خواهد شد
که کمبود نقدینگی دولت تا حدودی جبران شده و در عین حال محرک کافی جهت ادامه اکتشافات به
وجود آید.
کامرون
کامرون، چاد و ساحل عاج(1)
کامرون
کامرون که مناطق خارج از خشکی آن بین مناطق تولیدی نیجریه و گابن واقع شده، در سال
1978 به صورت ششمین کشور تولیدکننده نفت در صحرای جنوب آفریقا درخواهد آمد. انتظار
می رود مشارکت ئی ال اف از فرانسه و کمپانی شل امریکا (49 درصد) تولید نفت را در اوایل سال
1978 به 15000 بشکه در روز برساند. این حوزه در معبر ریودل یک(2)با وسعت 1100 کیلومتر مربعدر خارج از خشکی قرار دارد (به نقشه صفحه 74 نگاه کنید). برنامه های گسترش برای انجام
اکتشافات دیگر در این منطقه و حفاریهای اولیه در معبر لوکل(3)با وسعت 730 کیلومتر مربع در حالانجام است. علاوه بر این کمپانی اوشنیک اکسپلوراسیون نیز حفاریهای خارج از خشکی خود را آغاز
خواهد کرد و ممکن است اکتشافات داخل خشکی را نیز در سال 1978 گسترش دهد. چند کمپانی
دیگر نیز از کامرون امتیازاتی را دریافت کرده اند، لیکن چشم انداز زمین شناسی در مورد احتمال
دسترسی به منابع کوچک چندان روشن نمی باشد.
چاد
چاد
تنها تلاش اکتشافی ناچیزی در چاد صورت گرفته است. این برنامه نتایجی نیز به همراه داشته که
حاصل آن دستیابی به ذخایر 500 میلیون بشکه ای نفت در این کشور است، که می تواند تولید روزانه
10000 بشکه را تأمین کند. برای اینکه چاد بتواند در زمره صادرکنندگان نفت درآید باید حداقل
1- اسناد این سه کشور در متن انگلیسی کتاب موجود نیست. 2- Rio del Ray. 3- Lokele.
300000 بشکه نفت تولید نماید تا بتواند یک خط لوله یک میلیارد دلاری به طول 1290 کیلومتر به
دوآلای(1)کامرون بکشد. مقامات کمپانیهای نفتی در مورد این که نفت نهایتا به صورت تجاری تولیدخواهد شد خوش بین هستند لیکن این تولید مبنای محدودی خواهد داشت.
ساحل عاج
ساحل عاج
کمپانی های نفتی فعال در ساحل عاج به دو منبع نفتی نویدبخش لیکن فاقد ارزش تجاری دست
یافته اند. اولین اکتشافات که توسط اسوا کسپلوراسیون انجام گرفت فقط 30 تا 40 میلیون بشکه نفت
را در بر می گیرد. گرچه کمپانی معتقد است این حوزه کوچکتر از آن است که توسعه یابد، ولی شرکت
ملی نفت ساحل یعنی پتروسی(2)معتقد است که می توان از آن به منظور تأمین نیاز داخلی استفاده نمود.
دومین اکتشاف نیز که بسیار کوچک توصیف شده توسط کنسرسیومی متشکل از فیلیپس هیسپان
اویل، گتی و شرکت نفت ایتالیا بدست آمد.
کتاب هفتاد
مستشاری نظامی آمریکا در ایران (1)
1- Douala. 2- Petroci.
مستشاری نظامی
آمریکا در ایران (1)
مقدمه
مقدمه
قشون ایران زیر سلطه آمریکاست، ما این قشون را نفی خواهیم کرد و به او نقش و وظیفه واقعی را
که دفاع از کشور است، باز خواهیم داد.
حضرت امام خمینی (س) 4/8/57
الان وضع نظامی ما، وضع ارتش ما، یک وضع ارتش انگلی است. ارتشی که تحت نظام آمریکا و
به نفع آمریکا دارد اداره می شود. چهل و پنج هزار، پنجاه هزار، بعضی می گویند شصت هزار از
مستشاران آمریکا، مفتخوران آمریکا ریخته اند به جان ما و در مملکت ما هستند. آنهمه پایگاه برای
خودشان درست کرده اند. اشغال نظامی است مملکت ما، اشغال آمریکایی است مملکت ما.
حضرت امام خمینی (س) 13/8/57
حضور مستشاران آمریکایی در ایران به دنبال سیاستهای ضد اسلامی و ضد ملی رژیم ایران است،
و علاوه بر هزینه هنگفت آن که بر ملت سنگینی می کند، آنان را چنان تسلطی بر ارتش و مقدرات
کشور داده است که شرف و حیثیت صاحب منصبان و درجه داران ارتش را به دست آنان لکه دار و
نابود کرده است. ما در این گونه موارد بر اساس یک سیاست مستقل و آزاد، بدون دخالت قدرتها عمل
خواهیم کرد.
