كننده مهيا ساخته است.» و نيز فرمود:
وَ اصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ.[1]پيغمبرم صبر پيشه كن تا وقتى كه خدا (ميان تو و مخالفانت) حكم كند كه او بهترين حاكم است.
امثال اين آيات در مورد صبر و استقامت در برابر مصيبتها و مشكلات در قرآن كريم بسيار است.
بدان اى عمو و عموزاده! خداوند عز و جل هرگز لحظهاى بلا و سختى دنيا را از دوستش جدا نمىكند و هيچ چيز نزد خدا از صبر و مقاومت در برابر مصايب محبوبتر نيست.
نيز خداوند متعال هيچ گاه دشمنش را لحظهاى از نعمت مادى محروم نمىكند (يعنى خداوند همواره به دوستانش در دنيا سختى و بلا مىدهد و به دشمنانش راحتى و نعمت).
و اگر اين چنين نبود دشمنان خدا هرگز دوستانش را نمىكشتند و ظلم و ستم بر آنها روا نمىداشتند و از حق خودشان منعشان نمىكردند و بر دوستانش غالب و چيره نمىشدند.
اگر اين چنين نبود هرگز حضرت زكريا و حضرت يحيى بر اثر توطئه ناپاكان بنى اسرائيل كشته نمىشدند (و سر حضرت يحيى7براى يكى از زنهاى نابكار بنى اسرائيل به هديه برده نمىشد).
اگر چنين نبود هرگز جدّت على بن ابى طالب7به خاطر قيام به امر خدا مظلومانه كشته نمىشد.
[1]- يونس: 109
و نيز عمويت حسين پسر فاطمه عليها السّلام مغلوب نمىشد و به وضع دلخراشى مظلوم وار كشته نمىشد و اگر چنين نبود خداوند عز و جل در قرآن كريم نمىفرمود:
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ.[1]«و اگر نه اين بود كه مردم همه يك نوع امتند ما (از پستى و بىقدرى دنيا) آنان كه كافر به خدا مىشوند (به مال فراوان) سقف خانههايشان را از نقره خام قرار مىداديم و چندين طبقه كه بر سقف با نردبان بالا روند و نيز بر منزلهايشان (از بزرگى و وسعت) درهاى بسيار و تختهاى «زرنگار» كه بر آن تكيه زنند قرار مىداديم (و عمارتشان را به زر و زيور مىآراستيم و اينها همه متاع دنياست و آخرت ابدى نزد خدا مخصوص اهل تقواست).» و اگر نه اين بود هرگز در حديث وارد نمىشد:
«لو لا ان يحزن المؤمن لجعلت للكافر عصابة من حديد فلا يتصدّع رأسه ابدا.»
اگر مؤمن محزون نمىشد كاسه سر كافران را از آهن قرار مىداديم تا هرگز دردسر نبيند.
و اگر چنين نبود در حديث وارد نمىشد كه:
«اذا احبّ اللَّه قوما او احبّ عبدا صبّ عليه البلاء صبّا فلا يخرج
[1]- زخرف: 33 و 34
من غمّ»
؛ «هر گاه خداوند گروهى يا بندهاى را دوست بدارد مانند باران بر او بلا فرو مىريزد و هيچ گاه او از غم و محنت بيرون نمىرود.» و اگر نه اين بود هرگز در حديث نمىآمد كه:
«ما من جرعتين احبّ الى اللَّه تعالى ان يجرعهما عبده المؤمن في الدّنيا من جرعة غيظ كظم عليها و جرعة حزن عند مصيبة صبر عليها بحسن عزاء و احتساب.»
«هيچ جرعهاى نزد خدا محبوبتر از دو جرعه نيست؛ يكى جرعه خشمى كه مؤمن آن را فرو برد و ديگر شربت مصيبتى كه با شكيبايى بنوشد و براى خدا صبر كند.» و اگر چنين نبود اصحاب رسول خدا6براى كسى كه به آنها ظلم و ستم روا مىداشت دعا نمىكردند كه عمرش طولانى گردد و بدنش سلامت باشد و مال و فرزندش زياد شود (يعنى اگر عمر طولانى و سلامت بدن و كثرت مال و فرزند خوب بود اصحاب رسول اللَّه6براى دشمن خويش طلب نمىكردند) و اگر اين چنين نبود به ما نمىرسيد كه هر گاه پيامبر6مردى را مخصوصا ترحم مىنمود و طلب مغفرت براى او مىكرد شهيد مىشد.
پس اى عمو و پسر عمو و عموزادهها و برادرانم! بر شما باد به صبر و رضا و تسليم و به شما توصيه مىكنم كه امر مشكلات را به خداوند عز و جل واگذار نماييد و از قضا و قدر او راضى و خرسند شويد و صبر و بردبارى پيشه كنيد و به دستورهايى كه به هنگام مصيبت و بلا داده است تمسك جوييد و امر او را اطاعت كنيد (و در
مورد وعدههايى كه به صابران و مصيبت ديدهها داده است فكر و مطالعه نماييد) اميد است خداوند براى ما و شما صبر فرو ريزد و عاقبت امر ما و شما را به خير و سعادت ختم فرمايد و ما و شما را به حول و قوّت خويش از هر هلاكتى نجات دهد
«إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌو صلّى اللَّه على صفوته من خلقه محمّد النّبى و اهل بيته صلوات اللَّه و سلامه و بركاته و رحماته عليهم اجمعين.»
اين پايان تسليت نامه امام صادق7است كه ما عين عبارت آن را از كتاب «التمات و المهمات» نقل نموديم و با اين نامه و حمد و ثنا بر خدا و صلوات بر محمّد و آل محمّد6اين كتاب را ختم مىنماييم.
روز جمعه اول ماه رجب الحرام سال 954 هجرى اين رساله به اتمام رسيد.
«و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّاهرين صلاة تفصم ظهور الملحدين و الجاحدين.» پايان
همچنين روح و ريحان و نعمتهاى بهشتى، همان اخلاق حميده و كارهاى پسنديده و اعتقادات حقه انسانها است كه در آخرت به آن شكلها در مىآيند و اين مطلب علاوه بر اين كه در آيات و روايات بسيارى بر آن تصريح شده است از نظر علم روز نيز به اثبات رسيده است.
از حديث فوق مكالمه صبر را كه يكى از ملكات آدمى است با نماز و زكات و نيكى كه از اعمال ديگر انسان است نقل مىكند استفاده مىشود كه اين ملكات علاوه بر تجسم داراى نطق و شعور نيز هستند. براى توضيح بيشتر در اين زمينه به تعداد كتاب معاد آقاى فلسفى ج 2 گفتار 14 مراجعه فرماييد.
يعنى من عثمان صاحب مفاخرم چون پدرم على داراى فضايل درخشان است اين حسين است كه سيد خوبان است و سيد و آقاى هر كوچك و بزرگى است.
« منتهى الامال»
يعنى ما( جنها) سيّد و بزرگ طايفه خزرج« سعد بن عباده» را كشتيم با دو تيرى كه هر دو تير را به قلب او زديم و تير ما به خطا نرفت.« منتهى الامال»