کشفیان، محمود 1
محمود کشفیان وزیر بدون عنوان (وزیر مشاور) خیلی محرمانه
قبل از مرگ حسنعلی منصور، نخست وزیر سرنوشت، خدمتی محمود کشفیان، وزیر بدون عنوان، به
این بستگی داشت که او خود را به منصور چسبانده بود. او خوب تحصیل کرده است و گفته می شود که
باهوش و با کفایت می باشد.
کشفیان در 1930 در تهران متولد شد. او از دانشگاه تهران در علوم سیاسی، لیسانس و از دانشگاه
پاریس در اقتصاد، دکترا گرفت. در سال 1954 در وزارت دارایی شروع به کار نمود، او مشاغل مختلفی به
عهده داشته است: رئیس اداره آمار و اطلاعات اقتصادی، رئیس کمیسیون دائمی برای امور آمار و
بازرسی، مشاور کمیسیون فنی برای وامهای تولیدی، مشاور شورای عالی اقتصاد، عضو کمیته عالی
مشاوره و مدیرکل بازرسی و هماهنگی اقتصادی.
وقتی منصور در سال 1952 وزیر کار شد. کشفیان به عنوان معاون وزیر در امور پارلمانی به وزارت
کار منتقل گردید. در سال 1960، او با منصور به وزارت بازرگانی رفت و زمانی که منصور دبیرکل شورای
عالی اقتصاد بود. کشفیان مشاور آن سازمان شد. در سال 1961 او با حامی خود به شرکت بیمه ایران
رفت، در آنجا کشفیان به عنوان رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل خدمت کرد. در مارس 1964، او در کابینه
منصور وزیر راه شد، ولی در دسامبر او در حد وزیر و مشاور (وزیر بدون عنوان) تنزل پیدا کرد. او این شغل
را در کابینه هویدا، از ژانویه 1965 تا اکتبر 1967، نیز حفظ نمود.
در سال 1963 به عضویت کمیته مرکزی حزب ایران نوین انتخاب شد. کشفیان در 1966 در کمیته
اجرایی انتخاب گردید. او به اروپای غربی سفر کرده و در 1961 عضو یک هیئت اقتصادی در واشنگتن
بوده است. کشفیان فارسی و فرانسه صحبت می کند.25 مارس 1968 5/1/47
کشفیان، محمود 2
محمود کشفیان، وزیر کشورخیلی محرمانه
وزیر کشور و دبیرکل کمیسیون خدمات شهری، محمود کشفیان 42 ساله، جوانترین عضو کابینه است.
وی از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی فارغ التحصیل شده و همچنین دکترای خود را در اقتصاد از
دانشگاه پاریس گرفته است، کشفیان یکی از حامیان نخست وزیر، حسنعلی منصور است و کار دولتی خود
را با کار در وزارت دارایی شروع کرد، و وقتی منصور وزیر کار شد، وی به همان وزارتخانه منتقل شد. در
کابینه منصور، وی به عنوان وزیر راه و وزیر مشاور خدمت کرد و اکنون نیز به عنوان وزیر کشور در کابینه
هویدا کار می کند. اگر مسائلی از قبیل درگیری در خدمات شهری در میان نباشد، وی در کابینه وزنه قابل
توجهی در نظر گرفته نمی شود.
هر چند کشفیان به فرصت طلبی اشتهار دارد، گزارش شده است که فردی باهوش و با کفایت نیز هست.
او فرانسه را به روانی، ولی انگلیسی را به سختی و اندک صحبت می کند. می 1972 اردیبهشت 1351
منوچهر کلالی
کلالی، منوچهر 1
منوچهر کلالی، وزیر کشور خیلی محرمانه
منوچهر کلالی دبیرکل حزب ایران نوین نیز هست. او در سال 1925 در مشهد متولد شد. بعد از اخذ
مدارک در رشته حقوق از دانشگاه تهران، به مدت چند سال در دانشگاه پاریس به تحصیل پرداخت و
دکترای خود را از آنجا دریافت کرد. در بازگشت به تهران، وی به وزارت کار پیوست و در آنجا تا سمت
معاونت وزیر ارتقاء یافت. پس از آن به عنوان نماینده مشهد در مجلس کار کرد و آن گاه به معاونت دبیرکل
حزب ایران نوین رسید. وی در سال 1969 به عنوان دبیرکل حزب ایران نوین و در 1971 به عنوان وزیر
کشور منصوب شد.
