بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 666

مقدم، ایرج 1

خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

ایرج مقدم عضو کابینه ؛ معاون مدیرکل سازمان صنایع نظامی

عنوان خطاب: تیمسار مقدم

نخست وزیر، غلامرضا ازهاری، سپهبد ایرج مقدم را به عنوان عضو کابینه ای که در 6 نوامبر 1978

تشکیل شد، انتخاب نمود و او را به سرپرستی وزارت نیرو گماشت. تیمسار، که عنوان وزیر را ندارد، شغل

خود را به عنوان معاون مدیرکل مهمات سازی و کارخانجات سازمان صنایع نظامی حفظ کرده است.

سازمان صنایع نظامی که تحت امر وزارت جنگ است، کنترل تهیه تجهیزات نظامی را برعهده دارد، مواد را

تهیه و توزیع و کارخانجات مهمات سازی را سرپرستی و هدایت می کند.

در وزارت نیرو، تیمسار نقش سرپرستی را به عهده خواهد داشت، در حالی که یکی از معاونین وزیر در

حال حاضر وزارتخانه را اداره می نماید. به علت قطع برق که ایران را فلج نموده است، وزارت نیرو هدف

خوبی برای انتقادات مردم، به علت عدم مدیریت و فساد بی دلیل اظهار شده، درآمده است. مقدم یک مدیر

با تجربه است و توسط امریکائیانی که با وی سروکار داشته اند، فردی زیرک، لایق و هم مشرب ملحوظ

شده است.

مقدم در 1971 به سرلشگری ارتقا یافت و به عنوان ریاست مهمات سازی از حداقل اکتبر 1971 تا

اکتبر 1976 در سازمان صنایع نظامی کار کرد، و در آن زمان شغل فعلی خود را گرفت. او متعاقبا به درجه

سپهبدی ارتقا یافت. اطلاعات بیشتری در مورد وی فعلاً در دست نیست. 28 نوامبر 1978 8/9/57

ناصر مقدم


صفحه 667

مقدم، ناصر 1

سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان غیرقابل رؤیت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار پخش و

اقتباس اطلاعات تحت نظر تهیه کننده شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است.

ناصر مقدم رئیس ساواک (از ژوئن 1978)

عنوان خطاب: تیمسار مقدم

سپهبد ناصر مقدم، که جایگزین تیمسار نعمت اللّه نصیری، رئیس ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت

کشور) شد، دارای سوابق خدمتی اطلاعاتی از اواسط دهه 1950 است. او قبلاً در ساواک خدمت کرده و از

خیلی قبل، پیش از این که واقعا این شغل را به دست آورد، آرزو داشت رئیس آن شود. (خیلی محرمانه)

مقدم بیش از نفر قبلی خود، هماهنگ با اوضاع سیاسی جاری ایران در نظر گرفته می شود. او باهوش،

جدی و سخت کوش است. وی تمایل دارد که بیش از حد سرّی محسوب شود، به عنوان رئیس اداره دوم

(اطلاعات) در ستاد بزرگ ارتشتاران از 1973 تا 1978، با افسران امریکائی فقط بریک اساس مثل به

مثل همکاری می کرد. (خیلی محرمانه)

مقدم همیشه خود را خدمتگذار شاه فرض کرده است. در رویارویی با تظاهرات فزاینده ضد دولتی،

وی به عنوان یک اصلاحگر جهت تغییر چهره ساواک بر سر کار آورده شد. او عهده دار برقراری و اجرای

سیاست هایی شده است که شیوه انسانی تری را به سازمان هایی که با ایرانیان سروکار دارند، وارد خواهد

کرد و وی بسرعت جهت اعمال کنترل دقیق تری بر اداره سوم (امنیت داخلی)، که در گذشته کم وبیش

اختیار دستگیری مردم را بنا به تشخیص خود داشت، حرکت کرد. تغییرات تندروانه در دستورات

عملیاتی ساواک و بازداشت تیمسار نصیری در اکتبر (او بعد از برکناری از ساواک، سفیر ایران در پاکستان

شد و سپس مجددا احضار گردید)، مقدم را در ریاست واحدی قرار داده که در یک حالت بی نظمی است.

