بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 823

کنگره که آماده دفاع از چیزی بودند که به اعتقاد آنها، حقوق قانونی سربازان آمریکایی محسوب

می گردید. دوم، وزارت دفاع آمریکا که امیدوار بود اختیارات قضایی خود را در مورد کلیه پرسنل خود

در همه جا اعمال کند. اگر چه تا سال 1959 (1338 م) این مخالفتها از قدرت کافی برای اعمال

فشار بر کنگره جهت اصلاح موافقتنامه وضعیت نیروها بی بهره بود، ولی قدرت آنها برای محدود کردن

قدرت انعطاف وزارت خارجه در مذاکرات مربوط به موافقتنامه های بعدی وضعیت نیروها کافی بود.

بدون شک، دیپلماتها متوجه بودند که تکرار مواردی مانند قضیه گیرارد مطمئنا می توانست اعتراض

عمومی را در پی داشته باشد. ما اکنون اثرات فشار خاص وزارت دفاع را برای امضاء یک موافقتنامه

با ایران مورد بررسی قرار می دهیم.

بخش دوم

وزارت دفاع آمریکا در طی سال 1959 (1338 م) شروع به پیش بردن کار خود برای یک

موافقتنامه خاص درباره هیئتهای مستشاری در ایران نمود. این هیئتها به زمان جنگ جهانی دوم

مربوط می شدند، ولی هیچ نوع موافقتنامه رسمی که بر وضعیت آنها در مقابل قوانین ایران حاکم باشد.

وجود نداشت. گزارش مکتوب وزارت دفاع آمریکا به کمیته فرعی اروین در اوت 1959 (مرداد ماه

1338 م) اعلام نمود که ایران از چشم پوشی از اختیارات قضایی خود در مورد هر یک از چهار

آمریکایی که طی سال گذشته قوانین ایران را نقض کرده بودند. امتناع ورزیده بود. پنتاگون نیز به کمیته

اروین گزارش داد که «فرمانده نظامی ایالات متحده اطلاع داده که فقدان هر نوع موافقتنامه قضایی با

دولت ایران، اثرات سویی بر روحیه فرماندهی بر جای گذاشته است.»

ایران یکی از نزدیکترین دوستان آمریکا در خاورمیانه بود. در طی سالهای بعد از سرنگونی دولت

جبهه ملی، ایران نسبت به موضع آمریکا در جنگ سرد بشدت وفادار مانده بود. پیمان بغداد تا قبل از

کودتای عراق در سال 1958 که اوضاع را در خاورمیانه تغییر داد، نشانگر نوع روابط بود. سپس

ایالات متحده و ایران پیمان دو جانبه ای را در مارس 1959 (اسفند 1337 م) منعقد ساختند. اعمال

فشار ناگهانی وزارت دفاع برای امضاء یک موافقتنامه وضعیت نیروها در ایران، به فاصله پنج ماه پس

از امضاء توافقنامه دوجانبه، به سختی تصادفی به نظر می رسد. ایالات متحده همچنین پیمان دو

جانبه ای را که با ترکیه به امضاء رسانده بود و در جلسه اوت 1959 (مرداد ماه 1338 م) وزارت

دفاع از ترکیه همانند وضعیت قضایی ایران شکایت کرده بود. ظاهرا وزارت دفاع فکر کرده بود که

پیمانهای دو جانبه، موقعیتی برای افزایش اختیارات قضایی بر پرسنل ماوراءبحار به وجود آورده بود.(1)

مسئله حقوق برون مرزی برای ایران موضوع حساسی به شمار می رفت. تنها در سال 1928

(1307م) بود که این کشور حاکمیت خود را با الغاء «کاپیتولاسیون» اولیه، مجددا برقرار کرده بود.

وزارت دفاع آمریکا یا ندانسته و یا زیرکانه، سابقه ای را که ایرانیها در رابطه با اصرار آمریکاییان برای

اختیارات قضایی انحصاری برای پرسنل آمریکایی مد نظر قرار می دادند. نادیده می گرفت. این سابقه

1- روح اله رمضانی ٬ ”خلیج فارس و نقش ایران “ ٬ (شارلوت ویل: انتشارات دانشگاه ویرجینیا 1972 ٬ ) صفحات 106 و 107 . اینجانب در مورد ارتباط زمانی میان امضاء قرارداد دو جانبه و شروع اعمال فشار از طرف وزارت دفاع آمریکا برای امضای یک موافقتنامه وضعیت نیروها با ایران ٬ خود را مدیون پرفسور رمضانی می دانم.


