بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 714

13 آبان 1343 تبعید حضرت امام (ره) به ترکیه

بعد از اوجگیری مبارزات و مخالفتهای ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی علیه رژیم

مزدور شاه، هیئت حاکمه دریافت که برای حفظ حکومت نامشروع خود باید رابطه رهبر و مردم را از

بین ببرد. لذا تصمیم گرفت که حضرت امام (ره) را از ایران تبعید نماید. به همین خاطر در شب 13 آبان

1343 (4 نوامبر 1964) دژخیمان رژیم شاه به منزل امام هجوم بردند و ایشان را دستگیر کردند و

بدون تأمل حضرت امام(ره) را به تهران منتقل نموده و با یک هواپیما به شهر «بورسا» در ترکیه تبعید

نمودند.

صبح روز 13 آبان 1343 شهر قم به اشغال نظامیان شاه در آمد، تا از هرگونه قیام مردمی علیه

تبعید امام (ره) ممانعت به عمل آید. عصر همان روز ساواک اطلاعیه ای به شرح زیر در روزنامه های

تهران به چاپ رساند:

«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه بر علیه

منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد، لذا در تاریخ 13 آبان ماه

1343 از ایران تبعید گردید. سازمان اطلاعات و امنیت کشور.»

این اطلاعیه، سند زنده قانون شکنی رژیم شاه بود و نشان می داد که ساواک دستگاهی فوق قوای

مقننه، مجریه و قضائیه بوده است، زیرا حکم تبعید باید از طرف دادگستری و با بررسی پرونده و

محاکمه عادلانه صورت گیرد نه اینکه یک سازمان امنیتی نقش دادگاه و قاضی و دادستان و هیئت

منصفه را خود به تنهایی ایفاء کند.

لازم به ذکر است که در روز 13 آبان 1343، فرزند امام حاج آقا مصطفی خمینی نیز بازداشت و

زندانی گردید.

سند شماره (33)

از: کاردار سفارت آمریکا، تهران، ایرانتاریخ: 6 نوامبر 1964 15 آبان 1343

نامه غیر رسمی

جیمز عزیز

با آنکه نامه شما هفته گذشته رسید، ولی نتوانستم مجالی برای جواب دادن به آن پیدا کنم. آن

گزارش هنوز پیش من است. در نظر داشتم دیروز جواب نامه ات را در حالی که آن گزارش تایپ

می شد، بنویسم ولی آنقدر حالم بد بود که مجبور شدم به دکتر مراجعه کنم. بعد از خوردن مقدار زیادی

قرص، امروز حالم کمی بهتر است.

وقایع اخیر که شما در گزارش رسمی از آنها مطلع خواهید شد، موجب خشنودی قلبی من شده

است. سرانجام ما توانستیم از شر آن پیرمرد شیطان صفتی(1)که چوب لای چرخ ما می گذاشت، راحت

شویم. «کله گنده» محلی دستور اخراج او را داده بود. در حال حاضر او در یکی از هتلهای درجه 2

ترکیه اقامت دارد و سعی می کند که عقیده سنی های بیچاره را تغییر دهد. اینجا کارهای زیادی هست

1- اشاره این دیپلمات آمریکایی ٬ به امام خمینی (ره) است و مشخص است که چرا این چنین به امام توهین کرده است زیرا همان طوری که خود می گوید ”چوب لای چرخ آمریکا می گذاشت.“.


صفحه 715

که ما را مشغول نگه می دارد. در حال حاضر ما باید از ترانه های روستایی شرقی خود، دست بکشیم.

افتادن در کارهای روزمره عادی بسیار آسان است.

همان طوری که خواسته بودید سه عدد مینیاتور خریداری کرده ام، ولی قیمتها بالا رفته. من 380

دلار برای تمامی آنها پرداختم، ضمانت شده که مینیاتور واقعی هستند. نتوانستم سایر درخواستهای

شما را انجام دهم. فکر می کنم در آینده نزدیک بتوانم وجهی را که تذکر دادید به حساب شما منتقل

کنم.

من و «روزالیند» بهترین درودهای خود را به شما و «اتل» تقدیم می داریم.استوارت دبلیو. راک ول

کتاب هفتاد و دوم

مستشاری نظامی آمریکا در ایران (3)


صفحه 716

صفحه 717

مستشاری نظامی

آمریکا در ایران (3)

معرفی کتاب


صفحه 718

صفحه 719

معرفی کتاب

«قانونی در مجلس بردند... که تمام مستشاران نظامی

آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با

کارمندان اداری شان، با خدمه شان، با هر کسی که بستگی به

آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند، مصون

هستند،... ما را فروختند. استقلال ما را فروختند و باز هم

چراغانی کردند، پایکوبی کردند.

... عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت،

عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.»

