داشت. راه حل پیشنهادی برای آینده قابل پیش بینی این است که کمیته های انقلاب، دادگاههای انقلاب،
و گروههای مختلف مسلح شبه نظامی مستقل از دولت موقت و رهبریت جنبش انقلابی عمل نمایند.
پایان خلاصه.
3 بازرگان در تاریخ 20 ژوئیه (تلگرام عطف) خطاب به ملت اظهار داشت که در طول تاریخ سه
نوع انقلاب نظامی، حزبی و ملی وجود داشته است. کودتای 1921 به سرکردگی رضاخان (که بعداً
شاه شد) نمونه ای از انقلاب نوع اول، انقلاب 1917 روسیه نمونه ای از نوع دوم، و البته، انقلاب 1979
ایران نمونه ای از نوع سوم است که «در تاریخ جهان بسیار کم نظیر است». وی گفت، نتیجه مشارکت
توده های مردم در انقلاب ایران، پدید آمدن عدم تمرکز قدرت در تمام افراد و سازمانهای اعمال کننده
آن، بوده است.
4 بازرگان گفت این وضع نمی تواند بیش از این ادامه داشته باشد، زیرا به کرات دیده شده که
آنهایی که در تلاشند تا اعمال قدرت کنند، آگاهانه یا ناآگاهانه در نیل به اهداف تناقض ایجاد کرده اند.
دولت موقت ایران، شورای انقلاب و خمینی جلسه ای برای حل این مسئله تشکیل داده اند و به سه راه
حل دست یافته اند:
یکی این که کمیته های انقلاب و همه عناصر غیر رسمی ساختار حکومتی منحل شوند، یا دولت
مستقیماً در برابر شورای انقلاب مسئول واقع شود همان طوری که «کمیته های امام تحت نظارت آن
هستند» و یا اینکه اعضای دولت و شورای انقلاب در یکدیگر ادغام شوند. آخرین راه شایسته ترین
شناخته شد و بازرگان اعلام نمود که پنج تن از اعضای شورای انقلاب در سه وزارتخانه مختلف دولت
موقت ایران به سمت معاونین وزرا منصوب خواهند شد. این وزارتخانه ها عبارتند: از وزارت دفاع
ملی، امور اقتصاد و دارایی و علوم و آموزش عالی.
5 این راه حل نیز نخواهد توانست در حل مشکلات و معضلات ناشی از دوگانگی اختیارات
حکومتی مؤثر واقع شود. قابل تصور نیست که سه ملا و یک غیر نظامی در پست معاونت وزیر
(تئوریسین اقتصادی ابوالحسن بنی صدر نیز از قبول این سمت در وزارت اقتصاد و دارایی سرباز زد که
ظاهراً باعث خوشحالی وزیر اقتصاد، علی اردلان، گردیده است) در حل مشکل اصلی دولت یعنی
اعمال قدرت بر کمیته ها و دادگاههای انقلابی و نیروهای شبه نظامی مؤثر واقع شوند، چون تمام این
عناصر نه تنها مستقل از دولت موقت بلکه مستقل از همه کس و همه چیز عمل کرده اند، و دلیلی ندارد
که بگوییم آنها از استقلال عمل خود دست برخواهند داشت.لینگن
ایران: تظاهرات در حمایت از خمینی
سند شماره (25)
از: آژانس اطلاعات دفاعی در واشنگتن دی. سی.تاریخ : 16 اوت 1979 25 مرداد 1358
به: آژانس اطلاعات دفاعی (بخش اطلاعات جاری CURINTL)
گزارش اطلاعاتی دفاعی آژانس اطلاعات دفاعی
طبقه بندی : خیلی محرمانه / غیر قابل رؤت برای بیگانگان
ایران: تظاهرات در حمایت از خمینی
1 (طبقه بندی نشده) پس از سه روز خشونت، در تاریخ 15 اوت تهران به خاطر بزرگداشت
وفات امام علی، یک رهبر فرقه شیعه، تقریباً به حالت تمام تعطیل درآمده بود. در همان حال،
مطبوعات گزارش دادند که دهها هزار نفر در قم در حمایت از خمینی به راهپیمایی پرداخته اند.
