18- حكايت صبر بانويى كه مال و غلام و فرزندش از دستش رفته بود 180
19- داستان بانويى ديگر كه مال و غلام و فرزندانش را از دست داد 181
20- داستان بانويى كه فرزندش در چاه آب غرق شد 182
21- صبر بانويى در مرگ فرزند خويش 184
22- حكايت شگفت انگيز صبر بانويى در مرگ دلخراش دو فرزند و شوهرش 185
23- سخن حكيمانه مادرى در مرگ فرزند خود 187
پيرامون رضا و خشنودى از خدا 189
عدهاى در قيامت از قبرشان به طرف بهشت پرواز مىكنند 195
هر كس از خدا راضى باشد خدا نيز از او راضى است 197
غم و اندوه بر متاع دنيا شيرينى مناجات را از دل مىبرد 198
صبر و بردبارى در برابر مشكلات باعث خشنودى خدا است 199
اعتراض به مقدرات الهى باعث خشم خدا است 199
اگر تسليم ارادهام نشوى تو را به رنج مىاندازم 201
اولين كسانى كه به سوى بهشت دعوت مىشوند 201
گفتار عجيب ابن مسعود در مورد چون و چرا به كار خدا 202
آرامش در رضا و يقين و ناراحتى در شك مىباشد 202
مقام رضا و خشنودى از بالاترين مقامات است 203
اعتراض به مقدرات خدا با بندگى سازگار نيست 204
حكايت جابر و امام باقر7در مورد رضا و تسليم 205
بالاترين طاعت صبر و خرسندى از كار خدا است 206
داناترين مردم كسى است كه به مقدرات خدا راضىتر باشد 207
تمام خوشىها و ناخوشىها براى مؤمن خير و لطف خداست 208
علامت مؤمن اين است كه به مقدرات خدا راضى باشد 209
فصل 214
رضاى مقرّبين 215
فصل 221
1- حكايت بلا و گرفتارى حضرت ايوب7221
2- حكايت مردى كه مرض جذام، دست و پا و چشم و كوشش را از بين برد 222
3- حكايت مرد نابينا، مفلوج و مجذوم با حضرت عيسى7222
4- حكايت نابيناى مجذوم كه مورچهها گوشت بدنش را مىخوردند 223
5- حكايت شخصى كه پايش را مرض خوره قطع كرده بود 224
6- شخصى كه مىگفت از مقام رضا فقط بويى به مشامم خورد 224
7- اگر خدا مرا پل جهنم قرار دهد هرگز اعتراض نخواهم كرد 225
8- حكايت شخصى كه 30 سال در مرض استسقا بر پشت خوابيده بود 225
9- حكايت شخصى كه چند روز غذا نخورده بود 226
10- حكايت شخصى كه مدت 60 سال مريض بود 227
11- حكايت شخصى كه به مرض سخت و فقر مبتلا گرديد 227
فصل 228
دعا با رضا و تسليم منافات ندارد 228
وظايف دعاكننده 229
در مورد گريه كردن 233
بر مرگ اقارب و فرزندان 233
در مورد گريه كردن بر مرگ خوسشان و فرزندان 234
و اين گريه نمودن بر آنها منافاتى با مقام صبر و رضا ندارد 234
گريههاى امام سجاد7235
گريه پيامبر6در مرگ ابراهيم 236
گريه من بر ابراهيم گريه رحمت است 238
گرفتن آفتاب ربطى به مرگ فرزندم ندارد 239
ابراهيم ريحانهام بود 240
گريه پيامبر6سر قبر ابراهيم 240
گريه پيامبر6در مرگ طاهر فرزند آن حضرت 241
گريه پيامبر6سر قبر مادر مجللهاش 241
گريه پيامبر6در مرگ عثمان مظعون 241
گريه پيامبر6بر حالت سعد بن عباده 242
گريه پيامبر6بر حالت دخترزادهاش امامه 243
ايضا گريه پيامبر6بر امامه 244
گريه پيامبر6در شهادت جعفر طيار 245
گريه پيامبر6در شهادت جعفر طيار و زيد بن حارثه 246
گريه پيامبر6هنگام ملاقات دختر كوچك شهيد زيد 247
گريه پيامبر6بر سعد بن معاذ 248
گريه پيامبر6كنار قبر يكى از مسلمانان 248
گريه پيامبر6بر شهداى احد 249
درخواست حضرت ابراهيم7از خدا 250
فصل 251
فصل 254
فصل 258
وصيت امام باقر7در مورد عزادارى و ماتم خود 260
نوحه سرايى باطل و حرام 261
خاتمه 265
اهميّت و فضيلت تسليت به مصيبتزده 266
ثواب تسليت به مصيبت ديده 267
ثواب دلدارى دادن به محزون 268
ثواب مصافحه هنگام تعزيت 269
اجر و پاداش عيادت مريض 269
پاداش تسليت به زن جوان مرده 270
ثواب عيادت مريض و تشييع جنازه 271
فصل 274
كيفيّت تسليت و تهنيت گفتن 274
تسليت نامه پيامبر6به معاذ 274
تسليت جبرئيل7به اهل بيت7هنگام رحلت پيامبر6277
تسليت ملائكه به اهل بيت7278
تسليت حضرت خضر7به اصحاب پيامبر6279
فصل 281
هنگام مصيبت، مصيبت پيامبر را به ياد آوريد: 281
مصيبت فقدان پيامبر6از اعظم مصيبتها است: 282
تسليت نامه امام حسن7به امام حسين7در شهادت پدر 282
مصيبت حقيقى آن است كه مصيبت ديده از اجرش محروم گردد 283
فرمايش امام صادق7به كسى كه از مصيبتش شكايت مىكرد 284
