بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 451

او احساس می کند که برنامه به طور ناصحیح جهت دهی شده است. به جای بیست نفر استاد متوسط که کار

کمی انجام دهند، درخشش به سه یا چهار گرداننده امور اداری علاقمند است که نیاز تأسف بار وزارت

فرهنگ هستند. علاوه بر این، بیست نفر از فولبرایت در تهران، برای وزارت فرهنگ حدود شصت هزار

ریال در ماه به طور متوسط هزینه در برخواهند داشت، درخشش ممکن است مقدار بیشتری پول به تعداد

کمتری پرداخت نماید، ولی به افرادی مناسب تر.

عقاید سیاسی

عقاید سیاسی درخشش به آخرین گفتگو با مأمور گزارشگر، تا حدی تغییر یافته اند. او هنوز توجه

زیادی به نوعی سازماندهی سیاسی دارد که به عنوان مبنا و پایه برای حفظ آزادی و مبارزه انتخاباتی

کاندیداها به کار گرفته شود، ولی او مطمئن نیست که احزاب سیاسی پاسخ مناسبی برای آن باشند.

درخشش احساس می کند که شاخه قانونی دولت باید در مقابل نمایندگان مناطق مختلف کشور مسئول

باشد، نه فقط مجری، آن گونه که در گذشته بوده اند.

درخشش کم و بیش مغلوب تفحص ناپذیری دولت ایالات متحده شده که برای وی صورت یک معما

را پیدا کرده است. ایالات متحده مطمئن است که نظام وی بهترین نظام دولتی است، ولی برای صدور این

نظام هیچ تمایلی ندارد. درخشش احساس می کند که ما باید کوشش هایی برای استقرار دولت هایی از نوع

دولت خود در سایر کشورها، به عمل آوریم.

درخشش، محمد 2

وزیر فرهنگ سرّی

محمد درخشش، کسی که اعتصاب گسترده معلمان سراسر کشور که موجب به قدرت رسیدن امینی

گردید، را سازماندهی و اجرا نمود، به وضوح در جهت نظم دهی و آرام سازی آموزگاران حرکت کرده و

نشان داده است که دولت فعلی به معنی دولت کار است. او در قبول سمت کُند بود. او احتمالاً معتقد بوده

است که وحدت با دولت امینی ممکن است حمایت آموزگاران جناح چپ را از وی از بین ببرد، یا اینکه

منتظر بوده است تا مطمئن شود پول لازم برای زیاد کردن حقوق آموزگاران وجود دارد (که دارد). به هر

حال، به طور موثق گزارش شده که درخشش به امینی گفته است فقط در صورتی وزارت را قبول می کند که

بتواند پس از سه ماه استعفا دهد.

درخشش دارای سوابق شرکت در فعالیت های سوسیالیستی ایران است و در حقیقت تنها عضو کابینه

امینی است که شهرت ملی در بین مخالفین تحصیل کرده طبقه متوسط رژیم دارد. در اوایل دهه 40 او با

کریم سنجابی در تشکیل هسته حزب ایران همکاری نمود، و متعاقبا به نیروهای حزب توده پیوست. با

کمک کمونیست ها، درخشش خیلی زود توانست انجمن معلمان دانشگاه دیده را سازمان دهد، که اعضای

اصلی آن کمونیست ها بودند. فشار توده در 1952، موجب ایجاد دو جناح دست راستی و دست چپی در

انجمن شد. از این مقطع است که گفته می شود درخشش حزب را ترک نموده است. در سال 1954 به عنوان

کاندیدای مجلس هیجدهم، تاریخی طولانی از همکاری بین درخشش و خلیل ملکی به عنوان «نیروی

سوم» شروع شد. در آن موقع هر دو نفر آنها، مخالف حزب توده بودند و هنوز هستند. درخشش پس از