صفحه 824

برای خبرنگار «نیویورک تایمز» در ژانویه 1960 (دی ماه 1338 م) کاملاً روشن بود .(1)از آنجا که

سفارت آمریکا در تهران به خبرنگار مزبور، مطالبی در رابطه با آن سابقه ارائه می داد، فرد می تواند به

این نتیجه برسد که سفارت از طرز تلقی ایرانیها به خوبی مطلع بوده است.

با این حال، وزارت دفاع فشار خود را در سال 1960، (1339 م) افزایش داد. «بنجامین

فورمن»معاون ریاست امور بین الملل به کمیته فرعی اروین گفت «تحولات در ایران طی دوره گزارش

شده، باعث بروز نگرانی گردیده است.» فورمن تأکید کرد که هیچ نوع موافقتنامه رسمی بر وضعیت

مستشاران آمریکایی در نیروهای مسلح و ژاندارمری ایران حاکمیت ندارد. وی همچنین دو مورد را

تشریح کرد که هر دو، مربوط به حوادث رانندگی منجر به مرگ ایرانیها بود که در آن دو مورد، ایران را

از الغاء اختیارات قضایی خود امتناع ورزیده بود. در یک مورد، یک گروهبان آمریکایی در حال

رانندگی کامیون و در حین انجام وظیفه، یک عابر را کشته بود. در صورتی که موافقتنامه ای مشابه

موافقتنامه وضعیت نیروها در ناتو در این مورد نیز موجود می بود، ایالات متحده قطعا از اختیارات

قضایی اولیه می توانست استفاده کند. در مقابل، یک دادگاه ایرانی گروهبان را به محاکمه کشاند و وی

را مقصر شناخت و او را به دو ماه حبس تعزیری و 650 دلار جریمه محکوم کرد. فرجام خواهی از

این حکم نیز به این علت که مجازات ملایم بود، معلق ماند. در مورد دیگر، یک سروان در خارج از

حین انجام وظیفه، عابر دیگری را کشت که خبر آن در جراید ایالات متحده نیز منعکس گردید. سروان

محکوم گردید و به مجازاتی برابر شش ماه زندان محکوم شد. وی درخواست فرجام نمود و یک

دادگاه عالی تر دستور تشکیل محکمه دیگری را داد که تاکنون تشکیل نگردیده است. در خلاصه

گزارش وزارت دفاع آمریکا آمده بود که در سال قبل، ایران هیچ نوع الغای حاکمیت قضایی خود را

تضمین نکرده بود.

در سال 1961 (1340 م) ایران شروع به ارزیابی مجدد روابط خود با ایالات متحده کرد. دوستی

سالهای دهه 1950 شامل میلیونها دلار کمک نظامی و اقتصادی آمریکا شده بود، ولی هنگامی که

دولت کندی به قدرت رسید، شاه نگران ادامه آن کمکها گردید. وقتی «آورل هریمن»، سفیر سیار کندی

برای تشریح سیاستهای دولت کندی در سراسر جهان، به رم وارد گردید، شاه از وی دعوت نمود تا به

تهران سفر کند. هریمن قول داد که ایالات متحده به حمایت خود از استقلال ایران ادامه خواهد داد، ولی

برای شاه روشن شد که ایالات متحده در حال از دست دادن علائق خود در ایران می باشد. شاه بعدا به

سی.ال. سولزبرگر، خبرنگار نیویورک تایمز، گفت: هنگامی که دولت آیزنهاور از ایران خواست تا به

مذاکرات خود با شوروی پیرامون امضای یک پیمان عدم تجاوز پایان دهد، ایران با این درخواست

موافقت کرد. شاه ادامه داد که اکنون ایالات متحده نسبت به تأمین مالی هزینه ارتقاء سطح نیروهای

مسلح ایران به سطح همسایگانش از جمله دشمنش عراق بی میل است. سلطنت همچنین مواجه با

مخالفتهای شدید داخلی در بهار سال 1961 (1340 م) گردید. پس از ماهها تظاهرات و شورش، شاه

پارلمان را منحل کرده و به نخست وزیر اجازه داد از طریق مصوبات هیئت دولت، کشور را اداره کند.

