بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 49

برای هیأت نمایندگی، با سفیر دیدار خواهند کرد. آقای لمبراکیس پیرامون شایعات اخیر در مورد اغتشاشات، بمب گذاریها، تظاهرات و آشوبهای عمومی گزارشاتی داد. دولت ایران به وضوح مصمم است که کلیه فعالیتها را به اطلاع عموم برساند تا بدین وسیله احساسات عمومی را علیه اغتشاش و لات بازی برانگیزد.

در رضائیه مجیدی ریاست اولین جلسه یک گروه رستاخیز را که به منظور مقابله با آشوبگران تشکیل شده بود برعهده داشت. سفیر توضیح داد که ساختمان جدید حزب رستاخیز که به سرعت بالا می رود، پنجره های اندکی دارد. آقای فری از سفیر برای شرکت در نمایش غذای شب گذشته تشکر کرد. او گفت که «مرد لوبیا» و «مرد گوشت» فعالیت بسیار زیادی انجام دادند. این گفته آقای مهدوی که ایران بیشتر سرمایه گذاری مشترک می خواهد تا خرید بیشتر غذای خارجی، مورد توجه قرار گرفت. آقای مارتین گزارش داد که او امروز صبح بروشور GE را که برای تبلیغ ناوچه های آلمانی بودند دریافت داشت. او همچنین در مورد ملاقاتش با نماینده شرکتی که اژدرهای «شماره 48» را تولید می کند، صحبت کرد. آنها همچنان این امکان را می دهند که احتمالاً بتوانند آنها را به ایران بدهند.

برنامه دانشکده ملی جنگ همچنان به خوبی مستحکم تر و بهتر می شود.

آقای مک لافلین گزارش داد که جان کانلی از NEA/EX فردا می رسد و کار با سرعت در جهت درست کردن یک ساختمان ویزای دانشجویی تا قبل از ماه ژوئن همچنان ادامه دارد.

برداشت های کلی از مشهد

سند شماره 25

خیلی محرمانه9 آوریل 1978 20 فروردین 1357

از: آقای داولینگبه: آقای استمپل از طریق آقای گوئلز سرکنسول

موضوع: برداشت های کلی از مشهد

من از 4 تا 6 آوریل در یک سفر کنسولی از مشهد دیدار کردم. با اینکه منظور از سفر تماس با جامعه شهروندان آمریکایی مقیم مشهد بود، فرصتی به دست آوردم تا با دکتر آموزگار رئیس دانشگاه مشهد و دکتر نیازی معاون وی و چند تن از اعضای هیأت علمی صحبت کنم. من همچنین با آقای معینی معاون استاندار خراسان ملاقات کردم.

بر اساس گفته افرادی که با آنان صحبت کردم، مشهد اخیراً تظاهرات نسبتاً شدیدی را به خود دیده است. هر چند هیچ خسارت قابل توجهی با حضور آشکار نظامیان مشاهده نمی شد، اکثر مردم نگرانی خود را نسبت به وقایع اخیر ابراز داشتند. ظاهراً یک انتظار عمومی در این خصوص که آشوب در 30 مارس یعنی چهلمین روز پس از واقعه تبریز رخ خواهد داد، وجود داشت. و واحدهای ارتش با زره پوش در اوایل روز 29 مارس به داخل شهر حرکت داده شدند. هر چند من راجع به این موضوع با دکتر آموزگار و با آقای معینی صحبت نکردم، چونکه هر دو مذاکراتشان را به کلیات محدود کرده بودند؛ ولی دیگر افرادی که با آنها گفتگو