صفحه 452

ادای سوگند در مقابل منوچهر اقبال مبنی بر اینکه قبلاً کمونیست بوده است، ولی دیگر کمونیست نیست،

در انتخابات مجلس هیجدهم، انتخاب شد. او گفت که با فشار اقبال بر معلمان برای عدم اجرای دستورات

کمیته مرکزی حزب توده مخالف بوده است. اقبال این اطلاعات را برای شاه بازگو نمود، او گفت که از

ارتباط درخشش با کمونیست ها اطلاع داشته است، ولی این را نیز می دانسته که او از حزب استعفا داده

است و برای اطلاعات ارتش ایران خدمت می کند.

در سال 1957 برای ورود به مجلس نوزدهم، درخشش با گروه سیدجعفر بهبهانی به عنوان

کاندیداهای مستقل همکاری نمود، ولی به هر حال انتخاب نشد.

به عنوان نایب رئیس کمیته فرهنگی مجلس هیجدهم، درخشش به طور چشمگیری برای احقاق

حقوق معلمان مبارزه نمود و شهرت زیادی در رهبری موارد دانشگاهی کسب کرد که تا امروز آن را حفظ

نموده است. او ریاست اسمی و حقیقی باشگاه مهرگان را به عهده دارد، که تنها سازمان مهم معلمین مدارس

ابتدایی و متوسطه در ایران است. او معلم تاریخ و جغرافیا در مدارس تهران بوده است، و برای مدتی نیز در

وزارت فرهنگ ریاست اداره دانشجویان ایرانی خارج کشور را به عهده داشته است. باوجود این، در

بوروکراسی داخل وزارتخانه، تصور براین است که او فاقد تجربه و کارآیی اداری است، و همان گونه که

ممکن بود انتظار رود، بعضی از قدیمی ها، شامل معاونین وزیر، کریم فاطمی و حبیب اللّه نفیسی هم اکنون

اقدام به استعفا نموده اند.

درخشش که 46 سال دارد، در تهران متولد شد و تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه فارابی و

تحصیلات متوسطه را در دبیرستان علمیه به پایان رساند. او در سال 1938 از دانشکده تربیت معلم

فارغ التحصیل گردید. درخشش ازدواج کرده است، ولی فرزند ندارد. همسر وی که برای صدای آمریکا و

کنسولگری انگلیس کار کرده است، انگلیسی را عالی صحبت می کند. او شخصا فقط فارسی صحبت

می کند.(1)

درخشش، محمد 3

7 می 1963 17/2/42سرّی

صورت مذاکرات محمد درخشش

1 درخشش در مورد وقایع باشگاه مهرگان، روز سه شنبه گذشته به طور مفصل صحبت نمود. درخشش

اظهار نمود که دو روز قبل از گردهمایی برنامه ریزی شده، یک سروان پلیس در ساعت 2230 شب در

باشگاه مهرگان با درخشش ملاقات نمود و از وی خواست که گردهمایی باشگاه مهرگان را لغو نماید.

درخشش به وی گفت که خوشحال می شود اگر این را به صورت دستور کتبی امضا و به وی مسترد نماید تا

آن را در بین معلمان منتشر نماید. سروان پلیس از این کار خودداری نمود و درخشش به وی گفت که بدون

دستور کتبی، گردهمایی صورت خواهد گرفت. سروان آنگاه باشگاه را ترک نمود. کمی بعد از آن، سرهنگ

مولوی با درخشش مذاکره نمود و به او گفت که اگر او سعی کند گردهمایی باشگاه مهرگان برگزار شود،

دولت مانع آن خواهد شد.

