بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 632

گنجی، منوچهر 1

منوچهر گنجی وزیر آموزش و پرورش (از نوامبر سال 1976) خیلی محرمانه

عنوان خطاب: آقای وزیر

منوچهر گنجی قبل از ورود به کابینه به عنوان وزیر آموزش و پرورش، به مدت 20 سال درگیر امور

حقوق بشر و به عنوان مهم ترین سخنگوی ایران در زمینه های حقوقی آن بود. او یک تکنوکرات زیرک، با

کفایت و جاه طلب و چیزی شبیه یک خرمگس روشنفکر است. او فردی سخت کوش و دلباخته قدرت

است و در کارش ابتدا با حمایت خواهر دوقلوی شاه شاهزاده اشرف، و اخیرا ملکه، پیشرفت کرده است.

در عین حال که خصوصا با آمریکائیان دوست است، بشدت از مواضع ایران دفاع می کند.

مراحل خدمتی

گنجی از دانشگاه کنتاکی، لیسانس و فوق لیسانس در علوم سیاسی و روابط بین الملل گرفت، دیپلم

حقوق بین المللی را از مؤسسه تحقیقات بین المللی در ژنو، دریافت کرده است که در آنجا تز وی در مورد

حقوق بشر بود. او در ژنو ماند و تا سال 1966 که به تهران بازگشت در دبیرخانه سازمان ملل به کار مشغول

بود. در آن سال او به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت و اولین دبیرکل مرکز دانشگاهی برای

بررسی های بین المللی شد.

در سال 1967، گنجی به عنوان نماینده جانشین شاهزاده اشرف در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل

منصوب شد. در این مقام به عنوان گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل (UNHRE)، یک

بررسی طولانی در مورد جنبه های حقوق بشر آپارتاید انجام داد. این گزارش که بشدت از رودزیا،

آفریقای جنوبی و پرتغال انتقاد می کرد، موجب شد که لیسبون از دادن اجازه بازدید به وی از سرزمین های

آفریقایی پرتغال، ممانعت ورزد.

کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل از گنجی خواست که یک بررسی در مورد نتایج اعلامیه جهانی

حقوق بشر در سال 1968 به عمل آورد. در همان سال مدیر دروس دانشکده حقوق تهران شد، که تا سال

1971 در آنجا خدمت نمود و در آن زمان به موضع خود به عنوان استاد بازگشت. در خلال سالهای 76

1974 او مشاور نخست وزیر در امور دانشجویان خارج از کشور بود. این یک شغل مشکل و حساس بود،

ولی او شغل خود را در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، استاد حقوق بین الملل و سازمانهای بین المللی

در دانشگاه تهران حفظ نمود.

اطلاعات شخصی

گنجی حدود 46 سال دارد، علاوه بر گزارشات سازمان ملل وی، سه کتاب و مقالات متعدد در حقوق

بشر و روابط بین الملل نوشته است. او در سال 1972 از چین بازدید کرد. همسر وی ثریا، از خانواده

مشهور فرمانفرمائیان است. او در امور زنان فعال است. وزیر فرانسه و انگلیسی صحبت می کند.

23 ژانویه 1978 3/11/56

منوچهر گودرزی


صفحه 633

گودرزی، منوچهر 1

منوچهر گودرزی وزیر مشاور، دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور خیلی محرمانه

زمانی که سازمان امور اداری و استخدامی کشور در سال 1967 تشکیل شد، تا جایگزین شورای

عالی اداری شود، به گودرزی مسئولیت سنگین ریاست این سازمان، واگذار شد. همطراز کمیسیون

خدمات غیرنظامی در ایالات متحده، سازمان امور اداری و استخدامی کشور، هدفش آوردن تمام

کارمندان دولت تحت یک سیستم یکنواخت می باشد. از آنجا که شاه همواره علاقمند به ایجاد یک سیستم

استخدام کشوری مؤثر است، به نظر می رسد او گودرزی را پیشتیبانی می کند تا از بوروکراسی به عنوان

وسیله ای برای مدرنیزه شدن، به جای مانعی برای آن، استفاده نماید. گودرزی در این مسئله تازه وارد نبود.

