بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 459

را گسیل نماید، بیشتر مردم در شهرها، بخصوص در تهران در انتخابات رأی نمی دهند.

4 من به کلیه 70000 نفر آموزگاران عضو باشگاه مهرگان، به استثنای افرادی که وضعیت شغلی، آنها

را در معرض فشار دولت قرار می دهد، دستور داده ام که انتخابات را تحریم کنند. همچنین احتمالاً ممکن

است حدود 1000 نفر خائن وجود داشته باشند.

5 نام نویسی برای انتخابات که مشکل و سخت گرفته شده بود، به وضوح نشان می دهد که بیشتر مردم

احساس می کنند رأی آنان به هیچ وجه مورد توجه قرار نخواهد گرفت. بیشتر مردم بی تفاوت و بدبین

هستند. در 10 روز اول رأی گیری، کمتر از 1000 نفر در تهران رأی داده اند. من تقریبا از 65 درصد از

مراکز رأی گیری (اغلب ساختمانهای مدارس هستند)، گزارش روزانه دریافت می کنم.

6 اعلامیه اخیر حکومت نظامی در مورد این که افرادی که مایلند گردهمایی داشته باشند، کافی است

فقط آن را اعلام نمایند، یک کلک است. به هیچ جناح آزاد و گروه مخالفی اجازه گردهمایی داده نخواهد

شد.

7 غیر از اعضای شناخته شده باشگاه مهرگان، که تعداد آنها به 70000 نفر می رسد، «اعضای»

ناشناس دیگری هم هستند که می توانند در ساواک نفوذ نمایند و تغییرات و تحرکات بخصوصی که در

دولت انجام می شوند را اطلاع دهند. به هر حال من باید اذعان کنم که بسیاری چیزها در مورد برنامه های

دولت و مانورهای آن وجود دارند که من از آنها بی خبر هستم.

8 آقای گرجی یک متملق، فرصت طلب و نوکر مآبی است که برای تسکین جاه طلبی و دستیابی به

آرزوهایش حاضر است دست به هر جنایتی بزند.

9 حسن ارسنجانی به طور غیر مترقبه در 13 اوت، حدود 5 دقیقه پس از این که شما رفتید، با من

تماس گرفت. از آنجا که چند نفر از آموزگاران که برای دیدن من با وقت قبلی آمده بودند، حضور داشتند،

وقت زیادی برای صحبت باهم نداشتیم. او فقط به من گفت که به تهران بازگشته است تا از شاه بخواهد که

نام وی را در لیست کاندیداهای تأیید شده، قرار دهد. او به من نگفت که پاسخ شاه چه بوده است. به هر

حال در هفته آینده که او از سفر کوتاهی به ساحل دریای خزر باز می گردد، باهم ناهار خواهیم خورد و من

شما را از جریان مذاکراتمان، اگر مطلب مهمی وجود داشته باشد، مطلع خواهم نمود. (وقتی من به

درخشش یادآوری کردم که وی همیشه در مورد ارسنجانی بدگویی می کرده و من تعجب کرده ام که چگونه

ارسنجانی به دیدن وی می آید، درخشش بلافاصله توضیح داد که اگر چه بین او و ارسنجانی،

اختلاف نظرهایی در بسیاری از موارد وجود دارد، بخصوص در زمینه سیاست و همچنین نحوه انجام

اصلاحات ارضی، معهذا آنها دوستان خوبی هستند. بالاخره ما هر دو در یک کابینه خدمت کرده ایم).

10 من علاقه ای به بیرون رفتن و تماشای نمایشنامه ای که توسط دولت کارگردانی شده است، ندارم و

اجباری هم به انجام آن ندارم. دوستان مرا به طور کامل در جریان وقایع در همه نقاط قرار می دهند. به هر

حال هیچ استفاده ای ندارد که به دیدن نمایشنامه ای بروید که نویسنده آن را می شناسید و هنرپیشه های بد

آن را شما از قبل دیده اید.

11 اگر انتخابات آزاد بودند، حدود 100 کرسی مجلس متعلق به آموزگاران عضو باشگاه مهرگان

بودند.