2 درخشش اظهار داشت در روز گردهمایی برای بزرگداشت خانعلی، تقریبا 95 درصد از معلمان

1- در اصل سند این نام حذف شده است. م


صفحه 453

تهران در نزدیکی باشگاه مهرگان حاضر بودند. درخشش اظهار داشت که وقتی پلیس از دو طرف خیابان

لاله زارنو حمله نمود، تنها عاملی که باعث شد تعداد بیشتری مجروح نگردند، این بود که مغازه داران

معلمان را به داخل مغازهای خود آورند و سپس درهای مغازه ها را بستند و بدین ترتیب از وارد شدن

ضربه های زیادی به سر آنها جلوگیری نمودند. درخشش اظهار داشت که بین 20 تا 30 نفر (تخمین آن

مشکل است، زیرا غیر از معلمان کسان دیگری نیز حضور داشتند) نیاز به مداوای پزشکی داشتند. فقط یک

نفر به طور جدی مضروب گردید که در بیمارستان ویلا بستری است. کلیه کسانی که بازداشت شده بودند

آزاد شده اند، ولی همگی قبل از آزادی بشدت کتک خورده اند، تا این موضوع درس خوبی باشد برای سایر

آموزگاران. آنها در حال حاضر در بیمارستان هستند.

بنا به عقیده درخشش این یک اشتباه جدی بود، زیرا معلمان را به طور جدی با یکدیگر متحد نمود.

درخشش اظهار داشت که پاکروان ماهیت کاملاً احمقانه این عمل پلیس را تشخیص داده است. او به

دفعات با درخشش مذاکره کرده و عملاً از درخشش درخواست نموده است که فعالیت بیشتری انجام

ندهد.

3 درخشش اظهار داشت که معلمان به طور دیوانه واری مبارزه می کنند. آنها احساس می نمایند که

یک طبقه مورد احترام جامعه هستند و دولت بایستی از عملی که انجام داده است، معذرت خواهی کند.

درخشش گفت که باشگاه مهرگان طی اولتیماتومی یک معذرت خواهی عمومی را تا روز یکشنبه خواسته

است. اگر این اولتیماتوم اجرا نشود، معلمان از انجام امتحانات آخر سال تحصیلی خودداری خواهند

نمود. درخشش اضافه نمود که در گردهمایی دیروز باشگاه مهرگان، یکی از کسانی که بشدت کتک خورده

بود، به نام اسکوئی، پیشنهاد نمود که باتوم های چوبی خریداری و در باشگاه مهرگان برای مقابله با

حملات احتمالی آینده پلیس به گردهمائیهای بعدی باشگاه نگهداری شوند.

4 درخشش اظهار داشت که باشگاه مهرگان در وضع بسیار خوب مالی است و این ناشی از ذخیره

اضطراری است که در دو سال گذشته آنها با یکدیگر جمع کرده اند. کلیه هزینه های پزشکی ناشی از

شلوغی های سه شنبه گذشته از صندوق پرداخت شده است. علاوه براین هر معلمی که به علت شرکت در

فعالیت های باشگاه از شغل خود برکنار شود، حقوق کامل خود را از محل ذخیره اضطراری باشگاه

دریافت می نماید. حقوق تعداد قابل ملاحظه ای از معلمان برای مدتی حدود 11 ماه، از این محل تاکنون

پرداخت شده است. درخشش احساس می کند که باشگاه مهرگان به صورت یکی از قدرتمندترین

سازمانهای سیاسی غیر نظامی موجود درخواهد آمد. باشگاه مهرگان هم اکنون دانشکده تربیت معلم را

کنترل می کند. او اضافه نمود که هدف آنها کنترل مؤثر بر دانشگاه است.

آینده جبهه ملی، معلمان و شاگردان را بیشتر و بیشتر متوجه باشگاه مهرگان نموده است. واکنش دولت

این است که حتی الامکان فعالیت های بیشتری را در ارتش جذب نماید. او سپاه دانش را به عنوان مثال ذکر

کرد.

5 درخشش اظهار داشت که محرم زمان اوج ناآرامی خواهد بود، مقامات مذهبی برنامه ریزی

کرده اند که در ماه محرم بشدت به دولت حمله نمایند و از نظر تئوری دولت بیشتری اکراه را برای انجام

اقدامی در این ماه برعلیه مقامات مذهبی خواهد داشت.