حضرت امام خمینی (ره)

4/8/1343

در جلدهای اول و دوم از مجموعه اسناد لانه جاسوسی تحت عنوان «مستشاری نظامی آمریکا در

ایران» به تاریخچه حضور مستشاران نظامی آمریکا در ایران و موضوع احیای کاپیتولاسیون پرداختیم.

با توجه به وقایع و پیامدهای مهم و در عین حال اسفبار این قضیه، جلد سوم از این مجموعه به ذکر

رویدادهای پس از تصویب لایحه ننگین کاپیتولاسیون اختصاص یافته است و با ارائه بیش از 70 سند

از مقطع تاریخی آبان ماه 1343 تا آبان ماه 1358، در سه فصل به بررسی این رویدادها می پردازد. به

منظور استفاده هر بیشتر خوانندگان محترم، در مقدمه مروری اجمالی بر بعضی از نکات و وقایع مهم

خواهیم داشت.

پیامدهای احیای کاپیتولاسیون

پس از تصویب نهایی لایحه کاپیتولاسیون در مهر ماه 1343، دولت وقت همچنان تحت فشار

شدیدی قرار داشت. نهضت اصیل اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) با افشاگری در مورد این

خیانت بزرگ، وارد مرحله جدیدی از مبارزه علیه رژیم وابسته پهلوی گردید. در مقابل، دولت آمریکا

نه تنها سعی نمی نمود که به خروج شاه از آن وضعیت بحرانی کمکی نماید، بلکه کوشش می کرد تا سر

حد امکان شمول لایحه کاپیتولاسیون را گسترش داده و علاوه بر مستشاران نظامی آمریکا، گروههای

دیگری از نظامیان آمریکا را که در ایران حضور داشتند، ولی مستشار نبودند و همچنین خانواده های

تمامی نظامیان آمریکایی و حتی خدمه های آنان را نیز تحت پوشش مصونیتهای این لایحه قرار دهد.


صفحه 720

به همین منظور مقامات سفارت آمریکا در خلال مذاکرات متعددی با نخست وزیر، وزیر امور خارجه،

معاون وزارت خارجه و دیگر مقامات ذی ربط ایرانی، آنها را تحت فشار قرار می دادند تا به

خواسته های نامشروع آمریکا گردن نهند. این فشارهای دیپلماتیک در حالی اعمال می شد که مقامات

آمریکایی به خوبی از وضعیت بحرانی دولت منصور آگاهی داشتند. در این رابطه، کاردار وقت سفارت

آمریکا چنین می گوید:

«در شرایط فعلی، دولت منصور در موقعیت نامناسبی قرار گرفته به نحوی که مجبور است به افراد

مطلع، از جمله حقوق دانان ایرانی توضیح دهد که چرا قضاوت در تمام دعاوی جنایی در ایران، به

دادگاههای ایالات متحده واگذار شده است. در حالی که مشخص است که برای مثال، وضعیت واحد

مخابرات آمریکا در پاکستان به نحو بارزی تنها شامل واگذاری حقوق قضائی در موارد خارج از حین

انجام وظیفه می شود. به علاوه موافقتنامه وضعیت نیروها دارای عباراتی است که مستلزم لغو مصونیت

در مواردی با «اهمیت ویژه» می باشد. علیرغم این مسئله،ترتیباتی که از سوی پارلمان ایران مقرر

شده،این چنین شرطی را در بر ندارد.»(سند شماره 27 جلد 71)

همین مقام آمریکایی اعتراف می کند:

«از جمله اتهامات وارده به منصور و وزارت امور خارجه این است که آنها با کاربرد کنوانسیون

وین، در مورد پرسنل نظامی آمریکا در ایران، امتیازات بیشتری از آنچه که ما از طریق قراردادهای

مختلف «وضعیت نیروها» در دیگر کشورها، به خصوص در کشورهای ترکیه و پاکستان به دست

آورده ایم، به ما داده اند. البته این مسئله تا حدی صحت دارد.» (سند شماره 27 جلد 71)

جالب اینجاست که منصور، نخست وزیر وقت، در رابطه با این مسئله برخورد دوگانه ای در پیش گرفته

بود. هنگامی که با اعتراض مقامات آمریکایی در مورد شمول لایحه کاپیتولاسیون مواجه می شد، قول

می داد که خواسته های نامشروع آمریکاییان را برآورده سازد، ولی وقتی که در مجلسین سنا و شورای

ملی حضور پیدا می کرد، به علت ترس از رسوایی هر چه بیشتر سعی می نمود که حیطه و شمول لایحه

را به حداقل برساند. این نکته از دید مقامات سفارت آمریکا پنهان نماند، آن چنان که کاردار سفارت

آمریکا در این باره می گوید:

«اما متأسفانه سخنرانی نخست وزیر علیرغم نکات سودمند آن، شامل چند بی دقتی خیره کننده نیز

هست که برای جلب نظر مردم خوب می باشد، ولی از قرار معلوم اشتباهاتی جدی در مورد شمول

