ارتحلت مقبلة، الا و انّكم في يوم عمل ليس فيه حساب. الا و انّكم توشكون في يوم حساب ليس فيه عمل»[1].
«از دو خصلت بيش از هر چيز بر شما مىهراسم يكى پيروى از هوا و هوس، و ديگرى آرزوى دور و دراز و طولانى. اما پيروى از هوا و هوس انسان را از راه حق باز مىدارد، و آرزوى دراز موجب دلبستگى به دنيا است. آنگاه فرمود:
آگاه باشيد كه خدا دنيا را به دوست و دشمن خود عطا مىكند و هر گاه بندهاى را دوست بدارد ايمان به او عطا مىكند هشيار باشيد كه دين و دنيا هر كدام فرزندانى دارند، بكوشيد كه از فرزندان دين باشيد نه از فرزندان دنيا.
به هوش باشيد كه دنيا پشت كرده و مىرود، و آخرت به طرف شما مىآيد.
بيدار باشيد كه امروز وقت عمل است نه حساب و فرداى قيامت روز حساب است نه عمل.» بدان كه همانا محبوبى از تو جدا مىشود (يعنى فرزندت وفات مىكند) و حسرت و درد (داغ) او بر دلت باقى مىماند و وقتى كه با تو بود همه گونه رنج و زحمت و مشقت برايت فراهم مىكرد و همواره به خاطر او يا بر عليه او به غيظ مىآمدى و ناراحت مىشدى و براى اين كه از اين ناراحتى نجات يابى در جستجوى دوستى غير از او بودى و سعى مىكردى كه داراى اين صفات باشد كه همنشينىاش نيكو،
[1]- مجموعه ورام، ج 1، ص 271، به نقل از رسول خدا6
پيوستگىاش دائم، همدمى او زياد و نفعش كامل باشد.
پس اگر به مرادت رسيدى و دوست داراى صفات مذكور را يافتى ظفرمند و پيروزى؛ او همان كسى است كه سزاوار است مقصد نهايى تو باشد و لازم است از او محافظت كنى و به او اهتمامورزى و اوقات خود را صرف او نمايى و اوست غايت هر محبت و منتهاى هر مقصد و آن نيست مگر اشتغال به خدا و به او واگذارى هر چه كه در اين مسير به انسان وارد مىشود زيرا اين علامت دوستى خداوند متعال است كه فرمود:
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ[1]والَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ[2]«خدا ايشان را دوست دارد و ايشان نيز خدا را دوست دارند.» «و كسانى كه ايمان آوردهاند محبتشان از براى خدا شديدتر است.» و پيامبر6محبت خدا را از شرايط ايمان قرار داده و فرمود:
«لا يؤمن احدكم حتّى يكون اللَّه و رسوله احبّ اليه ممّا سواهما و لا يتحقّق الحبّ في قلب احدكم لأحد مع كراهته لفعله و سخطه به بل مع رضاه به على كلّ وجه بل على وجه الحقيقه لا على وجه التّكليف و التّعنت.»
«هيچ يك از شما ايمان نياورد مگر اين كه خدا و رسول او در نزدش از همه محبوبتر باشند و محبّت كسى در قلب هيچ كدام از شما واقع نمىشود در حالى كه از كار او
[1]- مائده: 54
[2]- بقره: 165
ناراحت و غضبناك مىشود بلكه محبتش وقتى در قلب شما جايگزين مىگردد كه در تمام حالات و جهات از كار او راضى باشيد، آن هم نه به صورت ناراحتى و تكلف بلكه حقيقتا (و قلبا) بدون هيچ گونه مشقت و سختى.» در اخبار حضرت داود7وارد شده است كه خداوند متعال به او فرمود:
اى داود من دوست كسى هستم كه او نيز مرا دوست داشته باشد و همدم كسى مىباشم كه او نيز همدم من باشد، و مونس كسى هستم كه او نيز به ذكر من مأنوس باشد، و رفيق و مصاحب كسى مىباشم كه او نيز رفيق من باشد و كسى را بر مىگزينم كه او نيز مرا برگزيند، و مطيع كسى هستم كه مرا اطاعت كند، و هر كس قلبا مرا دوست بدارد حيات و زندگانىاى به او مىدهم كه به هيچ كس قبل از او ندادم، و كسى كه حقيقتا در جستجوى من باشد مرا خواهد يافت، و كسى كه در پى غير من باشد هرگز مرا نخواهد يافت.
پس اى زمينيان! غرور و كبر را از خود دور سازيد و به سوى كرامت و مصاحبت و مجالست و مؤانست من بشتابيد و با من مأنوس شويد تا من نيز با شما مأنوس شوم و به سوى محبت و دوستى شما بشتابم.
خداوند به يكى از صديقين وحى كرد كه كسانى در ميان بندگان
من هستند كه مرا دوست دارند و من نيز آنان را دوست مىدارم، آنان به من مشتاقند و من نيز به آنان اشتياق دارم. آنان (هميشه) به ياد من و من به ياد آنانم. آنان به من نظر دارند و من هم به آنان نظر دارم. اگر راه آنان را بپيمايى تو را نيز دوست مىدارم و گر نه دشمنت خواهم شد.
