بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 45

منظور از رؤيت، مشاهده عمل در روز قيامت است)»[1]پس آرزويت را كوتاه و عملت را اصلاح و نيكو كن زيرا بيشترين چيزى كه باعث اهتمام و دلبستگى به اموال و اولاد مى‌گردد آرزوى طولانى است.

پيغمبر اسلام به يكى از اصحاب خويش فرمود:

«اذا اصبحت فلا تحدّث نفسك بالمساء و اذا امسيت فلا تحدّث نفسك بالصّباح و خذ من حياتك لموتك و من صحّتك لسقمك فانّك لا تدرى ما اسمك غدا»[2]

. «چون صبح كنى فكر شب را مكن و چون شب كردى فكر صبح را مكن و از زندگانى خود براى مرگ و از صحّت و سلامتت براى روز بيماريت ذخيره بردار؛ زيرا چه مى‌دانى كه فردا نام تو در ميان چه طايفه خواهد بود، (گروه مردگان يا زندگان)».

و حضرت على7فرمود:

«انّ اشدّما اخاف عليكم خصلتان اتّباع الهوى و طول الأمل فامّا اتّباع الهوى فانّه يعدل عن الحق و امّا طول الأمل فانّه يورث الحبّ للدّنيا ثمّ قال:

الا انّ اللَّه يعطى الدّنيا لمن يحب و يبغض و اذا احبّ عبدا اعطاه الإيمان. الا انّ للدّين ابناء، فكونوا من ابناء الدّين و لا تكونوا من ابناء الدّنيا الا انّ الدّنيا قد ارتحلت مولّية، الا انّ الآخرة قد

[1]- تفسير الميزان.

[2]- عدّة الداعى، ص 84


صفحه 46

ارتحلت مقبلة، الا و انّكم في يوم عمل ليس فيه حساب. الا و انّكم توشكون في يوم حساب ليس فيه عمل»[1].

«از دو خصلت بيش از هر چيز بر شما مى‌هراسم يكى پيروى از هوا و هوس، و ديگرى آرزوى دور و دراز و طولانى. اما پيروى از هوا و هوس انسان را از راه حق باز مى‌دارد، و آرزوى دراز موجب دلبستگى به دنيا است. آنگاه فرمود:

آگاه باشيد كه خدا دنيا را به دوست و دشمن خود عطا مى‌كند و هر گاه بنده‌اى را دوست بدارد ايمان به او عطا مى‌كند هشيار باشيد كه دين و دنيا هر كدام فرزندانى دارند، بكوشيد كه از فرزندان دين باشيد نه از فرزندان دنيا.

به هوش باشيد كه دنيا پشت كرده و مى‌رود، و آخرت به طرف شما مى‌آيد.

بيدار باشيد كه امروز وقت عمل است نه حساب و فرداى قيامت روز حساب است نه عمل.» بدان كه همانا محبوبى از تو جدا مى‌شود (يعنى فرزندت وفات مى‌كند) و حسرت و درد (داغ) او بر دلت باقى مى‌ماند و وقتى كه با تو بود همه گونه رنج و زحمت و مشقت برايت فراهم مى‌كرد و همواره به خاطر او يا بر عليه او به غيظ مى‌آمدى و ناراحت مى‌شدى و براى اين كه از اين ناراحتى نجات يابى در جستجوى دوستى غير از او بودى و سعى مى‌كردى كه داراى اين صفات باشد كه همنشينى‌اش نيكو،

[1]- مجموعه ورام، ج 1، ص 271، به نقل از رسول خدا6


صفحه 47

پيوستگى‌اش دائم، همدمى او زياد و نفعش كامل باشد.

پس اگر به مرادت رسيدى و دوست داراى صفات مذكور را يافتى ظفرمند و پيروزى؛ او همان كسى است كه سزاوار است مقصد نهايى تو باشد و لازم است از او محافظت كنى و به او اهتمام‌ورزى و اوقات خود را صرف او نمايى و اوست غايت هر محبت و منتهاى هر مقصد و آن نيست مگر اشتغال به خدا و به او واگذارى هر چه كه در اين مسير به انسان وارد مى‌شود زيرا اين علامت دوستى خداوند متعال است كه فرمود:

يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ‌[1]والَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ‌[2]«خدا ايشان را دوست دارد و ايشان نيز خدا را دوست دارند.» «و كسانى كه ايمان آورده‌اند محبتشان از براى خدا شديدتر است.» و پيامبر6محبت خدا را از شرايط ايمان قرار داده و فرمود:

«لا يؤمن احدكم حتّى يكون اللَّه و رسوله احبّ اليه ممّا سواهما و لا يتحقّق الحبّ في قلب احدكم لأحد مع كراهته لفعله و سخطه به بل مع رضاه به على كلّ وجه بل على وجه الحقيقه لا على وجه التّكليف و التّعنت.»

