بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 39

و اگر ديد معصيتى از او سر زده يا تقصير نموده است از خداوند طلب بخشش كند و تصميم بگيرد ديگر چنين كارى انجام ندهد. «1» امام صادق (ع) مى‌فرمايد:
إِذا آوَيْتَ إِلى فِراشِكَ فَانْظُرْ ما سَلَكْتَ فى‌ بَطْنِكَ وَ ما كَسَبْتَ فى‌ يَوْمِكَ وَاذْكُرْ أَنَّكَ مَيِّتٌ وَ أَنَّ لَكَ مَعاداً. «2» وقتى در رختخواب قرار مى‌گيرى، ببين (در طول روز) چه خورده‌اى و چه بدست آورده‌اى و به ياد داشته باش كه تو خواهى مرد و به سوى خدا باز خواهى گشت (از تو در قيامت حسابرسى خواهد شد.)
4- معاتبه‌ معاتبه آن است كه پس از محاسبه چون ديد مرتكب گناهانى شده و يا واجبى را انجام نداده است خود را مورد سرزنش و ملامت قرار دهد مثلًا خطاب به نفس بگويد: اف بر تو اى نفس، مرا هلاك كردى و بزودى در آتش با شياطين و بدكاران عذاب خواهى شد. اى نفس امّاره پست! آيا حيا نمى‌كنى؟ و عيبت را برطرف نمى‌نمائى؟ چقدر جاهل و احمق هستى! آيا نمى‌دانى كه در مقابل تو بهشت و جهنّم است و تو بزودى داخل يكى از اينها خواهى شد؟
پس چرا مى‌خندى و خوشحالى و به كارهاى بيهوده و گناه مشغول شده‌اى؟
«3» 5- معاقبه‌ براى اصلاح، سرزنش و ملامت تنها كافى نيست بلكه بايد نفس را در برابر گناهانى كه مرتكب شده است، مجازات كند؛ و براى هر گناهى مجازات مناسب با آن قرار دهد مثلًا اگر لقمه حرامى خورده است با گرسنگى دادن به نفس، او را مجازات كند. همانطور كه بعضى از بندگان خدا پس از حسابرسى براى خود عقابهايى قرار مى‌دهند.



صفحه 40

نتايج محاسبه‌ در اثر محاسبه، انسان با وضعيّت خود آشنا مى‌شود و چنانچه ضعف و نقصى مشاهده كند درصدد اصلاح آن برمى‌آيد.
على (ع) مى‌فرمايد:
ثَمَرَةُ الُمحاسَبَةِ صَلاحُ النَّفْسِ. «1» نتيجه محاسبه اصلاح شدن نفس انسان است.
كسى كه قبل از محاسبه، به حساب خود رسيدگى نمايد در قيامت حساب او آسان و هنگام سؤال، جوابش حاضر است و بازگشت و عاقبتش نيكو است و كسى كه خود را حسابرسى نكند، حسرتهاى او مدام و توقفش در صحنه‌هاى قيامت طولانى خواهد بود و گناهانش او را به سوى عذاب و بدبختى رهبرى خواهد كرد. «2»


صفحه 41

پرسش‌ 1- هدف از آفرينش انسان چيست؟
2- براى جلوگيرى از انحراف در مسير خلقت چه بايد كرد؟
3- محاسبه در قرآن و روايات چه جايگاهى دارد؟
4- م اصول اخلاق فردى 48 5 - شادى از بخشش ص : 48 راحل محاسبه را نوشته و توضيح دهيد.



صفحه 42

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 43

درس چهارم: كرامت‌ يكى از مفاهيم متعالى در اخلاق اسلامى، كرامت انسان است.
كرامت از نظر لغوى ضد پستى و لئامت بوده «1» و نيز به معناى صفات پسنديده‌اى است كه در انسان وجود دارد «2» و كسى كه به انواع نيكى و فضائل آراسته باشد، كريم مى‌گويند. «3» در روايات كرامت همان نزاهت از پستى و فرومايگى و آراستگى به فضائل اخلاقى است روح بزرگوار و منزه از هر پستى را كريم مى‌گويند.
در حقيقت كرامت معنايى دارد كه در فارسى معادل ندارد، زيرا دو معنا در لفظ كرامت نهفته است: منزه بودن از پستى و فرومايگى و نيز آراسته بودن روح انسان به صفت بزرگوارى. «4» امير مؤمنان (ع) مى‌فرمايد:
الْكَرَمُ حُسْنُ السَّجيَّةِ وَاجْتِنابُ الدَّنيَّةِ. «5» كرامت، نيكى اخلاق و پرهيز از پستى است.
در اين روايت هر دو معناى كرامت بيان شده است.