حضرت امام خمینی (س) 24/8/57
یکی از چیزهایی که در یک مملکتی اصلاً باید مستقل باشد، دنباله غیر نباشد، دست غیر در آن
نباشد، عبارت از ارتش است. استقلال ارتش این است که ارتش در تحت نظام خود مملکت باشد و
اجانب و کسانی که خارج از مملکت هستند در او دخالت نداشته باشند، پیوند به آنها نباشد. مستقل
مقابل این است که پیوند به جای دیگر داشته باشد، تحت نفوذ یک قدرت دیگری باشد. (الان) ارتش
مستقل است؟ تحت نفوذ نیست؟ یا ارتش ما را الان به قولی چهل و پنج هزار مستشار آمریکایی در
ایران دارند اداره می کنند.
حضرت امام خمینی (س) 29/8/57
حضور مستشاران نظامی خارجی در ارتش ایران به اوائل سلطنت قاجاریه برمی گردد. در زمان
سلطنت فتحعلیشاه قاجار به هنگام بروز جنگ میان ایران و روس، فتحعلیشاه که از سیاستهای
بین المللی هیچ چیز نمی دانست، دست یاری به سوی ناپلئون دراز کرد. ناپلئون که در آن هنگام درگیر
جنگ با تزار روس بود، هیئتی از کارشناسان نظامی خود را به سرپرستی ژنرال «گاردان» به ایران
اعزام کرد. این هیئت از بدو ورود اقدام به تشکیل و آموزش ارتش ایران نمود. ولی با امضای قرارداد
صلح میان ناپلئون و تزار روس و با اولتیماتوم انگلیس فعالیتهای مستشاران نظامی فرانسه خاتمه
پذیرفت. بعد از آن مستشاران انگلیسی امر آموزش لشکریان ایرانی را بر عهده گرفتند و تا مدتی به این
کار مشغول بودند ولی در این راه از برداشتن گامهای ابتدائی بیشتر نرفتند.
به هنگام سلطنت ناصرالدین شاه، زمانی که او از طریق خاک روسیه عازم اروپا بود، قزاقان روس
رژه باشکوهی در مقابل او انجام دادند. ناصرالدین شاه که از این رژه بسیار خوشش آمده بود،
درخواست کرد که گروه مشابهی در ایران توسط کارشناسان روسی ایجاد شود. این اقدام ابلهانه که
صرفا بر اساس یک هوس انجام شد، باعث گردید دسته ای از نظامیان در ایران بوجود آید که بعدها در
سرنوشت ایران تأثیر بسیار جدی بر جا گذاشت.
قزاقان ایرانی که بوسیله افسران روسی کنترل و اداره می شدند در مقاطع حساس تاریخ ایران نقش
تعیین کننده ای ایفاء کردند. آنها در مقابل انقلاب مشروطیت مقاومت کردند و با گلوله باران نمودن
مجلس و سرکوب مجاهدین مشروطه، استبداد صغیر را بوجود آوردند.
بعد از انقلاب اکتبر در شوروی، کنترل قزاقان ایرانی به دست افسران انگلیسی افتاد و آنها با
تحریک رضاخان، یکی از افسران قزاق، کودتای سیاه 1299 را به راه انداختند که سرنوشت ملت
ایران را برای بیش از نیم قرن به سوی وابستگی و غرب زدگی رقم زد.
در 28 مرداد 1332 نیز یکی دیگر از افسران قدیمی قزاق و افسران ارتش جدید ایران بنام
«فضل اللّه زاهدی » کودتائی را به راه انداخت که برای 25 سال حاکمیت نامشروع و تجاوزکارانه
آمریکا را بر ایران در پی داشت.
جنگ جهانی دوم
در شهریور 1320، کشور ایران از شمال و جنوب مورد حمله ارتشهای انگلیس و شوروی قرار
گرفت و اشغال گردید. در آن تاریخ آمریکا هنوز وارد جنگ نشده بود ولی پس از این که هیتلر در
آذرماه 1320 به آمریکا اعلان جنگ داد، نیروهای آمریکایی رسما به متفقین پیوستند.
خاک ایران به عنوان پلی برای ارسال تجهیزات و تسلیحات به شوروی انتخاب گردید. کم کای
متفقین با استفاده از راه آهن و جاده های ایران به نیروهای شوروی که درگیر جنگ سختی با ارتش
هیتلری بودند، ارسال می شد. به علت اشغال ایران توسط متفقین، امور کشور از هم پاشیده شده بود و
عملاً کنترل راه آهن و جاده های ایران در قسمت جنوب در اختیار انگلیسیها و در شمال در اختیار
ارتش سرخ بود. اما به علت کمبود نیرو، انگلیسیها قادر نبودند که به خوبی راه آهن ایران را مورد
بهره برداری قرار دهند.