ادامه خشونت، کنترل توده های مردم را از دست او خارج کرده است و ارتش اکنون اجازه دارد روی

تظاهرکنندگان آتش بگشاید. در نوامبر 1978 مقدم دوبار با رهبر مخالفین، مهدی بازرگان، جهت

دستیابی به نوعی توافق بین جبهه ملی و دولت، مذاکره کرد، ولی موفق نبود. (سرّی)

مقدم لیسانس حقوق از دانشگاه تهران دارد. انگلیسی او خوب است، ولی وی به قابلیت خود اطمینان

ندارد و اغلب از مترجم استفاده می کند. (خیلی محرمانه) 8 دسامبر 1978 17/9/57

جواد منصور


صفحه 668

منصور، جواد 1

زمان: 28 نوامبر 1963 7/9/42خیلی محرمانه

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: آقای جواد منصور، بانک توسعه (برادر حسنعلی منصور) چارلز ان.

راسیاس مکان: محل اقامت آقای هرتز، رایزن سیاسی

موضوع: تشکیل حزب ایران نوین

در پاسخ به سؤالات و نظریات من، آقای منصور اظهارات زیر را بیان داشت:

1 حزب ایران نوین ایده برادرش (حسنعلی منصور، رهبر گروه کانون ترقی در داخل و خارج مجلس)

بود. هر چند که طرحهای حسنعلی منصور برای چنین حزب سیاسی جدیدی نیاز به تصویب اعلیحضرت

داشت، اما شاه برای تشکیل آن توصیه ای ننمود.

2 البته هسته مرکزی و گروه حاکم در حزب ایران نوین، کانون ترقی خواهد بود که حامیانی در مجلس

و سنا و نیز در خارج از دستگاه دولتی دارد. کانون ترقی باید به عنوان یک گروه مطالعاتی و تحقیقاتی در

خارج از عرصه سیاسی به فعالیت ادامه دهد.

3 هر چند در حال حاضر، تشکیل یک گروه مخالف در مجلس زیاد مورد انتظار نیست، این احتمال

وجود دارد که سرانجام یک گروه مخالف در داخل حزب ایران نوین تشکیل شود. این گروه مخالف، به

برنامه اصلاحی و اهداف کلی حزب ایران نوین وفادار خواهد بود، اما مخالفت خود را براساس

«چگونگی های» برنامه و نه براساس «چه ها» و «چراها» بنا خواهد نمود. این گروه از حزب ایران نوین

جدا خواهد شد و تشکیل یک گروه مخالف وفادار را خواهد داد.

اظهارنظر: آقای منصور یک کارمند سرویس خارجه ایران در بانک توسعه می باشد. او با یک خانم

آمریکائی ازدواج کرده است و پنج دختر دارند و در ایالات متحده تحصیل نموده و در دانشگاه کالیفرنیای

جنوبی حضور داشته و از دانشگاه کالیفرنیا فارغ التحصیل شده است. وی در رشته مدیریت بازرگانی

مدرک بالائی و در علوم سیاسی مدرک پایین تری کسب نموده است. همان طور که انتظار می رود،

انگلیسی را خیلی خوب صحبت می کند. پست های دیپلماتیک او در واشنگتن (53 1951) و در جنوا

بوده است.

او باهوش و در صحبت کردن ماهر است. او ظاهرا نسبت به هر پیشنهادی که او یا یکی از افراد خانواده

او را مناصب دولتی به حمایت از اعلیحضرت مقید می کند، حساس می باشد.