او رئیس شورای عالی اداری از زمان ورودش در ژانویه سال 1962 بود. وی سخت کوش و جاه طلب است

و با شناخت و دقت از عهده انجام اصلاحات اداری بر می آید و بخشی از این موفقیت ناشی از تلاش های

وی می باشد که مفهوم اصلاحات اداری وی میزانی از پذیرش در دولت به دست آورده است.

گودرزی مدیری عالی است. او باهوش، تحصیلکرده و به نحو روشنفکرانه ای درستکار است، و

به علت اینکه هیچ تردیدی در قابلیت های خود ندارد، گاهی مغرور و غیرقابل انعطاف می شود. هر چند او

به علت تحصیلاتش در ایالات متحده متمایل به غرب است، از برچسب آمریکائی بودن گریزان است و

ترجیح می دهد یک ایرانی ملی گرا باشد. او طرفدار یک مشروطه سلطنتی به سبک انگلستان است، ولی

مایل به همکاری با این شکل فعلی برای رسیدن به اهداف شخصی خود می باشد.

شورای عالی اداری، در زمان دولت امینی تشکیل شد و بخشی از برنامه اصلاحات نخست وزیر، علی

امینی، بود. تحت رهبری گودرزی، شورا در پی حذف نادرستی و بی لیاقتی دست به تهاجم گسترده ای به

منافع مقرره زد. شخصیت مغرور وی، از خود گذشتگی برای اصلاحات و اجتناب از قبول انتقادات، او را

برای بسیاری از افراد بانفوذ، خوشایند ساخته است او مواضع خود را فقط با جلب پیشتیبانی و حمایت

کشوری شاه حفظ کرده است. به عنوان طراح (رسام) اصلی قانون استخدام کشوری، گودرزی بار دیگر

دشمنی گروههای ذینفع متعددی را به خود معطوف نمود. در اواخر سال 1962، گودرزی سعی کرد استعفاء

بدهد ولی شاه دستور داد که او در دولت باقی بماند و از رها کردن وی خودداری نمود.

گودرزی در اوت 1925 در همدان متولد شد. پس از پایان دبیرستان در کرمان، او به لبنان رفت و دو

سال در دانشگاه آمریکائی بیروت تحصیل نمود. در سال 1946 به ایالات متحده رفت و در آنجا لیسانس

خود را در اقتصاد از کالج دیولیس و الکینز در ویرجینیای غربی گرفت. او یک سال در دانشگاه اورگون در

اوژن کارآموزی نمود و سپس به دانشگاه پرینستون رفت و از سال 1949 تا سال 1953 در آنجا زبان

فارسی تدریس نمود و برای دکترای علوم اقتصادی و سیاسی کار کرد. در سال 1951 که هنوز در دانشگاه

پرینستون بود او برای صدای آمریکا مطلب می نوشت و ترجمه می کرد. او در سال 1954 به دانشگاه

کالیفرنیای جنوبی در پازادنا رفت تا برای تحصیلات بیشتری کار کند و در آنجا امتحانات بسیار مشکلی

را برای دکترا در مدیریت عمومی (PUBLIC - ADMNISTRATION) گذراند. به هر حال، وی هیچ گاه تز

خود را برای دکترا در هیچ رشته ای تکمیل نکرد.

در سال 1956 گودرزی به ایران بازگشت و در مؤسسه علوم اداری دانشگاه تهران استاد امور اداری شد.

او به سازمان برنامه پیوست و در آنجا اداره سازمان و مدیریت خود را تشکیل داد. بعدا او مدیر قسمت


صفحه 634

خدمات اداری و در سال 1958 مدیر قسمت توسعه کشوری و اجتماعی شد. در می 1961 او به عنوان

معاون سرپرست سازمان برنامه در امور شهری خدمت کرد.

گودرزی مردی رک گو و بی حوصله است که اغلب در اولین برخورد احساس نامطبوعی ایجاد

می نماید. او احترام کمی برای تعارفات سنتی اجتماعی ایرانی قائل است.