کلالی فردی سخت کوش و جاه طلب است و نسبت به حزب بسیار وفادار بوده و مسئولیت بخش اعظم
سازماندهی حزب ایران نوین را به دوش می کشد. وی همچنین خود را تئوریسین یا ایدئولوگ اصلی
حزب می داند. انتصاب وی به عنوان وزیر کشور، که پاداشی برای حسن انجام وظیفه اش در حزب بوده،
واقعا هیچ تأثیری بر فعالیت ها یا مسئولیت هایش که منحصرا به حزب ایران نوین مربوط بوده، نداشته
است. کلالی در گفتگوهایش با مأموران سفارت، صریح و رک است.
کلالی با یک زن فرانسوی ازدواج کرده است، او فرانسه را به روانی، ولی انگلیسی را نسبتا خوب
صحبت می کند. می 1972 اردیبهشت 1351
ناصرقلی گلسرخی
گلسرخی، ناصرقلی 1
ناصرقلی گلسرخی وزیر منابع طبیعی خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
ناصرقلی گلسرخی در کابینه اکتبر سال 1967، وزارتخانه جدیدالتأسیس منابع طبیعی را تحویل
گرفت. او از سال 1964، معاون وزیر در امور فنی و دامداری در وزارت کشاورزی بود. او یک کشاورز
آموزش دیده است که در حوزه احیای فضای سبز متخصص می باشد. گلسرخی مردی با شخصیت، با
ارتباطات خوب سیاسی و درآمد خوب شخصی است. اطلاع کمی از قابلیت و کارایی وی در هشت سال
گذشته در دست است. به هر حال، در زمان جوانی، او همکارانش را به عنوان جوانی دوست داشتنی با
آینده ای خوب با تمایل اندک به کار، تحت تأثیر قرار داده بود، دوران خدمت وی در وزارت کشاورزی
صرف شده و نماینده ایران در کنفرانس های متعدد بین المللی در مورد کشاورزی بوده است.
گلسرخی حدودا در سال 1924 در تهران متولد شد. پدر وی استاد دانشگاه و مادرش یک مالک
ثروتمند بود. گلسرخی در سال 1945 از دانشگاه تهران لیسانس کشاورزی گرفت. از سال 1945 تا
1948 او دستیار مدیر ایستگاه آزمایشی ورامین بود. در سال 1952 از ایالات متحده دعوت نامه
افتخاری جهت مطالعه کشت و تولید مواد غذایی و چراگاهها و احیای زمین های بایر در دانشگاه دولتی
یوتا در لوگان دریافت نمود.
به هر حال، او توجه کمی به تحصیلات خود داشت و شهرتی به عنوان یک فرد غیرقابل اعتماد و عیاش
به دست آورد.
او در سال 1953 به ایران بازگشت و در وزارت کشاورزی مشغول به کار شد. در خلال دو سال بعد او
مدعی شد که وضعیت جمعیت روستائی ایران را درک کرده است و بشدت با مادرش به بحث و جدل در
مورد تمایل خود جهت کمک به روستائیان پرداخت. در سال 1955 او دعوت نامه افتخاری دیگری برای
بازگشت به ایالات متحده و تکمیل فوق لیسانس در دانشکده یوتا، با این قصد که در دانشکده جنگلداری
ایران تدریس نماید، دریافت نمود. او در سال 1956 با فوق لیسانس به ایران بازگشت، ولی به جای رفتن به
مدرسه جنگلداری، عهده دار وظیفه ای نظیر رابط بین وزارت کشاورزی و نخست وزیر شد.
در خلال دو سال بعد او به طور متوالی سه شغل را عهده دار شد و از هرکدام به علت عدم توانایی کار،
برکنار گردید. همکارانش از موضع بوالهواسانه وی ناراضی بودند. به هر حال، ظاهرا شهرت خانوادگی
وی برایش شانس دیگری فراهم کرد. در ژانویه سال 1960، او مدیرکل کشاورزی در وزارت کشاورزی و
بعدا در همان سال مدیرکل سازمان توسعه و خدمات کشاورزی شد. او در یک بازدید سه ماهه در سال
1960، میهمان دولت ایالات متحده بود. در سال 1962 او از سازمان توسعه و خدمات کشوری پس از
درگیری لفظی با وزیر وقت کشاورزی، حسین ارسنجانی، در مورد نحوه پیاده کردن اصلاحات ارضی
استعفا داد. (روش های بسته و محدود ارسنجانی بعدها به قیمت مقام و شغل وی تمام شد.) گلسرخی در
سال 1964 مجددا به دولت بازگشت.
