بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 49

من هستند كه مرا دوست دارند و من نيز آنان را دوست مى‌دارم، آنان به من مشتاقند و من نيز به آنان اشتياق دارم. آنان (هميشه) به ياد من و من به ياد آنانم. آنان به من نظر دارند و من هم به آنان نظر دارم. اگر راه آنان را بپيمايى تو را نيز دوست مى‌دارم و گر نه دشمنت خواهم شد.

آن صديق عرض كرد پروردگارا! علامت آنان چيست؟ خداوند فرمود:

آنان در روز چشم به سايه مى‌دوزند همان گونه كه چوپان مهربان چشم به گله خود مى‌دوزد، و به آرزوى غروب آفتابند همان گونه كه پرنده به هنگام غروب به آرزوى بازگشت به لانه خويش است.

همين كه شب فرا مى‌رسد و تاريكى آنها را در بر مى‌گيرد و بسترها گسترده و تختخواب‌ها برافراشته مى‌گردد و هر دوستى با محبوب مورد علاقه خود خلوت مى‌نمايد آنگاه آنان رو به من مى‌ايستند و با كلام من با من مناجات مى‌كنند و به راز و نياز مى‌پردازند و به خاطر نعمت‌هايى كه به آنها داده‌ام، گاهى فرياد مى‌زنند و گريه مى‌كنند و گاهى ناله و شكايت مى‌نمايند و اين را در حال نشسته و ايستاده و در حال ركوع و سجود انجام مى‌دهند.

مى‌بينم كه به خاطر من چه رنجى را تحمل مى‌كنند و مى‌شنوم كه از محبت من (و در فراق) چه شكايتها دارند، كمترين چيزى كه به آنها عطا مى‌كنم سه چيز است:

1- قدرى از نور خودم را در دل آنان مى‌اندازم كه در پرتو آن از


صفحه 50

من خبر مى‌دهند همان گونه كه من از آنها خبر مى‌دهم.

2- اگر آسمانها و زمين و آنچه در آنها است در ميزان عمل آنها باشد باز آن را براى آنان اندك مى‌شمارم.

3- روى به سوى ايشان مى‌كنم و كسى را كه من رو به او مى‌كنم هيچ كس نمى‌داند كه چه مى‌خواهم به او عطا كنم.

در اينجا كلام را در مورد مقدمه قطع مى‌كنيم و وارد باب‌ها مى‌شويم.


صفحه 51

باب اوّل در بيان عوض‌ها


صفحه 52

باب اول: در بيان عوض‌ها بدان كه خداوند متعال عادل، كريم و غنى مطلق است و به كمال ذات و جمال صفاتش شايسته نيست كه بر بنده مؤمن خود در دنيا بلايى و لو ناچيز نازل كند و عوض آن را زيادتر از آنچه بر عبد وارد نمود ندهد، زيرا اگر در برابر آن بلا هيچ عوض ندهد ظالم است و اگر به مقدار بلا عوض دهد بيهوده كار است؛ تعالى اللَّه عن ذلك علوّا كبيرا «خداوند متعال از ظلم و عبث پاك و منزه است.» در اين زمينه (يعنى در اين كه خدا در عوض چيزى كه از انسان مى‌گيرد چندين برابر عطا مى‌فرمايد) اخبار و احاديث بسيارى وارد شده كه از جمله آنها: رسول خدا6فرمود: 1-

«انّ المؤمن لو يعلم ما اعدّ اللَّه له على البلاء لتمنّى انّه في دار الدّنيا قرض بالمقاريض‌[1]»

«اگر مؤمن بداند كه خداوند چه پاداش بزرگى در برابر بلا برايش آماده كرده آرزو مى‌كند كه در دنيا او را با مقراضها تكه تكه كنند.»

[1]- عدّة الداعى، ص 127


صفحه 53

اين حديث مفصل است و ما به ذكر آنچه كه مربوط به اين مطلب است اكتفا نموديم، اين حديث را متجاوز از سى نفر از صحابه از رسول اكرم6روايت كرده‌اند.

2-

«روى الصّدوق رحمة اللَّه باسناده الى عمر بن عتبه السلمى قال: سمعت رسول اللَّه6يقول:ايّما رجل قدّم ثلاثة اولاد لم يبلغوا الحنث او امرأة قدّمت ثلاثة اولاد فهم حجاب يسترونه عن النّار.[1]»

«صدوق رحمة اللَّه به اسناد خود از عمر بن عتبه سلمى روايت كرده است كه او مى‌گويد: از رسول خدا6شنيدم كه مى‌فرمود: هر مرد يا زنى سه فرزند آنها كه به حد بلوغ نرسيده از پيش بفرستد (يعنى سه فرزند آنها را قبل از بلوغ بميرند) آن فرزندان حجابى مى‌شوند كه پدر و مادر خويش را از آتش جهنم حفظ مى‌كنند و با پوشش خود مانع آتش دوزخ مى‌شوند.»