سالهای زندگی وی در ایالات متحده به وی شناخت بسیار پیچیده ای از نهادهای اجتماعی و سیاسی

آمریکائی داده است. او عضو انجمن آمریکائی مدیریت عمومی و انجمن پیشرفت مدیریت است.

در سال 1966 گودرزی جایزه 1200 دلاری برای بیوگرافی کورش کبیر را برد و عضو هیئت مدیره ایران

ایر شد. همسر وی، کارتین لوئین هووارد در واشنگتن متولد شده است. گودرزی علاوه بر زبان مادری

فارسی، انگلیسی را به روانی صحبت می کند. ژوئیه 1968 تیر 1347

عبدالمجید مجیدی


صفحه 635

مجیدی، عبدالمجید 1

عبدالمجید مجیدی وزیر تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

وقتی که وزارت تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی در اکتبر 1967 به وجود آمد، عبدالمجید مجیدی

به عنوان اولین رئیس آن برگزیده شد. او اعلام نمود که هدف از وزارت جدید، ایجاد تعادل بین تولید و

مصرف محصولات کشاورزی و مواد مصرفی (یک فرمایش اغراق آمیز) می باشد. مجیدی، قبلاً به عنوان

مدیر اداره مرکزی بودجه خدمت نموده بود، که تشکیلات جدیدالتأسیسی در سازمان برنامه با مسئولیت

تهیه بودجه سرتاسری دولت بود. مجیدی کارمندی قابل با ده سال سابقه خدمت در سازمان برنامه،

تجاربی طولانی در عملیات مالی و عملیات مربوط به بودجه دارد. او نوعا فردی محقق، باهوش،

درستکار و سخت کوش است، ولی قدرت یا فراست سیاسی لازم برای سیاستگذاری را دارا نمی باشد. او

شاگرد (نوچه) صفی اصفیا، سرپرست سازمان برنامه، که به مجیدی اختیارات وسیعی در سازمان داده بود،

به حساب می آید. هر چند که مجیدی به طور کلی از سیاست اجتناب می کند، وی را به عنوان فردی طرفدار

غرب در نظر می گیرند.

مجیدی معتقدی راسخ در لزوم توسعه اقتصادی برنامه ریزی شده و دوست نزدیک افراد نوگرای

جوانی همچون منوچهر گودرزیان و خداداد فرمانفرمائیان می باشد که با هم در یک زمان در سازمان

برنامه استخدام شدند. با ایجاد اداره مرکزی بودجه و انتصاب مجیدی در رأس آن، دولت امید داشت که

بتواند سیاست مالی و برنامه توسعه را هماهنگ کند و اختلافات مربوط به بودجه را که سالهای زیادی

ایران را آزار می داد، تا حدی اصلاح نماید. با قرار دادن مجیدی در رأس وزارت جدید، دولت ظاهرا

امیدوار است که او از عهده مشکلات شدید دیگر ایران برآید.

مجیدی در 11 ژانویه 1929 در تهران به دنیا آمد، او پسر یک حقوقدان عراقی است. وی در سال

1949 از دانشگاه تهران در رشته حقوق مدرک خود را گرفت و بعد به فرانسه رفت و در آنجا در سال

1952 به دریافت مدرک دکترای حقوق از دانشگاه پاریس نائل آمد. حدود سال 1955 به سازمان برنامه

پیوست و در سال 1959 تا ریاست اداره بودجه آن سازمان ارتقاء یافت. با بورسیه مؤسسه فورد به آمریکا

رفت تا در دانشگاه هاروارد اقتصاد بخواند. با مراجعتش به ایران در سال بعد، به ریاست اداره جدید

هماهنگی کمک خارجی منصوب شد. در ژوئن 1962 بحرانی مالی، یک دگرگونی ناگهانی را در وزارت

دارایی موجب گردید، و مجیدی برای ریاست بخش بودجه به آن وزارتخانه منتقل شد. در سپتامبر 1962

در سمت معاون رئیس امور مالی و اداری، به سازمان برنامه بازگردانیده شد.

مجیدی به طور وسیعی به سرتاسر دنیا سفر کرده است. او در مارس و اکتبر 1965 در جلسات

طرح ریزی بانک توسعه آسیایی در بانکوک حضور یافت و یک دوره دو ماهه در همان سال در

حسابداری، تهیه بودجه و ممیزی در واشنگتن زیر نظر برنامه مساعدتهای آمریکا (AID) گذراند.

