فصل سوم
پیامدهای احیای کاپیتولاسیون
ارزیابی نحوه تصویب لایحه کاپیتولاسیون
سند شماره (16)طبقه بندی: خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 14 اکتبر 1964 22 مهر ماه 1343
به: وزارت امور خارجه، واشنگتن تلگرام ارسالی به شماره 404
مرجع: تلگرام سفارت به شماره 398
مجلس، دیروز کنوانسیون وین و لایحه وضعیت در رابطه با پرسنل نظامی ایالات متحده را با 74
رأی موافق در مقابل 61 رأی مخالف، تصویب کرد. این تفاوت آراء که به طور تأسف باری ناچیز
است، به خاطر عواملی به وجود آمد که ذیلاً تحلیل می گردد. اما نکته قابل توجه این است که رهبری
حزب ایران نوین، کنترل خویش را بر روی تعداد قابل ملاحظه ای از هوادارانش، از دست داد. در حال
حاضر مجلس 188 نماینده دارد که 138 تن از آنها اعضای حزب ایران نوین می باشند. به نظر
می رسد، نزدیک به 50 نفر از وکلای حزب ایران نوین غایب بوده اند و حدس می زنیم که از میان
حاضران، دوازده نفر علیه دولت رأی داده باشند. زمانی مخالفت آسانتر شد که مخالفان موفق شدند
رأی گیری مخفی را اعمال نمایند، امری که بسیار غیر عادی است ولی طبق آیین نامه داخلی مجلس
چنانچه 15 نفر از وکلا خواستار آن باشند، به اجراء در می آید. رشته وقایع و عواملی که در امر
رأی گیری مؤثر بودند، به قرار زیر می باشد:
1 نشست روز دوشنبه حزب ایران نوین (رجوع شود به تلگرام هوایی) از قرار معلوم خوب پیش
رفت. به طوری که منصور، یگانه و ضیائی تصمیم گرفتند به برنامه سرعت بخشیده و هر دو لایحه را
روز سه شنبه برای رأی گیری به مجلس ببرند. اطمینان بیش از حد رهبری حزب، از این واقعیت
نمودار می شود که رهبری حزب اکثریت، تلاش ویژه ای برای گردآوری هوادارانش به خرج نداد تا
حضور حداکثر آنها را فراهم نماید (مشکل بتوان دریافت که چند نفر از آنها عمدا حضور نیافتند. اما
مطمئنا همه وکلای غایب حزب ایران نوین در جای دیگری کار نداشتند). ولی وکلای حزب مردم و
وکلای منفرد که اپوزسیون را تشکیل می دهند، همگی مخصوصا حضور داشتند.
2 از آغاز بحث، نخست وزیر موضع دفاعی داشت. رابطین مجلس می گویند که متانت وی به
هنگام قرار گرفتن در معرض حمله مخالفان، تحسین برانگیز بود. منصور ظاهرا فکر می کرد که تنها
با«مخالفتی» معمولی که با وجود اکثریت وکلای حزب ایران نوین قابل کنترل است، روبرو خواهد شد.
واقعیت این است که تعدادی از هواداران دولت یا با رأی منفی و یا با غیبت عمدی از پشتیبانی آن
خودداری کردند. بعد از اعلام نتایج رأی گیری، دولت با شوک ناخوشایندی روبرو شد. قبل از
رأی گیری، ضیائی به ما گفته بود که حزب ایران نوین تنها دو یا سه رأی منفی را انتظار دارد.
3 دولت اظهارات جامع و مطلوبی درباره مفاد لایحه ایراد نمود و منصور در جریان بحث، تفاسیر
مکرری را بیان نمود. نظر به اینکه ممکن است این مباحثات سابقه قانونی مهمی را پی ریزی کند، ما به
محض دریافت گزارش کامل مباحثات، تحلیل جداگانه ای را تسلیم خواهیم کرد. ظاهرا دولت در بیان
شمول و وضعیت لایحه، صریح و رک بود و در توضیحاتش از جواب دادن طفره نرفت.
