مغيره گفت. پيامبر تا پايان نوحه سرايىاش ناظر بود و ايرادى به ام سلمه نگرفت و سخنى نفرمود و بدين وسيله كار ام سلمه را تأييد و تقرير كرد.
وصيت امام باقر7در مورد عزادارى و ماتم خود
4 چهارمين دليل بر تجويز نوحه سرايى براى ميت اين است كه:
ابن بابويه از امام باقر7روايت كرده است كه آن حضرت وصيت كرد ده سال در موسم حج در منى براى او گريه و نوحه سرايى كنند، و رسم ماتم را تجديد نمايند و بر مظلوميت آن حضرت بگريند.
5 دليل پنجم بر جايز بودن نوحه سرايى براى اموات اين است كه يونس بن يعقوب از امام صادق7روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: پدرم امام باقر7به من وصيت كرد و فرمود: اى جعفر! مقدارى از مال مرا وقف كن براى ندبهكنندگان كه مدت ده سال در منى موسم حج بر من ندبه و گريه كنند.
علما گفتهاند: مقصود امام از وصيت اين بود كه مردم بدين وسيله از فضايل و مناقب و مصيبتها و مشكلاتى كه از طرف حكام وقت بر آنها وارد مىشد آگاه گردند. تا از آنها پيروى كنند، زيرا بعد از مرگ تقيهاى در كار نيست (يعنى در زمان حيات امام7بازگو كردن فضايل و مظلوميت او ممنوع بود ولى حالا كه از دنيا رفت آن ممنوعيت برداشته شده است).
تا اينجا چند نمونه در تجويز نوحه سرايى براى اموات ذكر
گرديد و معلوم شد كه نوحه سرايى و مرثيهخوانى و گريه بر اموات مادامى كه متضمن داد و فرياد و فزع و اكاذيب نباشد مانعى ندارد بلكه اگر در ميت صفات نيكويى باشد و ذكر آنها باعث تشويق و ترغيب ديگران بر آن صفات نيكو مىشود ممدوح است.
نوحه سرايى باطل و حرام
نوحه سرايى باطل و حرام اين است كه براى ميت صفاتى ذكر كند كه در او نبوده است مثلا به مرد «بخيل» گفته شود «كريم» يا به مرد «ترسو» گفته شود «شجاع» و يا اين كه زنها در نوحهخوانى طورى صدايشان را بلند كنند كه مردم نامحرم بشنود و يا لطمه و خراش به صورت وارد كنند و يا موى سر را بكنند و از مواردى است كه در شرع مقدس اسلام ممنوع شده و حرام مىباشد و باعث از بين رفتن اجر مصيبت است. احاديثى كه از پيغمبر6در مذمت و نهى از نوحه سرايى وارد شده ناظر به اين قسم از نوحه سرايى است. چند نمونه از آن احاديث در اينجا ذكر مىگردد.
1-
قال النبىّ6:«انا برى ممّن حلق و صلق.»
پيامبر6فرمود: «من بيزارم از كسى كه در مصيبت موى سرش را بكند و صداى گريه و نالهاش را بلند كند.» 2- پيامبر6به هنگام شهادت جعفر بن ابى طالب به حضرت فاطمه عليها السّلام فرمودند: دخترم در شهادت جعفر طيار «ويل و نكل و حرب» كه به هنگام مصيبت مىگويند مگو و آن چه كه
تو گفتى راست و درست بود (يعنى پيغمبر6خواست بدين وسيله به زنها توجه دهد تا همانند دخترش فاطمه نوحه سرايى كنند).
3- ابو مالك اشعر از پيامبر6نقل كرد كه آن حضرت فرمود:
زنى كه در مصيبت نوحه سرايى كند (البته منظور نوحه سرايى باطل مىباشد) اگر بدون توبه بميرد در روز قيامت با لباس قطران محشور مىشود.
قطران مادهاى است سياه رنگ مانند قير، بدبو و قابل اشتعال و در قيامت لباس مجرمين است. خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد:
«سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ»، يعنى لباس مجرمين از قطران است.[1]4-
«عن ابى سعيد الخدريلعن رسول اللَّه6النّائحة و المستمعة.»