آقای منصور حدودا 38 ساله است، 5 فوت و ده اینچ قد دارد و در شرف طاس شدن می باشد و از نظر

فیزیکی وضع خوبی دارد. در این ملاقات اولیه، او این احساس را در حد زیادی در من به وجود آورد که

یک کارگزار بسیار فرصت طلب می باشد.راسیاس

منصور، جواد 2

تاریخ: 30 دسامبر 1964 9/10/43 سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان فقط استفاده داخلی

از: منبع کنترل شده امریکائی (CAS) به: رئیس بخش سیاسی

موضوع: احتمال تعویض معینیان وزیر اطلاعات

مطالب زیر جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده ای که مایلید از آنها در محدوده امنیتی تعیین شده به


صفحه 669

عمل آورید، می باشد. هرگونه گزارشی از جانب شما در مورد این اطلاعات باید قید «غیر قابل رؤیت برای

بیگانگان» را داشته باشد، ولی نیازی به ذکر CAS به عنوان منبع نیست. منبع یک ایرانی پرقدرت و با نفوذ

(B) می باشد که دارای ارتباطات خوبی در میان مقامات رسمی دولتی و محافل مطبوعاتی است.

معینیان، وزیر اطلاعات هنوز از ورم شدید زانو رنج می برد و واقعا قادر به راه رفتن نمی باشد و انتظار

نمی رود که تا چندین هفته دیگر بتواند به سر کار خود برگردد. شاه از عدم توانایی فیزیکی معینیان مطلع

است و در اواخر دسامبر اظهار داشت که به محض اینکه بتواند فردی چون معینیان پیدا کند، او را عوض

خواهد کرد شاه همچنین توضیح داد که او مایل به تغییر سیستم تبلیغاتی کشور و بسط آن در مسیر

روشهای علمی تر می باشد. بنابراین، شاه دلیل نخست وزیر، منصور را در مورد چنین روشهایی پذیرفته،

اما تاکنون پیشنهاد منصور را در مورد انتصاب برادرش، جواد منصور در این مقام نپذیرفته است.

منصور، جواد 3

1 مارس 1965 9/10/43 خیلی محرمانه

یادداشت جهت پرونده های بیوگرافیک

موضوع: جواد منصور، وزیر کشور در دولت هویدا

خصوصیات نادر و غریبی در ارتباطات ما با جواد منصور وجود دارد، که ممکن است ثبت آن اکنون که

او به طور کامل به مقام بالائی در کابینه ترفیع یافته است، با ارزش باشد. هر چند ارتباطات شخصی او با

کارمندان سفارت عالی است و هر چند او تحصیلکرده ایالات متحده است و یک همسر آمریکائی دارد،

برخورد رسمی ما با او واقعا رضایتبخش نبوده است.

1 پاییز گذشته یک مقام سفارت از او پرسید که آیا شایعاتی که ما در مورد تغییرات در کابینه منصور

(که او به عنوان معاون نخست وزیر خدمت می کرد) شنیده ایم، حقیقت دارد. کمی پس از آن جواد منصور به

وزیر مختار گله کرد که سفارت به پخش شایعات در مورد تغییرات قریب الوقوع کابینه کمک می کند.

2 کمی پس از آن جواد منصور در خانه من بود. او پرسید که کاربخش سیاسی چگونه پیش می رود.

من اظهار کردم که با نبودن اطلاعات قوی و موثق، ما غالبا تنها شایعاتی داریم که توجهی نمی کنیم و کنترل

و صحت و سقم آنها را مشکل می یابیم. در پاسخ، او از من پرسید که ما چه شایعاتی می شنویم. من این سؤال

را به این سمت منحرف کردم که مایل به گله مجدد وی نیستم.

3 در ضمن شور و هیجان زمان ترور برادر جواد منصور، ما سعی کردیم که از تعدادی از منابع دولتی

در مورد وضع جراحتهای نخست وزیر اطلاع حاصل کنیم. از منابع غیردولتی شایعاتی زیاد و از منابع

دولتی اخبار زیاد «بدون اظهارنظر» یا «غیر قابل استفاده ای» دریافت کردیم، اما ما تنها یک اظهار غلط

بی مزه از چگونگی امر از یک منبع دولتی به دست آوردیم. این زمانی بود که از دفتر جواد به ما گفته شد که

نخست وزیر تنها جراحت سطحی برداشته است و فردا در دفتر کارش حاضر خواهد شد.