4 مخالفان یا پیام را دریافت نکرده بودند که شاه خواستار تصویب این لایحه است و یا اینکه به
آنها اجازه داده شده بود که به دولت حمله کنند. در هر صورت، نمایندگان حزب مردم و وکلای منفرد
از مواضع خود عقب نشستند، به خصوص پس از اینکه مانورهای آیین نامه ای آنها برای به تعویق
انداختن رأی گیری، پی درپی با اکثریت آراء رد شد. ظاهرا دولت به غلط احساس کرد از آنجایی که
مخالفان نمی خواهند لایحه به رأی گذاشته شود، مخالفتشان نباید قوی باشد.
5 عاملی که در این رابطه تأثیر منفی داشت این بود که روزنامه های دیروز تصادف اتومبیلی را
گزارش کردند که در آن یک کارمند آمریکایی، راننده یک تاکسی را بشدت مجروح کرده بود. بعضی
از ناطقین ادعا کردند که لایحه وضعیت، صلاحیت قضائی داخلی در چنین مواردی را از میان می برد.
در میان فحاشیها شنیده شد که اگر قانون وضعیت تصویب شود، یک درجه دار آمریکایی می تواند با
استفاده از مصونیت، به صورت تیمسار ایرانی سیلی بزند. زهتاب فرد و سرتیپ پور که هر دو از
نمایندگان منفرد هستند، تندترین ناطقین علیه لایحه وضعیت بودند. اما افراد دیگری هم علیه آن
صحبت کردند که رامبد، رهبر حزب مردم، هم جزء آنها بود.6 به علت سفر «ریاضی»، رئیس مجلس
به آمریکا، ریاست جلسه با شفیع امین(1)بود. او در تاکتیکهای پارلمانی ناشی و در مهار کردن بحثها
ناتوان بود. (شریف امامی 7 رئیس مجلس سنا و استراتژیست دائمی پارلمان، شب گذشته به ما گفت
که در وضعیت مشابه، جلسه غیر علنی تشکیل می داد و قبل از اینکه بحثها ادامه یافته و ضبط شود،
سرو صداها را می خوابانید.)7 بعضی از ناطقین مخالف، آشکارا مطالب ضد آمریکایی بیان کردند.
مقداری از آن مطالب کاملاً مضحک بود (مانند اشاره به اینکه نخست وزیر باید دست نشانده آمریکا
باشد، زیرا یک وقتی به یکی از کارمندان سفارت آمریکا که گویا «گرداننده دولت» است، منزلی اجاره
داده بود). به نظر می رسد دولت چنین سخنی را با سکوت کردن، تحمل کرده است. لایحه وضعیت،
حامیان باحرارتی نداشت، احساسات، همه در طرف مخالف بود.
در پایان، به نظر ما در حالی که روشن شدن وضعیت پرسنل نظامی ایالات متحده، در پارلمان
ایران دلگرم کننده است، ولی نه تنها منصور بلکه تا حدی رژیم شاه هم برای عملی ساختن آن بهای
سنگینی پرداخته اند.
این بهای سنگین تا حد زیادی به بی کفایتی دولت در اداره هر دو مجلس شورا و سنا مربوط
می شود. اما به حداقل رساندن عکس العمل ملی گرایان، که تصویب لایحه آنها را به فعالیت انداخته،
1- لازم به ذکر است که ریاست جلسه با دکتر حسین خطیبی بود نه با شفیع امین .م
بیهوده خواهد بود. چند روزی طول خواهد کشید تا مشخص شود که آیا این عارضه ای موقتی است و
از بین خواهد رفت همان طور که اینک به نظر می رسد یا اینکه بر روابط ما با ایران تأثیرات دراز
مدتی خواهد گذاشت.راک ول
ملاقات با نخست وزیر برای بسط شمول لایحه کاپیتولاسیون
سند شماره (17)
از: سفارت آمریکا تهران، ایرانتاریخ: 14 اکتبر 1964 22 مهر 1343
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
تلگرام ارسالی به شماره 405
طبقه بندی: خیلی محرمانه
مرجع: تلگرام سفارت به شماره 404
اگر چه پارلمان کار بر روی لایحه وضعیت (کاپیتولاسیون م) را هم اکنون تکمیل کرده است، اما
پس از امضای شاه و ده روز بعد از انتشار رسمی، قابل اجراء خواهد بود. وقتی که این مراحل طی شد،
توضیحات مشخص قانونی (که در حال حاضر قول آن داده شده است) از وزارت امور خارجه (ایران
م) گرفته خواهد شد و ترتیبات اداری برای اجتناب از هرگونه ابهامی در مورد وسعت شمول آن، به
عمل خواهد آمد. بر این اساس، ما مطمئن هستیم که پرسنل نظامی ایالات متحده که به زودی به ایران
می آیند، بلافاصله از مزایای کنوانسیون وین بهره مند نخواهند شد. مثلاً تخلف همسران مستشارانی که
رانندگی اتومبیلهای شخصی را به عهده دارند، مشمول مصونیت تلقی نخواهد شد.