صفحه 50

کردم اظهار داشتند که علیرغم حضور ارتش تظاهراتی در سی ام و سی و یکم وجود داشته که ظاهراً شدت آن مستلزم مداخله حداقل واحدهای زرهی که محوطه حرم و بقعه امام رضا را محاصره کرده اند، و نقطه تجمع تظاهرات بوده است، بود. چندین نفر تأیید کردند که در خلال این تظاهرات تیراندازی هایی وجود داشته ولی مشخص نیست که آیا فقط نیروهای امنیتی یا هر دو طرف از اسلحه استفاده کرده اند. به نظر می رسد که تظاهرات تا اول آوریل، اما به طوری که از شدت آن کاسته می شده، ادامه یافته است. هیچ کس از میزان قطعی تلفات برآوردی نداشت، ولی یک شایعه رایج این است که واحدهای نظامی حداقل 10 نفر را در محوطه حرم کشته اند (یک نقل دیگر مدعی است که 10 نفر در داخل محوطه حرم کشته شده اند. بایستی متذکر شد محوطه حرم که محصور است و حدود 4 بلوک شهری معمولی امریکایی را دربر می گیرد، توسط یک کمربند پهن میدانی و راههای ختم شونده به آن محاصره شده که خود آنها (راهها) با یک دیوار که تشکیل دهنده پشت مغازه ها می باشد، به شکل حلقه به یکدیگر متصل شده اند. در عین اینکه من تردید دارم تانکها بتوانند از درهای اصلی خود صحن عبور نمایند لیکن محوطه میدان برای استفاده از زره پوش ها ایده آل است) بر اساس گفته یک نفر، تانکها در تقاطع یک خیابان پهن نیز که به محوطه حرم ختم می شود، پخش شده بودند. ایجاد حریق که متوجه بانکها و احتمالاً دیگر اهداف بود نیز صورت پذیرفت. بر طبق گفته افرادی که با آنها صحبت کردم واحدهای زرهی از محوطه حرم در 3 یا 4 آوریل فراخوانده شدند.

جوّ عمومی هنوز وخیم است. تمام پمپ بنزین هایی که من دیدم تحت مراقبت پلیس بودند. بر اساس یک شایعه هر کس پس از 5 آوریل بنزین خریداری کند یا هر اتومبیلی که در 5 یا 6 آوریل در خیابان پارک شده باشد هدف حریق عمدی خواهد بود. در حالیکه هیچ کس ادعا نکرد که چنان آتش زدنهایی به وقوع پیوسته باشد، از قرار معلوم دانشگاه مشهد موضوع را تا آن اندازه جدی دانسته که به تمام رانندگان کارمند خود دستور داده تا اتومبیل هایشان را به عوض پارک کردن در محوطه دانشگاه به خانه برده و در آنجا پارک نمایند. خود دانشگاه با تظاهرات شدیدی که من وسعت آن را نتوانستم معین کنم مورد حمله واقع شده بود، اما چند نفر از اعضای هیأت علمی اشاره کردند که دانشکده علوم به تازگی پس از یک حمله که نزدیک بود تمام تأسیسات را منهدم نماید، بازگشایی شده بود. حمله به دانشکده علوم دانشگاه به نظر نمی آید که از نوع آتش زدن بوده باشد بلکه یک نوع وحشی گری از جانب دانشجویان بوده است. اعضای هیأت علمی اشاره کردند که حضور در کلاسها فقط در حدود یک سوم حد عادی بوده لیکن این موضوع تا حد زیادی با به عقب انداختن پایان تعطیلات نوروز توسط دانشجویان نسبت داشته است.

یکی از اعضای هیأت علمی که من با وی صحبت کردم دستگیری مرد جوانی سوار بر یک موتور سیکلت از جلو ساختمان امور اداری دانشگاه را توضیح داد. او گفت که پلیس از وی خواسته بود توقف نماید، که وی از انجام آن امتناع ورزیده بود. پلیس سپس وی را مورد


صفحه 51

تعقیب قرار داده و به خاطر حمل یک وسیله انفجاری که در زیر کتش پنهان بود او را دستگیر نمود. در عین حالی که وی ادعا نکرد که دقیقاً وسیله انفجاری را مشاهده کرده (و یکی دیگر از اعضای هیأت علمی به میان گفتگو پرید و گفت احتمالاً یک کوکتل مولوتف بوده است) ولی او دیده بود که پلیس جوان را دستگیر کرده و شنیده بود که پلیس، وسیله را به عنوان یک وسیله انفجاری توصیف نموده است.