6 زمانی که...وارد شد، درخشش مشغول بحث در مورد اعلامیه تهیه شده در رابطه با وقایع سه شنبه


صفحه 454

گذشته با موسوی (اسم کوچک نامعلوم) بود. در پاسخ به یک سؤال، درخشش گفت باشگاه امیدوار است

تسهیلات چاپ مخصوص خودش را در آینده نزدیک داشته باشد.

7 درخشش مطالب زیادی را در مورد امینی نگفت،... احساس می کند که درخشش در تصورات

خود، خود را به عنوان نخست وزیر می داند. بنا به گفته درخشش، شاه به نقطه بدون بازگشت رسیده است و

باید برود. کار کردن با وی غیرممکن است و او احساس می کند که به عنوان یک طبقه، معلمان از این که

وسیله ای در سرنگونی وی باشند، از احترام عمومی بهره مند خواهند شد، او احساس می کند که وظیفه وی

در حال حاضر این است که معلمان و طبقه متوسط ایرانی ها را متقاعد نماید که بدون ترس از مداخله

خارجی می توانند به حرکت خود ادامه دهند.

درخشش، محمد 4

زمان و مکان: دوشنبه، 10 ژوئن 1963 2/3/42، منزل آقای درخششخیلی محرمانه

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: آقای محمد درخشش، وزیر سابق فرهنگ سی. ان. راسیاس، دبیر دوم

سفارت

اظهارنظر:

من درخشش را تاکنون حدود شش دفعه در جلسات درس متقابل انگلیسی فارسی دیده ام. در

جریان این نشست ها وی به طور آشکار از بحث راجع به مسائل سیاسی اکراه داشت و من نیز به اکراه وی

احترام می گذاشتم. امروز در مدت یک ساعت نشست، وقتی راجع به مسائل هفته گذشته و شایعه اعتصاب

فردا صحبت کردم، او با جدیت پاسخ داد. من آمادگی وی را برای ارائه پاسخ می توانم با اطمینان زیاد به

حساب اعتماد فزاینده وی به خودم و همچنین شادمانی و نشاط وی نسبت به این روز بخصوص، منظور

کنم. وی با من به عنوان کسی که در موضوعی درگیر شده که وی را تحریک کرده است و به مبارزه

می خواند، برخورد نمود. (در طول هر نشستی که با وی داشته ام، بین سه تا شش دفعه با وی تماس تلفنی

گرفته می شد و در ساعت 18 خانه وی را ترک می کردم، افراد زیادی به خانه اش می آمدند.)

1 خشونت در هفته گذشته. بروز خشونت، نتیجه نارضایتی دراز مدت عناصر مختلف جامعه از

بیکاری، بالا بودن سطح هزینه زندگی، تبلیغات بیش از حد و ریاکارانه دولت و فقدان حکومتی که

قانونگذاری آن با نمایندگان ملت باشد، بود. تحریکات ملاها و بخصوص دستگیری آیت اللّه خمینی،

جرقه ای بود که این جعبه ناریه را منفجر کرد.

2 عناصری از جبهه ملی در بروز خشونت ها دخیل بودند. این عناصر اعضای سطح پایین و متوسط

جبهه ملی هستند که حتی متوسط مسئولین کاملاً شناخته شده نیستند، ولی نمایندگی از کلیه عناصر جامعه

را دربر می گیرند. از این مردم می توان انتظار داشت که هر چه فعالتر در ناآرامیهایی که پیش می آیند، به

ویژه در مبارزات مقاومت منفی نظیر اعتصاباتی که برای فردا برنامه ریزی شده است، شرکت جویند.

همچنین عناصر جوانتر جبهه ملی در تمام طبقات جامعه شامل کارمندان دولت و ارتش سازماندهی

شده اند.