راک ولمارتین اف. هرتز مشاور سیاسی
اخراج چند تن از نمایندگان حزب ایران نوین به علت مخالفت با کاپیتولاسیون
سند شماره (18)
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 15 اکتبر 1964 23 مهر 1343
به: وزارت امور خارجه واشنگتنتلگرام ارسالی به شماره 413
طبقه بندی: خیلی محرمانهمرجع: تلگرام سفارت به شماره 404
هویدا، وزیر دارایی، به ما خبر داد که نزدیک به ده نفر از نمایندگان حزب ایران نوین، به خاطر
رأیشان در روز سه شنبه، از حزب اخراج خواهند شد.راک ول
مارتین اف. هرتز مشاور سیاسی
موافقت بی سر و صدای دولت ایران با بسط شمول لایحه کاپیتولاسیون
سند شماره (19)
مکان: وزارت امور خارجه ایران تاریخ: 21 اکتبر 1963 29 مهر ماه 1343
یادداشت مذاکره شرکت کنندگان : احمد میرفندرسکی معاون وزارت امور خارجه استوارت دبلیو.
راک ول، کاردار سفارت آمریکا
موضوع: کنوانسیون وین
امروز صبح، گفتگوی مفصلی با معاونت وزارت امور خارجه، میرفندرسکی، در رابطه با کنوانسیون
وین و تصویب آن در مجلس داشتم. من صریحا از او پرسیدم که آیا دولت تصمیم دارد بیانیه های
توضیحی صادر کند و یا حتی شواهد و دلایل خودش در مجلس را منتشر سازد تا باعث آرام شدن
افکار عمومی گردد و آنهایی که قلبا نگران آثار این اقدام هستند زیرا حقایق مربوطه به آنها گفته نشده،
تسکین یابند.
میرفندرسکی گفت که تصمیم گرفته شده که بیانیه ای منتشر نگردد. او معتقد بود که این کار
مسئله ای را که دارد آرام می گیرد، دوباره مطرح خواهد ساخت و مطالب جدیدی در اختیار مخالفان
لایحه و دولت قرار خواهد داد. مخالفت سیاستمداران و نمایندگان با لایحه، نه به خاطر مواد آن بلکه
به خاطر فرصتی است که این لایحه برای حمله به آمریکاییها و دولت به وجود آورده است، لذا آنها با
هیچ بیانیه توضیحی متقاعد نخواهند شد. اکثر مردم در مورد چنین قضایایی مانند مصونیت خارجیان،
با قلبشان می اندیشند نه با مغزشان و با هیچ بیانیه رسمی هم متقاعد نخواهند شد. به علاوه با گذشت
زمان، بسیاری از مردم موضوع را فراموش خواهند کرد.
میرفندرسکی اضافه کرد که این قضیه، تجربه تلخی بود. اگر او در مراحل اولیه می توانست به این
مسئله رسیدگی کند، با تقدیم آن به مجلس بشدت مخالفت می کرد. ولی متأسفانه این کار انجام شده
بود. او به سردی گفت که شاید اوضاع آن چنان هم که به نظر می رسد، تیره نباشد. لایحه تصویب شده
است؛ آنهایی که نمی خواهند مجلس فقط یک به مهره پلاستیکی باشد، راضی شده اند؛ آنهایی که به
حکومت اکثریت معتقدند، آن را ثابت کرده اند و آنهایی که در آرزوی حمله به دولت هستند، قادر به
انجام این کار شدند.