گزارش معمولی دیگری که اساسی تر از صرف یک شایعه به نظر می رسد این است که پلیس فروش بنزین به دارندگان موتورسیکلت را قدغن کرده، چرا که ظاهراً حریق های عمدی و دیگر وقایع توسط افرادی که بر موتورسیکلت سوار بوده اند اجرا شده است. تنها نظری که من در این مورد می توانم بدهم این است که در خلال سفرم هیچ کس را سوار بر موتور سیکلت در حال خرید بنزین از پمپ بنزین ها ندیدم.

در خلال سفرم هیچ گونه حضور امنیتی قابل توجهی را مشاهده نکردم. من دو نفربر زرهی با سربازان سوار بر آن را که از قسمت مرکزی شهر به سمت دیگر حرکت می کردند در پنج آوریل دیدم. این وسایط نقلیه به سرعت حرکت می کردند و سربازان سوار بر آن غیرمسلح به نظر می رسیدند به نحوی که من تردید دارم که جابجایی آنان چیزی جز یک جابجایی عادی بوده باشد. در ششم (آوریل م) هنگامی که به طرف شمال مشهد برای خروج از مشهد حرکت می کردیم از کنار یک ستون کامیون های ارتشی که سرباز حمل می کردند و پرچم های قرمزی از سپرهایشان به اهتزاز درآمده بود و می توانست نشان دهنده این باشد که در داخل آن مهمات دارند عبور کردیم، هر چند این امر مجدداً به نظر آمد که یک مانور عادی باشد. در ششم (آوریل م) سربازان زیادی در قسمت های اصلی شهر وجود داشتند ولی تماماً به نظر می آمد که در مرخصی باشند چونکه چمدان های یک شکلی حمل می کردند و افسری همراهشان نبود.

همانطور که در بالا اشاره شد من با آقای معینی معاون استانداری، در بعد از ظهر روز پنج آوریل گفتگو کردم. او خیلی مؤدب و خوش برخورد بود ولی آشکارا در موقعیتی نبود که راجع به مسایل مهم صحبت کند. به مجردی که وارد شدم وی به انگلیسی از انگلیسی بلد نبودنش عذرخواهی کرد، که از حد کفایت بالاتر به نظر رسید، و به دنبال یک مترجم فرستاد. در این بین ما به فارسی با یکدیگر گپ زدیم ولی چند دقیقه ای از مکالماتمان از مترجم استفاده کردیم. وی همچنین به دنبال فردی فرستاد که من نتوانستم نامش را بفهمم. او رئیس اداره سیاسی استانداری است. این شخص دوم اصلاً انگلیسی صحبت نمی کرد و من دریافتم استفاده ما از مترجم به خاطر وی بود. آقای معینی در ضمن این که رفتارش دوستانه بود از ملاقات من نگران بود. وی چندین مرتبه سئوال کرد جامعه آمریکاییان در مشهد چه مشکلاتی دارند که یک کنسول از تهران به خاطر آنها آمده است. هر چند من تأکید ورزیدم که این فقط یک دیدار عادی از جامعه آمریکاییان است و در قبال هیچ مشکل خاصی نیست، با این وجود


صفحه 52

فکر نمی کنم که وی این پاسخ را به عنوان یک پاسخ کامل پذیرفته باشد. من متذکر شدم کنگره و هیأت دولت تأکید بر ملاقات مکرر ما از آمریکاییان در هر کجایی که هستند دارد و سفر من اولین دیدار از دیدارهایی است که امیدوارم به صورت منظم ادامه پیدا کند. وی مکرراً بر اشتیاق خود به کمک به آمریکاییها در مشکلاتشان در مشهد تأکید ورزید و اظهار داشت چقدر خوب می شد اگر ایالات متحده تصمیم به استقرار یک کنسولگری در مشهد می گرفت.