در کنفرانس سران در وین، نیکیتا خروشچف، نخست وزیر شوروی، به این شرایط به عنوان علائم

1- نیویورک تایمز 3 ٬ ژانویه ٬1960 ص


صفحه 825

سقوط شاه اشاره کرد.(1)

مسئله وضعیت نیروها بر روابط بین ایران و ایالات متحده سایه افکند. طی جلسه کمیته فرعی

اروین در ژوئیه 1961 (تیر ماه 1340 م) فورمن دوباره از ایران به عنوان منطقه مشکل آفرین یاد

کرد. در سال قبل از آن، شانزده مورد در دادگاههای ایران مطرح شد که از هیچ یک از آنها چشم پوشی

نگردید.فشارهای وزارت دفاع آمریکا از طریق این جلسات کنگره ایجاد می شد، وزارت امور خارجه

آمریکا را تحت تأثیر قرار می داد،در حالی که وزارت خارجه مایل نبود در «دور» بررسیهای تقنینی در

خصوص حمایت از سربازان آمریکایی در خاورمیانه وارد شود. فرماندهان نظامی آمریکایی در ایران

نیز بدون شک بر سفارت آمریکا در تهران فشار وارد می کردند. حتی اگر وزارت خارجه احتمالاً

متوجه می شد که هدف وزارت دفاع (یعنی اختیارات قضایی انحصاری) به غرور ایرانیان لطمه می زد،

نمی توانست در مقابل وزارت دفاع مقاومت کند. مذاکرات غیر رسمی بین سفارت آمریکا و وزارت

امور خارجه ایران در اوائل سال 1962 (اواخر سال 1340 م) آغاز شد و در 19 مارس (29 اسفند

1340 م) سفارت آمریکا رسما تقاضا کرد که به پرسنل نظامی و کارکنان غیر نظامی وزارت دفاع

آمریکا و بستگان آنها مصونیت دیپلماتیک داده شود. سفارت پیشنهاد کرد که این کار را می توان با

داخل کردن مجموعه نظامی آمریکا در کارمندان اداری و فنی سفارت انجام داد، زیرا امتیازات

کارمندان اداری و فنی سفارت به محض اینکه کنوانسیون تازه تصویب وین در خصوص روابط

دیپلماتیک از طرف ایران نیز تصویب می شد، تأیید می گردید. دو روز پس از ارائه پیشنهاد سفارت،

رئیس جمهور کندی از شاه دعوت نمود، که از واشنگتن دیدن کرده تا رئیس جمهور بتواند طرحهای

آمریکا دوباره کمکهای نظامی و اقتصادی آتی را تشریح کند. تئودر سورنسن، مشاور رئیس جمهور،

درباره طرز تلقی دولت آمریکا درباره اوضاع ایران در آن زمان چنین نوشت: « در ایران، شاه اصرار

داشت به ارتش پر هزینه اش که برای حوادث مرزی و امنیت داخلی بسیار زیاد ولی برای جنگ

خارجی کاملاً بی فایده بود، کمک کنیم. به گفته یک مشاور دولتی، ارتش شاه طبق ضرب المثل

معروف، به مردی شباهت داشت که آنقدر چاق بود که نمی توانست کارهای کوچک انجام دهد و آنقدر

لاغر بود که کارهای سنگین از او بر نمی آمد.»(2)

طی این دیدارها، رئیس جمهور به شاه گفت که در آینده کمکهای خارجی به آمریکا بر توسعه

درازمدت تأکید دارد تا قدرت نظامی. سپس در حرکتی که به نظر توهین زیرکانه ای می آمد، کمتر از

نیمی از اعضای کنگره در اجلاس مشترک سنا و مجلس نمایندگان که شاه در آنجا سخنرانی کرد،

حضور یافتند.(3)

شاه پس از مراجعت از سفر ایالات متحده که به سردی با وی برخورد شد، تصمیم گرفت تا دو کار

را انجام دهد: وی شروع به اتخاذ مواضع مستقل در امور بین المللی کرد، یعنی که نسبت به اتحاد خود

با ایالات متحده نه خیلی وابسته باشد و نه آن را رد کند و در مرحله دوم نیز برنامه گسترده اصلاحات

1- نیویورک تایمز 11 ٬ مارس ٬1961 ص 3 15 مارس ٬1961 ص 14 22 ژوئیه ٬1961 ص 20 تئودر سورنسن ٬ کندی (نیویورک: . ”هارپر“ و ”راو“ 1965 ٬ ) صفحات 546 و 5 2- . 2 سورنس٬ کند ٬ص 6 3- . 3 نیویوک تایمز 22 ٬ مارس ٬1962 ص 4 13 آوریل ٬1962 ص 1 14 آوریل ٬1962 ص 1


صفحه 826

اجتماعی را جهت بهبود وضعیت بسیاری از مردم خود در پیش گرفت. در ژوئیه 1962 (تیر ماه