گلسرخی در سال 1954 در کنفرانس های فنی در ترکیه و عراق شرکت نمود. در سال 1952 او در
ششمین کنگره جهانی فضای سبز در ایالات متحده حضور یافت. همراه با هیئت های نمایندگی
وزارتخانه ای از اتحاد جماهیر شوروی و چکسلواکی بازدید کرد و در کنفرانس سازمان کشاورزی و مواد
غذایی در رم شرکت نمود.
گلسرخی بلند قد (شش فوت و یک اینچ) و کمی سنگین با هیکل قوی و خط موی بالایی می باشد. او
از میهمانی های رقص (پارتی) خوشش می آید، خوش اخلاق است و تقریبا خیلی زیاد مشروب می خورد.
او در سال 1954 با مهین معین ازدواج کرده است. گلسرخی علاوه بر زبان فارسی، انگلیسی را خوب و
کمی فرانسه صحبت می کند. ژوئیه 1968 تیر 1347
منوچهر گنجی
گنجی، منوچهر 1
منوچهر گنجی وزیر آموزش و پرورش (از نوامبر سال 1976) خیلی محرمانه
عنوان خطاب: آقای وزیر
منوچهر گنجی قبل از ورود به کابینه به عنوان وزیر آموزش و پرورش، به مدت 20 سال درگیر امور
حقوق بشر و به عنوان مهم ترین سخنگوی ایران در زمینه های حقوقی آن بود. او یک تکنوکرات زیرک، با
کفایت و جاه طلب و چیزی شبیه یک خرمگس روشنفکر است. او فردی سخت کوش و دلباخته قدرت
است و در کارش ابتدا با حمایت خواهر دوقلوی شاه شاهزاده اشرف، و اخیرا ملکه، پیشرفت کرده است.
در عین حال که خصوصا با آمریکائیان دوست است، بشدت از مواضع ایران دفاع می کند.
مراحل خدمتی
گنجی از دانشگاه کنتاکی، لیسانس و فوق لیسانس در علوم سیاسی و روابط بین الملل گرفت، دیپلم
حقوق بین المللی را از مؤسسه تحقیقات بین المللی در ژنو، دریافت کرده است که در آنجا تز وی در مورد
حقوق بشر بود. او در ژنو ماند و تا سال 1966 که به تهران بازگشت در دبیرخانه سازمان ملل به کار مشغول
بود. در آن سال او به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت و اولین دبیرکل مرکز دانشگاهی برای
بررسی های بین المللی شد.
در سال 1967، گنجی به عنوان نماینده جانشین شاهزاده اشرف در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل
منصوب شد. در این مقام به عنوان گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل (UNHRE)، یک
بررسی طولانی در مورد جنبه های حقوق بشر آپارتاید انجام داد. این گزارش که بشدت از رودزیا،
آفریقای جنوبی و پرتغال انتقاد می کرد، موجب شد که لیسبون از دادن اجازه بازدید به وی از سرزمین های
آفریقایی پرتغال، ممانعت ورزد.
کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل از گنجی خواست که یک بررسی در مورد نتایج اعلامیه جهانی
حقوق بشر در سال 1968 به عمل آورد. در همان سال مدیر دروس دانشکده حقوق تهران شد، که تا سال
1971 در آنجا خدمت نمود و در آن زمان به موضع خود به عنوان استاد بازگشت. در خلال سالهای 76
1974 او مشاور نخست وزیر در امور دانشجویان خارج از کشور بود. این یک شغل مشکل و حساس بود،
ولی او شغل خود را در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، استاد حقوق بین الملل و سازمانهای بین المللی
در دانشگاه تهران حفظ نمود.
اطلاعات شخصی
گنجی حدود 46 سال دارد، علاوه بر گزارشات سازمان ملل وی، سه کتاب و مقالات متعدد در حقوق
بشر و روابط بین الملل نوشته است. او در سال 1972 از چین بازدید کرد. همسر وی ثریا، از خانواده
مشهور فرمانفرمائیان است. او در امور زنان فعال است. وزیر فرانسه و انگلیسی صحبت می کند.
23 ژانویه 1978 3/11/56
منوچهر گودرزی
گودرزی، منوچهر 1
منوچهر گودرزی وزیر مشاور، دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور خیلی محرمانه
زمانی که سازمان امور اداری و استخدامی کشور در سال 1967 تشکیل شد، تا جایگزین شورای
عالی اداری شود، به گودرزی مسئولیت سنگین ریاست این سازمان، واگذار شد. همطراز کمیسیون
خدمات غیرنظامی در ایالات متحده، سازمان امور اداری و استخدامی کشور، هدفش آوردن تمام
کارمندان دولت تحت یک سیستم یکنواخت می باشد. از آنجا که شاه همواره علاقمند به ایجاد یک سیستم
استخدام کشوری مؤثر است، به نظر می رسد او گودرزی را پیشتیبانی می کند تا از بوروکراسی به عنوان
وسیله ای برای مدرنیزه شدن، به جای مانعی برای آن، استفاده نماید. گودرزی در این مسئله تازه وارد نبود.