او سئوال کرد که چرا ما کنسول گری مشهد را بستیم و من پاسخ دادم که هزینه عملیات کنسولگری ادامه فعالیت را برای آمریکا در تمام نقاطی که ما ممکن است مایل به داشتن نمایندگی در آنجا باشیم، مشکل کرده بود. وی گفت چنین مشکلاتی را درک می کند و مجدداً اشتیاق خود را به کمک در هر زمانی که لازم باشد تکرار نمود. من چندین بار از اشتیاق وی به کمک، تشکر کردم و تأکید نمود که جامعه آمریکاییها در مشهد خیلی خشنود و راضی به نظر می رسند. ما با حالتی دوستانه از یکدیگر جدا شدیم ولی من استنباط کردم که وی احساس کرد، من مأموری هستم که به لحاظ آشوب های اخیر و برای کسب اطلاعات اعزام شده ام. تنها اشاره او به مشکلات این بود که کارش به حدی زیاد شده که وی از 7 صبح تا 11 شب کار می کند. (جالب ولی تردیدآمیز است که بگویم حداقل) من احساس کردم صحیح نیست که مسئله آشوب ها را با وی دنبال کنم چونکه نمی خواستم شکی در مورد سفرم به وی انتقال دهم. زمانی که من آنجا را ترک کردم خیلی مؤدب بود ولی هنگامی که مترجم وی مرا با روی باز تا درب خروجی هدایت کرد، رئیس بخش سیاسی برای مذاکره ای با آقای معینی در آنجا باقی ماند. ممکن است که من روی برداشت خود که آقای معینی احساس کرد مقصود من چیزی غیر از آن است که عنوان نمودم، زیاد تأکید کنم ولی وی در مذاکراتمان توجهش به این جلب شده بود که مشخص کند آیا من فقط به دیدار جامعه آمریکاییها و رئیس دانشگاه آمده ام و اینکه آیا این ملاقاتها با آمریکاییها صرفاً در انجمن ایران و آمریکا صورت گرفته است. هر چند که مسئله مهمی مورد بحث قرار نگرفت من فکر می کنم کار خوبی بود که با وی ملاقات کردم چونکه عدم انجام این امر ممکن بود وی را به حد زیادی مظنون نماید. مطلب فوق جمع بندی تقریبی سفر من از نقطه نظر سیاسی بود. اگر در جمع آوری جزییات اضافی بتوانم کمک کنم مرا در جریان قرار دهید.

مذاکرات هیأت مسایل مملکتی

سند شماره 26(1)

خیلی محرمانه19 آوریل 1978 30 فروردین 1357

خلاصه: مذاکرات هیأت مسایل مملکتی

سفیر سولیوان جلسه را با مروری از وقایع هفته پرکار گذشته آغاز کرد. ایرانیها با ارسال

1- کتاب اول، ص 713


صفحه 53

سرباز بیشتر به جنوب لبنان موافقت کرده اند؛ دولت ایران رئیس کمیته پنجم خواهد شد. وزرای خارجه سنتو در لندن تشکیل جلسه داده اند. ژنرال هایزر از تهران دیدن کرد. ژنرال گریوز اکنون اینجا (تهران) است، رأی کانال پاناما امروز صبح تصویب شد و ونس عازم مسکو می باشد.

سفیر از آقای لمبراکیس خواست تا گزارشی در مورد شرکت ایران در جلسه ویژه خلع سلاح در نیویورک بدهد. او از کلنل واندرمیر خواست تا یک نسخه از پیام مربوط به سازگاری آواکس ایران و ترکیه بدهد. او از آقای شلنبرگر در مورد برنامه کشوری آژانس ارتباطات بین المللی ایالات متحده (USICA) سئوال نمود.

وزیرمختار از همه کنسولهایی که در حال نوشتن گزارشهای کارایی کارمندان هستند خواست که تا فردا آنها را به اتمام رسانده و به مسئول بررسی برسانند.

آقای شلنبرگر گزارشی در رابطه با فعالیتهای اخیر USICA ارائه داد. گروه هنرمندان کمدی ظرف چند روز آینده در اصفهان و شیراز ظاهر خواهند شد. یک گروه دبیرستانی از آمریکا در شهر است که در جهت بهتر نمودن برنامه تحصیلات سرزمینهای خارجی مشغول به کار می باشد. هفته آینده قاضی شرلی هوفستدلر (به اینجا) وارد خواهد شد.