1341 م) آمریکا به پرداخت سالیانه سی میلیون دلار جهت حمایت از ارتش شاهنشاهی ایران پایان

داد و در ماه اوت (مرداد ماه 1341 م) لیندون بی. جانسون، معاون رئیس جمهور در تهران توقف

نمود، تا از شاه دلجویی کند. جانسون بشدت تحت تأثیر استقبال پرشور 250 هزار ایرانی که در مسیر

حرکت وی صف کشیده بودند، قرار گرفت. به طوری که وی چندین بار توقف کرده و با مردم دست

داد. وی طی ملاقاتهایش، بارها و بارها ادامه تعهد آمریکا نسبت به ایران را مورد تأکید قرار داد. شاه

طی ملاقاتهای خصوصی اش با جانسون، مسئله قطع کمک نظامی را پذیرفت. یک ماه بعد، ایران

سیاست مستقلتر خارجی خود را با آگاه ساختن اتحاد شوروی مبنی بر اینکه اجازه استقرار پایگاه

موشکی خارجی در خاک خود را نخواهد داد، آغاز کرد.(1)

وزارت دفاع آمریکا بر فشارهای خود برای کسب اختیارات قضایی انحصاری ادامه داد، گویی که

هیچ موضوع دیگری بین ایران و ایالات متحده وجود نداشت. در گزارش تقدیمی به کمیته فرعی

اروین در اوت 1962 (مردادماه 1341 م) وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که ایران در مورد 18 فقره

جرم ارتکابی در آن کشور طی سال گذشته از اختیارات قضایی خود به هیچ وجه چشم پوشی نکرده

است. تا آن تاریخ، ایران حتی یک مورد چشم پوشی را نیز تضمین نکرده بود. مقامات آمریکایی

بایستی از حساسیت ایرانیان در شرایطی که حق حاکمیت این کشور مطرح باشد، آگاه می بودند، ولی

وزارت دفاع آمریکا از تقاضای خود برای «کسب حقوق برون مرزی» کوتاه نمی آمد. از آنجا که

توافقنامه ای در بین نبود، فورمن به سناتور اروین گفت: «بعضی از دشواریها خاصه در رابطه با

تصادفات ادعایی وسایط نقلیه رخ داده و یک مشکل روحی پیش آورده است.»

شاه «انقلاب سفید» خود را در رابطه با اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در ژانویه 1963 (دی ماه

1341 م) آغاز کرد و یک رفراندم عمومی، برنامه وی را مورد تصویب قرار داد. این انقلاب به نظر

می رسید که پایه قدرت رهبران مذهبی ایران را در چند جبهه مورد تهدید قرار می داد، اصلاحات ارضی

بر نقش آنها به عنوان متولیان اراضی وقفی خاتمه می داد. سکولاریسم، نفوذ آنها را در تعلیم و تربیت

کاهش داده و تساوی حقوق زنان به نظر می رسید که بشدت با اصول اسلامی در تعارض باشد. در

ژوئن (خرداد ماه 1342 م) رشد نارضایتی منجر به انفجار شورش در تهران گردید که شاه از آن به

عنوان بهانه ای برای نابود کردن مقاومت آشکار مخالفین سیاسی و مذهبی خود بهره برداری کرد. به

همین خاطر، شاه از این بحران بسیار قوی تر از قبل بیرون آمد .(2)انقلاب سفید به پیش رفت، انتخابات

برگزار گردید و مجلس در اکتبر سال 1963 (مهر ماه 1342م)، 29 ماه پس از انحلال آن به وسیله

شاه، بازگشایی گردید.

در این حال ایالات متحده به حرکت خود به منظور کسب اختیارات قضایی انحصاری بر

نیروهایش در ایران ادامه می داد. در مارس 1963 (اسفندماه 1341 م) وزارت خارجه ایران به

1- رامش سنگه وی ٬ آریامهر: شاه ایران (لندن: مک میلان 1968 ٬ )صفحات 273 تا 278 روح اله رمضانی ٬ ”تحول سیاست آمریکا در خاورمیانه“ ٬ ویرجینیا کوارترلی ریویو ٬1964 ٬ صفحات 363 تا 382 نیویورک تایمز 25 ٬ اوت ٬1962 ص 5 روح اله رمضانی ٬ ”تحول . سیاست خارجی ایران “ ٬ میدل ایست جورنال ٬1970 ٬ ص 4 2- . 2 رمضانی ٬ ”تحول سیاست خارجی ایران “ ٬ص 426