2 (طبقه بندی نشده) بنا به گزارشات واصله راهپیمایان یک قطعنامه 5 ماده ای صادر کردند که در
آن خاطرنشان شده که «ملت ایران تحت رهبریهای خمینی هرگونه توطئه، خیانت، نفوذ، تشنج و یا
نابسامانی را در نقطه خفه خواهند کرد، و علیرغم تمام توطئه های بین المللی راه خود را ادامه خواهد
داد». این قطعنامه همچنین از دادگاههای انقلاب خواستار اعدام «رهبران اصلی صهیونیستها و کسانی
که با آنها رابطه دارند» شده است.
3 (خیلی محرمانه / غیر قابل رؤت برای بیگانگان) این قطعنامه بار دیگر نشانگر احساس
شدید ضد بیگانه رایج در ایران است. ظاهراً مردم نمی توانند مسئولیت پیدایش شرایط یا اقدامات
نادرست را به گردن بگیرند. در عوض، آنها وضع اقتصادی وخیم، آشوبهای نژادی، و تظاهرات ضد
خمینی را عناصری از توطئه های خارجی می دانند که بنابر اعتقاد آنها توسط آمریکا و اسرائیل طراحی
شده است.
4 (خیلی محرمانه / غیر قابل رؤت برای بیگانگان) برگزاری این تظاهرات در حمایت شدید از
خمینی پس از تصویب اعمال کنترل شدید بر مطبوعات پدیدار گشت. علیرغم اقدامات خود مختارانه
و سرکوبگرانه وی، این موضوع بار دیگر بر این واقعیت دلالت دارد که او از حمایت شدید طبقه پایین
اجتماع برخوردار می باشد. نیروهای اسلامی کنترل امور را در دست دارند و هیچ گروه سیاسی دیگری
برای مبارزه با آنها عرض اندام نکرده است.
5 (خیلی محرمانه/ غیر قابل رؤت برای بیگانگان) با این وصف، بنیادگرایان اسلامی ناتوانی
خود را در متحد ساختن جامعه ایران با اقوام، ملل و گروههای اجتماعی، مذهبی و سیاسی مختلف که
شامل عناصر مهمی از نوگرایان و مادیگرایان است نشان داده اند. در طول شش ماهی که به قدرت
رسیده اند، گروهها را یکی پس از دیگری با خود بیگانه کرده اند. این رویه و روش نمی تواند تا مدت
نامعلومی ادامه پیدا کند. ولی تا زمانی که حمایت مالی توده های مردم فرسایش نیافته، خمینی کنترل
امور را در دست خواهد داشت و قدرت خود را تحکیم خواهد بخشید.
تهیه شده توسط: دی. آدامز، نیروی دریایی آمریکا، DN - 2E (خروج از طبقه بندی 15 اوت
1985)
یزدی در نیویورک، اکنون کجاست؟
سند شماره (26)
از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 12 اکتبر 1979 20 مهر 1358
به: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی. سی. فوری 4217طبقه بندی : خیلی محرمانه
موضوع: یزدی در نیویورک، اکنون کجاست؟
1 تمام متن خیلی محرمانه است
2 خلاصه: عملکرد یزدی در نیویورک جنبه فرسایشی داشت و طی آن یادآور شد که ما باید به
طریقی عمل نماییم که نشان دهد انقلاب را واقعاً پذیرفته ایم. بخشی از این عملکرد جنبه شعارهای
انقلابی دارد ولی بخش اعظم آن از اصالتی خاص برخوردار و نشانگر تلاش محفلی خاص در درون
دولت موقت ایران برای تحکیم مواضع قدرت خود می باشد. تا آنجا که در توانمان هست اقدام در چند
زمینه را توصیه می کنیم و ما باید تلاش خود را صرف تقویت خط مشی خود در این جو بنماییم. (پایان
خلاصه)
3 سفارت از دریافت تلگرام مرجع که حاوی تجزیه و تحلیلی ارزشمند از عملکرد دکتر یزدی در
نیویورک می باشد بسیار سپاسگزار است و باید گفت که یزدی به عنوان عضو گروهی که در داخل
دولت موقت به خمینی بسیار نزدیک است به احتمال قوی در انقلاب ایران بعد از انقلاب نقش مهمی را
ایفا خواهد کرد. (دیگر افراد موجود در این گروه عبارتند از وزیر دفاع جدید چمران، قطب زاده در
رادیو و تلویزیون ملی ایران، سخنگوی دولت موقت، طباطبائی و وزیر کشور صباغیان.)