لایحه ایجاد کرده است. به خصوص گزارش شده که سه مورد را ذکر کرده که اشتباه است (1) در حالی

که ایالات متحده خواستار آن است که بستگان مستشاران نیز مشمول مصونیت شوند، اما بر طبق

عبارات این قانون، آنها از شمول مصونیت خارج شده اند. (2) فقط ارتکاب جرائمی که در حین انجام

وظیفه باشد مشمول مصونیت است و از قرار معلوم تمایزی میان جرائم جنایی و مدنی وجود ندارد (3)

علیرغم اینکه ایالات متحده خواستار آن است که تمامی اعضاء و هیئتهای مستشاری تحت مصونیت

قرار گیرند، ولی این قانون عملاً شامل آنهایی می شود که نقش مستشاران فنی را ایفاء می نمایند» (سند

شماره 29)

اما نخست وزیر رژیم پهلوی آنقدر در ارتکاب خیانت غوطه ور شده بود که حاضر شد با دستکاری

در متن سخنانش در مجلس سنا، اهداف نامشروع آمریکا را تأمین نماید.


صفحه 721

«آقای منصور به زبان فارسی از وی (دکتر یگانه) سؤال کرد که آیا امکان تغییر متن اظهاراتش در

صورت جلسات مجلس سنا در مورد اعضاء خانواده وجود دارد یا نه» (سند شماره 28)، «او

(نخست وزیر) تمامی آنچه را که گفته بود، پس گرفت. وی متعاقبا تلفن کرد و گفت ترتیبی داده تا متن

رسمی اظهاراتش تصحیح گردد، به طوری که مشخص شود او به اعضاء غیرآمریکایی خانه، اشاره

کرده است.» (سند شماره 29 جلد 71)

توقعات ارباب آمریکایی از مزدورانش بقدری زیاد بود که این دوگانگی ظاهری در رفتار

نخست وزیر نیز موجب نارضایتی آنها شده بود. در این رابطه «استوارت راک ول»، کاردار وقت آمریکا

در تهران چنین می گوید:

«به نظر من هیچ اشکالی ندارد که نخست وزیر متوجه شود که ما از شیوه عمل برای تصویب این

لایحه راضی نیستیم» (سند شماره 30 جلد 71)

مسئله به اینجا هم ختم نگردید. نخست وزیر رژیم شاه چنان در مسیر نوکری بیگانه پیش رفته بود

که مقامات آمریکایی را محرم اسرار خود دانسته و از آنان درخواست کرد که این خیانتها را حتی با

وزارت خارجه تحت امرش نیز در میان نگذارند.

«نخست وزیر گفت که وی می خواهد این موضوع بین ما دو نفر باقی بماند و وزارت خارجه ایران

از آن مطلع نگردد.» (سند شماره 28 جلد 71)

شاه و لایحه کاپیتولاسیون

شاه که در ابتدا می خواست نمایشی از دمکراسی در ایران را به روی پرده آورد، از اینکه میزان و

کیفیت مخالفت با این لایحه در مجلس شورای ملی از حد مجاز خارج شده بود، بسیار خشمگین

گردید.

«وی (نخست وزیر) گفت شاه در مورد کل ماجرا خیلی خشمگین شده و سه شنبه آینده سه تن از

نمایندگان (رامبد، سرتیپ پور و یکی دیگر از مخالفین) در حمایت از لایحه سخن خواهند گفت.» (سند

شماره 30 جلد 71)

«حزب ایران نوین نیز مشخص ساخت که تعداد افراد تصفیه شده، نزدیک به 20 نفر است نه 10

نفر. جدیدترین حرکت در مجلس این بود که در تاریخ 5 نوامبر، همان نمایندگان مخالفی که از لایحه

انتقاد می کردند، ناگهان و بدون شک طبق دستورات شاه، تغییر مواضع داده و از آن ستایش کردند.»

(سند شماره 35)

آمریکاییان که می دیدند مقامات رژیم از ترس عواقب خطرناک لایحه کاپیتولاسیون، در تأمین

بعضی از اهداف مورد نظر دولت آمریکا تعلل می ورزند. راه حل نهایی را در مراجعه به شاه دیدند.

«اگر وزارت امور خارجه در فراهم کردن بیانیه لازم مانع ایجاد کند، ما باید نخست وزیر را روی قولش

نگه داریم و در صورت لزوم به شاه مراجعه کنیم.» (سند شماره 29)، «من از طرح هر جنبه ای از

مسئله مصونیتها با دیگران بیزار هستم. در صورتی که ما خواهان هر گونه ضمانت کتبی رسمی و حتی

غیر رسمی باشیم، باید شخص شاه تصمیم بگیرد و یا در واقع، او باید دیدگاههای ما را بر دولت

خویش تحمیل کند.» (سند شماره 81)، «وزیر امور خارجه ایران به کاردار ما گفته است، که او هر