همسر مجیدی متولد تبریز است. او خواننده ای با استعداد است که در اروپای غربی تعلیم دیده و در

تعداد زیادی از اپراها در تهران با نام خانوادگی قبل از ازدواجش، منیر وکیلی، به ارائه برنامه، رهبری و

اجرا پرداخته است. خانواده مجیدی تنها یک دختر 14 ساله دارند. مجیدی انگلیسی و فرانسه را علاوه بر

فارسی به خوبی صحبت می کند. 26 مارس 1968 6/1/47


صفحه 636

مجیدی، عبدالمجید 2

26 مارس 1969 6/1/48خیلی محرمانه

فرم اطلاعات بیوگرافیک

نام: عبدالمجید مجیدی

سمت فعلی: وزیر کار

اطلاعات و ملاحظات: گزارش تکمیلی بیوگرافیک

کمی بیش از یک سال در مقام وزارت تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی، در اواخر سال 1968

به عنوان بخشی از یک ترمیم کابینه که شامل 6 تن از وزرای کابینه می شد، از عبدالمجید مجیدی تقاضا

گردید که وزیرکار ایران شود.

او رسما در 24 نوامبر 1968 معرفی شد. در اواخر ژانویه 1969، در کنفرانس وزرای کار آسیا در

دهلی نو به عنوان رئیس هیئت نمایندگی ایران حضور یافت. همقطاران ایرانی وی در کنفرانس، به خاطر

نقش برجسته ای که وی ایفاء نموده بود و به طوری که گفته شده است مشخصا ترکیبی از تشخیص خوب و

دقت عمل او بود، غرق در مباهات بازگشتند. در این وزارتخانه بسیار سیاسی، که به طور قابل توجهی

عاری از عقیده (ایده) می باشد، مجیدی سعی دارد که ایده جدیدی در آن تزریق نماید و تأکید زیادی روی

تحقیق در رابطه با جنبه های مختلف بهره برداری هر چه بیشتر از نیروی انسانی می کند. بسیار زود است که

بگوییم آیا این انحراف شدید از عملکردها و خط مشی های پیشینیان او، مدت زمان زیادی تحمل خواهد

شد یا نه، اما برای مشاهده دل شادی کسانی که در وزارتخانه او مستقیما با این انحراف سروکار دارند،

چندان زود نیست. کار برجسته عمومی او در خلال اولین ماههای سال 1969، به میزان قابل ملاحظه ای

تیزهوشی سیاسی او را آشکار کرده است و دیگر نه می توان آنچه در خلاصه بیوگرافیک مورخ مارس

1968 آمده مبنی بر این که «او قدرت یا فراست سیاسی لازم برای سیاستگذاری را دارا نمی باشد» را

تکرار کرد و نه می توان او را به عنوان شاگرد (نوچه) صفی اصفیا قلمداد نمود. او به حق در حال تبدیل شدن

به یک چهره برجسته سیاسی است و در اولین ماههایش در این نقش جدید، ظاهرا با مهارت قابل توجهی

این آبهای بی ثبات را هدایت نموده است.

طی دیدار اخیر Eli Ginxberg، مجیدی یک سمینار غیرعادی برای کارمندانش ترتیب داد، ضمن

بحث Ginxberg توصیه کرد که وزارت کار، به صورت دفتر نمایندگی سیاستگذاری نیروی انسانی دولت

ایران درآید، پاسخ مجیدی، در خلوت (محرمانه) دلپسند بود. این چیزی بود که او در سر داشت و

می خواست Ginxberg نوشته لازم را تهیه نماید، Ginxberg برای او کتاب خود را فرستاد، استراتژی نیروی

انسانی در کشورهای در حال توسعه، که براساس یک نوع مطالعه روی اتیوپی بود و فصل آخر آن را به

مجیدی توصیه کرده بود، مجیدی همچنین از Ginxberg درخواست مشاوره در صورت داشتن وقت آزاد،

هنگامی که مجیدی در نیویورک است را کرد. بدیهی است که گفت و شنود بین این دو مرد خیلی نزدیک

بود.