سفیر گفت که یک گروه از بانوان، از جمله خانم پاتر استوارت در شهر است. برنامه آنها شامل دیدار با شهبانو فرح و شاهدخت اشرف می باشد. سفیر در مورد گروهی که عکس آنها را در حالی که سلام خانم کارتر را به شهبانو می رساندند و در روزنامه های امروز چاپ شده بود، پرسش کرد. کسی آنها را نمی شناخت. (نکته: آنها خانم و آقای کارلتون هیکس و خانم و آقای جیمز بیشاپ دوستان شخصی کارترها بودند).

کلنل واندرمیر گفت که ژنرال گست با ژنرال گریوز در جنوب به سر می برند. او از سفیر در مورد ملاقات 29 23 آوریل با ژنرال استون که به زودی جانشین ژنرال مولر می شود، سئوال کرد. آقای لمبراکیس گزارشی در مورد حمله «ژورنال دو تهران» به سخنگویان رسمی که جملاتی از قبیل ایران به خطرناک ترین دوران تاریخش وارد می شود» اظهار می کنند، داد. وی همچنین گزارش تهیه شده توسط مجیدی، انصاری، عاملی را مطرح و پیرامون آن بحث کرد. جملات عاملی درباره دخالت خارجی در ایران جالب بودند.

سفیر در مورد تبلیغات یک رستوران که بر روی دیوار سفارت نوشته شده بود، سئوال نمود.

آقای لمبراکیس گفت که او از انگلیسیها شنیده که کمیسیون مشترک ایتالیایی منحل شده است و پیش بینی کرد که انگلیسیها نیز به زودی دست به چنین کاری خواهند زد. شایع است که دولت آموزگار مطرح کرده است که کمیسیونهای مشترک به درد آینده نمی خورند.

آقای بویس (Boyce) از ملاقات معاون وزیر حمل و نقل داونپورت، که در پی مسایل کمیسیون مشترک اقتصادی که در واشنگتن پیرامون آنها بحث شده بود در شهر است، گزارشی


صفحه 54

داد.

آقای رینو درباره جلسه مرکز تجارت با نمایندگان بازرگانی و دولت صحبت نمود و آن را «خوب و مفید» توصیف کرد. او از سفیر برای معرفی خوب و ساده اش تشکر کرد.

سفیر از آقای ددیچ پرسید که آیا وی در طی ملاقات خانم فالکو در اینجا خواهد بود. آقای ددیچ اظهار داشت که وی اینجا خواهد بود منتهی دکتر استمپل مشغول استراحت و تفریح خواهد بود. آنها پیشنهاد می کردند که فالکو برنامه سفر خود را تغییر بدهد تا بتواند با دکتر ملاقات کند.

آقای بنرمن در مورد کارهای پایانی تالار جدیدمان صحبت کرد. او تقاضای یک هفته مهلت قبل از شروع انتقادات کرد.

خلاصه مذاکرات هیأت مسایل مملکتی

سند شماره 27(1)