وقتی گفتم که ما علاقه مندیم هر چه زودتر برای روشن ساختن جزئیات مربوط به لایحه وضعیت،
مذاکره را آغاز کنیم، میرفندرسکی قویا اظهار داشت که ما به هیچ وجه حرکت دیگری نخواهیم کرد تا
وقتی که آتش خاموش شود. او گفت افرادی وجود دارند که ضد آمریکایی می باشند و مایلند تا به ما
آسیب برسانند و در همه جا، جاسوسانی دارند (من فکر می کنم مفهوم آن این است که در خود
وزارت خارجه). اگر هم اکنون مذاکرات رسمی را از سر بگیریم، دشمنان ما از فرصت استفاده کرده و
دوباره آتش را شعله ور می کنند.
وقتی که مبادله یادداشتها را متذکر شدم، میرفندرسکی گفت که با توجه به دستکاری سنا در لایحه
وزارت خارجه، یادداشتهای مبادله شده از کنوانسیون وین تفکیک گردیده، و موضوعی که آنها با آن
سر و کار دارند، خودش به یک قانون مبدل شده است. این قانون اکنون یک سند حکومتی است، نه
یادداشتهای مبادله شده. این قانون روشن می کند که امتیازات کنوانسیون وین، رئیس هیئت مستشاری
نظامی و افراد زیردست او را در بر می گیرد. در این قانون هیچ اشاره خاصی به بستگان، ، وجود ندارد
و میرفندرسکی در مجلس نگفته است که وزارت خارجه مصونیت را شامل بستگان هم می داند.
تبصره خاصی که بستگان را از مصونیت محروم می کرد، رد شد و او صلاح دیده بود که مسئله را در
همان جا رها کند. با وجود این او مرا مطمئن ساخت که یک «موافقت بی سر و صدا» میان ما وجود
دارد که مصونیت، بستگان را نیز در بر می گیرد و اگر فردی از بستگان دچار وضعیتی شود که به اتهام
جنایی ختم گردد، وزارت خارجه وارد عمل خواهد شد تا آن شخص به خاطر آن اتهام تحت تعقیب
قرار نگیرد.اس. دبلیو. راک ول
گروه 3 در فاصله 12 سال طبقه بندی کاهش داده شود به طور خودکار از طبقه بندی خارج نشود.
رژیم شاه که به خوبی می دانست بازتاب عمومی این لایحه ننگین تا چه حد خطرناک خواهد بود،
سانسور شدیدی بر رسانه های گروهی حاکم کرد تا هیچ گونه خبری در مورد لایحه کاپیتولاسیون به
بیرون درز نکند.
جولی چند روزی از تصویب این لایحه خیانت بار نگذشته بود که مجله داخلی مجلس شورای
ملی که متن کامل سخنرانیها و مذاکرات نمایندگان و نخست وزیر وقت را در برداشت، به دست امام
خمینی(ره) رسید. ایشان با مطالعه دقیق آن دریافت که رژیم شاه بار دیگر خیانت بزرگی را مرتکب
شده است. این مسئله بشدت ایشان را آشفته و منقلب کرد به صورتی که کمتر می توانستند خواب یا
استراحت داشته باشند و مدام خشم و ناراحتی شدید وجود ایشان را در برگرفته بود. دگرگونی و
حالت غیر عادی در ایشان به تدریج بر سر زبانها افتاد و همگان جویای علت این خشم و ناراحتی
بودند.
امام خمینی (ره) به منظور افشای این خیانت تصمیم گرفتند که طی ایراد نطقی حاد، این رسوایی
رژیم شاه را به اطلاع عموم برسانند. قبل از هر چیز ایشان برای آگاه ساختن علماء و روحانیون مرکز
و شهرستانها، پیکهایی همراه با نامه به اطراف و اکناف کشور روانه نمودند و خود نیز با مقامات
روحانی قم به گفتگو نشستند. به تدریج تعداد کثیری از مردم ایران وارد قم شدند، تا خود شاهد این
سخنرانی باشند.
رژیم شاه که از برنامه سخنرانی حضرت امام (ره) اطلاع پیدا کرده بود، برای جلوگیری از این
سخنرانی، نماینده ای به قم اعزام داشت. این فرد هر چه کرد نتوانست به دیدار امام نائل گردد، ولی در
دیدار با فرزند امام، حاج آقا مصطفی خمینی این پیام را برای امام فرستاد:
«... آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت می کند و پول می ریزد و
از نظر قدرت در موقعیتی است که هرگونه حمله به آن به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول
مملکت است! آیت اللّه خمینی اگر این روزها بنا دارند نطقی ایراد کنند باید خیلی مواظب باشند که با
دولت آمریکا برخوردی نداشته باشد که خیلی خطرناک است و با عکس العمل تند و شدید آنان مواجه
خواهد شد. دیگر هر چه بگویند حتی حمله به شاه چندان مهم نیست».