صفحه 637

مجیدی، عبدالمجید 3

تاریخ: 17 اوت 1970 26/5/49 خیلی محرمانه

از: بخش سیاسی آرنولد ال. رافل به: سفیر

موضوع: ملاقات با مجیدی، وزیر کار، سه شنبه 18 اوت

مجید مجیدی، وزیرکار و خدمات اجتماعی، یکی از افراد جوان، تعلیم دیده در غرب و از مجریان

اقتصادی بسیار لایق است که برای پیشرفت اقتصاد ایران شایستگی زیادی دارد. با شروع کار در سازمان

برنامه طی ده سال گذشته، او به طور مداوم در مشاغل اقتصادی مورد نیاز سیر صعودی را طی کرده است:

کار بودجه ای با سازمان برنامه و متعاقب آن (در 1966) ریاست اولین دفتر مرکزی بودجه، اولین وزیر

تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی (عهده دار تنظیم قیمتها جهت تسریع جریان کالاها) (1967) و اکنون

وزیر کار (اواخر 1968). وی یک کارمند جدی و ذاتا ساده و بی پیرایش است و مهارت فزاینده ای در اداره

امور سیاسی حساس در دو شغل قبلی، از خود نشان داده است. او در حال دمیدن حیات و ایده هایی جدید

به وزارتخانه اش که از نظر سیاسی حساس است، می باشد و مخصوصا امیدوار است که بهره کار و اجرای

آن را با آموزش و استفاده از نیروی انسانی اصلاح نماید.

او تا درجه دکتری در فرانسه تحصیل کرده است اما با بورس مؤسسه فورد در هاروارد اقتصاد خوانده

است (1961 1960). انگلیسی او بسیار عالی است. همسر او منیر، خواننده برجسته اپرا در ایران است،

هر چند که علاقمندان اپرا در ایران از استعدادهای صوتی او به وجد نمی آیند.

این وزیر برای سفارت بسیار مثمرثمر بوده و آمریکائیهای زیادی را دیده است که اخیرا در رابطه با

موضوعات مربوط به کار به ایران آمده اند. تازه ترین افرادی که اخیرا با او ملاقات داشته اند، جولیوس

منسون، یک کارشناس کار مورد قبول CU و هارولد ایسلی، وابسته کارگری ما در منطقه می باشند. شما

ممکن است یادآوری کنید که ما تا از تمامی کمک هایی که وزارتخانه او در زمینه امور کارگری به ما داده

است از او قدردانی زیادی به عمل آوریم و به نمایندگی قوی و علاقه ایران به کنفرانس های بین المللی کار

اخیر و آتی توجه نماییم. (مانند سمینار بین المللی نیروی انسانی در واشنگتن، سمینار کار برنامه

مساعدت های آمریکا در کاتماندو، کنفرانس کار پیشنهادی سنتو در تهران).

پیوستها، عکسهایی هستند که دیروز طی مراسمی که در آن شما گواهی نامه ای به آقای مؤمنی با توجه

به شرکت او در سمینار نیروی انسانی در واشنگتن هدیه نمودید، گرفته شده اند. ممکن است شما مایل

باشید این تصاویر را به وزیر نشان دهید.

(ما نسخ اضافی از عکسها داریم، هر زمان که شما مایل باشید، می خواهیم نامه ای به همراه عکسها

برای مؤمنی بفرستیم.)

روابط سفارت با وزارتخانه مرتبط با امور کارمندان محلی

وزارت و دادگاههای کار تهران با چند مورد درگیر شده اند که در آن کارمندان قراردادی، به مبلغ

دریافتی بابت سنوات خدمت در پایان کارشان اعتراض نموده اند. (وجه سنوات خدمت برای کارمندان

قراردادی مستقیما توسط سفارت تعیین می شود) در صورتی که وزیر در مورد این موارد سؤال نماید، مفید

است اشاره شود که حکم صادره از طرف محاکم کارگری مناسب و منطقی بوده اند. ما روابط دوستانه و


صفحه 638

نزدیکی با آقای رزازان از دادگاه کارگری و آقای مجیدی از وزارت کار داریم که از موضع پشتیبانی

سفارت از قانون مترقی کار اجتماعی ایران آگاهی دارند.