ورود نیروهای آمریکایی به ایران
اندکی پس از اشغال ایران توسط نیروهای انگلیسی و ارتش سرخ، دولت استعمارگر انگلیس بدون
موافقت ایران، از دولت آمریکا درخواست کرد تا برای ارسال مواد و مهمات جنگی به شوروی از
طریق ایران، بیاری انگلستان بشتابد. در مقابل «روزولت» رئیس جمهور آمریکا به انگلستان پیشنهاد
کرد تا مسئولیت حمل مواد و مهمات در ایران به طورکلی به آمریکاییها واگذار شود و آنها عهده دار
کلیه امور حمل و نقل مواد و مهمات به شوروی، در ایران گردند. «چرچیل» نخست وزیر انگلستان از
این پیشنهاد استقبال کرده و آن را پذیرفت.
اولین دسته از نیروهای نظامی آمریکایی تحت عنوان «میسیون نظامی ایران» در دسامبر 1942
(آذر 1321) وارد ایران شدند. نظامیان این گروهها اغلب از دسته مهندسی ارتش آمریکا بودند و تا
پایان سال 1942 عملیات حمل مواد و اداره راه آهن ایران را در منطقه جنوب بطورکلی از انگلیسیها
تحویل گرفتند و این در حالی بود که به هیچ وجه دولت ایران و حتی شاه که با موافقت متفقین بر
سرکار آمده بود. در جریان امر قرار نگرفتند.
میسیون نظامی ایران بعدا عنوان «فرماندهی خدمات خلیج فارس» به خود گرفت و در اوائل سال
1943 عنوان «فرماندهی خلیج فارس » یافت که وظیفه آن همان اداره عملیات راه آهن و حمل مواد و
مهمات از خلیج فارس به تهران بود. تعداد سربازان آمریکایی که برای ارسال مواد و مهمات به
شوروی، به ایران آمده بودند بسیار زیاد بود و روزبه روز هم بر تعداد آنان افزوده می شد بطوریکه در
ژانویه 1943 (دیماه 1321) تعداد آنها به 30000 نفر بالغ گردید و در این زمینه هیچ موافقتنامه یا
قراردادی بین دولتین ایران و آمریکا به امضاء نرسیده و اصولاً مذاکره ای هم به عمل نیامده بود.
همکاری آمریکا و انگلستان در ایران
پیشنهاد استخدام مستشاران خارجی برای دولت ایران (در زمان جنگ جهانی دوم) اولین بار
توسط «سر ریدر بولارد» وزیر مختار انگلستان در تهران عنوان شد. بولارد به ابتکار خود در ژانویه
1942 (دیماه 1320) به نخست وزیر ایران پیشنهاد کرد تا نسبت به استخدام مستشاران خارجی اقدام
نماید. در پنجم فوریه 1942(16 بهمن 1320) بولارد به وزارت خارجه انگلستان اطلاع داد که
پیشنهاد او به نخست وزیر ایران برای استخدام مستشاران خارجی پذیرفته شده است.
«والاس موری» عضو عالیرتبه وزارت خارجه آمریکا در این باره گفته بود که این قضیه برای
آمریکا چه از نظر سیاست کوتاه مدت آن کشور و چه از لحاظ سیاست آینده و بلند مدت آمریکا
اهمیت ویژه ای دارد.
زمانی که «قوام السلطنه» بر کرسی ریاست وزراء جای گرفت (1321) همکاری و نزدیکی با
آمریکا را یکی از اصول اساسی سیاست خود قرار داد و او نیز بسیار مایل بود تا مستشاران آمریکایی
را برای ایران استخدام نماید. آمریکا از نظر سیاسیون وقت ایران همان «نیروی سومی» بود که
می توانست در مقابل انگلستان و شوروی، ایران را حمایت کند. آنها چنین می پنداشتند که آمریکا از
نظر جغرافیایی بسیار دور از ایران است و طبیعتا نمی تواند دارای مطامع ارضی در ایران باشد. مهمتر از
همه این که دولتمردان وابسته و فراماسونر ایران درصدد بودند که با درخواست مستشار از آمریکا از
منافع برنامه « وام و اجاره» آمریکا نیز برخوردار شوند. از سوی دیگر آمریکاییها تا آن زمان چهره
خوبی از خود به جهانیان نشان داده بودند.
تفاهم آمریکا و انگلستان در باب ایران تا حدودی سبب روشنتر شدن سیاست آمریکا نسبت به