پيامبر6زن نوحهكننده و زنى را كه صدايش به هنگام نوحه سرايى بگوش مرد نامحرم برسد لعنت كرده است.» 5-
«و عنه6ليس منّا من ضرب الخدود و شقّ الجيوب.[2]»
پيغمبر6فرمود: از ما نيست كسى كه در مصيبت به صورت خود بزند و موى سر خويش را بكند.» همان طورى كه قبلا گفته شد مقصود حضرت نهى مطلق از نوحه
[1]- ابراهيم: 50
[2]- سنن نسايى، ج 4، ص 19. مسند احمد، ج 1، ص 386
سرايى نيست بلكه منظور حضرت نوحه سرايى باطل است زيرا قبلا احاديثى از آن حضرت در تجويز نوحه سرايى ذكر گرديد.
خلاصه اين كه اخبار و احاديثى كه نوحه سرايى را جايز مىداند منظور نوحه سرايى قسم اول است و اخبار و احاديثى كه از آن نهى كرده است منظور نوحه سرايى قسم دوم يعنى نوحه سرايى باطل است.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
خاتمه
خاتمه خاتمه كتاب مشتمل است بر چند فايده مهم مانند تسليت دادن به مصيبت ديده و كيفيّت و ثواب آن و شركت در تشييع جنازه و كفن و دفن مسلمان و امثال اينها، در اين زمينه احاديث زيادى ذكر مىگردد.
اهميّت و فضيلت تسليت به مصيبتزده
تسليت و دلدارى به مصيبت زده از مستحبّات مؤكد است و آن اين است كه به مصيبت ديده صبر و دلدارى دهد و ناراحتى او را فرو نشاند. مثلا به او بگويد، اين گونه پيش آمدها از مقدّرات الهى و مطابق عدل و حكمت او است و نيز وعدههايى كه خداوند به صابران و مصيبت ديدگان داده است ياد آوريش نمايد و براى ميّت و صاحب عزا دعا كند. در مورد استحباب و ترغيب تسليت احاديث زيادى وارد شده است، از جمله آنها اين است كه رسول خدا6به يكى از اصحاب فرمود: آيا مىدانى حق همسايه چيست؟ عرض كرد؛ نه.
حضرت فرمود: حق همسايه اين است كه اگر از تو دادرسى
خواست به دادش برسى و اگر قرض خواست قرضش دهى و اگر فقير شد به نزدش بروى و اگر مصيبتى بر او رسيد تسليتش دهى و اگر خير و خوشى به او رسيد تهنيتش گويى و اگر مريض شد عيادتش كنى و اگر مرد همراه جنازهاش بروى و او را تشييع كنى و ساختمان خود را از ساختمان او فراتر نبرى كه جريان باد را بر او مسدود نمايى مگر به اذن و رضايت او و هر گاه ميوه خريدى به او هديه كنى و گر نه آن ميوه را پنهانى به طورى كه او نبيند به منزل بياورى و بچهات نيز آن ميوه را بيرون نبرد كه بچههاى او ببينند و ناراحت شوند و با بو و طعم ديگ غذايت باعث اذيت او نشوى مگر اين كه از آن غذا به او نيز بدهى.
ثواب تسليت به مصيبت ديده
احاديث و رواياتى كه در باره ثواب و پاداش تسليت به مصيبتزدگان و صاحب عزا رسيده است بسيار است. ده حديث از آنها در اينجا ذكر مىگردد.
1-
«عن ابن مسعود عن النّبىّ6قال:من عزّى مصابا فله مثل اجره[1].»
ابن مسعود از نبى گرامى6روايت مىكند كه آن حضرت فرمود: هر كس مصيبت ديدهاى را تسليت دهد؛ مانند مصيبت ديده در نزد خدا اجر خواهد داشت.»
[1]- سنن ابن ماجه، ج 1، ص 511. سنن ترمذى، ج 2، ص 268. كنز العمال، ج 15، ص 658.