آن صديق عرض كرد پروردگارا! علامت آنان چيست؟ خداوند فرمود:
آنان در روز چشم به سايه مىدوزند همان گونه كه چوپان مهربان چشم به گله خود مىدوزد، و به آرزوى غروب آفتابند همان گونه كه پرنده به هنگام غروب به آرزوى بازگشت به لانه خويش است.
همين كه شب فرا مىرسد و تاريكى آنها را در بر مىگيرد و بسترها گسترده و تختخوابها برافراشته مىگردد و هر دوستى با محبوب مورد علاقه خود خلوت مىنمايد آنگاه آنان رو به من مىايستند و با كلام من با من مناجات مىكنند و به راز و نياز مىپردازند و به خاطر نعمتهايى كه به آنها دادهام، گاهى فرياد مىزنند و گريه مىكنند و گاهى ناله و شكايت مىنمايند و اين را در حال نشسته و ايستاده و در حال ركوع و سجود انجام مىدهند.
مىبينم كه به خاطر من چه رنجى را تحمل مىكنند و مىشنوم كه از محبت من (و در فراق) چه شكايتها دارند، كمترين چيزى كه به آنها عطا مىكنم سه چيز است:
1- قدرى از نور خودم را در دل آنان مىاندازم كه در پرتو آن از
من خبر مىدهند همان گونه كه من از آنها خبر مىدهم.
2- اگر آسمانها و زمين و آنچه در آنها است در ميزان عمل آنها باشد باز آن را براى آنان اندك مىشمارم.
3- روى به سوى ايشان مىكنم و كسى را كه من رو به او مىكنم هيچ كس نمىداند كه چه مىخواهم به او عطا كنم.
در اينجا كلام را در مورد مقدمه قطع مىكنيم و وارد بابها مىشويم.
باب اوّل در بيان عوضها
باب اول: در بيان عوضها بدان كه خداوند متعال عادل، كريم و غنى مطلق است و به كمال ذات و جمال صفاتش شايسته نيست كه بر بنده مؤمن خود در دنيا بلايى و لو ناچيز نازل كند و عوض آن را زيادتر از آنچه بر عبد وارد نمود ندهد، زيرا اگر در برابر آن بلا هيچ عوض ندهد ظالم است و اگر به مقدار بلا عوض دهد بيهوده كار است؛ تعالى اللَّه عن ذلك علوّا كبيرا «خداوند متعال از ظلم و عبث پاك و منزه است.» در اين زمينه (يعنى در اين كه خدا در عوض چيزى كه از انسان مىگيرد چندين برابر عطا مىفرمايد) اخبار و احاديث بسيارى وارد شده كه از جمله آنها: رسول خدا6فرمود: 1-
«انّ المؤمن لو يعلم ما اعدّ اللَّه له على البلاء لتمنّى انّه في دار الدّنيا قرض بالمقاريض[1]»
«اگر مؤمن بداند كه خداوند چه پاداش بزرگى در برابر بلا برايش آماده كرده آرزو مىكند كه در دنيا او را با مقراضها تكه تكه كنند.»
[1]- عدّة الداعى، ص 127
اين حديث مفصل است و ما به ذكر آنچه كه مربوط به اين مطلب است اكتفا نموديم، اين حديث را متجاوز از سى نفر از صحابه از رسول اكرم6روايت كردهاند.
2-
«روى الصّدوق رحمة اللَّه باسناده الى عمر بن عتبه السلمى قال: سمعت رسول اللَّه6يقول:ايّما رجل قدّم ثلاثة اولاد لم يبلغوا الحنث او امرأة قدّمت ثلاثة اولاد فهم حجاب يسترونه عن النّار.[1]»
«صدوق رحمة اللَّه به اسناد خود از عمر بن عتبه سلمى روايت كرده است كه او مىگويد: از رسول خدا6شنيدم كه مىفرمود: هر مرد يا زنى سه فرزند آنها كه به حد بلوغ نرسيده از پيش بفرستد (يعنى سه فرزند آنها را قبل از بلوغ بميرند) آن فرزندان حجابى مىشوند كه پدر و مادر خويش را از آتش جهنم حفظ مىكنند و با پوشش خود مانع آتش دوزخ مىشوند.»
پاداش كسى كه سه كودكش بميرند
3-
«عن ابى ذر رضى اللَّه عنه قالما من مسلمين يقدّمان عليهما ثلاثة اولاد لم يبلغوا الحنث الّا ادخلهما اللَّه بفضل رحمته.[2]»
«ابو ذر رحمه اللَّه گفت: هيچ مرد و زن مسلمانى نيست كه فرزند نابالغ آنها برايشان پيشى جويند (يعنى قبل از پدر و مادر
[1]- ثواب الأعمال، ص 196
[2]- ثواب الأعمال، ص 196