اظهارنظر: به نظر من درخشش بیشتر در دنبال کردن فعالیت های دولت قبل از انتخابات فعال است. او


صفحه 460

اظهار می دارد ک هیچ چیز در مورد آنچه ممکن است سایر گروههای مخالف احتمالی انجام دهند،

نمی داند.

درخشش، محمد 8

خیلی محرمانه

زمان: 19 سپتامبر 1963 18/6/42مکان: منزل آقای درخشش

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: محمد درخشش، وزیر سابق آموزش و پرورش سی. ان. راسیاس. دبیر

دوم سفارت

آقای درخشش به طور محرمانه گفته است که او و علی امینی متن بیانیه ای را در اعتراض به انتخابات

تهیه کرده اند که فردا منتشر خواهد شد. او گفت مهندس غلامعلی فریور (وزیر قبلی صنایع و معادن دولت

امینی) و نورالدین الموتی (وزیر سابق دادگستری) محتوای متن را تأیید نموده و او نیز یکی از

امضاءکنندگان بیانیه است.

به طور خلاصه، بیانیه کلیه مردم دوستدار آزادی را دعوت به تمرکز نیروهای خود از طریق تشکیل

یک جبهه برای حفظ آزادی اجتماعی و فردی و به منظور ایجاد یک جو مناسب جهت انتخابات نموده

است. امضاءکنندگان اعلام نموده اند که بدون لغو حکومت نظامی، آزادی زندانیان سیاسی و برداشتن

محدودیت های اجتماعات مذهبی و اجتماعی، نمی توان انتخابات را انجام داد. مردم تحریک شده اند که

فریاد اعتراض خود را برعلیه دخالت دولت در انتخابات، برای حفظ آزادی بیان، حق انتخاب نمایندگان،

بلند کنند و جهان را از کوشش هایشان مطلع سازند.

آن گاه درخشش دو نسخه از بیانیه را به من داد و خواهش کرد که تا بعد از ساعت 8 صبح روز 10

سپتامبر هیچ اقدامی در مورد آن انجام ندهم. او گفت که انتشار بیانیه صبح زود روز دهم انجام خواهد شد.

حدود 20000 نسخه ابتدا منتشر می شوند و 30000 نسخه دیگر چاپ شده تا اگر لازم بود و یا نیاز به

بیانیه های بیشتری بود، منتشر شوند. توزیع کنندگان اصلی معلمان خواهند بود که عضو انجمن معلمان

درخشش (باشگاه مهرگان) هستند. بیانیه ها (به طور رایگان) در دو چاپخانه مختلف چاپ شده اند، او

احساس می کند که مأمورین دولتی از محل چاپخانه ها بی اطلاع هستند. وقتی من اظهار داشتم که من

روزنامه ای را دیده ام که اظهار داشته است امینی و درخشش در نظر داشته اند بیانیه ای را انتشار دهند، ولی

دولت آن را توقیف نمود، درخشش گفت که این روزنامه فقط حدس زده است. او گفت نسخه های چاپ

شده بیانیه را فقط 30 دقیقه قبل از ورود من دریافت داشته است. درخشش گفت از آنجا «ما داریم وارد

حمله می شویم» او نمی تواند مرا برای حداقل 4 تا 5 روز بعد برای جلسه درس ملاقات نماید. او گفت اگر

هر خبری لازم باشد من داده شود و یا برای این که چه روزی کلاس درسمان را از سر خواهیم گرفت،

توسط همسرش با من تماس خواهد گرفت.

او لباس مناسبی را برای شرکت در یک گردهمایی پوشیده بود که حدود ساعت 30:18 شرکت کند و به

نظر می رسید برای مواجهه با آنچه خودش «ورود به حمله» می گفت، کاملاً هیجان زده و علاقمند است.

او حال و هوای مردی را داشت که تصمیم مهمی را اتخاذ نموده است و اکنون با اعصاب آرام و راحت

می رود تا آن را انجام دهد.


صفحه 461

درخشش، محمد 9

خیلی محرمانه

زمان: 16 سپتامبر 1963 25/6/42مکان: منزل آقای درخشش

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: محمد درخشش، وزیر فرهنگ چارلز. ان. راسیاس، دبیر دوم سفارت

خانم درخشش در ساعت 9 از کیوسک تلفن عمومی به من تلفن کرد و سؤال کرد آیا می توانم برای

ساعت 10 شوهر وی را ملاقات نمایم، من موافقت کردم.