4 ما نیز با تجزیه و تحلیل وزارتخانه در مورد یزدی در این خصوص که او می خواهد برای
رسیدن به اهداف روانی و سیاسی خود انقلابیون اسلامی را به عنوان نسل جدیدی از انسان بنمایاند که
می خواهند در صحنه جهانی حق اظهار نظر داشته باشند، موافقیم. یزدی در هاوانا و در نیویورک چنین
فرصتی را به دست آورده بود و مصمم بود که از آن حداکثر بهره برداری را بنماید.
5 نکته مهم دیگر این است که هدف وی در رابطه با آمریکا این بود که چه به طور علنی و چه
خصوصی به ما بفهماند که باید اقدامات بسیاری را انجام دهیم که نشان دهد ما انقلاب را پذیرفته ایم، و
به ما هشدار بدهد که تا زمانی که این کار صورت نگرفته نمی توان در جهت ایجاد روابط بهتر پیشرفتی
پدید آورد. پس از بازگشت از نیویورک (تلگرام جداگانه) نیز وی همین نکات را به طور مفصل در یک
کنفرانس مطبوعاتی مطرح نمود. یزدی می گوید یخ حاکم بر روابط بین دو کشور هنوز شکسته نشده
است.
6 این اظهارات تا حدودی جنبه افراطی دارد چون دولت آمریکا با اقدامات خود نشان داده است
که ما واقعاً این انقلاب را پذیرفته ایم. ولی به چند دلیل می توان گفت که این امر چندان شگفت آور نیز
نیست و لازم نیست که ما هم این دلایل را بپذیریم ولی باید در تلاش خود برای کنار آمدن با این رژیم
سرسخت حتماً همان دلایل را مد نظر داشته باشیم.
7 همان گونه که در تلگرام مرجع خاطرنشان شده، یزدی یک سیاستمدار انقلابی جاه طلب است.
همین دیدگاه است که به خصوص در اولین بازگشتش به آمریکا پس از هیجده سال اقامت در تگزاس
و دیگر نقاط (قسمتی از گذشته او که اکنون تحمل آن را دشوار می بیند)، او را وادار به سخن گفتن و
نمایش کردار یک انقلابی می نماید. در نتیجه برای وی مهم بود که در بازگشت به کشورش از وجهه
یک انقلابی واقعی برخوردار شود تا همه بدانند که او آماده مقاومت در برابر آمریکاست و تحت تأثیر
«بردگی فکری» که بنابه گفته خودش در هاوانا» مشخصترین اثر انگشت امپریالیسم در جهان است... و
به عنوان یک وسیله مؤر لیکن کم بها سلطه امپریالیستی را در جهان تداوم می بخشد» قرار نگرفته
است.
8 اما در مقاومت سرسختانه وی در برابر آمریکا مفاهیم بیشتری نهفته است که در مذاکرات او با
وزیرخارجه آمریکا و نیز در محتوای سخنرانیهای عمومی اش آشکار است. یزدی از نظر سیاسی
جاه طلب ولی یک انقلابی معتقد نیز هست. به همین دلیل نمی توان او را فردی صرفا قلمداد کرد. روش
برخورد وی حکایت از مطالبی دارد که بنیاد تمام تجهیزات و دستگاههای انقلابی اینجاست؛ که خود
جنبه تاکتیکی کوتاه مدت آن است: ولی او از مطالبی بنیادی تر و دراز مدت تر نیز سخن می راند.