خصوصا، در یک مورد اخیر، دو باغبان قراردادی از محاکم کارگری درخواست افزایش وجه سنوات

خدمت نموده اند. گرچه محاکم دستور پرداخت 20 روز دستمزد برای هر سال خدمت به جای 15 روز را

صادر نمودند، ما این پرداخت را مناسب می دانیم و این امر طبق رضایت ما بوده است.

مجیدی، عبدالمجید 4

16 آوریل 1971 27/1/1350 خیلی محرمانه

غیررسمی اداری

عالیجناب جان روزسفارت آمریکا، تهران

جان عزیز:

ممکن است مفید باشد که خلاصه ای از مذاکرات کوتاهی که من با مجیدی در طول دیدارش از ایالات

متحده داشته ام را نقل کنم. مقصود من بهره برداری از مأموریتم به عنوان مأمور همراه (اسکورت)،

جمع آوری اطلاعات در مورد امور کار و کارگری ایرانیان نبود، ولی در طول دوره 15 روزه ای که با هم

بوده ایم، این امر اجتناب ناپذیر بود که برخی از مذاکرات ما از امور مربوط به کار و کارگری در امریکا به

امور مشابه در ایران تغییر جهت دهد.

در آغاز، باید بگویم که از دو هفته بودن با وزیر لذت بردم. همراهی با یک شخص بسیار مهم،

می توانست یک کار سخت باشد، ولی او خیلی خوش محضر و مصاحبی خوشایند و گذراندن با وی آسان

بود.

برخی از اظهارنظرها اشاره بر این دارند که مجیدی از پست خود در مقام وزیر کار خشنود است. او

می خواست که در مقام قبلی خود باقی بماند، تا برخی از پروژه هایی که شروع کرده بود را به اتمام رساند.

اما نیروهایی بر او چیره شدند و او وزیر کار شد. اکنون وی در شغل جدیدش احساس رضایت و

مبارزه طلبی های گسترده پیدا کرده است. او معتقد است که حوزه (وزارت) کار (از جانب وی به کل

مجموعه دستمزدها، استخدام، آموزش، رفاه و روابط صنعتی اتلاق می شود) در ایران به طور فزاینده ای

اهمیت می یابد. در این زمینه است که او احساس می کند ایران می تواند مستعد پذیرش نفوذ فعال برخی از

همسایگانش باشد. من احساس کردم که شاه به مسائل کار و کارگری علاقمند می شود، هر چند که

تخصیص منابع برای وزارت کار در حدی که مجیدی مایل است، نمی باشد.

مجیدی اظهار داشت که پدیده اتحادیه های کارگری (سندیکاها) تحت مدیریت او رشد کرده است.

وی خط مشی سلف خود نسبت به پیوستگی سیاسی را نقض کرده است، وزارتخانه دیگر اصراری ندارد که

اتحادیه ها قبل از این که ثبت آنها به تصویب برسد، به حزب قانونی بپیوندند. به هر حال، من از توضیح او

در مورد نوع رابطه بین حزب سیاسی و اتحادیه، دریافتم که او دوست می دارد که خیلی پیچیده نگریسته

شود. در تمامی زمینه های دیگر، مجیدی در صحبت کردن خیلی صریح و دقیق بود. بحث در مورد

اتحادیه ها در جهت گیج کردن بود. مجیدی معتقد است که اتحادیه ها نباید مجبور شوند یا از آنها خواسته

شود که به یک حزب سیاسی قانونی بپیوندند. اما در مرحله تحول کنونی، اتحادیه ها نیاز به راهنما دارند و


صفحه 639

باید در یک چهارچوبه معتبر، ایفای نقش نمایند. این به نظر می رسد که نقش احزاب سیاسی در مقابل

اتحادیه های کارگری باشد. در همان زمان، او اصرار دارد که اتحادیه ها نباید درگیر فعالیت های سیاسی

شوند. اگر رهبران آنها خواستند که در سیاست دخالت کنند، آنها می توانند به صورت منفرد در احزاب

فعالیت نمایند و نه در اتحادیه هایشان، اتحادیه ها می توانند جهت بهبود رفاه و آسایش اعضای خود، در

اقدامات سودمند اجتماعی دخالت کنند.