پاداش كسى كه سه كودكش بميرند

3-

«عن ابى ذر رضى اللَّه عنه قال‌ما من مسلمين يقدّمان عليهما ثلاثة اولاد لم يبلغوا الحنث الّا ادخلهما اللَّه بفضل رحمته.[2]»

«ابو ذر رحمه اللَّه گفت: هيچ مرد و زن مسلمانى نيست كه فرزند نابالغ آنها برايشان پيشى جويند (يعنى قبل از پدر و مادر

[1]- ثواب الأعمال، ص 196

[2]- ثواب الأعمال، ص 196


صفحه 54

بميرند) مگر آنكه خداوند به فضل و رحمت خويش آن زن و مرد را در بهشت داخل گرداند.» «حنث» (به كسر حاء) يعنى گناه، پس معنى عبارت «لم يبلغوا الحنث» چنين مى‌شود: «فرزندانى كه هنوز به سنى كه گناه برايشان نوشته شود نرسيده‌اند.»

پاداش كسى كه در مرگ فرزند صبر كند

4-

«و باسناده الى جابر عن ابى جعفر محمّد بن عليّ الباقر عليهما السّلام قال:من قدّم اولادا يحتسبهم عند اللَّه تعالى احجبوه من النّار باذن اللَّه تعالى عزّ و جلّ.[1]»

«مرحوم صدوق به اسناد خود به جابر از امام باقر7روايت كرد كه آن حضرت فرمود: هر كس فرزندانى از پيش بفرستد و آنها را به حساب خدا بگذارد (يعنى در مصيبت آنها براى خدا صبر كند) آنها او را از آتش جهنم به اذن خداوند حفظ مى‌كنند.»

برتر بودن يك فرزند از پيش فرستاده از هفتاد فرزند مجاهد بعد از خود

5-

«و باسناده الى علىّ بن ميسر عن ابى عبد اللَّه 7 قال:ولد واحد يقدّمه الرّجل افضل من سبعين يخلفهم من بعده كلّهم قد ركبوا الخيل و قاتلوا في سبيل اللَّه.[2]»

«و نيز صدوق رحمه اللَّه به استاد خود به على بن ميسر از امام‌

[1]- امالى صدوق، ص 541

[2]- ثواب الأعمال، ص 196


صفحه 55

صادق7روايت كرده كه آن حضرت فرمود: اگر مرد يك فرزند پيش بفرستد بهتر از اين است كه هفتاد فرزند بعد از خودش باقى بگذارد و تمام آنها سوار بر اسبان شوند و در راه خدا جهاد كنند.»

پاداش مؤمن در مرگ فرزند بهشت است‌

6-

«و عنه7‌ثواب المؤمن من ولده الجنّة صبر او لم يصبر.[1]»

«امام صادق7فرمود: ثواب و پاداش مؤمن در مرگ فرزندش بهشت است خواه در مصيبت فرزند صبر كند، خواه صبر نكند.»

پاداش مصيبت ديده بهشت است‌

7-

«و عنه7:من اصيب بمصيبة جزع عليها او لم يجزع صبر عليها او لم يصبر كان ثوابه من اللَّه الجنّة.»

«و نيز از امام صادق7روايت شده است كه فرمود:

هر كس مصيبتى بر او وارد شود چه در برابر آن جزع و بى‌تابى كند و چه نكند و چه صبر كند و چه نكند پاداش او از طرف خدا بهشت است.» 8- «

و عنه7:ولد واحد يقدّمه الرّجل افضل من سبعين ولدا يبقون بعده يدركون القائم7.[2]»

«و ايضا از امام صادق7روايت شده است كه فرمود: اگر

[1]- عوالى اللئالى، ج 3، ص 284

[2]- ثواب الأعمال، ص 196


صفحه 56

مرد يك فرزند از پيش بفرستد بهتر است از هفتاد فرزندى كه بعد از خودش باقى بمانند كه امام زمان7را درك كنند.»

بلا در جان فرزند و مال باعث آمرزش گناهان است‌

9-

«روى التّرمذى باسناده الى النّبىّ6انّه قال:ما يزال البلاء بالمؤمن و المؤمنة في نفسه و ولده و ماله حتّى يلقى اللَّه عزّ و جلّ و ما عليه خطيئة.[1]»

«ترمذى با اسناد خود به پيغمبر6روايت مى‌كند كه آن حضرت فرمود: هيچ بلايى در جان و فرزند و مال مرد و زن مؤمن نازل نمى‌شود مگر اين كه خداى عز و جل را ملاقات مى‌كند در حالى كه هيچ گناهى بر او نباشد (يعنى بلاى در جان و فرزند و مال باعث پاك شدن گناهان است).»

خداوند به وسيله بلا بنده را به مقام در آن جهان مى‌رساند

10-

«عن محمّد بن خالد السّلمى عن ابيه عن جدّه و كانت له صحبة قال: سمعت رسول اللَّه6يقول:انّ العبد اذا سبقت له عند اللَّه تعالى منزلة و لم يبلغها بعمل ابتلاه اللَّه في جسده او في ماله او في ولده ثمّ صبر على ذلك حتّى يبلغه المنزلة الّتى سبقت اليه من اللَّه عزّ و جلّ.»

«محمد بن خالد سلمى از پدر و جدش نقل مى‌كند كه جدش رفيقى داشت او مى‌گفت: از رسول خدا6شنيدم كه‌

[1]- سنن ترمذى، ج 4، ص 28