صفحه 827

سفارت آمریکا اعلام کرد که امتیازات دیپلماتیک در مورد خارجه است. اگر چه این، اولین روزنه بود

ولی یک سال تمام طول کشیده بود تا ایرانیها چنین تصمیمی بگیرند. انسان ممکن است چنین نتیجه

بگیرد که اختیارات قضایی انحصاری چیزی نبود که آنها مایل به اعطای آن باشند. در حقیقت، وزارت

خارجه ایران پس از ملاحظات اضافی، سفارت آمریکا را مطلع ساخت که تصویب کنوانسیون وین به

تنهایی قادر به تعمیم امتیازات دیپلماتیک به مستشاران نظامی آمریکا نیست و یک قانون ویژه مصوب

مجلس در این باره مورد نیاز می باشد. وزارت خارجه ایران قول داد که یک بیانیه مناسب به این

کنوانسیون ضمیمه کرده و سپس برای تصویب (به مجلس م) ارائه کند و همچنین پیشنهاد کرد که

یادداشت آن وزارتخانه و پاسخ آمریکا به اطلاع قانون گزاران رسانیده شود. سفارت به دقت پاسخ

خود را تنظیم کرده و با عبارت ذیل به طور کلی افراد را از قوانین ایران مستثنی کرد: «آن دسته از

پرسنل نظامی و غیر نظامی آمریکایی عضو وزارت دفاع آمریکا و بستگانشان که اهل خانه آنها

می باشند و بر طبق قراردادهای دو جانبه مربوط به کمک و مشاوره نظامی در ایران حضور دارند». در

حالی که این تماسهای دیپلماتیک پیش می رفت، وزارت دفاع آمریکا فشار خود را وارد کرده و به

کمیته فرعی اروین اعلام کرد که مشکل روحی در ایران هنوز موجود است، زیرا هیچ نوع توافقنامه

وضعیت نیروها در ایران وجود ندارد.

حرکت ایران در راستای تحولات داخلی و فعالیتهای بزرگتر بین المللی در سال 1964 (1343 م)

شدت می گرفت. همان طور که پرفسور رمضانی اشاره کرده «تحرکات داخلی و خارجی بر یکدیگر اثر

می گذاشت».(1)برای مثال موافقتنامه تجاری ایران شوروی در سال 1964 (1343 م) که برای اولین

بار به آن تجارت یک چارچوب استوار برا گسترش و تنوع داد، تأکیدی بر استقلال هر چه بیشتر در

سیاست خارجی ایران و کمک به اقتصاد داخلی ایران بود. در همان سال سازمان همکاری منطقه ای

برای توسعه سه کشور مسلمان غیر عرب خاورمیانه را در تلاشی برای اجرای طرحهای مدرن سازی

خود به هم پیوند داد که تأکیدی سمبولیک بر تمایل آنها برای آزادی بیشتر از غرب و خصوصا از

ایالات متحده محسوب می گردید. این قدمها صرفا مقدمات جهش ایران بود. طی سه سال بعد،

شورویها یک کارخانه ذوب آهن در اصفهان ساختند، شرکتی آمریکایی یک کارخانه شیمیایی در بندر

شاهپور احداث کرد و یک پروژه مدرن سازی در بندر بوشهر در دست ساختمان بود. درآمدهای نفتی

طی موافقتنامه ای جدید با کنسرسیوم بین المللی نفت که شرکت ملی نفت ایران را اداره می کرد، افزایش

یافت. در سال 1967 (1346 م) یعنی سالی که تولید ناخالص ملی ایران به 5/11 درصد رشد دست

یافت، مراسم تاجگذاری شاه، اعتماد به نفس رژیم و رشد قدرت ملی را نمایان می ساخت.(2)ایران در

سال 1964 (1343 م) در حال احساس این ایران در سال 1964 (1343 م) در حال احساس این

حال احساس این اطمینان بود.

رسیدن لیندون جانسون به پست ریاست جمهوری در نوامبر 1963 (آبان 1342 م) منجر به تغییر

فاحش سیاست آمریکا در قبال ایران گردید. کمتر از دو ماه بعد از روی کار آمدن جانسون، وی

«سرجنت شریور»، رئیس سپاه صلح آمریکا را برای تسلیم پیامی به شاه، به ایران فرستاد. جالب

1- 1 رمضانی ٬ ”تحول سیاست خارجی ایران “ ٬ صفحات 433 تا 4 2- پیترآوری ٬ ”ایران در سالهای 1964 تا 1968 : حالت اطمینان فزاینده“ ٬ نشریه جهان امروز ٬ شماره٬ صفحات 453 تا 466 (1968)


صفحه 828

اینکه، شاه نیازی به دعوت از فرستاده ریاست جمهوری نداشت، همان گونه که با «آورل هریمن» در

سه سال پیش از آن، دیدار کرد. در ژوئن 1964 (خرداد 1343 م) شاه طی سفری به ایالات متحده

که به عنوان سفری خصوصی و فرهنگی توصیف گردید، با رئیس جمهور و وزیر خارجه ملاقات نمود.