پس از مرگ نخست وزیر، جواد منصور به وزیر مختار ما گفت که «چیزهای بیشتری از آنچه با

چشمانش دیده است وجود دارد» و اظهارات ضمنی ولی مبهم دیگری ایراد نمود. مذاکره به آنجا کشید که

جواد فکر کرد که ممکن است مصر در این قضیه دخیل بوده باشد و نیز اینکه مقامات (شاید نصیری) آنچه

لازم بوده انجام بدهند، انجام نداده اند و ضمنا فهماند که حسنعلی منصور گرفتار نیروهای ناشناخته در


صفحه 670

درون خود تشکیلات ایران شده است. ما هیچ مدرکی دال براین موضوع از هیچ یک از منابع مورد اعتماد

به دست نیاورده ایم و نسبت به این اشارات تردید بسیار زیادی داریم.

5 تنها مذاکره سیاسی من با جواد منصور در زمان حیات نخست وزیر بود و موضوعی مشابه همین

مطالب را دنبال می کرد. او به طور مبهم اشاره کرد که «ما می دانیم که دشمنان ما چه کسانی هستند و چه

مردمی پشت سر آنها قرار دارند». من از او خواستم که مقداری موضوع را بازتر کند، اما او تنها اظهارات

کلی از این نوع را تکرار کرد. بعد من پرسیدم که آیا او به ملاها اشاره می کند؟ او گفت بله. بار دیگر اشارات

مبهمی صورت گرفت. بالاخره من به طور تصادفی سؤال کردم که آیا منظور او ناصر است. او بدون هیچ

صراحتی و تنها با اشارت مبهم و توطئه آمیز گفت بله.

آخرین گزارش از یک منبع خوب نیز در همان راستا قرار دارد. گزارش شده است که به جواد منصور به این

دلیل که نخست وزیر جدید به اندازه کافی از برادر مقتول منصور، تمجید نمی کند، بی حرمتی شده است.

انتظار می رود عدم اشاره مرتب هویدا به حسنعلی منصور در سخنرانی های اخیر خود برای جواد «جالب

توجه» باشد.ام. اف. هرتز

منصور، جواد 4

9 اکتبر 1965 17/7/44 خیلی محرمانه

یادداشت برای سفیر

موضوع: جواد منصور

جواد منصور یک کارمند سرویس خارجه ایران می باشد که در ابتدا در شغلی خارج از این حوزه به

سازمان برنامه رفت و سپس قبل از این که برادرش وی را به کاری در کابینه بگمارد، به عنوان دستیار

مدیرعامل در بانک توسعه صنعت و معدن به کار مشغول شد. در بانک مزبور او به نوعی در معامله با

صاحبان سهام خارجی بانک و تماسهای بازرگانی پیشقراول بود. او یک همسر بسیار زیبای آمریکائی

دارد و نسبت به سفارت ما حسن ظن داشته است.

من می گویم «داشته است» زیرا جواد منصور از زمانی که عضو دولت شد، نسبت به ما شدیدا نومید بوده

است. او آنچنان دیوانه وار به برادرش وفادار بود که بحث های سیاسی با او بی ثمر بودند، چون او فقط ذوق

و توانایی دولت را می ستود و اگر کسی مطلبی را اظهار می کرد که ممکن بود یک مشکل باشد، او کاملاً

برآشفته می شد. حتی او یک بار پس از این که یک کارمند سفارت صرفا از او پرسیده بود آیا این شایعه که

در سراسر تهران پخش شده است حقیقت دارد یا نه، گله کرده بود که سفارت در مورد ترمیم قریب الوقوع

کابینه شایعه پراکنی می کند.