درخشش به وضوح کمی خسته و شاید ملول به نظر می رسید، ولی با من با آرامش مذاکره نمود.

موضوعات اصلی مورد بحث در مذاکره ما بشرح زیر بودند:

1 تجمع آیت اللّه ها در ساعت 16 امروز در مسجد شاه: ملاها دعوت به تعطیل بازار را نکرده اند؛ این

ممکن است نقشه ساواک بوده باشد. از تجمع در مسجد شاه، احتمالاً توسط دولت جلوگیری به عمل

خواهد آمد و اگر لازم باشد با شدت عمل برخورد خواهد شد. هر چند رهبران جبهه ملی احساس کردند

که هرگونه تظاهرات بزرگ خطر از دست دادن زندگی جوانان را خواهد داشت و از چنین دعوتی

برخورداری نمودند، او شخصا مطمئن نبود که تعدادی از اعضای جوانتر جبهه ملی، بخصوص آنها که در

دانشگاه هستند، به این عدم دعوت جبهه ملی وقعی بنهند.

2 ملاقات ها با علی امینی و حسن پاکروان: در بعدازظهر پنجشنبه (10 سپتامبر) بعد از این که «بیانیه

امینی» توزیع گردید، حسن پاکروان، رئیس ساواک با درخشش در خانه اش ملاقات نمود و مطالب زیر را

مطرح کرد. 1) خود را از هرگونه فعالیت های مخالف جدا کند، و 2) امینی را قانع نماید که از هرگونه فعالیت

مخالف خودداری نماید، زیرا این فعالیت ها برای امنیت و آرامش کشور خطرناک هستند. درخشش گفت

که وی جواب داد به مخالفت با «رژیم بی نهایت نامطلوب»، به هر وسیله که شرافتمندانه بداند، ادامه خواهد

داد و پاکروان می تواند خودش نزد امینی برود و به وی بگوید. پاکروان آنگاه پرسید که آیا درخشش

می تواند از امینی درخواست نماید که با هر دوی آنها ملاقات کند، درخشش موافقت نمود. ملاقات روز

سه شنبه (11 سپتامبر) موقع نهار صورت گرفت.

امینی با درخواست پاکروان مبنی بر کنار کشیدن، مخالفت کرد و به «لیست کاندیداهای دولت» حمله

نمود. پاکروان اذعان داشت که آن لیست خیلی ضعیف بود و او شخصا هیچ دخالتی در تهیه آن نداشته

است، او با احساسات اظهار داشت که او از کل این ماجرا (انتخابات) ناراحت است و می خواهد خود را از

این مسئله خلاص نماید، ولی اجازه این کار را ندارد. او گفت که امیدوار است بعد از انتخابات برای معالجه

به اروپا برود. امینی و درخشش تأکید و تکرار کردند که موضع آنها مخالفت با انتخابات خواهد بود، با هر

روشی که خودشان صلاح بدانند.

3 موضع درخشش در قبال امینی: موضع درخشش در قبال امینی برای من زمانی روشن شد که من از وی

نظر او را نسبت به حمله دولت به الموتی و همین طور اظهارات دیروز علم که یک حمله واضح به امینی بود،

پرسیدم. درخشش پاسخ داد 1) حمله دولت به الموتی و امینی نشانگر «نادانی» و بی لیاقتی دولت است و


صفحه 462

این اظهارات فقط برای تبلیغات در مقابل مخالفین است، ولی 2) حمله (توسط علم و غیره) به امینی در

عدم انجام انتخابات در مدت نخست وزیری امینی صحیح است. او توضیح داد که چندین بار به امینی فشار

آورده است که انتخابات را انجام دهد، ولی امینی از قبول لزوم آن یا مناسب بودن آن سرباز زد. او همچنین

احساس می کند که امینی در پاره ای از اظهارات خود در مورد فساد و غیره، صادق نیست. او گفت که حتی

اخیرا به امینی گفته است که وضعیت فعلی امور به طور اولیه ناشی از قصور وی بود، زیرا وی از اقدام

قاطعانه و جدی در دنبال کردن یک برنامه اصلاحی کوتاهی نموده بود و فرصت طلایی وی برای مشاهده

پیشرفت کشورش از دست رفته بود. درخشش خود را از امینی دلخور نشان نداد. او گفت که فقط با

وحدت نیروهای متمایل به دموکراسی، این امید وجود خواهد داشت که شرایط بهتر شود.

4 او در کجا قرار دارد: درخشش گفت او از این که شانس مخالفت با رژیم از طریق روش های غیر

خشونت آمیز وجود داشته باشد، بسیار مأیوس است و او در نظر دارد به هر طریقی که بتواند به مخالفت

خود ادامه دهد. او تأکید کرد که به همکاری خود با امینی ادامه خواهد داد، زیرا از قرار معلوم او (امینی)

درس خود را آموخته است و هنوز در حد بالایی مورد احترام بسیاری از مردم است. او گفت که توسط

علم، وزارت فرهنگ و حتی یک پست سفارت به وی پیشنهاد شده، ولی او از پذیرفتن آن خودداری نموده

است. او گفت که هرگز یک کمونیست و حتی عضو جبهه ملی نبوده است، ولی رژیم با وی مخالف است. او

برای چند لحظه متحیر بود که چرا، آنگاه وی به سؤال خود جواب داد، اگر انتخابات آزاد بود، او حداقل

100 کرسی مجلس را برای باشگاه مهرگان به دست می آورد. اینها افراد شناخته شده ای هستند که مردم

برای آنها احترام قائلند. مردان تحصیلکرده و عاقلی که برای منافع ملی کشور کار می کنند نه برای

بزرگنمایی خودشان. واضح است که اعلیحضرت از تشکیلات وی می ترسد، زیرا تنها سازمانی است که

اعتبار بالقوه سیاسی دارد و اعلیحضرت همچنین می داند که نمی تواند او را «دست آموز» کند.

(زمانی که او این اظهارات را می نمود، از فرصت استفاده کردم و گفتم که) شنیده بودم زمانی او یک

عضو حزب توده بوده است. او به آرامی آن را رد کرد و گفت که رسول پرویزی، باهری (وزیر دادگستری)،

تفضّلی و بعضی دیگر که کاندیداهای رسمی هستند، اعضای توده بوده اند. همچنین گفتم من شایعاتی

شنیده بودم که او برای ساواک کار می کند و این که وی امینی را در انتشار اعلامیه مخالفت آمیزش فریفته

بود، بنحوی که دولت توانست پس از آن برعلیه امینی وارد عمل شود. درخشش ابتدا کمی جا خورد، ولی

بعد لبخندی زد، مثل اینکه بگوید «شما واقعا این چرندیات را باور کرده اید؟، ولی او آن را نفی نکرد.)

5 تعجب از سیاست ایالات متحده در پشتیبانی از شاه: شاید با انعکاس ناخشنودی و عدم رضایت خود،

درخشش تعجب و ناباوری خود را از اینکه چگونه دولت ایالات متحده به پشتیبانی از شاه با چنین «رژیم

مستبدی» ادامه می دهد، اظهار داشت. (او هرگز از شاه بعنوان دیکتاتور یاد نمی کند و توضیح می دهد که

دیکتاتور معمولاً قاطع و دارای یک نوع برنامه ریزی است به جای این که صرفا جهت حفظ خود در قدرت

مردمش را فریب دهد.) او آنچه را قبلاً بارها برای من گفته بود تکرار نمود: شاه از صمیم قلب علاقه ای به

پیشرفت کشور خود، بخصوص در توسعه نهادهای دمکراتیک ندارد، ولی به جای آن محرک اصلی وی

خودخواهی و وسوسه باقی ماندن در قدرت است. شاه واقعا نگران نیست که پس از خروج وی از صحنه


صفحه 463

چه بر سر ایران خواهد آمد. وی سپس پرسید، چگونه ایالات متحده از چنین رهبری پشتیبانی می کند که

سیاست هایش جز بدبختی و نارضایتی بیشتر برای مردم ایران به بار نخواهد آورد. من بطور خلاصه

خطوط کلی مواضع خود را نسبت به رژیم برای وی توضیح دادم و گفتم که ما نمی توانیم در امور داخلی

ایران مداخله نمائیم. درخشش با موضع ما از این دیدگاه که باور اصلی ما براین است که شاه یک حاکم

پیشرو و خوش نیت است و یک برنامه اصلاحاتی را آغاز نموده است، موافقت نمود. درخشش تأکید نمود

که او قبول ندارد که شاه پیشرو و یا خوش نیت است و یا طرح های دراز مدت او ایران را به سوی دمکراسی

سوق می دهد. درخشش متعجب است که ما این همه به شاه و تصمیمات وی اعتماد داریم. او اصرار داشت

که مردم تحصیلکرده ایران از شاه متنفر هستند و نارضایتی آنها از رژیم به ایالات متحده منتقل خواهد شد.

او پرسید چرا رژیمی که اعلام می دارد این قدر مردمی است، از یک انتخابات آزاد می ترسد؟ اگر از واکنش

مالکین و کمونیست ها می ترسند، چرا لیستی از افراد «بی صلاحیت» منتشر نمی کنند و سپس انتخابات را

برای سایرین آزاد نمی گذارند؟ هیچ کس با به اصطلاح برنامه شش ماده ای اصلاحات مخالف نیست، جز

اینکه خیلی از ماها معتقدیم که این یک کابوس وحشتناک بخصوص برای دهقانان است و دولت نه تمایل و

نه توان اجرای این برنامه را دارد. حقیقت این است که رژیم می خواهد خود را نگهدارد و نمی تواند

هیچ گونه مخالفت مسئول و شجاعانه را تحمل نماید. این رژیم نه تمایل و نه شجاعت برقراری دمکراسی

در این کشور را دارد و این مسئله به طور کامل از نقطه نظرات آن معلوم است. اگر رژیم واقعا نهادهای

دمکراتیک را تشویق کند، قدرتش از بین می رود شاه یا باید به حکومتی مطابق قانون اساسی تن دهد یا

سرنگون شود. با کنار رفتن شاه از صحنه (او به هر حال جاودانی نیست)، ایالات متحده در چه وضعیتی

قرار خواهد گرفت؟ حتی اگر برای چند سال آینده او باقی بماند، در پیشبرد برنامه اصلاحی خود، به ویژه

اصلاحات ارضی، موفق نخواهد بود، زیرا او بیش از حد درآمدهای ملی را صرف تشکیلات ارتش می کند

که تنها دلیل وجودی آن، حمایت از شاه و حفظ وی در قدرت است. هیچ کس نیروهای نظامی ما را در

مقابل حملات خارجی، به طور جدی بازدارنده تلقی نمی کند. نه، ارتش فقط برای کنترل ایرانیان است،

همان گونه که در ژوئن گذشته، وحشیانه آن را نشان داد. ایالات متحده باید تشخیص دهد که تنها کشوری

نیست که در آن مردم می توانند آزادانه زندگی کنند و جامعه و فرهنگ خود را توسعه دهند. مشکلات

جاری شما در ویتنام آنچه در اینجا دیر یا زود با آن مواجه خواهید شد، دور نیستند. این واقعا تأسف آور

است که ایالات متحده این همه زمینهای خوب در ایران داشته و از بین رفته است.

6 اظهارنظرهای متفرقه: «سپاه دانش» دولتی و سایر سیاست های به اصطلاح مترقی یا سیاست های

اصلاحات فرهنگی نظیر فعالیت های جهانشاه صالح در دانشگاه تهران، همگی در جهت محدود کردن

فرهنگ هستند. درخشش به صالح به عنوان فردی که فقط به درد پاسبان شدن می خورد، اشاره کرد و این

که به اصطلاح اصلاحات، به طور اساسی ناشی از خواست اعلیحضرت به خلاص کردن دانشگاه از

تهدیدات سیاسی افراد، هم دانشجویان و هم اساتید، می باشد. مابقی آن برای روسفیدی در مقابل

آمریکائیان است. او گفت که نحوه آموزش های عالی در دانشگاهها و نحوه آموزش در دبیرستانها به

وضوح نشان می دهد که هدف رژیم به جای زیاد کردن تعداد افراد باسواد و تحصیلکرده در ایران، کاهش

آنها می باشد به طور کاملاً واقع گرایانه، از دید این رژیم، جامعه تحصیلکرده، آگاه تر و ناراضی تر است و


صفحه 464

بنابراین جامعه خطرناکتری است. وقتی به درخشش تذکر دادم که در سفر اخیرم به گیلان، یک سپاهی

دانش را در دهکده ای دیدم که پیشرفت قانع کننده ای داشت و مورد احترام دهاتیها بود، او گفت که احتمالاً

یک «قطعه نمایشی» بوده است و این که به هر حال، این «سربازان» نمی توانند یک شغل آموزشی را واقعا

مؤثر انجام دهند. آنها فقط در جهت آموزش دادن به رهبران روستا و احیانا چند کودک که بتوانند بخوانند،

تحرکاتی خواهند داشت، ولی به طور بنیادی برنامه آبکی است و از نظر کمی و کیفی کافی نیست. اگر شاه

واقعا به آموزش توده ای و فراگیر علاقمند بود، می توانست مقداری از بودجه ارتش را بگیرد و آن را از

طریق وزارت فرهنگ، به یک برنامه آموزشی مؤثر اختصاص دهد. چون این گونه است، به برنامه آموزشی

و اهدافی که من در زمان وزارتم با کمک یونسکو تهیه کردم، نه تنها دست نیافتند، بلکه در واقع آن را به طور

جدی پس زدند. (در یک لحظه او به وزیر فرهنگ، خانلری، به عنوان یک معتاد حشیشی اشاره کرد).

درخشش قبلاً در مذاکراتمان تذکر داده بود که وقتی امینی به وی گفته است از یک ایرانی که در سفارت

آمریکا خدمت می کند، شنیده است که او (درخشش) با آمریکائیان همکاری می کند و حتی به یکی از

مأموران سفارت قبلاً یک کپی از «اعلامیه امینی» را داده است (در 10 سپتامبر توزیع شد) حسابی

دستپاچه شده بود. درخشش به صورتی دوستانه تأکید کرد که نمی خواهد هیچ مورد سیاسی را که با من

درباره آن بحث می کند، جایی پخش شود. من او را مطمئن ساختم که در اعتماد وی خیانت نکرده ام و در

مورد اعلامیه امینی و همچنین تماسهایم با وی و این که اعلامیه ای از وی دریافت داشته ام، با کارمندان

ایرانی سفارت صحبتی نکرده ام. من او را مطمئن ساختم که در مورد گفتگوهایم با وی فقط با مقامات

سفارت که در بخش سیاسی خدمت می کنند، مذاکره نموده ام. او اظهار داشت، درک می کند که من مجبورم

هر مذاکره مهمی را که با وی داشته ام، گزارش نمایم، ولی امیدوار بود که من آنها را فقط با مقامات «مطمئن

و قابل اعتماد» در میان بگذارم. من نتوانستم منظور وی از ضمیمه کردن کلمه مهم به این مذاکرات را

دریابم.

درخشش، محمد 10

خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

زمان و مکان: 28 سپتامبر 1963 6/7/42 منزل آقای درخشش

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: محمد درخشش، وزیر سابق فرهنگ چارلز ان. راسیاس، دبیر دوم

سفارت

اظهارنظر:

من یک نسخه از سخنرانی سفیر هلمز (به فارسی) در مورد «موافقت حکمران» را به درخشش دارم. او

از من تشکر کرد و گفت آن را مطالعه خواهد نمود و در آینده راجع به آن با من بحث خواهد کرد.

او سر حال بود و اتاق نشیمن وی به طور غیر معمول مملو از روزنامه ها، مجلات، نشریات و تعداد

زیادی کتابهای مربوط به اصلاحات ارضی و بانکداری و امور مالی بود. روی یک میز چای خوری،

مجلات زیادی از نشریات اطلاعات قرار داشت. بعد از مقدمه کوتاهی او اظهار داشت که درس انگلیسی

خود را برای امروز مرور نکرده است، لذا ما مذاکراتمان را به فارسی ادامه دادیم.


صفحه 465

1 خبرچین علی امینی در سفارت

در پاسخ به سؤال من، درخشش گفت او از علی امینی پرسیده است که کارمند ایرانی سفارت که علی

امینی را در جریان همکاری وی (درخشش) با آمریکائیها قرار داده چه کسی بوده است؟ علی امینی در

پاسخ گفته متأسف است، او نمی تواند اسم شخص را بگوید. وقتی درخشش مجددا از وی پرسیده بود، او

جواب داده که کورش شهباز نبوده است.

2 وضعیت جاری: سرخوردگیها، نارضایتی ها

در خلال مذاکراتمان، درخشش اظهار داشت که جو سیاسی پس از «انتخابات» به قدری تأسف بار

(اسف انگیز) است که حتی وزراء و بوروکراتهای مقام بالا از ناراحتی و بی قراری عمیق رنج می برند. او

گفت در طول هفته گذشته، چند نفر از وزرای کابینه به طور خصوصی به وی گفته اند که دولت در وضعیت

«مغشوشی» است که هیچ کس نمی داند به کدام جهت سوق داده می شود. رئیس دیوان عالی قضایی،

اسکویی و چند قاضی دیگر به وی گفته اند وزارت دادگستری در رقت انگیزترین وضعیتش از آغاز تاکنون

می باشد. یک مدیرکل در وزارت فرهنگ متأسف بود که تسهیلات مناسب برای مدارس در تهران وجود

ندارند، زیرا هیچ برنامه ای از قبل برای تأمین فضای کافی (که تازه در فکر اجاره آن افتاده اند) و معلم برای

مدارس آمادگی کودکان شش ساله، به تصویب نرسیده است. یک مقام وزارت کار برای جمله بندی

پیش نویس دستورالعملی که سعی بر تشریح چگونگی به کار گرفتن طرح مشارکت در 20 درصد سود را

دارد، به دیدن من آمده و گفته است که وزارت کار به طور جنون آسایی در حال تغییر است. درخشش

پرسید چگونه می توان قبول کرد دولتی که مقامات بالای آن در لحظات ارزیابی صادقانه به سرخوردگیها،

نارضایتی ها و ناخوشنودی هایشان از مسیری که امور در آن حرکت می کنند، اقرار می نمایند، بازدهی

خوبی داشته باشد.

درخشش، توجه مرا به اطلاعات (روزنامه) امروز جلب نمود که دولت اعلام نموده است از این پس از

چای وارداتی مالیات گرفته نخواهد شد. او گفت که این مسئله موجب واردات چای خارجی خواهد شد و

درآمد هزاران چای کار را در گیلان و مازندران از بین خواهد برد. وقتی از وی پرسیدم چرا دولت مالیات

را از چای وارداتی لغو نموده است، گفت بدون شک بین صادرکنندگان چای خارجی، واردکنندگان محلی

چای و وزارت اقتصاد یک تبانی صورت گرفته است. او پرسید «آیا این دولتی است که معتقد است باید

وضع زندگی دهقانان فقیر بهتر شود؟»

او مجددا به تیترهای روزنامه بازگشت که نخست وزیر علم گفته است که دولت به زودی مقررات و

کنترلهای جدید دولت بر تجارت و صنایع را به تصویب خواهد رساند. او سپس پرسید «آیا این راهی است

که اعتماد اقتصاد را جلب نماید؟» در آخرین فوریه یا مارس، یک کنفرانس اقتصادی به منظور فرموله

کردن دستورالعمل های دولتی تشکیل شد تا تجار، سرمایه گذاران و غیره بتوانند برنامه های خود را تنظیم

نمایند. آیا رژیم در پیگیری بعضی از پیشنهادات خوب کنفرانس مزبور هیچ کاری انجام داده است؟ نه،

حکمفرمایان هرج و مرج طلب و افراد فاسد، تا آن جا که می توانند در حال پر کردن جیب هایشان هستند.

در این حال، ماشین تبلیغاتی دروغ هایی در مورد مبارزه با فساد بیرون می ریزد. چه نمایش مضحکی! و

بسیاری از خارجی ها ادعا می کنند که نمی توانند همه اینها را ببینند! آنها فقط «شاه خوب» را می بینند که


صفحه 466

شجاعانه انقلابی را برای کمک به مردم خودش آغاز کرده است. چه مهملاتی! شاه خوب 20 سال وقت

داشته است که کارهای خوب برای مردم خود انجام دهد و همه آنچه انجام داده است بیرون ریختن چند

قطره و دروغ های بسیاری بوده است که بتواند تاج و تخت خود را چند صباحی بیشتر حفظ نماید. آیا این

مطلقا شرم آور نیست؟ ایران چه بدبخت است، یک کشور فقط با 20 میلیون نفر جمعیت، با سرمایه های

زیاد کشاورزی، منابع معدنی دست نخورده و یک درآمد سالیانه 400 میلیون دلاری فقط از نفت، همچنان

با وابستگی به کمک های خارجی ادامه می دهد. این همه پولهای کمک های خارجی کجا رفته است؟ کجا

می رود؟ آیا غیر از یک ارتش چه چیز دیگری برای نشان دادن به دست آورده ایم که تنها منظور و هدف

واقعی آن تسلط بر مردم ایران است و... البته آن سدهای قابل ملاحظه ای، نظیر سفید رود، جایی ساخته

شده است که سطح آب منطقه به قدری زیاد است که سیستم سنتی قناتها به خوبی می تواند آب مناسب را

برای منطقه تأمین نماید. همین مطلب برای سد دز نیز صادق است، که حتی از نظر هزینه اقتصادی نیز

مقرون به صرفه نبود، 170000 ریال برای هر لیتر آب، در حالی که یک سیستم قنات خوب توسعه یافته،

همین مقدار آب را با هزینه فقط 4200 ریال برای هر لیتر مکعب تأمین می کند. اینها فقط نمونه های

کوچکی از هدر دادن جنایتکارانه منابع توسط رژیمی است که بیش از بیست سال فرصت داشته است که

نشان دهد چقدر کارهای خوب می توانست برای کشور انجام دهد. کارهای رژیم شرم آور و ریاکارانه

است زیرا انگیزه های اولیه آن از استانداردهای زندگی و از شخصیت ملی واقعی کشور بر نخاسته است،

بلکه فقط برای حفظ یک رژیم Parisitic و افراد بی شخصیتی که خود را به آن بند کرده اند، بوده است. البته

برخی نوگرائیها انجام شده است، ولی این هم در دنیای امروز با ارتباطات بین المللی آسان و بالا رفتن

توقعات، غیرقابل اجتناب بوده است. همچنین رژیم برای مقاصد مناسبی خیلی سریع عمل کرده و دلیل آن

جلوگیری از شکل گرفتن محرومیت ها و فشارهای غیرقابل مقاومت بوده، و البته به جهت حفظ وجهه

خارجی رژیم و دادن چیزی یا تظاهر به دادن بعضی چیزها به مردم نیز بوده است. برنامه به اصطلاح

«اصلاحات ارضی مثال خوبی در این زمینه است».

3 یک سازمان جدید

در اواخر مذاکراتمان درخشش در پاسخ به اظهارنظر من که گفتم او بیشتر در یک حالت سستی و به

وضوح درگیر مطالعه و ملاقات با مردم بوده است، گفت که «برای یک مرد بدون شغل» در واقع او خیلی

فعال بوده است. او اظهار داشت که مشغول مطالعه موضوعات مختلفی در محدوده ای از امور مالی و

بانکداری تا مهندسی، اقتصاد و سازمانهای سیاسی بوده است. او توضیح داد که می خواهد آگاهی خود را

هر چه ممکن باشد، در زمینه نکات اصلی موارد مختلفی که برای یک ملت از اهمیت چشمگیری

برخوردار هستند و برای هر گروه یا سازمانی که بخواهد به طور مؤثر مخالفت کند، لازم می باشند، بالا

ببرد. (او اظهار داشت که در مطالعات خود متوجه شده که ایران خیلی بیش از آنچه که او اخیرا تصور

می کرده، در اصطلاحات ارضی عقب افتاده است). او گفت عضو سازمانی است که درگیر پیشبرد یک

برنامه مطالعاتی سازماندهی شده در مورد موضوعات مختلف، شامل منافع ملی ایران، می باشد. این گروه

به تازگی به طور مخفی سازماندهی شده و از طبقات مختلفی تشکیل گردیده است، ولی اکثریت آنها از

طبقه روشنفکر هستند. هر گروه بنحوی در هسته هایی سازمان یافته که مطالعه ویژه ای را که برای هر گروه