جانسون از شاه به عنوان «پادشاه اصلاح گر قرن بیستم» یاد کرد. احتمالاً در این ملاقات بود که

رئیس جمهور موافقت نمود یک اعتبار 200 میلیون دلاری را برای فروش تسلیحات نظامی به ایران

اعطاء کند تا این کشور قدرت نظامی خود را علیه تهدیدات جدی در طول مرزهای جنوبی در خلیج

فارس و مرزهای غربی با عراق تقویت نماید.(1)

رئیس جمهور نه تنها یک بار سیاست آمریکا در کمک به ایران را عوض کرد، بلکه وزارت دفاع

آمریکا نیز همزمان و یکباره به فشار خود برای کسب اختیارات قضایی انحصاری بر پرسنل خود در

ایران، خاتمه داد. برای اولین بار پس از سال 1959 (1338 م) در گزارش وزارت دفاع به کمیته

فرعی اروین، از ایران به عنوان منطقه ای مشکل آفرین یاد نشد. این دو تحول در کنار یکدیگر بیانگر

این موضوع بودند که 200 میلیون دلار، قیمت شاه برای اعطای امتیازات دیپلماتیک به جامعه نظامی

آمریکا بود.(2)وزارت دفاع آمریکا به این دلیل اعمال فشار خود را قطع کرد که به نظر می رسید به

هدفش رسیده باشد. تنها چیزی که باقی می ماند، تصویب پارلمان ایران بود که انتظار نمی رفت شاه را

نقض نماید.

در 13 اکتبر 1964 (21 مهر 1343 م) مجلس شورای ملی ایران، تعمیم امتیازات دیپلماتیک به

مستشاران نظامی آمریکایی را با گنجاندن آنها در زمره کارکنان اداری و فنی سفارت تحت کنوانسیون

وین تصویب کرد. 61 تن از 200 نفر نماینده علیه این اقدام رأی دادند که نشانه مهم عدم تصویب از

سوی آن گروه معمولاً آرام بود. بعضی از مخالفین بحث می کردند که ایران تحت قیمومیت ایالات

متحده قرار خواهد گرفت، در حالی که دیگران بر موضوع «اهانت به غرور ایرانی» تأکید داشتند. یک

نماینده مشخصا اشاره کرد که «یک شاگرد مکانیک خارجی» از امتیازات مشابه سفرای ایران بهره مند

خواهد شد. (در واقع تعدادی از پرسنل پشتیبانی آمریکایی از قبیل رانندگان کامیون، مکانیکها و

شاگردان آنها در ایران کار می کردند). حسنعلی منصور، نخست وزیر، پاسخ داد که این قانون فقط

پرسنل نظامی را در حال انجام وظیفه از پیگرد جنایی مستثنی می کند. در واقع ماده 37 کنوانسیون وین

مصونیت از پیگرد جنایی را به بستگان کارکنان اداری و فنی نیز اعطاء می کرد. این مقامات همچنین از

پیگرد مدنی در صورت ارتکاب جرم در حین انجام وظیفه مصون بودند. سخنگویی به یک خبرنگار

گفت که از نظر آمریکا مصونیت از حوزه قضائی ایران در واقع از ماده 37 پیروی می کند .(3)

1- نیویورک تایمز 16 ٬ ژانویه ٬1964 ص 3 5 ژوئن ٬1964 ص 3 6 ژوئن ٬1964 ص 3 و ئی 10 .باین ٬ سلطنت ایرانی در حال تحول: مصاحبه هایی با پادشاهی که حکومتش سنتی و هدفش مدرن سازی است(نیویورک: اداره دانشگاههای آمریکایی 1968 ٬ ) صفحات 215 و .221 2- ئی 10 .باین هر دو موضوع ”تغییر سریع در سیاست آمریکا“ و ”اعطای حقوق برون مرزی“ را توضیح داده ولی آنها را به طور مشخص به هم ربط نداده است. در عوض٬ او ”اعطای حقوق برون مرزی“ را ”جوابی دیرتر از موقع“ به کمکهای نظامی اولیه آمریکا می داند. رجوع کنید به . ”سلطنت ایران در حال تحول“ ٬ صفحات 221٬215 ٬204 3- کریسچن ساینس مانیتور 20 ٬ نوامبر ٬1964 ص 4 برای متن ماده 37 رجوع کنید به سر معاهدات سازمان ملل ٬ جلد 500(1964)116.