3 اعتصاب انجام خواهد شد و حداقل 50 درصد در کل تهران و حدود صددرصد در بازار مؤثر

خواهد بود. در مورد بروز خشونت و درگیری وی مطمئن نبود.


صفحه 455

4 هر چند سربازان از دستور دولت در تیراندازی به تظاهرکنندگان اطاعت نمودند، هیچ تضمینی

وجود ندارد که آنها بار دیگر آن عمل را تکرار کنند. در مورد وفاداری ارتش نمی توان تضمینی قائل شد و

این در چند هفته آینده کامل آزمایش خواهد شد.

5 این شایعه که آیت اللّه حکیم، برعلیه دولت و به نفع خمینی، اعلام جهاد نموده است، صحت دارد.

6 اصرار دولت براین که عبدالناصر، مخارج ایجاد دردسر را تأمین نموده است، حقیقت ندارد. این

بخشی از برنامه دولت بود که به مردم القاء نماید که بعضی از ملاهای مخالف دولت با دریافت و قبول رشوه

از خارجیها، خائن هستند. تأخیر دولت در ارائه «مدارک و شواهد» خیانت، ناشی از عدم توانایی و عدم

تصمیم گیری در ساختن یک داستان قابل قبول در این مورد است.

7 آیت اللّه خمینی در هفته گذشته در رابطه با تعداد مقلدینش از مرتبه ششم یا هفتم به مرتبه اول جهش

نموده است. او به طور ضمنی بزرگترین رهبر اسلامی شیعه شده است. او از حمایت مسلمانان شیعه در

هندوستان و پاکستان و همچنین عراق برخوردار گردیده است. خمینی به عنوان یک رهبر مذهبی

شرافتمند و عمیقا قابل اعتماد و همچنین یک روشنفکر با افکار مترقی شناخته شده است. خمینی در زمره

آن گروه ملاهایی است که دوراندیش (دورنگر) هستند و آنها مخالف اصلاحات ارضی یا حق رأی زنان

نیستند، هر چند در حال حاضر آنها با انتخاب خانمها در دفاتر سیاسی مخالفت می کند. آنها همچنین

احساس می کنند که دولت و شاه بیش از حد نفوذ خارجی هستند و در اصلاح اقتصادی برای بالا بردن

استاندارد سطح زندگی ناموفق بوده اند. در ضمن بسیاری از مردم، شاید به استثنای دهقانان بیسواد، از

دیکتاتوری خسته و بیزار شده اند و مایلند تا حدی از دمکراسی برخوردار شوند.

8 دکتر علی امینی به خمینی احترام می گذارد و از وی مانند سایر ملاهای مترقی پشتیبانی نموده

است. غیر محتمل نیست که امینی برای تشکیل دولت جدید در هفته های آینده مجددا فراخواند شود. یک

دولت جدید متشکل از مردانی که مایل به مقاومت در مقابل شاه باشند، باید تشکیل شود تا از تألمات و

نارضایتی های عمومی بکاهد. اگر لازم باشد که بی ثباتی فعلی ایران پایان داده شود و اقتصاد قدرت بیابد،

فقط یک دولت نیرومند می تواند به طور مناسب برنامه ریزی نماید و انتخابات مناسبی را که بطور مطلق

ضروری است، برگزار نماید.

9 درخشش معتقد است که نهاد سلطنت (شاه) باید حفظ شود، ولی اعلیحضرت باید یک پله پایین

بیاید و از این پس سلطانی قانونی در چهارچوب قانون اساسی باشد.

شاه 22 سال امکان داشته است که خود را بشناساند و همچنین ممکن است کماکان از اعتماد بعضی

خارجیان برخوردار باشد، ولی او دیگر نمی تواند اکثریت مردم ایران را تحمیق نماید.