این تهدیدات کوچکترین اثری در عزم راسخ امام (ره) نداشت و ایشان در روز 4 آبان 1343 که
مصادف با روز ولادت شاه خائن بود، در منزل خود سخنرانی بسیار آتشین، کوبنده و افشاگرانه ای به
عمل آورد و مردم ایران را از جزئیات این خیانت رژیم شاه مطلع ساخت.(1)
بیانات امام خمینی (ره) در مورد لایحه اسارت بار احیای کاپیتولاسیون
بیانات امام خمینی (ره) در مورد لایحه اسارت بار احیای کاپیتولاسیون
بسم اللّه الرحمن الرحیمتاریخ: 4/8/1343
پایمالی استقلال و عظمت ایران با احیای کاپیتولاسیون
انا للّه و انا الیه راجعون من تأثرات قلبی خودم را نمی توانم اظهار کنم، قلب من در فشار است، این
چند روزی که مسائل اخیر ایران را شنیده ام خوابم کم شده، (گریه حضار) ناراحت هستم، قلبم در فشار
1- برای اطلاع از جزئیات وقایع قبل و بعد از سخنرانی حضرت امام (ره) رجوع شود به کتاب (بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی) ٬ نوشته سید حمید روحانی زیارتی جلد اول صفحات 706 تا 7
است، با تأثرات قلبی روزشماری می کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید، (گریه شدید حضار) ایران دیگر
عید ندارد، (گریه حضار) عید ایران را عزا کرده اند، (گریه حضار) عزا کردند و چراغانی کردند، عزا
کردند و دسته جمعی رقصیدند. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، و باز هم چراغانی کردند،
پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانی ها را منع می کردم، می گفتم بیرق سیاه بالای سر
بازارها بزنند، بالای سر خانه ها بزنند، چادر سیاه بالا ببرند. عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین
رفت، عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.
قانونی در مجلس بردند در آن قانون اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیا الحاق کردند به
پیمان وین که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان با کارمندهای فنی شان، با کارمندان
اداری شان، با خدمه شان، با هرکس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون
هستند؛ اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند،
زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه
کنند! بازپرسی کنند! باید بروید آمریکا! آنجا در آمریکا، اربابها تکلیف را معین کنند! دولت سابق این
تصویب را کرده بود و به کسی نگفت. دولت حاضر این تصویب نامه را در چند روز پیش از این برد به
مجلس و در چه وقت پیش از این به سنا بردند و با یک قیام و قعود مطلب را تمام کردند و باز نفسشان
درنیامد. در این چند روز این تصویب نامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبت هایی کردند،
مخالفت هایی شد، بعضی از وکلا هم مخالفت هایی کردند، صحبت هایی کردند لکن مطلب را گذراندند،
با کمال وقاحت گذراندند، دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد.