صفحه 829

تبادل یادداشتها در 9 دسامبر 1964 (18 آذر1343 م) معامله را تکمیل نمود. وزارت خارجه

ایران نسخه ای از قانون جدید ایران را به سفارت ارسال کرد که در آن چنین آمده بود:

«با توجه به لایحه 18/2291/2157 25/11/1342 دولت و ضمائم آن که در تاریخ

21/11/42 به مجلس سنا تقدیم شده به دولت اجازه داده می شود که رئیس و اعضای هیئتهای

مستشاری نظامی ایالات متحده را در ایران که به موجب موافقتنامه های مربوط در استخدام دولت

شاهنشاهی می باشند از مصونیتها و معافیتهای شامل کارمندان اداری و فنی موصوف در بند (و) ماده

اول قرارداد وین که در تاریخ هیجدهم آوریل 1961 مطابق بیست و نهم فروردین ماه 1340 به امضاء

رسیده است، می باشد،

برخوردار نماید.» سفارت آمریکا در پاسخ، بی جهت قول داد تا تقاضای ایران را برای لغو مصونیت

«در مواردی که شامل جرایم شنیع و سایر اعمال جنایت کارانه و سزاوار مجازات باشد»، مورد بررسی

قرار دهد. هیچ اشاره مشخصی از سوی طرفین به بستگان آمریکاییان وجود نداشت، ولی در عمل آنها

از مصونیتهای مشابه همانند کفیلهای خود، بهره مند شدند.(1)

ایران تصویب کنوانسیون وین را در 3 فوریه 1965 (14 بهمن 1343 م) رسما اعلام کرد. در

ژوئن آن سال (خرداد 1344 م) بنجامین فورمن با خشنودی به سناتور اروین گفت که پرسنل آمریکا

از پیگرد کلیه جرایم جنایی و مدنی که در حین انجام وظیفه مرتکب شوند، مصونیت یافته اند. حداقل

در جلسه علنی، هیچ بحثی از عدم تمایل مجلس ایران برای اعطای امتیازات جدید، به میان نیامد.

فورمن توضیح داد که عبارات (این قانون م) برای ایالات متحده خیلی مطلوب است، زیرا پرسنل

آمریکایی در حال کمک به ایران هستند. یک سال بعد، پنتاگون دوباره خرسندی خود را از توافق

جدید مورد تأکید قرار داد. از سال 1966 (1345 م)به بعد، نام ایران از اظهارات شاهدان و گزارشهای

کتبی ناپدید گردید.(2)

شواهد ذهنی نشان می دهد که وزارت خارجه آمریکا بر خلاف وزارت دفاع متوجه بود که

ایرانیان، اختیارات قضایی انحصاری را با کاپیتولاسیون یکسان خواهند دانست. در سال 1960،

همانطور که در ابتداء ذکر شد، خبرنگار نیویورک تایمز، اطلاعات مربوط به سابقه موضوع را از

سفارت آمریکا دریافت کرده بود. تأخیر وزارت خارجه ایران برخوردار نماید.»

سفارت آمریکا در پاسخ، بی جهت قول داد تا تقاضای ایران را برای لغو مصونیت «در مواردی که

شامل جرائم شنیع و سایر اعمال جنایت کارانه و برخوردار نماید.»

سفارت آمریکا در پاسخ، بی جهت قول داد تا تقاضای ایران را برای لغو مصونیت «در مواردی که

شامل جرائم شنیع و سایر اعمال جنایت کارانه و در پاسخ گفتن به درخواست اولیه سفارت آمریکا،

قطعا نشانه ای از سکوت بود. با این حال سفارت به پیگیری خود ادامه داد زیرا فشار وزارت دفاع بر

1- این نتیجهگیری براساس مشاهدات شخصی نگارنده در خلال اقامت دو ساله اش در ایران می باشد. کلیه بستگان پرسنل وزارت دفاع آمریکا ٬ یک نوع کارت شناسایی زرد رنگ به نام ”کارت مصونیت“ در اختیار داشتند که با کارتهای کفیلهای آنها یکسان بود. این کارتها به زبان فارسی و شامل عکس صاحب کارت بود. در میان جامعه نظامی آمریکا در ایران هیچ شک و شبهه ای وجود نداشت که بستگان پرسنل آمریکایی از همان امتیازات کفیلهای خود بهره مند می باشند. 2- . 2 بولتن وزارت امور خارجه آمریکا 29 ٬ مارس ٬1965 ص 477


صفحه 830

وزارت خارجه به حدی شدید بود که وزارت خارجه توان مقاومت را از دست داد. نتیجه عدم تمایل

ایران این شد که در مجلس ایران جار و جنجالهایی به پا گردید.