10 درخشش اظهارنظرهای مختصری راجع به شخصیت های زیر ارائه داد:

ارسنجانی، شخص کثیف و بی بند و بار و بد سابقه و شارلاتانی است که اگر در مدت ناآرامیها در تهران

بود، به طور قطع کشته می شد. ارسنجانی باهوش و پر تحرک، ولی غیرقابل اعتماد و عوامفریب است.

ارتشبد ریاحی، شخصی است که وی فقط تعریف او را شنیده است، او در زمینه بسیار مشکلی به خوبی

کار می کند، بدون این که مانند ارسنجانی سروصدای زیاد راه بیندازد.

معینیان، مدیر سخت کوش و قابلی است که می تواند جهت اجرای مؤثر کار، قابل اعتماد باشد. مردی

که به طور مشهود فاقد جاه طلبی ها و انگیزه های سیاسی است.


صفحه 456

بهنیا، یک مرد تاجر با فکری محدود و بسته.

عالیخانی، یک بچه کوچک در جنگل.

سایر اعضای کابینه اکثرا شبیه به هم و چسبیده به علم در رأس خط هستند.

درخشش، محمد 5

خیلی محرمانه

زمان: 15 ژوئن 1963 25/3/42 مکان: منزل آقای درخشش

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: آقای محمد درخشش، وزیر سابق فرهنگ سی. ان. راسیاس، دبیر دوم

موضوع: نظریه محمد درخشش

در مدت درس زبان فارسی امروز، آقای درخشش نظریات زیر را ابراز نمود:

1 آقای حسن پاکروان، رئیس ساواک شخص شرافتمند خوبی است که شجاعت این را دارد که به

اشتباهات خود اقرار نماید. بسیاری از ایرانیان که با پاکروان برخورد داشته اند، نه تنها به خاطر وی در

انجام یک مسئولیت بسیار مشکل، بلکه همچنین برای متمدن بودن، تواضع و صداقتش به وی احترام

می گذارند.

2 «ژست و تظاهر» دولت به این که اغتشاشات اخیر ناشی از یک برنامه سرّی برای سرنگونی رژیم

ایران توسط عبدالناصر بود، فقط یک «نمایش» است. ناصر باهوش تر از آن است که برای یک چنین برنامه

«خطرناکی» سرمایه گذاری نماید. وقتی نارضایتی ها در داخل در آن حدی وجود دارند که موجب طغیان

خشونت بشوند، نیازی به هیچگونه دخالت خارجی برای ایجاد تظاهرات ضد دولتی وجود ندارد.

3 نیروی «باشگاه مهرگان» (انجمن معلمان مدارس ابتدایی و متوسطه به ریاست درخشش) 70000

است و با وجود این که فعلاً از نظر سیاسی فعال نیستند، می توانند کادری بسیار قوی و نفر منظم برای

تشکیل یک گروه فعال سیاسی باشند (این نکته در آخر مذاکرات ما در حالی که او مرا تا دم در مشایعت

می کرد، مطرح گردید. با ذکر این جمله درخشش لبخند غرورآمیزی می زد. من امیدوارم در این مورد

بعدها با وی صحبت کنیم.)

درخشش، محمد 6

صورت مذاکراتخیلی محرمانه

از: بخش سیاسی سی. ان. راسیاس به: پرونده بیوگرافیک

موضوع: مذاکرات با محمد درخشش، 24 ژوئن 1963 3/4/42

اظهارنظر:

مطالب زیر از یادداشتهای برداشته شده در مذکرات من و آقای درخشش در 24 ژوئن 1963،

استخراج شده است. به منظور رعایت اختصار، متن زیر ترجمه آزادی از ملاحظات وی با ضمیر اول

شخص می باشد.