9 در کوتاه مدت، یزدی و دیگر نزدیکان وی در اندرون دولت موقت تلاش می کنند تا قدرت
سیاسی خود را که از نظر خودشان در معرض خطر واقعی و یا خیالی قرار گرفته مستحکم سازند. به
همین دلیل است که نسبت به بروز مشکلات در کردستان و خوزستان عکس العملهای تندی نشان داده
می شود عکس العملی که شاخص آن رگباری از تبلیغات داخلی است تا نشان داده شود که آمریکا در
پشت صحنه است و در واقع این عراق است که با همکاری عمال آمریکایی و تحت تأثیر آنها در بروز
این گونه حوادث دست دارد. رابطه این تبلیغات با شرایط بحرانی این دو استان هر چه باشد، می توان
گفت که این تبلیغات طوری طراحی شده تا کنترل روحانیون و انقلابیون بر نیروهای امنیتی و
دستگاههای در حال تکامل دولتی را تقویت کند تا پس از تکمیل قانون اساسی بتوان هریک را در
محل خاص خود استقرار بخشید. تلاش آنها در جهت تحکیم قدرت نیز از نظر بسیاری از شاهدان
تأکیدی است بر ضرورت «محوسازی» آثار به جای مانده از رژیم منسوخ و مخالفین سیاسی شان از
ساختار دولتی. به همین دلیل به نقل از سخنان یزدی در نیویورک گفته اند که مرحله پاکسازی وزارت
خارجه هنوز به پایان نرسیده است. چمران نیز از پاکسازی مورد نظر خود در نیروهای مسلح سخن
می گوید. مسائلی که در نتیجه وجود نزیه در شرکت ملی نفت ایران پدیدار گشته نیز سخن از ضرورت
پیگیری روند پاکسازی را به دنبال داشته که به قولی نزیه آن را نادیده گرفته و کنار گذاشته است.
خمینی نیز می گوید تنها راه بقای انقلاب، انجام پاکسازیهای لازم در کل بافت اجتماعی و اقتصادی
کشور است.
10 آنچه به همین موضوع مرتبط است ولی از ماهیتی دراز مدت تر برخوردار است، ابراز نگرانی
در مورد یک خطر دیگر بزرگتر است که انقلاب، اهداف و مقاصد آن را تهدید می کند. ماحصل این
نگرانی محسوس شدن ضرورت حذف سلطه فرهنگی اجانب و به خصوص غرب است که بنا به قولی
از رژیم گذشته بر جای مانده و از نظر انقلابیون تأثیر اسلام را در تحرک بخشیدن به جامعه و ایجاد
انگیزه برای حل بافت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران فرسایش می دهد. واقعیت این است که آنها
این خطر را در تمام نقاط جهان اسلام حس می کنند، که به صورت نوعی جبر ایدئولوژیک ممزوج
شده با سخنان مبنی بر الحاق سرزمینهای اسلامی به یکدیگر که از ایده آلیسم پنهان شیعیان منشأ
می گیرد و باعث تیره شدن روابط بین جمهوری اسلامی ایران و اکثر همسایگان مسلمان آن می شود.
11 یزدی در بخش اعظم سخنرانی افشاگرانه خود در هاوانا به همین مضمونی که در ذهن
انقلابیون ایرانی جای دارد اشاره نمود. بنابه گفته او «معیاربندی ارزشها، اهداف و آرمانها در میان
نخبگان حاکم بر جهان، بعد جدید سلطه فرهنگی را به ماهیت رو به تکامل امپریالیسم در جهان
معاصر افزوده است.» یزدی خواستار «زدودن و کناره گیری از همپیمانی فرهنگی با ابرقدرتها و تلاشی
منظم در جهت رهانیدن خود از اسارت فکری سلطه فرهنگی شده است.»
12 برای ما کار کردن با رهبریتی که مانند او عمل می کند دشوار است؛ چون علیرغم اینکه به ما
نیازمند است سعی می کند زیاده از حد به ما نزدیک نشود تا انقلاب حفظ شود. زمان و شرایط اجباری
ناشی از یک تحرک و پویایی نهفته در مادیگرایی و نوگرایی اقتصاد ایران و ساختار اجتماعی شهری
آن این وضع را در نهایت تغییر خواهد داد. ولی در نتیجه بعضی از مشکلات سیاسی که در کوتاه مدت
اجتناب ناپذیر است، حرکت کندتر خواهد شد. ما باید حداکثر صبر و حوصله و حساسیت خود را در
پیگیری منافع خود در جوی انباشته از سوء ظن که توسط یزدی در نیویورک منعکس گردیده، به کار
گیریم.