وقتی منصور، نخست وزیر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، ما پاسخ های فاقد اظهار نظر و غیرقابل

استفاده ای از منابع دولتی کسب نمودیم، اما تنها یک اظهار غلط بی مزه از چگونگی امر از طرف دفتر

منصور، به ما گفته شد که نخست وزیر تنها جراحت سطحی برداشته است و فردا دوباره در دفتر کارش

حاضر خواهد شد. پس از مرگ نخست وزیر، او به استوارت گفت «چیزهای بیشتری از آنچه با چشمانش

دیده است وجود دارند» و اظهارات ضمنی ولی مبهم دیگری ایراد نمود. در مواقعی دیگر به طور مبهم اشاره

کرد که «ما می دانیم دشمنان ما چه کسانی هستند و چه مردمی پشت سر آنها قرار دارند». همچنین گزارش


صفحه 671

شده است که به او از این که نخست وزیر جدید، سلف در گذشته (مرده) خود را بنحو شایسته تمجید نکرده،

بی حرمتی شده است. این امر کاملاً آشکار است که وفاداری جواد نسبت به برادرش باز به مناسبت و

ارتباطات جاری وی منتقل شده است. او هر چند روابط دوستانه ای با نخست وزیر دارد، قطعا محرم راز

در دولت هویدا نخواهد بود.

از آنجایی که او این چنین دهانش بسته است، ما برای این که واقعا بفهمیم جواد در دولت چه کار

می کند، دچار زحمت بوده ایم. ابتدا تصور می شود که او مسئول تمام طرحهایی است که به وضوح

امکان پذیر بودند. اکنون به نظر می رسد کار اصلی وی اتمام و تکمیل پروژه های خاص اقتصادی باشد.

برای مثال، فوریه امسال به اجلاس شورای وزیران RCD (سنتو) در پاکستان اعزام شد. او همچنین عضوی

از کابینه بوده که در طول سال گذشته در جریان تلاشهای بی ثمر ما به خاطر کسب حمایت برای رسیدگی

کابینه به پیشنهاد اصلاحی ما نسبت به توافق تضمین سرمایه گذاری سال 1957، مورد مراجعه ما بوده

است. شایعات مداومی وجود دارد که آنچه واقعا جواد دوست دارد، بازگشت به سرویس خارجی ایران

به عنوان یک سفیر می باشد. این شایعه نمی تواند زیاد موثق باشد، زیرا زمانی که وی به کاری خارج از

حوزه سرویس خارجه پرداخت، یک دبیر دوم بود.

منصور، جواد 5

تاریخ: 20 اکتبر 1966 28/7/45 خیلی محرمانه

از: بخش سیاسی چارلز ان. راسیاس به: بخش سیاسی مارتین اف. هرتز

موضوع: کنترل (استراق سمع) تلفنهای مقامات بالای دولت ایران توسط ساواک

در 19 اکتبر 1966، ضمن یک بحث سیاسی با همسرم و دو زن دیگر آمریکائی (یکی همسر یک افسر

نیروی هوایی آمریکا و دیگری همسر یک تاجر آمریکائی) موضوع تلفن های موهن بی نام پیش آمد. در

این رابطه خانم جواد منصور (همسر آمریکائی وزیر مشاور) متذکر شد که ساواک یک تلفن (ردیاب)

متصل به تلفن های آنها (منصورها) دارد که آنها را از مزاحمین تلفنی یا کسانی که تهدید به عمل می آورند،

محافظت می کند.

اظهارنظر:

چند سؤال برای من وجود دارد: (1) آیا این عمل عمومی ساواک در مورد کنترل تلفنهای مقامات

بالای دولت می باشد؟ (2) آیا جواد منصور به دلایل خاصی حفاظت می شود؟ اگر تلفنهای تمامی مقامات

رسمی دولت کنترل می شود، آیا هدف ساواک، فقط حراست آنها از تهدیدکننده ها و مزاحمین تلفنی است؟

منصور، جواد 6

تاریخ: 9 می 1967 19/2/46 خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا، تهران 4439 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن

موضوع: انتصابات جدید

1 جواد منصور دیروز به سمت وزیر اطلاعات پس از هوشنگ انصاری منصوب شد. منصور به طور


صفحه 672

گسترده ای به عنوان یک فرد طرفدار آمریکا تلقی می شود، زیرا تربیت و ازدواج وی در آمریکا بوده است،

اما همان طور که این روزها غالبا در این بخش از جهان اتفاق می افتد، او پی درپی پس و پیش می رود تا

نشان دهد که او را بی جهت هوادار آمریکا می دانند. او در مقام قبلی خود به عنوان وزیر کشور، مشهور بود

که کارها را به پایان می رساند. ما اطمینان داریم که با او می توانیم کار کنیم. از نظر شخصی او به شدت به

نخست وزیر نزدیک است.

2 فریدون موثقی به عنوان سفیر در آنکارا منصوب شد. وی وزیر مختار سابق در واشنگتن و اخیرا

سرکنسول در مونیخ بود و عقیده براین است که خود را از همکاری با آمریکائیها کنار می کشد. در حین

دوستی و صراحت غیرعادی، ما در زمان تصدی قبلی او به عنوان مدیر امور آمریکا در وزارت خارجه،

وی را یک REED قوی نیافته ایم. سستی او به خاطر مبارزه وی برای عقاید محکمش نیست.

منصور، جواد 7

23 اوت 1967 1/6/64 خیلی محرمانه

فرم اطلاعات بیوگرافیک

نام: جواد منصور

شغل فعلی: وزیر اطلاعات

از زمان انتصابش به عنوان وزیر اطلاعات در هشتم ماه مه، منصور پنج پوند وزن کم کرده است. سابقا

زنده دل بود و اعصاب آرامی داشت، در حال حاضر خسته، عصبی و وارفته به نظر می رسد. البته، او

می گوید که از شغل جدیدش و بخصوص از تماسهای مکررش با شاه که ناشی از ماهیت این شغل است،

لذت می برد. آقای منصور هر زمانی که عناوین خبری مهمی وجود دارد، به شاه تلفن می زند و دستورات

مفصلی در مورد چگونگی پخش اخبار از شاه دریافت می نماید. او احساس می کند که نمی تواند مسئولیت

خود را در مورد رسیدگی به عناوین خبری مهم به کسی واگذار نماید، و در نتیجه در طول بحران اخیر

خاورمیانه بارها در طول شب همراه با زیردستانش بیدار مانده است. معمولاً شاه، آقای منصور را در مورد

زمان کنترل اخبار در ساعات شب با خودش، مطلع می کند و معمولاً وقتی رادیو یا تلویزیون دولتی و یا

روزنامه های مهم، خبری را به طریقی منتشر می کنند که شاه دوست ندارد، این آقای منصور است که مورد

توبیخ واقع می شود.

از آنچه وزیر جدید در مذاکرات اخیر به من گفته و از آنچه که او به دوستان دو طرفه گفته است کاملاً

آشکار است که وی واقعا وزارت خود را اداره نمی کند. او در مورد مسائل فوری تر و اصلی رأسا اقدام

می کند و باقی را برای زیردستان خود می گذرد. او هرگز به عنوان یک مجری قوی شناخته نشده است (این

بیان در مخالفت با آنچه در گزارش تهران 4439 در مورد «شهرت او در به پایان رساندن کارها» آمده

است، نمی باشد.) در بانک توسعه صنعت و معدن، جایی که درست قبل از پیوستن به دولت در آن خدمت

می کرد، او نمونه ای از یک فرد پیشتاز، عهده دار ارتباطات سطح بالائی با بانکداران و مشتریان خارجی و

تسهیل عملیات از طریق شخصیت آرام و فریبنده اش بود.