1 انتخابات: شایعاتی مبنی بر برگزاری انتخابات در شهریور ماه وجود دارند (23 اوت 22 سپتامبر)،


صفحه 457

ولی من چندان به آن مطمئن نیستم. دولت به وضوح مردد است. چیزی که شما باید مطمئن باشید این است

که اگر انتخابات انجام شود، کاملاً دستکاری شده و فرمایشی خواهد بود. هم اکنون لیست کاندیداهای

موافق رژیم و مستقل مجلس تعیین شده اند و دولت سعی می کند به نحوی اسامی را از دو لیست انتخاب

نماید که انتخاب «آزاد» نشان داده شوند. اگر انتصاب مناسب در زمان مقتضی صورت نگیرند، انتخابات به

تعویق خواهد افتاد.

دهقانان در این انتخابات مانند گذشته مثل گوسفند شرکت می کنند. آنها را بر کامیونها بار می کند و به

محل رأی گیری می آورند و به آنها گفته می شود که به چه کسی رأی بدهند.

2 برنامه های او: هر چند برخی از مردم سعی می کنند که من چنین کاری بکنم (شرکت در انتخابات م)،

من نمی توانم. در حال حاضر، هیچ دلیل نمی بینم که در چنین «انتخاباتی»، اگر انجام شود، شرکت نمایم. از

من خواسته شد که در دولت علم شرکت نمایم، ولی من از همگام شدن با چنین افرادی خودداری نمودم و

هر مقام و سمتی را با احترامی که من ممکن است در بین معلمان و سایر مردم تحصیلکرده و پیشرفته

مملکت داشته باشم، مقایسه می کنم.

3 کابینه علم: اگر اعلیحضرت واقعا پیشرفت مردم خود و تجدد و دمکراسی ایران را می خواست، مسلما

آن را با انتخاب دولت علم نشان نداد. برای مثال به پیراسته نگاه کنید؛ او یک فرد بی همه چیز نادرستی

است که حداقل چهار نفر را برای حفظ منافع خود به قتل رسانده است. معینیان (کسی که قبلاً درخشش

وی را بی علاقه به سیاست، ولی مدیری قابل توصیف نموده بود) نمونه یک انسان «بله قربان گوی» بی

مسلک است.

4 اصلاحات ارضی: تیمسار ریاحی سعی می کند کار خوبی را با پیشبرد برنامه اصلاحات ارضی،

همان گونه که از قبل طرح ریزی شده بود، انجام دهد؛ این بدین معنی است که او کار خوبی را تحت فشار

یک برنامه بد انجام می دهد. اصلاحات ارضی، به هر حال خوب پیش نمی رود. تبلیغات دولت در مورد

اصلاحات ارضی قابل هضم نیستند. تلاش جهت تقسیم مایملک زمینداران بزرگ، در باتلاق گیر کرده

است. (آیا املاک علم در بیرجند تقسیم شده بودند؟ نه، زیرا او روی چاههای آب املاک خود موتورهای

ارزان و کوچک قرار داد و املاکش به عنوان کشاورزی مکانیزه، از تقسیم اراضی مستثنی گردیدند.) به طور

دائم بین مالکین و دهقانان برخورد وجود دارد. همچنین، در مناطقی که زمین بین کشاورزان تقسیم شده

است، درگیری ناشی از عدم سازماندهی بین خود آنها به منظور تقسیم آب و غیره وجود دارد. علاوه بر

این، دولت بودجه کافی برای آن در نظر نگرفته و با توجه کافی و افراد متخصص و مناسب به این برنامه

اختصاص نداده است. بنابراین دهقانان نیز مانند مالکان ناراضی هستند. در مورد کل برنامه خوب فکر

نشده است.