13 پس از ادای این مطالب، از این پس به اظهار نظر در سه مورد خاص می پردازیم: اول، تدارک
نظامی؛ دوم، موضع علنی ما در قبال انقلاب؛ و سوم، حرکت سمبلیک ملاقات با خمینی و انتصاب
سفیر.
14 یزدی در نیویورک از روشن ساختن این موضوع باز نماند که عملکرد ما در زمینه تدارکات
نظامی همچنان محکی است برای مواضع ما در مقابل انقلاب. مسیر بسیار صعب العبوری در پیش
است، آن هم نه به خاطر اینکه برقراری رابطه با چمران به عنوان سرپرست جدید نهاد دفاعی موضوع
بحث باشد، بلکه به خاطر اینکه ترس از گسترش نفوذ آمریکا در جامعه ایران از طریق نظامی وجود
دارد. (طبق گفته یزدی در هاوانا بیش از 1200 پرسنل نظامی ایرانی در آمریکا دوره دیده اند، که این
رقم از نظر ما محافظه کارانه ارائه شده است.) علاوه بر این یزدی و دیگران معتقدند که ایران از طریق
صندوق اعتباری خود فریب خورده است.
15 بنابراین ما با مسئله ارضای سیاستمدارانی چون یزدی، چمران و نیز افراد حرفه ای نظامی
روبرو هستیم که دریافته اند که از پشتیبانی لجستیکی و فنی آمریکایی مورد نیاز خود محروم خواهند
ماند. با این وصف، از نظر ما موضعگیری کنونی ما در قبال تدارک نظامی اصولاً صحیح است که همان
موضعگیری صریح و روشن در قبال پرداخت صورتحسابهاست و به صورتی بسیار صریح قوانین و
مقررات خودمان را در آمادگیمان به پاسخگویی به سؤلات دولت موقت در زمینه جزئیات مالی و
ارائه لوازم یدکی پس از برقراری نظم در حکومت موقت ایران، ارائه می دهیم، به آن گوشزد می کند.
ولی، به نظر ما باید در خط مشی های خود به صورت منفرد و منفک و به خصوص در مورد ارائه
مقرراتی که به تجهیزات طبقه بندی شده و حساس تأثیر می گذارد نیز تن به خطر و ریسک بدهیم. در
نتیجه باید در پاسخ به درخواست دولت موقت در مورد هواپیماهای اف 4 بسرعت موضع گیری
مثبتی را از خود نشان دهیم. هرگونه به تأخیر و یا ممانعت از ارسال این جنگنده ها این سوءظن را بر
می انگیزد که مبادا آمریکا خیال تنبیه و تأدیب دولت موقت را از نظر مالی و سیاسی دارد؛ تصویب
مورد مربوط به این تعداد کوچک از هواپیماها که هزینه آنها نیز اضافه بر صورتحسابهای نیروی
هوایی پرداخت شود در حراست از منافع ما در ایران (در صورتی که نیاز به مشورت با کنگره باشد)
قابل دفاع و توجیه است.
16 ثانیاً، همان طور که این سفارت قبلاً پیشنهاد کرده بود، ما معتقدیم که باید راهی یافته و علناً
اعلام کنیم که وجود دگرگونی در ایران را پذیرفته ایم. برای این کار دو علت وجود دارد یکی اینکه
سوءظنهای دولت موقت نسبت به مقاصد ما کاهش پیدا می کند و دیگر اینکه با این کار به مردم
خودمان منافع درازمدتمان در ایران را یادآور می شویم (چون مطبوعات آمریکا در این زمینه نقشی
تصنعی و سطحی داشته اند). البته معنی این مطلب این نیست که برای ما حمایت و تأیید علنی خمینی و
یا تشویق و حمایت از چمران و یزدی و تمام بیانات و کردار آنها و یا تمجید از سیاست دولت موقت
در کردستان ضروری و حیاتی است. آنچه که باید بگوییم آن هم به طریقی که تا به حال نگفته ایم این
است که ما در ایران دارای منافع دراز مدتی هستیم که هنوز هم به قوت خود باقی است و به نظر ما
باید در ایران اسلامی نیز پیگیری شود.