خیلی محرمانه26 آوریل 1978 6 اردیبهشت 1357

خلاصه مذاکرات هیأت مسایل مملکتی

سفیر سولیوان جلسه را با گزارشی در مورد این که ما بالاخره دستور ادامه مذاکرات دوطرفه انرژی اتمی را دریافت داشتیم، آغاز نمود. آقای میکلوس امروز با منصور ملاقات خواهد نمود. طبق گزارشات رسیده از واشنگتن به نظر می رسد که در قانون فروش هواپیما به خاورمیانه مشکلی پیش آمده است. اگر کنگره میزان فروش را پایین آورد، ایران نیز تحت تأثیر این تصمیم قرار خواهد گفت. سفیر تفسیری در مورد میهمانان برجسته ما، رونالد ریگان، جرج بوش و مارگارت تاچر ارائه نمود و ادامه داد به نظر می رسد که تهران محل تجمع حزب مخالف کنگره خواهد بود. سفیر از دکتر استمپل در مورد آن نماینده مجلس که مخالف بمب گذاریهای تهران بود سئوال نمود. دکتر استمپل گفت که او همان مزاحمی بود که اخیراً لایحه سانسور دولت در مورد تبریز را ارائه داده است. سفیر از آقای گوئلز در مورد مفاد درخواست برای تسلیم پاسپورتهای کارکنان شرکت بل به شرکت، سئوال نمود. آقای گوئلز گفت که شرکت مزبور صرفاً برای گفتن اوراق مربوط به کار غیره به این پاسپورتها نیازمند است. این عمل وقت خیلی زیادی می گیرد، ولی پاسپورتها دوباره بازگردانده می شود. آقای میکلوس گفت که وزارتخانه رسماً ما را به دلیل عدم وصول به موقع برنامه مالی توبیخ نموده است. او گفت PER نسبت به این موضوع حساسیت دارد.

آقای شلنبرگر گزارشی در مورد بازدیدکنندگان فعلی آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا (USICA) داد. قاضی شرلی هوفستدلر، پروفسور دیوید آبتر، کارشناس انرژی خورشیدی جری ونگارتر (Weingarter) و اهالی آمریکا برای شرکت در کنگره علمی، فرهنگی در شهر هستند

1- کتاب اول، ص 716


صفحه 55

و یا در راهند. گروه آخر شامل خاخام کرف، دخترش، معلم سرخانه دخترش و فرانسیس نایت است.

آقای شلنبرگر گفت شنیده است که دیروز برخوردی جدی بین گروههای موافق و مخالف رژیم در دانشگاه تهران رخ داده است. کلاسها در سه دانشکده تعطیل شده است. او همچنین گفت که در اطراف دانشگاه ملی اعلامیه هایی مبنی بر این که شاه نوکر کارتر است به چشم می خورد. او متذکر شد که این کارها از سوی مخالفین رژیم انجام می گیرد.

آقای شلنبرگر عده ای از دوستداران را دعوت به دیدن فیلمی از سفیر «رینهارت» در مورد سازماندهی جدید در USICA نمود. در جواب سئوالی از طرف آقای بروین، سفیر گفت که او با سفیر پرسون درباره مین گذاری دریا صحبت کرده است. انگلیسیها این عقیده را به گوش ایرانیان رسانده اند، گرچه نتوانسته اند مستقیماً این موضوع را با انصاری در شرکت ملی نفت ایران در میان بگذارند. دکتر استمپل گزارشی درباره اصلاحیه رستاخیز در مورد گفته شاه مبنی بر این که تورم به 6/12% رسیده است، ارائه داد. پس از تصحیح اشتباه چاپ، گزارشگر نرخ تورم را 6/17% اعلام می کند ولی در حال حاضر محل اختفای کسی که مرتکب این اشتباه شده است، مشخص نمی باشد. در گزارش دیگر حزب، جناح سازنده حزب رستاخیز امروز جهت شرکت در راهپیماییهای مردم عازم اصفهان است. آقای فری گزارشی جز رفتن به مزرعه مهدوی نداشت. مهدوی مقداری توت فرنگی تازه برای سفیر فرستاد و او آنها را در عوض انگورهای ترش به فرماندار ریگان خواهد داد. فرمانده هاک گزارش داد که هنوز به نظر می رسد هلندیها 4 تا 8 بازار فروش کشتیهای تفریحی را در دست دارند. نمایندگان آلمانی دیروز ایران را ترک کردند و طبق برنامه در ماه ژوئیه برخواهند گشت. سفیر گفت بعضی از مقامات آلمان به او گفته اند که ایرانیان در مدت زمانی که در انتظار تصویب یا عدم تصویب امکان استفاده از یک سری سلاح های ساخت آمریکا هستند، حدود انتخاب خود را باز گذاشته اند. آقای ددیچ گزارشی در مورد انقضای یک قرارداد جدید اظهار نمود. دکتر آدلر گفت که بر طبق شایعات، دانشمندانی که همراه پرزیدنت شیل هستند باید با دولت ایران در مورد دو نیروگاه اتمی دیگر مذاکره نمایند. او گفت این عمل نگران کننده بود، چون با اطلاعات وستینگهاوس در مورد طرح خریدهای ایرانیان مغایرت دارد.