بخش سوم

حقوق برون مرزی آمریکا در ایران، نتیجه مذاکرات پایاپای در مقطع سالهای دهه 1960 (دهه

1340 م)بود. تا اوائل دهه 1970، حقوق برون مرزی به قوت خود باقی ماند، ولیکن ایران و ایالات

متحده به سوی روابط جدیدی پیش می رفتند. مدرن سازی ایران یک قدرت از پیش مسلط منطقه ای به

وجود آورده و در همان حال، آمریکا در حال خلاص کردن خود از نقش ژاندارمی جهان بود. دکترین

نیکسون و درک وی از قدرت ایران، در واشنگتن این احساس را به وجود آورد که توانایی ایران برای

تضمین ثبات در سراسر سواحل خلیج فارس می توانست به منافع آمریکا و ایران کمک کند. تلقی تغییر

یافته آمریکا نسبت به خرید تسلیحات بسیار پیشرفته از سوی ایران نمایانگر این تغییر دیدگاه می باشد

که در آن، ایران به عنوان یک نیروی فعالتر در سیاستهای جهانی نسبت به سابق مورد پذیرش واقع

شده است.

بخشی از تلقی جدید آمریکا، پاسخی به قدرت اقتصادی و نظامی ایران است. تسلط ایران بر منطقه

خلیج فارس تام و تمام می باشد. این کشور از لحاظ جمعیت و تولید ناخالص ملی از همسایگانش

بسیار جلو افتاده است. نیروی زمینی، دریایی و هوایی این کشور بزرگتر و مجهزتر می باشند .(1)اگر چه

قدرت آمریکا همچنان به عنوان بازدارنده نهایی در مقابل شوروی، ضروری است ولی ایران به تنهایی

می تواند یک حمله متعارف را از جانب هر کشوری در منطقه خلیج فارس، دفع کند. به رسمیت

شناختن دستاوردهای ایران از طرف واشنگتن را در اقداماتی مانند بازدید نیکسون از ایران پس از

ملاقات سران در مسکو در سال 1972(1351 م)، انتصاب یک سفیر توانا و جدید در ایران به نام

«ریچارد هلمز» و تعیین ایران به جای کانادا در کمیته متارکه جنگ در ویتنام، می توان مشاهده کرد.

دکترین نیکسون همچنین باعث تغییر طرز تفکر آمریکا درباره ایران شده است. در حالی که

آمریکا در جستجوی قدرتهای منطقه ای برای محدود کردن تشنجات منطقه ای است، برتری قدرت

ایران و سابقه دوستی طولانی با ایالات متحده، آن کشور را به عنوان یک انتخاب آشکار در خلیج

فارس مطرح می سازد. منافع ایران به طرز مهمی با منافع آمریکا همسان است: ثبات در خلیج فارس،

احتمال بی ثباتی در ایران را کاهش داده و امنیت تأمین نفت از خلیج را برای ایالات متحده و نیز سایر

کشورهای غربی و ژاپن را میسر می سازد.

در این زمینه تغییر یافته به نظر می رسد «حقوق برون مرزی» جامعه نظامی آمریکا با تلقی جدید

آمریکا نسبت به ایران در تعارض باشد. انتخاب در اینجا عبارت است از حفظ توازن بین حساسیت

ایران نسبت به حق حاکمیت خود و تمایل وزارت دفاع آمریکا برای محافظت پرسنل آمریکایی از

محاکمات جنایی به خاطر تصادفات رانندگی، پیمانی مانند موافقتنامه وضعیت نیروها در ناتو ممکن

است یک راه حل باشد. این می تواند استقلال ملی ایران را با جایگزین کردن اختیارات قضایی برابر

«ایران آمریکا» به جای اختیارات قضایی انحصاری آمریکا، به رسمیت بشناسد. با این حال، این راه

1- برای اطلاعات بیشتر ٬ رجوع کنید به رمضانی ٬ ”خلیج فارس: نقش ایران“.