(اظهارنظر من: در زمینه اتحادیه های کارگری، همانند سایر زمینه ها، احتمال زیادی وجود دارد که این

یک راه حل ایرانی برای یک مشکل ایرانی باشد. هرگونه تلاشی جهت توضیح و تفهیم صحنه کار و کارگری

با واژه های غیر ایرانی و به ویژه با واژه های غرب دمکراتیک، تنها به عقیم گذاری و از شکل طبیعی خارج

کردن منجر خواهد شد. من تصور می کنم مسئله اتحادیه ها یکی از چند زمینه در زندگی ایرانیان است که در

آنها موازنه ای بین کنترلهای سیاسی و درجه ای بالاتر از آزادی و حس اشتراک در ارتباط با دولت وجود

دارد. احتمالاً مجیدی اصرار می کند که حتی کارگران ایرانی برای شرکت مؤثر در فرآیند مدرنیزه کردن و

مشارکت عادلانه در منافع آن، نیاز به اتحادیه هایی دارند. بدون شک افراد زیادی وجود دارند که در این

عقاید با وی شریک نیستند.)

مجیدی اظهار داشت که وی به زودی به هم پیوستن سندیکاهای محلی نساجی و نفتی در داخل

فدراسیون صنایع ملی را تصویب خواهد نمود. مذاکرات دسته جمعی کارگران با کارفرما در مورد میزان

دستمزد و ساعات کار در سطوح محلی حفظ خواهد شد. کاملاً روشن نیست که او انتظار دارد که

سازمانهای ملی چه نقشی ایفا نمایند. او به نقش اتحادیه های ملی در اینجا و طرح مذاکرات دسته جمعی

کارگران با کارفرما بسیار علاقمند بود. (از چهار اتحادیه ای که بازدید شد، او متوجه گردید که مذاکرات

کلی با گستردگی ملی در صنایع اتومبیل و بسته بندی گوشت وجود دارد، در حالی که در صنایع نفت و

نساجی آمریکا مذاکرات محلی حکمفرما می باشد.)

کورت هاگن (CURT HOGAN) از فدراسیون بین المللی کارگران نفتی و شیمیایی (IFPCW) ، پیغامی

تلفنی از طریق من برای مجیدی فرستاد که از این که نمی تواند او را ملاقات نماید، متأسف می باشد.

مجیدی اصرار نمود که هاگن طی بازدید آینده اش از ایران به او تلفن بزند. او همچنین گفت زمانی که

سندیکاهای نفتی در یک فدراسیون ملی شرکت داده شوند، ممکن است که آنها به IFPCW بپیوندند. او

برای شرکت MOBIL - OIL شرح داد که زمانی سؤال در مورد نقش IFPCWدر ایران بالا گرفته که ایران

در حال ایفای نقش فزاینده ای در امور بین المللی است، و کارگران نباید از تماس با گروههای کارگری

بین المللی جدا نگهداشته شوند.

مجیدی در فرصت های متعدد به تلاش هایی جهت برقراری روابط بهتر بین وزارتخانه اش با جامعه

بازرگانی اشاره کرد. وزارتخانه خصوصا از طریق تلاشهایش در زمینه نیروی انسانی، آموزش و غیره،

همان طور که به عنوان تأمین کننده منافع کارگران نگریسته می شود، باید به عنوان تأمین کننده منافع جامعه

بازرگانی نیز در نظر گرفته شود.

مجیدی نقش بزرگتر ایران در سازمان بین المللی کار (ILO) را یادآور شد. او به میزبانی کنفرانس

منطقه ای آسیا استناد کرد و امیدوار بود که ما بتوانیم او را در اصلاح قانون کارش قبل از اجلاس ILO در

دسامبر کمک نماییم. همچنین شاه در نظر دارد که در کنفرانس سال آینده در جنوا حضور یابد. به این دلیل