خلاصه مذاکرات هیأت مسایل مملکتی

سند شماره 28(1)

خیلی محرمانه3 می 1978 13 اردیبهشت 1357

خلاصه مذاکرات هیأت مسایل مملکتی

سفیر سولیوان جلسه را افتتاح کرد و گفت که وقایع افغانستان موجب تغییری اساسی در

1- کتاب اول، ص 718


صفحه 56

موقعیت استراتژیک منطقه شده است. برای ایرانیان کودتا کابوسی بود که به حقیقت پیوست. ما می توانیم انتظار تغییراتی در روش روسها، افغانها و مخالفان ایرانی را داشته باشیم. او گفت که مشغول بررسی برای شناسایی رژیم جدید هستیم.

ویلیام باتلر از کمیسیون بین المللی حقوق دانان در شهر بود. او شاه را در جنوب دید و نقطه نظرات خود را در مورد تغییرات در سیستم قضایی ارائه داد. شاه ظاهراً نظریات باتلر را پذیرفت. آقای لمبراکیس در این مورد تلگرامی تهیه می کند.

سفیر از آقای مارتین در مورد مسئله بمب نوترونی سئوال کرد. آقای مارتین با گودرزنیا آن را به عهده خواهند گرفت.

ما پیامی از نلسون راکفلر در مورد برنامه های او برای دیدن شاه در جزیره کیش در روز 5 ماه مه داریم. سرگرد مکنزی وضع ذخایر سوخت را بررسی خواهد کرد.

سفیر اشاره کرد که این آخرین جلسه هیأت مسایل مملکتی است که آقای لمبراکیس در آن شرکت دارند. وی پس از 13 سال کار در رابطه با ایران، گفت که دقیقاً وقایع ایران را از موقعیت جدید خود، تحت نظر خواهد داشت.

آقای میکلوس سپس پیشنهاد ایران را مبنی بر فراهم کردن نیروهای بیشتری برای نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل در لبنان مشروط بر عقب نشینی اسرائیل مورد بحث قرار داد. در گزارش آخر خود او اطلاع داد که وزارتخانه تصمیم گرفته به علت این که گزارشات قوانین دریایی بسیار مفصل و جزء به جزء است، از این به بعد فقط خلاصه های هفتگی را ارسال نمایند.

آقای شلنبرگر، در مورد نمایش «آموزش اخلاق از طریق دهند» که توسط شاهدخت اشرف گشایش یافت، گزارشی ارائه داد. هنگامی که آنجا بود با معاون ریاست پروتکل که می گفت مطمئن است کودتای افغانستان از روسیه دیکته شده، صحبت کرد.

ملاقات قاضی شرلی هوفستدلر به خوبی برگزار شد و دیوید آبتر دانشمند علوم سیاسی ییل (Yale) آخر این هفته به ایران می آید.

سفیر خاطرنشان کرد که خاخام کرف را دیروز دیده است، خاخام و اطرافیانش در حال ایجاد طرح نسبتاً بزرگی هستند.

دریادار کنلی (Conolly) گزارش داد که مأمورانی که با نماینده محلی فورد قرارداد منعقد می کردند، دریافتند که سفارشات را با فروشنده در میان نمی گذارند. آقای بنرمن تحقیق خواهد کرد.

آقای بروین گزارش آمار جدید ما از تجارت خارجی ایران را در سال مالی گذشته ارائه داد. واردات غیرنظامی تا 4/3% و صادرات غیرنفتی تا 7% افزایش یافته است و این هر دو تا حد زیادی به تورم مربوطند. آقای لمبراکیس در مورد حوادث پی در پی و ملاقاتهای وزرای خارجه ایتالیا و مراکش گفتگو کرد.