او رئیس شورای عالی اداری از زمان ورودش در ژانویه سال 1962 بود. وی سخت کوش و جاه طلب است
و با شناخت و دقت از عهده انجام اصلاحات اداری بر می آید و بخشی از این موفقیت ناشی از تلاش های
وی می باشد که مفهوم اصلاحات اداری وی میزانی از پذیرش در دولت به دست آورده است.
گودرزی مدیری عالی است. او باهوش، تحصیلکرده و به نحو روشنفکرانه ای درستکار است، و
به علت اینکه هیچ تردیدی در قابلیت های خود ندارد، گاهی مغرور و غیرقابل انعطاف می شود. هر چند او
به علت تحصیلاتش در ایالات متحده متمایل به غرب است، از برچسب آمریکائی بودن گریزان است و
ترجیح می دهد یک ایرانی ملی گرا باشد. او طرفدار یک مشروطه سلطنتی به سبک انگلستان است، ولی
مایل به همکاری با این شکل فعلی برای رسیدن به اهداف شخصی خود می باشد.
شورای عالی اداری، در زمان دولت امینی تشکیل شد و بخشی از برنامه اصلاحات نخست وزیر، علی
امینی، بود. تحت رهبری گودرزی، شورا در پی حذف نادرستی و بی لیاقتی دست به تهاجم گسترده ای به
منافع مقرره زد. شخصیت مغرور وی، از خود گذشتگی برای اصلاحات و اجتناب از قبول انتقادات، او را
برای بسیاری از افراد بانفوذ، خوشایند ساخته است او مواضع خود را فقط با جلب پیشتیبانی و حمایت
کشوری شاه حفظ کرده است. به عنوان طراح (رسام) اصلی قانون استخدام کشوری، گودرزی بار دیگر
دشمنی گروههای ذینفع متعددی را به خود معطوف نمود. در اواخر سال 1962، گودرزی سعی کرد استعفاء
بدهد ولی شاه دستور داد که او در دولت باقی بماند و از رها کردن وی خودداری نمود.
گودرزی در اوت 1925 در همدان متولد شد. پس از پایان دبیرستان در کرمان، او به لبنان رفت و دو
سال در دانشگاه آمریکائی بیروت تحصیل نمود. در سال 1946 به ایالات متحده رفت و در آنجا لیسانس
خود را در اقتصاد از کالج دیولیس و الکینز در ویرجینیای غربی گرفت. او یک سال در دانشگاه اورگون در
اوژن کارآموزی نمود و سپس به دانشگاه پرینستون رفت و از سال 1949 تا سال 1953 در آنجا زبان
فارسی تدریس نمود و برای دکترای علوم اقتصادی و سیاسی کار کرد. در سال 1951 که هنوز در دانشگاه
پرینستون بود او برای صدای آمریکا مطلب می نوشت و ترجمه می کرد. او در سال 1954 به دانشگاه
کالیفرنیای جنوبی در پازادنا رفت تا برای تحصیلات بیشتری کار کند و در آنجا امتحانات بسیار مشکلی
را برای دکترا در مدیریت عمومی (PUBLIC - ADMNISTRATION) گذراند. به هر حال، وی هیچ گاه تز
خود را برای دکترا در هیچ رشته ای تکمیل نکرد.
در سال 1956 گودرزی به ایران بازگشت و در مؤسسه علوم اداری دانشگاه تهران استاد امور اداری شد.
او به سازمان برنامه پیوست و در آنجا اداره سازمان و مدیریت خود را تشکیل داد. بعدا او مدیر قسمت
خدمات اداری و در سال 1958 مدیر قسمت توسعه کشوری و اجتماعی شد. در می 1961 او به عنوان
معاون سرپرست سازمان برنامه در امور شهری خدمت کرد.
گودرزی مردی رک گو و بی حوصله است که اغلب در اولین برخورد احساس نامطبوعی ایجاد
می نماید. او احترام کمی برای تعارفات سنتی اجتماعی ایرانی قائل است.
سالهای زندگی وی در ایالات متحده به وی شناخت بسیار پیچیده ای از نهادهای اجتماعی و سیاسی
آمریکائی داده است. او عضو انجمن آمریکائی مدیریت عمومی و انجمن پیشرفت مدیریت است.
