بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 119

سپس امام صادق7اين آيه را تلاوت كرد:

الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌[1]أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ‌«كسانى كه هنگام مصيبت مى‌گويند: ما از آن خداييم و به سوى او بازگشت مى‌كنيم صلوات خدا بر آنها باد. امام فرمود: اين صلوات يكى از سه خصلت است دومى‌اش رحمت و سومى آن هدايت كه در آيه ذكر شده است.»

[1]- بديهى است كه منظور تنها گفتن جمله‌إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌نيست، همچنان كه منظور تنها عبور دادن معنى آن از خواطر نمى‌باشد بلكه مقصود متلبس شدن به حقيقت معنى آن است، يعنى انسان خود را مملوك واقعى حق بداند و معتقد باشد كه بازگشت او به سوى خداست، البته كسى كه واقعا به اين دو حقيقت( يعنى خود را مملوك واقعى حق دانستن و اعتقاد به بازگشت به سوى او) ايمان دارد عاليترين درجات صبر را در برابر حوادث بدست خواهد آورد و جزع و بى‌تابى و غفلت بكلى از كانون دل او ريشه كن مى‌شود.( ترجمه الميزان ج 2 ص 217)


صفحه 120

ملحقات باب دوم‌

فصل‌

ضربت زدن بر ران هنگام مصيبت باعث نابودى اجر است‌

«و عنه7:الضّرب على الفخد عند المصيبة يحبط الاجر و الصّبر عند الصّدمة الاولى اعظم و عظم الأجر على قدر المصيبة و من استرجع بعد المصيبة جدّد اللَّه له اجرها كيوم اصيب بها»[1]

«امام صادق7فرمود: ضربت زدن بر ران و زانو در هنگام مصيبت اجر و پاداش را از بين مى‌برد و صبر كردن هنگام مصيبت نخستين بسيار عظيم است و عظمت اجر و پاداش به مقدار مصيبت است (يعنى هر چه مصيبت بزرگ‌تر باشد اجرش نيز بزرگ‌تر است) و هر كس بعد از مصيبت بگويد: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌» خداوند اجرش را

[1]- الكافى، ج 3، ص 224


صفحه 121

مانند روزى كه مصيبت به او رسيد تجديد مى‌نمايد (يعنى هر مرتبه اين جمله را بگويد خداوند اجر تازه‌اى به او عنايت مى‌فرمايد).

بر پشت دست زدن به هنگام مصيبت اجر را از بين مى‌برد

«و سئل رجل النّبيّ6ما يحبط الأجر في المصيبة؟ فقال:

تصفيق الرّجل بيمينه على شماله و الصّبر عند الصّدمة الأولى فمن رضي فله الرّضا و من سخط فعليه السّخط.»

«مردى از پيامبر6سؤال كرد چه چيز اجر و پاداش مصيبت را از بين مى‌برد؟ فرمود: دست راست را بر پشت دست چپ زدن (كه به هنگام مصيبت بعضى اين عمل را انجام مى‌دهند) اجر را از بين مى‌برد و نابود مى‌سازد. و صبر حقيقى در صدمه نخستين [يا اول صدمه‌] است پس هر كه راضى شود، خدا از او راضى است و هر كه ناراضى شود، خدا از او ناراضى است.» ام سلمه، زوجه پيامبر6مى‌گويد: من از رسول خدا6شنيدم كه مى‌فرمود: هر كس گرفتار مصيبتى شود بگويد:

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌اللّهمّ اجرنى على مصيبتي و اخلف لي خيرا منها

» خداوند متعال اجر او را مى‌دهد و آنچه از او گرفته بهترش را به او عطا مى‌فرمايد.

ام سلمه مى‌افزايد: وقتى شوهر سابقم (ابو سلمه) وفات كرد، من مطابق دستور پيامبر6جملات مذكور را گفتم و خداوند بهتر از


صفحه 122

شوهر سابقم به من عطا فرمود و آن رسول خدا6است.