17 ما مخصوصاً از وزارت خارجه می خواهیم که علناً و بطریقی اعلام نماید که ما مایلیم که
ایران اهداف انقلابی خود را طوری تحقق بخشد که مورد حمایت تمام اقشار ملت آن باشد و آمریکا
قصد ندارد مقاصد خود و یا رژیم خاصی، چه سلطنتی و چه غیر از آن را بر ایران تحمیل کند و القای
تمامیت و استقلال ایران به نفع ما و مورد توجه ماست؛ و منافع آمریکا در دسترسی داشتن به نفت
ایران مترادف است با منافع ایران در ادامه و تأمین مالی عمران صنعتی و کشاورزی آتی ایران. ما باید
فرصتهایی پیدا کرده و تأکید ایران انقلابی بر اسلام و کمک معنوی آن به جامعه را با در نظر گرفتن
طریقی که آمریکاییان نیز برای جنبه های معنوی تلاش انسانی اهمیت قائل می شوند، به عنوان عنصری
مورد احترام و قابل درک برای آمریکاییها مورد استقبال قرار دهیم.
18 نظریات چند ماه قبل معاون وزیرخارجه، یعنی ساندرز در مورد خاورمیانه بخش اعظم این
مطالب را در بر دارد و چیزهایی است که باید مکرراً به سمع ایرانیها رسانیده شود.
19 ثالثا، و مختصرا، یک موضوع بسیار با اهمیت دیگر دیدار با خمینی و انتصاب یک سفیر در
ایران است. اکنون برای انجام این کارها شاید دیر شده باشد؛ ولی موضوع اصلی راهی را پیش پا
می گذارد که از نظر یزدی و اکثر ایرانیها می تواند به روشن شدن طرز برخورد ما در قبال انقلاب
بینجامد. اگر قرار باشد انتصاب سفیر جدید باز هم به تأخیر افتد، توصیه می کنیم که زمینه برای ملاقات
با خمینی در سطح کاردار فراهم آید. اما در رابطه با انتصاب سفیر، اکنون زمان مناسبتر از همیشه است
و نباید در این مورد بیش از این تأخیر روا داشت.لینگن
بهبود اقتصادی اکنون کجا هستیم؟
سند شماره (27)
از : سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 23 اکتبر 1979 1 آبان 1358
به : وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی. با اولویتطبقه بندی : خیلی محرمانه
موضوع : بهبود اقتصادی اکنون کجا هستیم؟
1 (تمام متن خیلی محرمانه)
2 مقدمه و خلاصه: در حالی که عایدات نفتی ایران 2 میلیارد دلار در ماه می باشد، در حدود
4/2 میلیون نفر (یا 20 درصد) نیروی کار ایران بیکار هستند. بسیاری از کارخانه های در حالت رکود
به سر می برند. متوسط تولید 50 درصد ظرفیت تخمین زده می شود. با گذشت 8 ماه از انقلاب و در
حالی که اولین مرحله ابتدایی که همانا تخفیف هرج و مرج ها و سر و سامان دادن به امور می باشد
انجام پذیرفته است، بسیاری از ایرانیان شروع به پرسیدن این سؤل کرده اند که چرا بهبود اوضاع به
طرز سریعتری انجام نمی گیرد.
3 این تلگرام به بررسی یک مشکل اساسی می پردازد و آن عدم موفقیت در انتقال سرمایه های
نقدی و غیر نقدی بانکها به بخش ناتوان صنعتی که بشدت محتاج سرمایه یا اعتبار هستند می باشد.