در سال 1966 گودرزی جایزه 1200 دلاری برای بیوگرافی کورش کبیر را برد و عضو هیئت مدیره ایران
ایر شد. همسر وی، کارتین لوئین هووارد در واشنگتن متولد شده است. گودرزی علاوه بر زبان مادری
فارسی، انگلیسی را به روانی صحبت می کند. ژوئیه 1968 تیر 1347
عبدالمجید مجیدی
مجیدی، عبدالمجید 1
عبدالمجید مجیدی وزیر تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
وقتی که وزارت تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی در اکتبر 1967 به وجود آمد، عبدالمجید مجیدی
به عنوان اولین رئیس آن برگزیده شد. او اعلام نمود که هدف از وزارت جدید، ایجاد تعادل بین تولید و
مصرف محصولات کشاورزی و مواد مصرفی (یک فرمایش اغراق آمیز) می باشد. مجیدی، قبلاً به عنوان
مدیر اداره مرکزی بودجه خدمت نموده بود، که تشکیلات جدیدالتأسیسی در سازمان برنامه با مسئولیت
تهیه بودجه سرتاسری دولت بود. مجیدی کارمندی قابل با ده سال سابقه خدمت در سازمان برنامه،
تجاربی طولانی در عملیات مالی و عملیات مربوط به بودجه دارد. او نوعا فردی محقق، باهوش،
درستکار و سخت کوش است، ولی قدرت یا فراست سیاسی لازم برای سیاستگذاری را دارا نمی باشد. او
شاگرد (نوچه) صفی اصفیا، سرپرست سازمان برنامه، که به مجیدی اختیارات وسیعی در سازمان داده بود،
به حساب می آید. هر چند که مجیدی به طور کلی از سیاست اجتناب می کند، وی را به عنوان فردی طرفدار
غرب در نظر می گیرند.
مجیدی معتقدی راسخ در لزوم توسعه اقتصادی برنامه ریزی شده و دوست نزدیک افراد نوگرای
جوانی همچون منوچهر گودرزیان و خداداد فرمانفرمائیان می باشد که با هم در یک زمان در سازمان
برنامه استخدام شدند. با ایجاد اداره مرکزی بودجه و انتصاب مجیدی در رأس آن، دولت امید داشت که
بتواند سیاست مالی و برنامه توسعه را هماهنگ کند و اختلافات مربوط به بودجه را که سالهای زیادی
ایران را آزار می داد، تا حدی اصلاح نماید. با قرار دادن مجیدی در رأس وزارت جدید، دولت ظاهرا
امیدوار است که او از عهده مشکلات شدید دیگر ایران برآید.
مجیدی در 11 ژانویه 1929 در تهران به دنیا آمد، او پسر یک حقوقدان عراقی است. وی در سال
1949 از دانشگاه تهران در رشته حقوق مدرک خود را گرفت و بعد به فرانسه رفت و در آنجا در سال
1952 به دریافت مدرک دکترای حقوق از دانشگاه پاریس نائل آمد. حدود سال 1955 به سازمان برنامه
پیوست و در سال 1959 تا ریاست اداره بودجه آن سازمان ارتقاء یافت. با بورسیه مؤسسه فورد به آمریکا
رفت تا در دانشگاه هاروارد اقتصاد بخواند. با مراجعتش به ایران در سال بعد، به ریاست اداره جدید
هماهنگی کمک خارجی منصوب شد. در ژوئن 1962 بحرانی مالی، یک دگرگونی ناگهانی را در وزارت
دارایی موجب گردید، و مجیدی برای ریاست بخش بودجه به آن وزارتخانه منتقل شد. در سپتامبر 1962
در سمت معاون رئیس امور مالی و اداری، به سازمان برنامه بازگردانیده شد.
مجیدی به طور وسیعی به سرتاسر دنیا سفر کرده است. او در مارس و اکتبر 1965 در جلسات
طرح ریزی بانک توسعه آسیایی در بانکوک حضور یافت و یک دوره دو ماهه در همان سال در
حسابداری، تهیه بودجه و ممیزی در واشنگتن زیر نظر برنامه مساعدتهای آمریکا (AID) گذراند.
همسر مجیدی متولد تبریز است. او خواننده ای با استعداد است که در اروپای غربی تعلیم دیده و در
تعداد زیادی از اپراها در تهران با نام خانوادگی قبل از ازدواجش، منیر وکیلی، به ارائه برنامه، رهبری و
اجرا پرداخته است. خانواده مجیدی تنها یک دختر 14 ساله دارند. مجیدی انگلیسی و فرانسه را علاوه بر
فارسی به خوبی صحبت می کند. 26 مارس 1968 6/1/47