«هيچ يك از شما ايمان نياورد مگر اين كه خدا و رسول او در نزدش از همه محبوب‌تر باشند و محبّت كسى در قلب هيچ كدام از شما واقع نمى‌شود در حالى كه از كار او

[1]- مائده: 54

[2]- بقره: 165


صفحه 48

ناراحت و غضبناك مى‌شود بلكه محبتش وقتى در قلب شما جايگزين مى‌گردد كه در تمام حالات و جهات از كار او راضى باشيد، آن هم نه به صورت ناراحتى و تكلف بلكه حقيقتا (و قلبا) بدون هيچ گونه مشقت و سختى.» در اخبار حضرت داود7وارد شده است كه خداوند متعال به او فرمود:

اى داود من دوست كسى هستم كه او نيز مرا دوست داشته باشد و همدم كسى مى‌باشم كه او نيز همدم من باشد، و مونس كسى هستم كه او نيز به ذكر من مأنوس باشد، و رفيق و مصاحب كسى مى‌باشم كه او نيز رفيق من باشد و كسى را بر مى‌گزينم كه او نيز مرا برگزيند، و مطيع كسى هستم كه مرا اطاعت كند، و هر كس قلبا مرا دوست بدارد حيات و زندگانى‌اى به او مى‌دهم كه به هيچ كس قبل از او ندادم، و كسى كه حقيقتا در جستجوى من باشد مرا خواهد يافت، و كسى كه در پى غير من باشد هرگز مرا نخواهد يافت.

پس اى زمينيان! غرور و كبر را از خود دور سازيد و به سوى كرامت و مصاحبت و مجالست و مؤانست من بشتابيد و با من مأنوس شويد تا من نيز با شما مأنوس شوم و به سوى محبت و دوستى شما بشتابم.

خداوند به يكى از صديقين وحى كرد كه كسانى در ميان بندگان‌


صفحه 49

من هستند كه مرا دوست دارند و من نيز آنان را دوست مى‌دارم، آنان به من مشتاقند و من نيز به آنان اشتياق دارم. آنان (هميشه) به ياد من و من به ياد آنانم. آنان به من نظر دارند و من هم به آنان نظر دارم. اگر راه آنان را بپيمايى تو را نيز دوست مى‌دارم و گر نه دشمنت خواهم شد.

آن صديق عرض كرد پروردگارا! علامت آنان چيست؟ خداوند فرمود:

آنان در روز چشم به سايه مى‌دوزند همان گونه كه چوپان مهربان چشم به گله خود مى‌دوزد، و به آرزوى غروب آفتابند همان گونه كه پرنده به هنگام غروب به آرزوى بازگشت به لانه خويش است.

همين كه شب فرا مى‌رسد و تاريكى آنها را در بر مى‌گيرد و بسترها گسترده و تختخواب‌ها برافراشته مى‌گردد و هر دوستى با محبوب مورد علاقه خود خلوت مى‌نمايد آنگاه آنان رو به من مى‌ايستند و با كلام من با من مناجات مى‌كنند و به راز و نياز مى‌پردازند و به خاطر نعمت‌هايى كه به آنها داده‌ام، گاهى فرياد مى‌زنند و گريه مى‌كنند و گاهى ناله و شكايت مى‌نمايند و اين را در حال نشسته و ايستاده و در حال ركوع و سجود انجام مى‌دهند.

مى‌بينم كه به خاطر من چه رنجى را تحمل مى‌كنند و مى‌شنوم كه از محبت من (و در فراق) چه شكايتها دارند، كمترين چيزى كه به آنها عطا مى‌كنم سه چيز است:

1- قدرى از نور خودم را در دل آنان مى‌اندازم كه در پرتو آن از


صفحه 50

من خبر مى‌دهند همان گونه كه من از آنها خبر مى‌دهم.

2- اگر آسمانها و زمين و آنچه در آنها است در ميزان عمل آنها باشد باز آن را براى آنان اندك مى‌شمارم.

3- روى به سوى ايشان مى‌كنم و كسى را كه من رو به او مى‌كنم هيچ كس نمى‌داند كه چه مى‌خواهم به او عطا كنم.

در اينجا كلام را در مورد مقدمه قطع مى‌كنيم و وارد باب‌ها مى‌شويم.


صفحه 51

باب اوّل در بيان عوض‌ها


صفحه 52

باب اول: در بيان عوض‌ها بدان كه خداوند متعال عادل، كريم و غنى مطلق است و به كمال ذات و جمال صفاتش شايسته نيست كه بر بنده مؤمن خود در دنيا بلايى و لو ناچيز نازل كند و عوض آن را زيادتر از آنچه بر عبد وارد نمود ندهد، زيرا اگر در برابر آن بلا هيچ عوض ندهد ظالم است و اگر به مقدار بلا عوض دهد بيهوده كار است؛ تعالى اللَّه عن ذلك علوّا كبيرا «خداوند متعال از ظلم و عبث پاك و منزه است.» در اين زمينه (يعنى در اين كه خدا در عوض چيزى كه از انسان مى‌گيرد چندين برابر عطا مى‌فرمايد) اخبار و احاديث بسيارى وارد شده كه از جمله آنها: رسول خدا6فرمود: 1-

«انّ المؤمن لو يعلم ما اعدّ اللَّه له على البلاء لتمنّى انّه في دار الدّنيا قرض بالمقاريض‌[1]»

«اگر مؤمن بداند كه خداوند چه پاداش بزرگى در برابر بلا برايش آماده كرده آرزو مى‌كند كه در دنيا او را با مقراضها تكه تكه كنند.»

[1]- عدّة الداعى، ص 127