ملت ایران را از سگهای آمریکا پست تر کردند، اگر چنانچه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد
بازخواست می کنند، اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، بازخواست می کنند و اگر چنانچه
یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام را زیر بگیرد،
هیچ کس حق تعرض ندارد، چرا؟ برای اینکه می خواستند وام بگیرند از آمریکا، آمریکا گفت این کار
باید بشود (لابد این جور است) بعد از سه چهار روز وام دویست میلیونی، دویست میلیون دلاری
تقاضا کردند، دولت تصویب کرد که در ظرف پنج سال مبلغ مزبور را به دولت ایران بدهند و در عرض
10 سال سیصد میلیون بگیرند، می فهمید یعنی چه؟ دویست میلیون دلار، هر دلاری 8 تومان در عرض
پنج سال وام بدهند به دولت ایران برای نظام و در عرض 10 سال سیصد میلیون، آن طور که حساب
کردند 300 میلیون دلار از ایران بگیرند، یعنی 100 میلیون دلار یعنی 800 میلیون تومان از ایران در
ازای این وام نفع بگیرند. معذالک ایران خودش را فروخت برای این دلارها، ایران، استقلال ما را
فروخت، ما را جزء دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلم ایران را پست تر از وحشیها در دنیا معرفی
کرد، در ازای وام 200 میلیون که 300 میلیون دلار پس بدهند. ما با این مصیبت چه بکنیم؟
روحانیون با این مطالب چه بکنند؟ به کجا پناه ببرند؟ عرض خودشان را به چه مملکتی برسانند؟
کاپیتولاسیون مخالف رأی ملت است
سایر ممالک خیال می کنند که ملت ایران است، این ملت ایران است که این قدر خودش را پست
کرده است، نمی دانند این دولت ایران است، این مجلس ایران است، این مجلس است که هیچ ارتباطی
به ملت ندارد، این مجلس سرنیزه است، این مجلس چه ارتباطی به ملت ایران دارد، ملت ایران به اینها
رأی ندادند، علمای طراز اول، مراجع، بسیاریشان تحریم کردند انتخابات را، ملت تبعیت کرد از اینها،
رأی نداد، لکن زور سرنیزه اینها را آورد در این کرسی نشاند.
نفوذ روحانی مضر به حال دشمنان ملت است نه خود ملت
در یکی از کتابهای تاریخی که امسال به طبع رسیده است و به بچه های ما تعلیم می شود، این است
که بعد از اینکه یک مسائل دروغی را نوشته است، آخرش نوشته است که معلوم شد که قطع نفوذ
روحانیت، قطع نفوذ روحانیون در رفاه حال این ملت مفید است! رفاه حال ملت به این است که
روحانیون را از بین ببرند! همین طور است، اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد این ملت اسیر انگلیس
یک وقت باشد، اسیر آمریکا یک وقت باشد. اگر نفوذ روحانیون باشد، نمی گذارد که اسرائیل قبضه کند
اقتصاد ایران را، نمی گذارد که کالاهای اسرائیل در ایران بدون گمرک فروخته بشود. اگر نفوذ روحانیون
باشد نمی گذارد که اینها سر خود یک هم چنین قرضه بزرگی را به گردن ملت بگذارند. اگر نفوذ
روحانیون باشد نمی گذارد این هرج و مرجی که در بیت المال هست، بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد
نمی گذارد که هر دولتی هر کاری می خواهد انجام بدهد ولو صد در صد بر ضد ملت باشد. اگر نفوذ
روحانیون باشد نمی گذارد که مجلس به این صورت مبتذل درآید. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد
که مجلس با سرنیزه درست بشود تا این فضاحت از آن پیدا بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد
که دختر و پسر با هم در آغوش هم کشتی بگیرند، چنان که در شیراز شده است. اگر نفوذ روحانیون
باشد نمی گذارد که دخترهای معصوم مردم زیر دست جوان ها در مدارس باشند. اگر نفوذ روحانیون
باشد نمی گذارد که زنها را در مدرسه مردها ببرند، مردها را در مدرسه زنها ببرند و فساد راه بیندازند.
اگر نفوذ روحانیون باشد توی دهن این دولت می زند، توی دهن این مجلس می زنند و وکلا را از
مجلس بیرون می کنند. اگر نفوذ روحانیون باشد تحمیل نمی توانند بشود یک عده از وکلا بر سرنوشت
یک مملکتی که حکومت کنند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارند یک دست نشانده آمریکایی این
غلطها را بکند، بیرونش می کنند از ایران، نفوذ ایرانی، نفوذ روحانی مضر به حال ملت است؟ نخیر مضر
به حال شماست، مضر به حال شما خائنهاست نه مضر به حال ملت. شما دیدید با نفوذ روحانی
نمی توانید هر کاری را انجام دهید، هر غلطی را بکنید، می خواهید نفوذ روحانی را از بین ببرید. شما
گمان کردید که با صحنه سازی ها می توانید که بین روحانیون اختلاف بیندازید؟ نمی توانید، این خواب
باید در مرگ برای شما حاصل شود، نمی توانید همچو کاری انجام دهید، روحانیون با هم هستند. من
به تمام روحانیون تعظیم می کنم، دست تمام روحانیون را می بوسم، آن روز اگر دست مراجع را
می بوسیدم، امروز دست طلاب را هم می بوسم (گریه حضار) من امروز دست بقال را هم می بوسم،
(گریه شدید حضار).