در حديث ديگر آمده است كه ام سلمه گفت: وقتى اين دستور را از پيامبر6شنيدم با خود گفتم از كجا شوهرى بهتر از ابو سلمه براى من پيدا مى‌شود؟ زمانى كه عده وفات شوهرم به پايان رسيد پيامبر جلوى منزلم آمد و اجازه ورود خواست و من در آن موقع مشغول دباغى پوستى بودم، بلافاصله دستم را كه به برگ سلم ماليده بود شستم (برگ سلم دارويى است كه به پوست مى‌زنند تا بوى آن را برطرف نمايد) سپس به حضرت اجازه ورود دادم حضرت وارد شدند و من پوستى كه داخل آن از ليف خرما بود براى ايشان پهن نمودم حضرت بر آن نشست و خطبه خواند و مرا به عقد خود درآورد. پس از اين كه حضرت از خطبه عقد فارغ شدند من به ايشان عرض كردم: اى پيامبر! من لياقت زوجيت شما را ندارم مگر اين كه خود شما مرا قبول نماييد چون من مى‌ترسم خطايى از من ببينى و خداوند به خاطر آن مرا عذاب كند، ديگر اين كه من پير شدم و عائله‌مندم.

حضرت فرمود: در مورد پيرى كه گفتى من مثل تو پير شده‌ام و در مورد عائله‌ات كه گفتى عيالوار هستى، عائله تو عائله من است (يعنى من متكفل ايشان مى‌شوم) ام سلمه مى‌گويد: پس من خودم را تسليم پيامبر نمودم و آن حضرت مرا تزويج نمود و گفتم: خداوند بهتر از ابو سلمه، پيغمبر خدا6را به من عنايت فرمود[1].

[1]- صحيح مسلم، ج 3، ص 38 و مسند احمد، ج 4، ص 27


صفحه 123

پيامبر خدا6فرمود: مرگ داراى فزع مى‌باشد و هر گاه مرگ يكى از برادرانتان فرا رسيد بگوييد:

«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌ وَ إِنَّا إِلى‌ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ‌اللّهمّ اكتبه عندك من المحسنين و اجعل كتابه في علّيّين و اخلف على عقبه في الآخرين اللّهم لا تحرّمنا اجره و لا تفتنّا بعده‌[1].»

«ما مملوك خداييم و به سوى او بازگشت مى‌نماييم و به طرف پروردگار خويش مراجعت مى‌كنيم. خدايا! اين ميت را در نزد خودت در زمره محسنين بنويس و كتاب و نامه عمل او را در عليين قرار ده و جانشينان صالحى از او به يادگار گذار و نسل او را قطع مفرما. خدايا! ما را از اجر او محروم منما و بعد از او ما را مورد فتنه و آزمايش قرار مده.»

و عن الحسين بن علىّ بن ابى طالب7انّ النّبىّ6قال:«من اصابته مصيبة فقال اذا ذكرها:إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌جدّد اللَّه عزّ و جلّ له اجرها مثل ما كان له يوم اصابته».[2]

پيامبر6فرمود: «هر كس مصيبتى به او رسيده است و هر گاه آن مصيبت به يادش مى‌آيد بگويد «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌» خداوند عز و جل اجر و پاداش او را مانند روزى كه مصيبت بر او وارد شد تجديد مى‌فرمايد.

[1]- كنز العمال، ج 15، ص 571

[2]- مسند احمد، ج 1، ص 201 و الدر المنثور، ج 1، ص 156


صفحه 124

فصل‌

هر گاه بر اهل بيت7بلايى مى‌رسيد پيامبر آنها را به نماز سفارش مى‌كرد

يوسف بن عبد اللّه بن سلام مى‌گويد: هر گاه بر اهل بيت و خاندان پيامبر6گرفتارى و بلايى نازل مى‌شد، پيامبر آنان را به نماز خواندن امر مى‌فرمود، سپس اين آيه را تلاوت مى‌كرد:وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها؛ «اى پيامبر خانواده خود را به نماز دستور ده و خود نيز بر انجام آن شكيبا و پر استقامت باش»[1].