کمبود اعتبار، تصمیمات اعلام شده دولت را بی اثر می سازد و به بی ثباتی و عدم اطمینان که خود از
عوامل دخیل در این مشکل هستند کمک می نماید. دلایل دیگری که ذیلاً مورد بحث قرار می گیرند
عبارتند از: عدم وجود سرمایه و سرمایه گذار، خروج سرمایه، بی لیاقتی دولت در همه زمینه ها، عدم
تأمین شخصی، عدم موفقیت در اجرای برنامه اعتبار ضروری و عدم توانایی کسانی که قصد گرفتن وام
دارند در بازپرداخت وامشان. آینده این رژیم بستگی به موفقیت دولت در حل چنین مشکلاتی و
اجرای برنامه های اطمینان بخش در ماههای آتی دارد. (پایان مقدمه و خلاصه)
4 عدم اطمینان، عدم سرمایه گذاری، ترجیح سرمایه نقدی بر غیر نقدی و خروج سرمایه نقدی و
غیر نقدی از دو طریق می تواند مولد شود. از طریق سرمایه گذاری در کارخانه های موجود یا جدید و
از طریق اعطای وام جهت سرمایه کاری. در حال حاضر سرمایه گذاری انجام نمی گیرد و این تا
حدودی ناشی از فرار طبقه تاجر به خارج از کشور می باشد. صادق سمیعی، معاون مدیر کل بانک
ایران عرب که خودش از همان تبار می باشد می گوید در حال حاضر بیش از 15 نفر ایرانی که ثروت
شخصی لازم را دارا باشند باقی نمانده اند و آنها هم در شرایط فعلی کاری نمی توانند بکنند.
5 اقشار بازاری (بازرگانان محافظه کار)، دلال هستند و نه سرمایه گذاران اهل ریسک. بنابه گفته
ابطحی، مدیر بخش خارجی بانک ملی (بزرگترین بانک تجاری)، بازاریها افراد بسیار ثروتمندی
هستند اما با توجه به عدم اطمینانهای مشابهی، آنها ترجیح می دهند که ثروتشان را در بانکها انباشته
کنند و یا حتی بهتر از این، آن را صادر نمایند. گرانتر از حد واقع پرداختن برای واردات (overvoicing)
وسیله معمول برای توضیح اینکه چرا ارزش (و به عبارتی ارزش دلاری) اعتبارات اسنادی در دو ماه
گذشته با چنین شدتی افزایش یافته اند را فراهم می آورد. این امر ضرورتاً به معنای افزایش واردات یا
افزایش فعالیت اقتصادی نمی باشد. ابطحی می گوید من مکرراً از مردم سؤل می کنم چرا آنها با این
واقعیت که ما در وضعیت بسیار بدی هستیم روبرو نمی شوند؟
6 ابطحی ادامه داد، بازاریها (و دیگران) متناوباً در حال تبدیل ثروتشان به کالاهایی هستند که
احتمالاً بازارهای خوبی در خارج پیدا می کنند. علاوه بر کالاهای معمول مانند طلا یا فرشهای شرقی،
زعفران نیز در حال حاضر خواهان بسیار پیدا کرده است. بر عکس طبقه کارخانه داران که نزدیکی
نامطبوعی با رژیم گذشته داشتند، بسیاری از بازاریها از نظر ایدئولوژیکی به رژیم فعلی تر حریف
هستند.به طور کلی آنها پول خوبی در می آورند و شاهد این امر، خرده فروشیهای قابل توجه در
بازارها و بالا رفتن رقم پس انداز بانکی آنها می باشند. بنابراین دلیل عدم اطمینان از جانب ایشان،
نباید به سادگی رد شود.
7 قسمتی از این عدم اطمینان ناشی از سیاستها یا بی سیاستهایی است که از دولت سرچشمه
می گیرند. به جای خط مشی های ثابت و استوار بازرگانان با تئوریهای مبهمی از قبیل بهره صفر درصد،
(مرجع ب)، بدون ایجاد انگیزه هایی که آنها بتوانند بدان پاسخ گویند و برنامه های خودشان را بر آنان
استوار سازند، مواجه می شوند. ابطحی تنها با لحن نیمه شوخی اظهار داشت که صحبت از بهره صفر
درصد ممکن است تهدید دروغین برای انتقال مازاد سرمایه های نقدی و غیر نقدی از حسابهای جاری
مشمول بهره به بازار سهام یا به شکلهای مستقیم تری (از سرمایه گذاری بوده باشد. او با لحن غمناکی
گفت، اما این امر به هیچ وجه تحقق نیافت.
8 عامل دیگری که موجب تشویش خاطر بازاریان را فراهم می کند قیمت است. چقدر باید برای
این یا آن کالای وارداتی بپردازند؟ چقدر باید بابت این کالاها از مصرف کنندگان پول دریافت کنند؟
گرچه این امر یک آیین مذهبی سنتی در اسلام سنتی است اما برخورد ساده انگارانه اسلام با این
مسئله و اضطرابی که انزجار ایشان نسبت به سودگرایی ایجاد می کند، مانع دیگری بر سر راه
سرمایه گذاری یا وام دهی می باشد.