انسان عمل خود را در قيامت مشاهده مىكند 284
داستان فقيه بنى اسرائيل و مرگ همسرش 285
تأثّر حضرت سليمان در مرگ فرزند و آمدن دو ملك 287
تأثر قاضى بنى اسرائيل در مرگ فرزند خويش و آمدن دو ملك 288
جوانى كه هر روز پدر و مادر مفلوج خود را به مسجد مىبرد 289
كوچك شدن مصيبتها با ياد آتش جهنم 290
فصل 291
خداوند دوستانش را به بلا مبتلا مىفرمايد 293
بلا براى بندگان خالص تحفه الهى است 294
خداوند دوستان خود را در درياى شدائد غوطهور مىسازد 294
خداوند درخواست دوستانش را براى آنها ذخيره مىفرمايد 295
بلاى بزرگ پاداشش نيز بزرگ است 295
هر كس به اندازه ظرفيت ايمانش مبتلا به گرفتارى مىشود 296
مؤمن به هر بلايى مبتلا مىشود حتى مرض جذام و پيسى 296
مؤمن اگر پاداش بلا را بداند آرزو مىكند 298
بلا براى مؤمن هديه خداست 299
داستان شخصى كه مرغش تخم گذاشت و تخم افتاد 299
متن تسليت نامه امام صادق7و ترجمه آن 301
[پيشگفتار]
مشخصات كتاب مسكن الفؤاد
كتابى را كه پيش رو داريد ترجمه رساله شريف «مسكن الفؤاد» از تأليفات شهيد ثانى قدّس سرّه است اين رساله شامل يك مقدمه و چهار باب و يك خاتمه است.
مقدمه
مقدمه در باره موجبات رضا به قضاى الهى، عدل و حكمت خدا، فلسفه احكام و دستورات، بعثت انبيا و تدبر در گفتار و حالات آنهاست كه حاوى مطالبى ارزنده و مثالهايى بسيار آموزنده است.
باب اول
باب اول در مورد عوضهايى است كه خداوند كريم در برابر مصيبتها و مرگ فرزندان به بندگان عطا مىفرمايد. نويسنده 45 حديث و روايت از پيامبر6و ائمه عليهم السّلام در اين زمينه گرد آورده است و در پايان چند حكايت شگفت انگيز و آموزنده در اين مورد ذكر نموده است.
باب دوم
باب دوم در مورد صبر مىباشد. اين باب نيز در اهميت صبر و عظمت صابران مشتمل بر چند نمونه از آيات قرآن و دهها روايت از معصومين7است و در پايان نيز حكايات عجيبى (متجاوز از 50 قضيه) از صبر و استقامت مردان و زنان مصيبت ديده ذكر نموده است.
باب سوم
باب سوم در مورد رضا و خشنودى از مقدرات الهى است. در اين باب پس از ذكر چند نمونه از آيات قرآن مجيد و روايات، چندين حكايت شگفت انگيز از صبر و تسليم اهل بلا را يادآور شده است.
باب چهارم
باب چهارم در مورد گريه كردن در مرگ فرزندان و بستگان است.
در اين باب بيان داشته است كه گريه كردن در مرگ فرزندان و خويشان و دوستان مادامى كه متضمن اعتراض به كار خدا نباشد بىاشكال است و منافاتى با صبر و رضا به قضاى الهى ندارد. در اثبات اين مطلب شواهدى از گريههاى پيامبر صلّى اللَّه عليه و اله و ائمه7كه در مرگ فرزندان و دوستان خويش ابراز داشتهاند آورده است و بيان داشته كه گريه آن بزرگواران در مرگ فرزندان و دوستانشان گريه رحمت بوده است نه اعتراض به كار خدا؛ در پايان اين باب احاديثى در مذمّت صورت خراشيدن و گريبان پاره كردن و داد و فرياد و ناله به راه انداختن در
مرگ فرزندان و خويشان آورده است.
خاتمه
خاتمه پيرامون استحباب و فضيلت تسليت به صاحب عزا و ثواب و كيفيت آن احاديثى ذكر كرده است و سرانجام با نقل تسليت نامه مفصلى از امام صادق7كه آن حضرت براى عموزادههاى خويش نوشته، رساله را ختم نموده است.
اين بود خلاصه اى از مطالب و شناسنامه اين كتاب، با همين توضيح كوتاه مى توانيد به اهميت اين كتاب پى ببريد كه با حجم اندك حدود 200 حديث ارزنده و قريب 70 حكايت آموزنده در آن گردآورى شده است كه مطالعه هر يك از آنها باعث زدودن زنگار دل و جلا و روشنى قلب مىگردد.
مىگويند شهيد ثانى وقتى اين كتاب را تأليف كرد كه فرزندانش در سن طفوليت از دنيا مى رفتند و او از مرگ آنها بسيار متأثر مىشد شايد اين حالت تأثر را بر خلاف رضا و تسليم در برابر قضا و قدر الهى مى دانست لذا براى تسليت خود و كسانى كه به اين گونه مصيبتها مبتلا مى شوند اين كتاب را نوشت و آن را «مسكّن الفؤاد عند فقد الأحبّة و الأولاد»؛ «تسكين دهنده دلها هنگام فقدان دوستان و فرزندان» كه اسم با مسمايى است، نام نهاد لازم به تذكر است كه عناوين كتاب و شماره بندى روايت و حكايت و توضيحات داخل پرانتز و پاورقىها از مترجم است.