اعلام خطر به کلیه اقشار ملت
آقا من اعلام خطر می کنم، ای ارتش ایران! من اعلام خطر می کنم، ای سیاسیون ایران! من اعلام
خطر می کنم، ای بازرگانان! من اعلام خطر می کنم، ای علمای ایران! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر
می کنم، ای فضلا! ای طلاب! ای مراجع، ای آقایان! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای تهران! ای شیراز!
من اعلام خطر می کنم، خطردار است. معلوم می شود زیر پرده ها چیزهایی است و ما نمی دانیم، در
مجلس گفتند نگذارید پرده ها بالا برود، معلوم می شود برای ما خوابها دیده اند. از این بدتر چه خواهند
کرد؟ نمی دانم از اسارت بدتر چه؟ از ذلت بدتر چه؟ چه می خواهند با ما بکنند؟ چه خیالی دارند اینها؟
این قرضه دلار چه به سر این ملت می آورد؟ این ملت فقیر ده سال 100 میلیون دلار، 800 میلیون
تومان نفع پول به آمریکا بدهد؟! در عین حال ما را بفروشید، برای یک همچو کاری؟!
نظامیان آمریکایی، مستشاران نظامی آمریکایی به شما چه نفعی دارند؟ آقا اگر این مملکت اشغال
آمریکاست پس چرا اینقدر عربده می کشید، پس چرا اینقدر دم از ترقی می زنید؟ اگر این مستشاران
نوکر شما هستند پس چرا از اربابها بالاترشان می کنید؟ پس چرا از شاه بالاترشان می کنید؟ اگر نوکرند
مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید، اگر کارمند شما هستند مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل
می کنند شما هم عمل کنید. اگر مملکت ما اشغال آمریکاییست پس بگویید، پس ما را بردارید بریزید
بیرون از این مملکت. چه می خواهند با ما بکنند؟ این دولت چه می گوید به ما؟ این مجلس چه کرد با
ما؟ این مجلس غیر قانونی، این مجلس مجرم، این مجلسی که به فتوای و به حکم مراجع تقلید تحریم
شده است. این مجلسی که یک وکیلش از ملت نیست، این مجلسی که به ادعا می گوید ما، ما، هی ما از
انقلاب سفید آمده ایم. آقا کو این انقلاب سفید؟! پدر مردم را درآوردند. آقا من مطلعم، خدا می داند که
من رنج می برم، من مطلعم از این دهات، من مطلعم از این شهرستان های دور افتاده، از این قم بدبخت،
من مطلعم از گرسنگی خوردن مردم، از وضع زراعت مردم.
سکوت در مقابل ابرقدرت از معاصی کبیره است
آقا فکری بکنید برای این مملکت، فکری بکنید برای این ملت. هی قرض روی قرض بیاورید؟!
هی نوکر بشوید!! البته دلار نوکری هم هست، دلارها را شما می خواهید استفاده کنید، نوکریش را ما
بکنیم. اگر ما زیر اتومبیل رفتیم کسی حق ندارد به آمریکایی ها بگوید بالای چشمت ابروست، لکن
شماها استفاده اش را بکنید، مطلب این طور است، نباید گفت اینها را؟ آن آقایانی که می گویند که باید
خفه شد، اینجا هم باید خفه شد؟ اینجا هم خفه بشویم؟ ما را بفروشند و خفه بشویم؟ قران ما را
بفروشند و خفه بشویم؟ واللّه گناهکار است کسی که داد نزند، واللّه مرتکب کبیره است کسی که فریاد
نکند (گریه شدید حضار).
به داد اسلام برسید
ای سران اسلام! به داد اسلام برسید، ای علمای نجف! به داد اسلام برسید، ای علمای قم! به داد
اسلام برسید، رفت اسلام. (گریه شدید حاضرین در مجلس) ای ملل اسلام! ای سران ملل اسلام! ای
رؤسای جمهوری ملل اسلامی! ای سلاطین ملل اسلامی! ای شاه! به داد خودت برس، به داد همه ما
برسید. ما زیر چکمه آمریکا برویم، چون ملت ضعیفی هستیم؟ چون دلار نداریم؟! آمریکا از انگلیس
بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر.