بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 548

بازگشت به خدمات سیاسی

در اوت سال 1962، ماهها بعد از بازگشت ناموفقش از واشنگتن، زاهدی به عنوان سفیر ایران در

انگلستان برگزیده شد. مهمترین مسئله وی ناآرامیهای دانشجویی در لندن بود. وقتی در سال 1965

تعدادی از ایرانیان تحصیل کرده در انگلستان به علت شرکت در یک توطئه برای قتل شاه، در ایران

بازداشت شدند، بسیاری از اعضای مجلس انگلستان یک نامه رسمی در اعتراض به نوع رفتار با زندانیان

نوشتند که به دست مقامات ایرانی رسید. واکنش غضب آلود زاهدی نسبت به نامه، عجولانه و از نقطه نظر

روابط عمومی شاید بی خردانه بود، ولی این امر به هیچ وجه از اعتماد شاه نسبت به سفیرش کم نکرد.

در ژانویه سال 1967، زاهدی و وزیر امورخارجه، غلامعباس آرام، محل های خود را با یکدیگر

عوض نمودند. زاهدی شغل جدید خود را با انرژی و جدیت زیاد دنبال کرد و ظاهرا تصمیم گرفت در

ورای شهرتش به عنوان یک جوان سبک سر و زنباره زندگی کند و به منتقدان خود نشان داد که جوانی

نسبی و بی تجربگی وی کمبودهای جدی نیستند. زاهدی با سختگیری نسبت به خود و زیردستانش در

وزارتخانه، ساعت های متمادی کار کرد و کشتی محکمی را به آب انداخت. به هر حال، در خلال تصدی

زاهدی به عنوان وزیر امورخارجه، اصطکاک موجود بین وی و نخست وزیر، امیرعباس هویدا، که ناشی از

رقابت شخصی و مشاجرات سیاسی بود، بیشتر شد. در سپتامبر 1971، کمی بعد از این که شاه، شاهزاده

خانم دو قلوی خود، اشرف را بعنوان ریاست هیئت اعزامی ایران در بیست و ششمین گردهمایی مجمع

عمومی سازمان ملل متحد انتخاب نمود، زاهدی از شغل خود استعفا داد (معمولاً وزیر امورخارجه

ریاست هیئت است.)

سفر

زاهدی شاه را در سفر به ایالات متحده در سال 1949، 1954، 1969 و در سفر به اتحاد جماهیر

شوروی در سال 1956 و 1968 همراهی نمود. فقط در سال 71 1970، به عنوان وزیر امورخارجه، به

بیش از ده کشور سفر نمود. او هیئت اعزامی کشورش را از بیست ودومین تا بیست و پنجمین گردهمایی

مجمع عمومی سازمان ملل متحد رهبری کرد. در سال 1972 او به پاکستان و افغانستان رفت.

مؤدب، با اعتماد به نفس، و یکی از مهم ها (BOYS)

زاهدی مردی فریبنده، پر انرژی و جاه طلب با شهرتی قریب به ادب است. هوش و اطلاعات وی

محدود است، ولی او خیلی سریع نظرش را در موارد مختلف با اعتماد به نفس اظهار می دارد که این امر به

وی ظاهر فردی با اطلاعات وسیع می بخشد. زاهدی مترقی و خوش سیماست گاهی پر زرق و برق و

مجلل و دوست دارد یکی از افراد مهم محسوب شود و ظاهرا از گفتن و یا شنیدن داستان ریسک هایی که

کرده است، لذت می برد. او به تعدادی از سازمانها از جمله اتحادیه KAPPA - ZIGMA و کلوپ روتاری

وابسته است. در سال 1966 به عنوان رئیس بنیاد فرهنگ اسلامی در لندن، که گروهی متشکل از سفرای

کشورهای اسلامی در لندن بود، انتخاب شد.

زاهدی قد بلند، سیاه چرده و خوش هیکل است، پس از متارکه دیگر ازدواج نکرده و مشهور به «مرد

خانمها» (LADIES - MAN) است. او ماشین های لوکس را دوست دارد و از دادن هدیه های گرانقیمت به


صفحه 549

دوستان لذت می برد. در واشنگتن و لندن او و همسرش در دنیای جامعه دیپلماتیک بی نهایت فعال بودند.

به عنوان سفیر در واشنگتن او به قدری قرض بالا آورد که دوستاش ظاهرا بدون موفقیت سعی کردند

گروهی برای کمک به وی تشکیل دهند. او یک میهمانی دهنده موفق و مورد علاقه است.

وقتی زاهدی در خانه خود در تهران است، درختان و گل رُز خانگی پرورش می دهد. او از تیراندازی،

شکار و سینما رفتن لذت می برد. به نظر می رسد از سلامتی جسمی کاملی برخوردار است. سفیر به خوبی

انگلیسی را با تلفظ آمریکایی صحبت می کند.

ارتباطات خانوادگی پیچیده

مادر زاهدی چندین سال قبل از فوتش در سال 1963، از پدر وی طلاق گرفت. او متعاقبا با یک

سرهنگ بازنشسته ازدواج نمود و با تیمسار زاهدی با تاجی اتحادیه ازدواج نمود. زاهدی یک خواهر به

نام هما دارد که با حسین اتحادیه، دائی ناتنی اش ازدواج کرده است. براساس گزارش جرائد ایالات

متحده، زاهدی پسر دایی امیراصلان افشار سفیر ایران در ایالات متحده است که در حال رفتن می باشد.

28 سپتامبر 1973 6/7/52

زاهدی، اردشیر 4

اردشیر زاهدی سفیر در ایالات متحده (از آوریل 1973) خیلی محرمانه

عنوان خطاب: آقای سفیر

اردشیر زاهدی یکی از مشهورترین دیپلماتها در واشنگتن است، او در حال حاضر دومین دوره سفیری

خود در اینجا می گذراند؛ او قبلاً در جریان سالهای 1960 تا 1962 این سمت را داشت و ایالات متحده را

وطن دوم خودش می خواند. او مردی فریبنده و پر انرژی و باهوش متوسط است و خیلی سریع در موارد

مختلف با اعتماد به نفس اظهارنظر می کند و این به وی ظاهر فردی با اطلاعات وسیع می دهد. او دوست

دارد که یکی از «مهم ها» (BOYS) باشد. او به بعضی از سازمانها وابسته است و منافع گسترده تجاری دارد.

او خود را به عنوان نخست وزیر بالقوه در نظر می گیرد.

سفیر پسر مرحوم تیمسار فضل اللّه زاهدی، رهبر کودتای 1953، است که دولت مصدق را ساقط و شاه

را مجددا به قدرت رساند. او دارای لیسانس کشاورزی از دانشگاه یوتا می باشد. زاهدی به عنوان آجودان

غیرنظامی شاه، سفیر ایران در ایالات متحده، سفیر ایران در انگلستان (67 1962) و وزیر امورخارجه

(71 1967) خدمت نموده است.

زاهدی، 50 ساله، بلند قد، خوش هیکل، مردی آراسته و خوش خلق است. او ماشین های لوکس و

زنان خوشگل را دوست دارد و یکی از میهمانی دهندگان موفق و بسیار علاقمند به میهمانی دادن است. او

همچنین از تیراندازی، شکار و تماشای فیلم لذت می برد. زاهدی در سال 1957 با دختر بزرگ شاه

ازدواج کرد و در سال 1964 با هم متارکه نمودند. آنها یک دختر دارند. سفیر انگلیسی را با لهجه عامیانه

آمریکایی، خوب صحبت می کند. در مارس 1977 او و سفرای مصر و پاکستان در دستگیری مسلمانان

حنفی مسلح، بعد از اینکه آنان 134 نفر را در ساختمان های مختلف واشنگتن گروگان گرفتند، نقش مهمی

ایفاء نمودند. 1 اوت 1978 10/6/57


صفحه 550

زاهدی، اردشیر 5

13 دسامبر 1978 22/9/1357 سفارت ایالات متحده آمریکا، تهران، ایران

جناب آقای اردشیر زاهدی

آقای سفیر عزیز:

صحبت مجدد با شما برای من موجب کمال امتنان بود و امیدوارم که وضعیت به اندازه کافی آرام شود

تا بتوانیم دوستی دیرینه خود را بار دیگر به طور حضوری، به جای گفتگوی تلفنی، تجدید نماییم. همه ما

تحرک و درایت شما را در انجام مسئولیت هایتان تحسین می کنیم.

به خاطر می آورید که به شما گفته بودم که به دو نفر از کارکنان سیستم های الکترونیکی داده ها (EDS)

اجازه خروج از کشور داده نشده است. آنها عبارتند از آقای پاول جون چیپارون با شماره پاسپورت

1016021 H و آقای ویلیام دمینگ گای لرد با شماره پاسپورت 776492 J. ظاهرا وزارت

دادگستری مایل است آنها به عنوان شهود برای محاکمه ای که در آینده نزدیک برگزار خواهد شد، در کشور

باقی بمانند.

آقای راس پیرات (ROSS - PERROT) یک تاجر بسیار مشهور آمریکایی که ممکن است شما هم با

وی در سفرهای خود به ایالات متحده ملاقات کرده باشید، علاقه شدیدی به این مورد دارد و بارها به من و

سفیر سولیوان تلفن نموده است.

او شخصا به من و سفیر سولیوان قول داده است که هریک یا هر دو نفر از کارکنان شرکت وی در

صورت لزوم جهت ارائه شهادت و توضیحات، به ایران مراجعت داده خواهند شد. او همچنین ما را مطمئن

ساخته است که اگر دولت ایران بخواهد، هریک از کارمندانش آماده خواهند بود در هر محلی که دولت

شما بخواهد به کار مشغول شوند. آقای پیرات همچنین به ما گفت که او مایل است، اگر با قوانین ایران

مغایرت نداشته باشد، یک ضمانت یا هر نوع چیز دیگری که دولت شما بخواهد، جهت اطمینان از این که

این افراد در زمان مورد نیاز برای محاکمه به ایران بازگشت داده خواهند شد، بدهد. ما از هرگونه مساعدت

مناسب که شما بتوانید جهت حل این مسئله انجام دهید، به گونه ای که این دو نفر بتوانند اجازه ترک ایران را

حاصل نمایند، بسیار متشکر خواهیم شد. چارلز دبلیو. ناس وزیر مختار

زاهدی، اردشیر 6

تاریخ: 14 دسامبر 1978 23/9/57 سرّی توزیع محدود

از: سفارت آمریکا، تهران 12203 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن

موضوع: ملاقات با سفیر زاهدی، 13 دسامبر

1 من در عصر روز 13 دسامبر، دو ساعت را با اردشیر زاهدی گذراندم. وی همچنان با به هم زدن

اوضاع داخلی ادامه می دهد، ولی هنوز کاملاً مشهود نیست که در چه جهتی حرکت می کند. واضح است که

او در تظاهرات موافق شاه در دو روز گذشته به طور فعالی درگیر بوده است. باوجود این، نظر مرا در مورد

این که وی برای خواب آیت اللّه قمی در مشهد سرمایه گذاری کرده است، نفی نمود (به هر حال در مدتی که با

او بودم، او اخباری دریافت نمود که شش هزار تلگرامی که وی ترتیب آنها را داده بود، برای آیت اللّه خوب،

ارسال شده بودند).


صفحه 551

2 وی جزئیات بیشتری در مورد ترتیباتی که برای تظاهرات 10 دسامبر صورت گرفته بود و اعتبار

زیادی که برای بروز عدم خشونت در آن تظاهرات قائل بود، به من ارائه نمود. او گفت ارتش برای اقدام

علیه حامیان خمینی آماده و در خشم بود و این که وی با یادآوری خاطره پدر عزیزش و یک پیام تلفنی از

شاه، خشم آنها را فرونشاند. او ادعا کرد که نخست وزیر، ازهاری، استعفا داده و آن را پس گرفته بود.

3 با قیافه ای مانند یک ملخ، او یک لیست بلند بالا از افرادی که در حال دیدنشان بوده است را به من

نشان داد و این تأثیر را برجای گذاشت که وی در هر دو سمت بازی می کند (با هر دو گروه کار می کند).

وقتی وارد شدم او در حال ملاقات با یکی از حامیان خمینی بود و ادعا کرد که با نخست وزیر شام خواهد

خورد. با وجود همه اینها، این عقیده کلی حاصل شد که وی مخالف مذاکرات شاه با جبهه ملی بوده است.

از سوی دیگر، او گفت که در 14 دسامبر برای ترتیب دادن دادن ملاقات بعدی سنجابی با شاه، با سنجابی

چای خواهد خورد.

4 در بحث در مورد آینده نزدیک، او گفت که از یک دولت تحت امر علی امینی جانبداری می کند، زیرا

او قادر است چرخهای اقتصادی مملکت را به حرکت درآورد. او احساس می کرد که ممکن است چند

نفری از جبهه ملی ها بتوانند در آن شرکت نمایند، ولی شک بسیاری وجود دارد که سنجابی و همکارانش

بتوانند دولت تشکیل دهند. او با صدیقی و افراد متعدد دیگری از جبهه ملی خیلی بی تعارف بود و همه آنها

را با اسم کوچک نام می برد و می گفت که همه آنها با وی خیلی صمیمی و مرتبط هستند و مثل برادر باهم

بزرگ شده اند.

5 آنگاه او فهرست افراد سرشناسی را خواند که از آنان دعوت کرده بود در چند روز آینده با آنها

ناهار بخورد و آنهایی که بعدا برای دیدن شاه خواهد برد. او گفت این افراد کسانی هستند که وی انتظار

دارد به عنوان طرفداران سلطنت یارگیری کند. آنها به سراسر کشور اعزام خواهند شد و با افراد درگیر

مذاکره خواهند کرد تا برای آنها روشن سازند که مهم این است که شاه در جای خود (محل) باقی بماند. من

به وی این واقعیت را تذکر دادم که حدود نیمی از آنها در فهرست اسامی شورای پیشنهاد شده توسط

میناچی هستند (تهران 12168). بنابراین من سایر اسامی آن شورا را (به استثنای نظامی ها) بدون

مشخص کردن منبع آنها به وی دادم و او با عجله آنها را به فهرست ناهار خودش اضافه نمود. (به نظر

می آید این کار خیلی ایرانی باشد.)

6 پس از این PARSIFLAGE ما به سه هدف اصلی ملاقات بعدازظهر رسیدیم: شرکت ملی نفت

ایران، بانک مرکزی و وزارت دارایی. او تأیید کرد که انصاری استعفای خود را از شرکت ملی نفت ایران

اعلام نموده است و برای من مقداری از ضوابط چرند و بی معنی شرکت ملی نفت ایران را خواند که تأیید

می نمود که نه مینا و نه نابغ، هیچ کدام نمی توانند رئیس هیئت مدیره شوند، زیرا لازم است قبلاً یا وزیر یا

حداقل پنج سال مدیر شرکت ملی نفت ایران بوده باشند. به هر حال می بایستی راهی وجود داشته باشد که

یا مینا یا نابغ به جای رئیس هیئت مدیره عمل نمایند. او تأیید نمود که شاه به وی گفته است که این شغل را

هم به علی امینی و هم به انتظام پیشنهاد کرده بود و هر دو نفر آن را رد کرده بودند (آنها می توانستند فاجعه

باشند).

7 بعد از بحث راجع به شرکت ملی نفت ایران، به مسئله سیستم بانکی و وزارت دارایی پرداختم. من

گفتم که هر دو وضعیت خفت بار و غیرقابل تحملی دارند و کسی باید پیدا شود که هر دو محل را پاکسازی


صفحه 552

نماید. او یادداشت نمود و قول داد که بعضی از افراد خودش را برای این کار منظور خواهد نمود. من

مذاکراتم را با هوشنگ رام (تهران 12163) به وی گفتم، او گفت مراتب را دنبال خواهد کرد.

8 اظهارنظر: زاهدی بیش از اغلب ایرانی ها انرژی دارد، ولی به قدری آن را پخش و پراکنده می کند

که کارآئی وی زیر سؤال می رود. اگر او (یا هر شخص دیگری) براین مسئله مهم به طور واقعی متمرکز شوند

که بار دیگر اقتصاد را به راه اندازد، ممکن است زمان کافی برای همه این رشته از دسایس وجود داشته

باشد که افراد مناسب برای عمل در چهارچوب قانون اساسی را دور هم جمع کند. هر چند به نظر می رسد

که چنین مانورها و گشتهایی برای ایرانیان از نظر روانی مهم هستند و شاید به واقع در نهایت همه فشاری را

که در مدت اخیر وجود داشته است، از میان بردارد، من به تلاش بی وقفه ام برای یافتن چند نفر افراد

مسئولی که علاقه شدیدی به از میان برداشتن رکود اقتصادی مبتلابه این کشور داشته باشد، ادامه خواهم

داد. به طور طبیعی این کارها دو روز آخر هفته را گرفته اند و زمان بعدی برای این که بتوانم دماغ دیگری را

برای خرد کردن پیدا کنم، روز شنبه، 16 دسامبر خواهد بود. سولیوان

گزارشگر: ویلیام اچ. سولیوان

زاهدی، اردشیر 7

جناب آقای اردشیر زاهدی تهران 17 دسامبر 1978 26/9/57

آقای سفیر عزیز:

سناتور پرسی (PERCY) خواسته است که پیام زیر به شما مخابره شود:

اردشیر عزیز:

افکار ما در این دوره دیرگذر و سرنوشت ساز، با شما و اعلیحضرت بوده است.

شما در زمانی که در ایالات متحده بودید، تحت فشار زیادی قرار گرفته بودید و بر آن مشکلات فائق

آمدید. من مطمئن هستم که بر مسائل فعلی خود نیز پیروز خواهید شد. دوستان زیاد شما در کنگره با من

همکلام هستند که عمیق ترین آرزوهای خود را برای موفقیت شما اعلام دارند. سناتور چوک پرسی

اجازه دهید بار دیگر برای شما آرزوی موفقیت های زیاد در کوشش های فعلی خود بنمایم.

ارادتمند شما چارلز دبلیو. ناس وزیر مختار

حسن زاهدی


صفحه 553

زاهدی، حسن 1

حسن زاهدی(1)وزیر کشاورزی خیلی محرمانه

حسن زاهدی به عنوان وزیر کشاورزی در کابینه اکتبر 1967 منصوب گردید. او قبلاً رئیس و مدیرکل

بانک اعتبارات کشاورزی و توسعه روستایی ایران (ACRDBI) بود. او مردی خوش قیافه، پویا، متین،

بافراست و اغواکنندگی یک فروشنده است، وی برخی اوقات به آنچه قول داده، عمل نمی کند. نقطه ضعف

بزرگ اداری وی به نظر می رسد اصرار وی به اجرای نمایش یک نفره باشد. زاهدی با مأمورین سفارت

آمریکا، صمیمی و معمولاً کمک کننده بوده است. او تمایل دارد به طوری خاص با افرادی که احساس

می کند می تواند روی آنها سرمایه گذاری کند، خیلی دوستانه رفتار کند. او به ویژه در رابطه با موضوعات

حیثیتی و شخصیتی، مرد حساسی است. وزیر به نظر می رسد که صادقانه و صمیمانه طرفدار آمریکا باشد،

هر چند نشان داده که در هر موردی که نشانه ای از وابستگی وی یا کشورش به آمریکائیان مشاهده نموده

است، حساس می باشد. زاهدی در سال 1913 در تهران متولد شد. او از دانشگاه تهران در رشته حقوق و

اقتصاد مدرک گرفت، در سال 1936 به وزارت دارایی پیوست. تا سال 1947 در بانک کشاورزی کار

کرد. در سال 1947 او به ایالات متحده آمد و به مدت 10 سال در دبیرخانه سازمان ملل متحد کار کرد،

وی همچنین فوق لیسانس خود را در رشته بانکداری از دانشگاه کلمبیا گرفت (1952). در حالی که در

مدت خدمت در سازمان ملل متحد او در تأسیس انستیتو اداری عمومی در ترکیه کمک نمود، سرپرست

اداری و مدیریت قسمت کمک های فنی به کشورهای خاورمیانه، آسیا و آفریقا و یکی از سرپرستان

انتخاباتی سازمان ملل متحد در توگولند بود. در سال 1958 به ایران بازگشت، او به وزارت دارایی

پیوست، در 1960 به رتبه معاون وزیر در امور درآمدها ارتقاء یافت. او معمولاً به عنوان یکی از مأمورین

مالیاتی کارآ و از لایقترین مقامات در وزارت دارایی محسوب می شود.

در سال 1961 او ظاهرا به علت فساد از کار خود برکنار شد، هر چند بسیاری از مقامات ایرانی

مشکوک هستند که این اتهامات وارده به وی واقعا درست باشند.

با انتقال به بانک اعتبارات کشاورزی و توسعه روستایی ایران، (ICRDBI)، انتقاداتی به خاطر

روش های کار وی بر او وارد آمد. او در حصول اطمینان از این که بودجه مناسب برای مناطق روستایی

اختصاص یافته باشد، به طور مؤثر عمل نکرده بود. پرداخت های کوچک نیاز به تصویب شخص وی

داشتند. او در کمک به سازمان تعاون مرکزی خیلی کُند بود، احتمالاً به علت این که بین شغل قبلی او که

کنترل مستقیم بر فعالیت تعاونی ها بود، و شغل فعلی وی واقع شده بود. بانک مرکزی از بانک اعتبارات

کشاورزی و توسعه روستایی ایران با صورتحساب بد تهیه شده و سیاست های افتضاح، خشنود نبود. عدم

توجه مشهود وی به ملزومات قانونی موجب گردید که بعضی از ناظرین معتقد شدند که او یا موردی پنهانی

و سرّی دارد یا این که پشتیبانی محکمی در رده خیلی بالا دارد، یا هر دوی این موارد را. زاهدی در دسامبر

1966 و مجددا در می 1967 به عضویت کمیته مرکزی حزب ایران نوین انتخاب شد.

زاهدی به طور گسترده ای در اروپا، آفریقا و ایالات متحده مسافرت نموده است. او و همسرش فاطمه،

دو دختر بزرگ دارند، که درCoast West ایالات متحده زندگی می کنند. زاهدی علاوه بر زبان مادری اش

فارسی، به فرانسه و انگلیسی عالی صحبت می کند. 3 آوریل 1968 14/1/47

محمد سام

1- خط خورده و با دست نوشته شده است. استاندار خراسان م


صفحه 554

سام، محمد 1

محمد سام، وزیر کشور خیلی محرمانه

دکتر سام 48 ساله لیسانس خود را در ایران از دانشگاه تهران و فوق لیسانس را از دانشگاه نبراسکا و

دکترا را از دانشگاه کالیفرنیا در امریکا گرفت. او به عنوان نماینده در مجلس، معاون وزیر در وزارت

فرهنگ، استاندار استان گیلان، استاندار اصفهان و وزیر اطلاعات قبل از انتصاب به سمت وزارت کشور

در سال گذشته، خدمت کرده است. دکتر سام که یک حیوان سیاسی جاه طلب است، صریحا اعتراف می کند

که بعضی از تصمیمات و تغییرات پرسنلی انجام شده توسط وی در وزارت فرهنگ بیشتر بر یک اساس

سیاسی صورت گرفته است تا این که پیشرفت آموزشی مد نظر باشد. گرچه سام شدیدا مورد انتقاد است

(شایع شده که او هنگام استانداری در اصفهان از بودجه و وجوه سوءاستفاده کرده است) و تاکنون نتوانسته

است با عملکرد خود به عنوان وزیر کشور کسی را مجذوب نماید، ولی واضح به نظر می رسد که سام در نظر

دارد برای مدتهای مدید آینده در سمت هایی در سطح کابینه باقی بماند. علاوه بر این دکتر سام به عنوان

وزیر کشور مسئول هماهنگ کردن دو سازمان مهم اجرای قانون در ایران در زمینه مواد مخدر (یعنی پلیس

ملی و ژاندارمری) می باشد و اخیرا دکتر سام را برای برنامه بازدید افتخاری سران انتخاب کرده ایم تا به

امریکا بیاید و می تواند گذشته از مطالب دیگر، مسائل و فنون اجرایی مواد مخدر در آنجا را مورد مطالعه

قرار دهد.

دکتر سام با یک زن بسیار آرام و فروتن و چند سال جوانتر از خود ازدواج کرده است، او به زبان

انگلیسی به روانی صحبت می کند. می 1972 اردیبهشت 1351

سام، محمد 2

محمد سام وزیر کشور خیلی محرمانه

محمد سام در 23 سپتامبر 1971 در یک ترمیم کابینه، وزیر کشور شد. او به سرعت در دولت ترقی

کرده است و شهرت خوبی به عنوان یک مقام وزارت فرهنگ و یک استاندار به دست آورده است. سام یک

کارمند لایق و یک سیاستمدار بالفطره است. او متمایل به روشهای مدیریتی اداری آمریکایی است.

مواضع در قبال ایالات متحده:

سام در عقاید محکم سیاسی اش، به طور اصولی طرفدار آمریکا است و شخصا نسبت به امریکائیان

حسن ظن دارد. او تماس با تعدادی از دوستان آمریکایی اش در این کشور را حفظ کرده است.

زندگی اولیه و سوابق خدمتی:

محمد سام طبق برخی منابع در 1918 و طبق برخی منابع دیگر در 1924 در کرمان متولد شد. او

لیسانس حقوق از دانشگاه تهران، فوق لیسانس آموزش روستایی از دانشگاه نبراسکا و دکترا در مدیریت

عمومی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی دارد.

سام در 1942 به وزارت فرهنگ پیوست و شروع به تدریس نمود. بعدا وی به عنوان معاون مدیر

مؤسسه مدیریت بازرگانی در دانشگاه تهران خدمت کرد. در پی آن، کارمند بنیاد خاورمیانه گردید و در


صفحه 555

پروژه کشاورزی بنیاد در ورامین درگیر شد. در 1963، سام نماینده مجلس شد. در 1964 وی عضو کمیته

اجرایی حزب حاکم ایران نوین و معاون وزیر فرهنگ گردید. به عنوان معاون وزیر، او فردی لایق، شایسته

و مشهور بود. برخی اصطکاکها بین سام و هادی هدایتی، وزیر فرهنگ وجود داشت، ولی به مسائل

خدمتی سام بدین سبب لطمه ای وارد نیامد. در 1965 او استاندار گیلان شد.

به عنوان استاندار، سام کفایت و انرژی زیادی از خود نشان داد. او مکانیزه کردن مناطق روستایی و

توسعه صنعتی را تشویق نمود. در مدت شیوع بیماری و با در سال 1965، کوشش های خارق العاده او،

تقدیر و تشکر سازمان بهداشت جهانی را برایش به ارمغان آورد. پس از پایان شیوع بیماری، او یک

سیستم لوله کشی آب مخصوص شهر رشت، مرکز استان ایجاد کرد.

در 1969، سام با استانداری اصفهان، یک شغل مهم تر، مورد تشویق قرار گرفت. در 1971، او وزیر

اطلاعات شد. او فقط به مدت چند ماه در این پست بود و پس از آن سمت مهم تر وزارت کشور به وی داده

شد.

سفر

سام به اروپا، خاورمیانه و خاور دور مسافرت کرده است. او برای بار اول در 1960 و برای بار دوم در

ژوئیه تا اوت 1972، تحت نظارت خدمات بازدیدکنندگان بین المللی، از ایالات متحده دیدار کرد. سفر

سال 1972 وی، شهرهای واشنگتن، لینکلن، نبراسکا، لوگان، یوتا، سانفرانسیسکو، هانالولو و

لوس آنجلس را شامل می شد. او در 1966 از اتحاد جماهیر شوروی دیدار کرد.

اطلاعات شخصی

وزیر مردی صمیمی و خوش صحبت است. در مارس 1973 وی برای معالجه سنگ کلیه در

بیمارستان بستری گردید. او به فرانسه و انگلیسی به صورتی عالی صحبت می کند. وی متأهل است و

همسرش، لعیا، او را در سفر سال 1972 به ایالات متحده همراهی نمود. 28 سپتامبر 1973 6/7/52

فتح اللّه ستوده