صفحه 44

روح الهى منشأ كرامت انسان‌ منشأ كرامت انسان همان فطرت الهى است. خلقت انسان بگونه‌اى است كه كرامت در ذات او نهفته است و استعداد تقويت كرامت در متن خلقت او وجود دارد.
قرآن كريم مى‌فرمايد:
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنى‌ آدَمَ ... (اسراء: 70)
ما فرزندان آدم را كرامت بخشيديم كرامتى كه براى انسان مطرح شده، يك كرامت اعتبارى نيست بلكه كرامتى ذاتى و حقيقى است. مرحوم علامه طباطبائى مى‌گويد:
مراد آيه بيان حال جنس بشر است و مقصود از تكريم اختصاص دادن به عنايت و شرافت دادن به خصوصيتى است كه در ديگران نباشد. «1» بنابراين از نظر قرآن كليه انسانها از يك كرامت ذاتى برخوردارند كه در نوع خلقت آنها وجود دارد و موجودات ديگر از آن بى‌بهره‌اند.
حال بايد ديد چه خصوصيتى در فطرت انسان وجود دارد كه موجب كرامت او گرديده است؟ براى روشن شدن اين مطلب يادآورى دو نكته لازم است:
الف- انسان داراى دو بعد مادى و الهى است و علت سجده ملائكه بر انسان، بعد مادى او نيست، زيرا در شئون مادى ساير حيوانات با انسان شريكند، بنابراين بعد الهى انسان است كه موجب سجده ملائكه بر او شده است.
قرآن كريم مى‌فرمايد:
[ 71 ]- 72)
هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت، من بشرى را از گل مى‌آفرينم، پس آنگاه كه او را با خلقت كامل بياراستم و از روح خود در او دميدم، بر او به سجده درافتيد.



صفحه 45

بنابراين دميدن روح الهى بر وجود خاكى انسان است كه او را لايق سجده فرشتگان الهى گردانيده است.
ب- سجده ملائكه بر انسان نشانگر كرامت انسان است. هنگامى كه خداوند به فرشتگان امر مى‌كند به آدم سجده كنيد، ابليس پس از امتناع از سجده، مى‌گويد:
أَرَءَيْتَكَ هذَا الَّذى كَرَّمْتَ عَلَىَّ (اسراء: 62)
با من بگو چرا اين را بر من كرامت بخشيدى؟
اين آيه اشاره به اين نكته دارد كه امر خدا به سجده بر آدم موجب كرامت او گرديده است. به اين مطلب در دعاى امّ داود نيز اشاره شده است:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‌ ابينا آدَمَ بَديعِ فِطْرَتِكَ الَّذى‌ كَرَّمْتَهُ بِسُجُودِ مَلائِكَتِكَ. «1» خداوندا بر پدر ما آدم، خلق بديع بى نظيرت كه او را به سجود فرشتگانت كرامت بخشيدى، درود فرست.
با جمع‌بندى اين دو نكته به اين نتيجه مى‌رسيم كه روح الهى منشأ كرامت انسان است.
كرامت محور تعليم و تربيت الهى‌ محور تعليم و تربيت الهى، رسيدن انسان به كرامت نفس است. «2» از اين رو تمام شئون تعليم و تربيت انسان بايد از كرامت برخوردار باشد و اگر تعليم و تربيت از كرامت بى‌بهره و آلوده به پستى و دنائت باشد. تعليم و تربيت انحرافى است و انسان را به كمال نخواهد رساند. خداى متعال در قرآن مى‌فرمايد:
أِقْرَاءْ وَ رَبُّكَ الْاكْرَمُ (علق: 3)
بخوان و پروردگار تو ارجمندترين است.



صفحه 46

اگر يك معلم را با وصف خاصى معرفى كنند، اشاره به اين است كه تعليم اين معلم در همان محور وصف است. مثلًا اگر گفتند فلان پزشك درس مى‌دهد يعنى درس پزشكى مى‌دهد و اگر گفتند معلم اكرم به شما درس مى‌دهد يعنى درس كرامت مى‌دهد. بنابراين پروردگار كريم نيز به انسان كرامت مى‌آموزد. و نيز خداى متعال فرشتگان را كه مأمور ابلاغ پيام كرامتند به عنوان عباد كريم و كتب انبياء را به عنوان صحف مكرّمه ياد نموده است. «1» بنابراين براى حركت در مسير تعليم و تربيت اسلامى، بايد همواره محوريت كرامت را در نظر گرفت و بر اين مبنا فضائل الهى را در خود ايجاد كرد. به عبارت ديگر «پيام دهنده»، «پيام» و «پيام آور» يعنى خدا، كتاب آسمانى و پيامبران او همه كريمند و «پيام گيرنده» هم بايد كريم و بزرگوار تربيت شود.
نشانه‌هاى اهل كرامت‌ افراد صاحب كرامت داراى نشانه‌هايى هستند كه مى‌توان با توجه به آنها، صفت كرامت را در خود و ديگران ارزيابى كرد. برخى از آن نشانه‌ها چنين است:
1- ترجيح آبرو بر مال‌ على عليه‌السلام مى‌فرمايد:
الْكَريمُ مَنْ صانَ عِرضَهُ بِمالِهِ وَاللَّئيمُ مَنْ صانَ مالَهُ بِعِرْضِهِ. «2» كريم كسى است كه آبرويش را با ثروتش حفظ كند و لئيم كسى است كه مالش را با آبرويش نگهدارد.
آبروى انسان كريم باندازه‌اى براى او اهميت دارد كه حاضر است براى حفظ آن از مال خود بگذرد.