9 عامل دیگری که ممکن است تضییع اطمینان را فراهم سازد عدم صلاحیت مدیرانی است که
برای به راه انداختن صنایع ملی شده انتخاب شده اند. از قرار معلوم حتی کارگران نیز در این مورد
گله مند هستند. بانکداران از مدیرانی صحبت می کنند که مجبورند تازه با اختلاف بین ستون بدهکار
ترازنامه و بستانکار آن آشنا شوند. عدم اطمینان از این که کسانی مالکان و کنترل کنندگان شرکتها
هستند بر بی میلی بانکداران برای اعطای وام به شرکتهای فاقد مدیریت با تجربه می افزاید. در مواردی
که همه سهام یک شرکت مصادره شده ولیکن دولت یا یک بنیاد خیریه، مدیران معینی را جهت هیأت
مدیره منتصب می کند، حوزه های مسئولیت افراد و مسئولیت نهایی مالی نامشخص باقی می ماند.
10 انعکاس انتصاب مدیران بی تجربه در خروج افراد با تجربه از کشور مشاهده می شود. با این
حال هنوز تعدادی از افراد مزبور در کشور مانده اند و در این سیستم کار می کنند. اما توانایی آنها برای
پر کردن شکاف تجربه موجود و تأثیرشان در ایجاد تحرک اقتصادی به خاطر ناملایمات روحی ناشی
از مشاغل آنان کاسته شده است. ابطحی پرسید آیا شما می توانید درک کنید که دوره تصدی من
بستگی به این دارد که آیا من نماز می خوانم یا نه؟ سایر کسانی هم که مانند ابطحی نمی خواهند
منافق گونه عمل کنند، چیزهای مشابهی را گفته اند. همه تا اندازه ای آسیب پذیر هستند، این درسی است
که به طور مؤثری از اخراج نزیه رئیس شرکت نفت گرفته شده است. لذا تمایل رو به رشدی وجود
دارد که از تصمیماتی که احتمالاً جلب توجه کرده یا تهاجمی را علیه خودشان بر می انگیزاند اجتناب
ورزند. این امر حتی به تمایل آنها برای اضافه کاری لطمه می زند. (مخصوصاً بعد از کاهش عمده اخیر
در حقوق کارکنان شرکت نفت و بانکها.)
11 مسئله دیگر، ترس از این می باشد که نه این رژیم، بلکه جانشین آن، مدیران را بخاطر اجرای
دستورات رژیم فعلی مورد موأخذه قرار دهد؛ آنچه که بر سر بسیاری از کسانی که دستورات شاه را
اجرا کردند آمد. عدم ثبات آشکار رژیم و احتمال محسوس وجود ضدانقلاب همه دست به دست هم
داده تا از تحرک و ابتکار جلوگیری کنند. البته از جنبه مثبت قضیه باید گفت که مثال عاقبت کسانی که
بخاطر حمایت از دوستان نزدیک شاه قوانین را زیر پا گذاشتند باعث تقویت بانکداران برای مقاومت
در مقابل دخالتهای خام (بیجای) روحانیت و کمیته ها که خواستار به اجرا درآمدن پروژه های نفتی
هر چند غیر اقتصادی خود می باشند شده است. عقیلی، مدیرعامل بانک ایران و خاورمیانه می گوید
هیچ کس نمی خواهد همان گونه که آنها عده ای (از عمال رژیم سابق) را اعدام کردند، مرا نیز تیرباران
نمایند.
12 اما به هر حال در مجموع، اثر این فشارها مخصوصاً بر بانکداران، که در حال حاضر
کارمندان دولت به شمار می آیند، این بوده است که از هر نوع ابتکار و ابداع، جسارت و انعطاف از
سوی آنها ممانعت به عمل آورد. کیفیات و مشخصات ذکر شده مخصوصاً از این جهت مورد نیازند که
در حال حاضر بسیاری از صنایع ایران که قادر به پرداخت دیون خود نمی باشند با بیهودگی تقاضای
اعتبار می نمایند.