5 منابع انسانی و دمکراسی: افرادی هوشیار، با نظم و انضباط و از خود گذشته در ایران هستند که قادرند

با دولتی که مورد اعتماد مردم باشد، همکاری نمایند. چنین دولتی به یک دوره زمانی معقول نیاز خواهد


صفحه 458

داشت تا فرآیند هدایت کلیه مردم به سمت دمکراسی را به انجام برساند. ما در حال حاضر فاقد دمکراسی

هستیم و هر چند فراگیری راههای دمکراسی نیاز به زمان دارد، باید آن را آغاز نماییم. سایر کشورهایی که

در مقایسه با ایران، حتی در اموری که مربوط به منابع مواد اولیه و نیروی انسانی می شود، کمتر توسعه

یافته اند، به پیشرفت هایی در فراگیری راههای دمکراتیک زندگی نائل آمده اند. این که خیلی ها می گویند

ایرانیان قادر نیستند با هم کار کنند تا یک برنامه دمکراتیک را توسعه دهند، باور نکنید. رژیم فعلی اگر

واقعا هم بخواهد، نمی تواند روش های دمکراتیک را اعمال نماید. او حتی امتیازات دیکتاتوری نوع

کمونیستی و فاشیستی، نظیر ایدئولوژی، از خود گذشتگی، نظم و انضباط و برنامه ای برای بهزیستی

اکثریت مردم را ندارند.

6 تبلیغات کمونیستی: من اخیرا متوجه شده ام که رادیوی روسیه اظهارات به نفع رژیم را افزایش داده

است. من احساس می کنم سیاست اتحاد جماهیر شوروی با دو هدف فعال شده است:

الف) آنها امیدوارند ارتباطات نزدیکتر اقتصادی و فرهنگی با ایران داشته باشد؛

ب) مهمتر از آن، آنها منافع نهایی خود را در راستای رژیم فعلی پیش بینی می کنند، زیرا این رژیم

صادق نیست و از نظر اندیشه ای و اجرایی فوق العاده ضعیف می باشد که این امور به رشد نارضایتی در

جامعه ایرانی و بیشتر شدن احتمال سرنگونی ناگهانی و غیر منتظره منجر می شود. این امر به یک گروه

خوب سازمان یافته (نظیر توده)، امکان عملیات سیاسی را برای دستیابی به قدرت و کشور می دهد.

از این نقطه نظر است که برای آنها تشویق کردن شاه به سیاست های خود مغلوب ساز و مخربش معنی

می دهد. هر چند مردم ایران به روسها و کمونیست های محلی اعتماد ندارند، آنها به ایستگاههای

رادیوهای مخفی کمونیستی و ناصر گوش می دهند و بسیاری از مطالبی که آنها می گویند را باور می کنند.

درک چرایی این قضیه مشکل نیست.

درخشش، محمد 7

زمان و مکان: 15 اوت 1963 24/5/45، منزل آقای درخششخیلی محرمانه

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: محمد درخشش، وزیر فرهنگ سابق چارلز. ان. راسیاس، دبیر دوم

سفارت

در مدت حدود یک ساعت مذاکره، آقای درخشش مطالب زیر اظهار داشت:

تا زمانی که روشن باشد که انتخابات آزاد نخواهد بود، من کاندید نخواهم شد. به هر حال، انتخابات

آینده بیش از هر انتخاباتی در گذشته کنترل شده خواهد بود و مردم این را می دانند.

2 دهقانان و کارگران توسط دولت سازماندهی می شوند و مانند گوسفند برای نام نویسی و رأی دادن و

تظاهرات جمع خواهند شد. بدین ترتیب، در انتخابات قبلی توسط اربابها به دهقانان گفته می شد که

چگونه رأی بدهند و حالا توسط دولت به آنها گفته می شود که در این به اصطلاح انتخابات به چه کسانی

رأی بدهند. من گزارشهای بسیاری از دهات دریافت داشته ام که مسئولین رأی گیری آرای سفید را نگه

می دارند، تا دولت به آنها (مسئولین) بگوید که اسم (اسامی) چه کسانی را باید روی آن ها بنویسند.

3 هر چند دولت می تواند روستائیان (دهقانان) را جمع کند، بسیاری از کارگران و کلیه کارکنان دولتی