هیچ چیز در کار کنونی او به عنوان وزیر اطلاعات ارزیابی قبلی مرا در این مورد که جواد منصور اساسا

یک سبک وزن است، عوض نمی کند. زمانی که او در کابینه برادرش حسنعلی منصور وزیر مشاور بود، در


صفحه 673

وفاداری مبالغه آمیز خود نسبت به بردارش گرفتار بود. برای مثال، وقتی یک مأمور سفارت در مورد

شایعات مربوط به ترمیم قریب الوقوع کابینه از وی سؤال کرد، او به وزیر مختار ما شکایت کرد که سفارت

شایعاتی در مورد کابینه می پراکند. (با این حال، او قبلاً سعی می کرد از من بیرون بکشد که آیا شایعات

جدیدی درباره کابینه شنیده ام یا نه). زمانی که نخست وزیر، منصور، به قتل رسید، دفتر جواد منصور تنها

جایی بود که تعمدا به ما اطلاعات غلطی داد (به این معنی که نخست وزیر تنها به طور سطحی مجروح شده

است و روز بعد به اداره برخواهد گشت) پس از اینکه نخست وزیر مرد، جواد منصور اظهارات مبهمی مبنی

براین که در قضیه قتل «چیزهای بیشتری از آنچه با چشم دیده وجود دارد» بیان کرد. قبل از آن، زمانی که

کابینه منصور به جایی رسید که مورد انتقاد گسترده مردم قرار گرفت، جواد منصور غرولند معنی داری کرد

که «ما می دانیم دشمنان ما چه کسانی هستند و چه کسانی پشت سر آنها هستند».

در این قضیه او به وضوح وانمود کرد به این که بیش از آنچه واقعا انجام داده است، می داند. در همین

زمان، وقتی قرار می شود اطلاعاتی در مورد سابقه کابینه یا وضعیت سیاسی بدهد، منصور به طور

ناراحت کننده ای محتاط و بنابراین فاقد اطلاعات می شود.

ما هرگز قادر نبوده ایم که دریابیم وظایف جواد منصور در مقام وزیر مشاور چه بود. او یک بار به ما

گفت که او مسئول تمامی برنامه ریزی ها می باشد، اما آشکارا دروغ بود. او به امور (سنتو) RCD مشغول

بود، اما روشن نبود که آیا وی مسئولیت عملی در مورد آن داشت یا نه. به نظر می رسد که او بار دیگر به

عنوان یک تسهیل کننده، تعدیل کننده، هماهنگ کننده و فردی پیشقراول در موضوعات متعدد عمل کرده

است. او دوست خیلی نزدیک نخست وزیر جدید، امیرعباس هویدا بود و به این دوستی ادامه می دهد،

هویدا کسی است که به عنوان جانشین برادر جواد، حسنعلی، وفاداری خاصی را به وی مرهون است. به

نظر می رسد که جواد منصور، زمانی که ملکه را در سفر به اطراف کشور در اوایل 1967 همراهی می کرد،

خیلی خوب عمل نموده است. به هر حال در این که او خواهان مقام وزارت اطلاعات بوده است تردید

وجود دارد. آنچه او واقعا دوست دارد این است که یک «سفیر» باشد. حتی زمانی که در بانک توسعه

صنعت و معدن بود، از سرویس خارجه ایران که در آنجا به مقام دبیر دومی رسیده بود، مرخصی گرفته

بود.و به عنوان وزیر در حال حاضر، اگر به زندگی دیپلماتیک باز گردد، به طور قطع به عنوان سفیر وارد

خواهد شد.

همسر منصور، دلتا، یک خانم آمریکائی زیباست که مجدانه از فراگیری فارسی اجتناب می کند و به

فرزندان خود نیز صرفا به زبان انگلیسی تعلیم می دهد. او یک آمریکائی سنتی یک دنده است و زنی با

عقاید محکم می باشد. منصور پنج دختر دارد، دو تا از آنها اکنون در مدرسه ای در ایالات متحده می باشند.

منصور، جواد 8

خیلی محرمانه

زمان: 29 فوریه 1968 10/12/46 مکان: محل اقامت آرمیتاژ

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: همسر فریدون باتمانقلیچ همسر جان ا. آرمیتاژ

موضوع : جواد منصور

خانم باتمانقلیچ به همسر من گفت که شاه، پس از بازگشت از خاور دور، وزیر اطلاعات، جواد منصور