از صبر و نماز يارى و كمك بجوييد

ابن عباس مى‌گويد: وقتى كه در مسير مسافرت به پيامبر6خبر وفات برادرش را دادند ايشان استرجاع نمودند؛ يعنى گفتند:

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌.

سپس از جاده خارج شدند و در كنار جاده شتر خويش را روى زانو خواباند، آن گاه دو ركعت نماز بجا آورد و مدتى نشست سپس‌

[1]- طه: 132


صفحه 125

به سوى راحله خويش حركت كرد و فرمود:

وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ‌.

«از صبر و نماز يارى جوييد كه نماز با حضور قلب امرى بسيار بزرگ و دشوار است مگر بر خاشعان كه آنها مشتاق نمازند.» نيز از ابن عباس نقل شده كه هر گاه به پيامبر6مصيبتى مى‌رسيد برمى‌خاست، وضو مى‌گرفت، دو ركعت نماز مى‌خواند و مى‌گفت:

«اللّهم قد فعلت ما امرتنا فأنجز لنا ما وعدتنا».

«خدايا! آنچه را كه به ما دستور دادى انجام داده‌ام پس تو نيز وعده‌اى كه به ما داده‌اى براى ما منجز فرما.» عباده بن محمد مى‌گويد:

وقتى عباده رضى اللَّه عنه در حال احتضار به سر مى‌برد گفت:

بستر خواب مرا از خانه بيرون ببريد و در صحن حياط پهن نماييد.

بستگان او مطابق دستور او رفتار كردند و رختخواب او را در صحن حياط پهن نمودند و او را در آنجا خواباندند. سپس عباده گفت: تمام دوستان و خدمه و همسايگان مرا و هر كس كه به عيادت من مى‌آمد همه را جمع كنيد و آنها را نزد من حاضر نماييد. حسب الأمر او تمام آنان را جمع كردند و به نزدش در صحن حياط حاضر نمودند. عباده به آن جمعيت گفت: امروز آخرين روز دنياى من و امشب اولين شب آخرتم مى‌باشد و من نمى‌دانم شايد در سابق از دست و زبان من چيز ناگوارى به شما رسيده باشد، قسم به آن خدايى كه جان عباده در


صفحه 126

دست او است، در قيامت قصاص در كار است و به هر كس از شماها صدمه‌اى زبانى يا بدنى وارد كرده‌ام برخيزد و قبل از اين كه روح من از بدنم جدا شود از من قصاص كند (قصاص دنيا بهتر از قصاص آخرت است كه آنجا آدمى در حضور ملائكه و انبيا قصاص شود) آن جمعيت گفتند: اى عباده! تو براى ما پدرى مهربان و مردى مؤدّب و بزرگوار بودى و هرگز به زيردست خود سخن ناروا نمى‌گفتى. عباده گفت: آيا از اين جهت مرا مى‌بخشيد؟ همگى گفتند: بلى، عباده گفت: خدايا! شاهد باش كه اينها مرا عفو كردند سپس گفت: وصيت من بر شما اين است كه وقتى روح از بدن من جدا شد وضو نيكو بسازيد و برويد مسجد نماز بخوانيد و بعد از آن براى من و خودتان طلب مغفرت نماييد زيرا خداوند متعال فرمود:وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ.

سپس مرا با عجله سوى قبر ببريد و به دنبالم آتش نياوريد و چوب ارجوان را زير من نگذاريد (مرسوم بود دنبال جنازه آتش مى‌كردند و چوب ارجوان را نيز زير ميت مى‌نهادند. ارجوان اسم درختى است).

و عن جابر عن الباقر7قال:«اشدّ الجزع الصّراخ بالويل و العويل و لطم الوجه و الصّدر و جزّ الشّعر و من اقام النّواحة فقد ترك الصّبر و من صبر و استرجع و حمد اللَّه تعالى فقد رضى بما صنع اللَّه و وقع اجره على اللَّه عزّ و جلّ و من لم يفعل ذلك جرى عليه القضاء و هو ذميم و احبط اللَّه عزّ و جلّ اجره‌[1].»

امام باقر7فرمود: «بدترين جزع و بى‌تابى فرياد و

[1]- الكافى، ج 3، ص 222