بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 17

طرح جدیدی بود ( قرن یازدهم هجری و شانزدهم میلادی ) در اروپا نیز جنبش‌ علمی و فلسفی عظیمی که مقدماتش از چند قرن پیش از آن فراهم شده بود پدید آمد و درست همان زمانی که صدرالمتألهین در حال انزوا و خلوت به‌ تفکر و ریاضت پرداخته بود و مدتی کوهستان قم را برای این کار انتخاب‌ کرده بود تا بهتر بتواند افکار وسیع خویش را به رشته تحریر درآورد ، در اروپا دکارت فرانسوی نغمه جدیدی از خود ساز کرد ، ربقه تقلید قدما را از گردن خویش دور افکند و راه نوی پیش گرفت و چندین سال در گوشه‌ای از هلند انزوا و گوشه‌نشینی اختیار کرد و فارغ از امور زندگانی ، روزگار خویش را وقف امور علمی کرد . از زمان دکارت به بعد اروپا به سرعت سرسام‌آوری به کشفیات علمی نائل‌ گشت . در تمام رشته‌های علمی طریق تحقیق عوض شد و مسائل جدیدی پدید آمد . علاوه بر دانشمندانی که در رشته‌های علوم طبیعی و ریاضی پیدا شدند ، فلاسفه بزرگی نیز هر یک پس از دیگری ظهور کردند و فلسفه را وارد مراحل‌ تازه‌ای کردند . در فلسفه جدید اروپا به مسائلی که سابقا در قرون وسطی مورد توجه بود کمتر توجه می‌شود و در عوض یک عده مسائل جدید که کمتر مورد توجه قدما بود مطرح می‌شود . در اروپا از زمان دکارت تا عصر حاضر مکاتب فلسفی گوناگونی پدید آمده‌ ، هر دسته پیرو یک مکتب خاصی شده‌اند . برخی به فلسفه تعقلی پرداخته‌اند و برخی دیگر از دریچه علوم تجربی به فلسفه نظر کرده‌اند . بعضی مسائل‌ فلسفه اولی و حکمت الهی را قابل بحث و تحقیق دانسته و در این زمینه‌ آراء و نظریاتی ابراز داشته‌اند ، و بعضی دیگر مدعی شده‌اند که اساسا بشر از درک این مسائل عاجز است و آنچه تاکنون نفیا یا اثباتا در این زمینه‌ گفته شده بلا دلیل بوده است . گروهی در عقاید خود الهی شده‌اند و گروهی‌ مادی . روی هم رفته در آن فنی که از قدیم به عنوان " فلسفه حقیقی " یا " علم اعلی " شناخته شده است ، یعنی فن تحقیق در نظام کلی عالم و توضیح‌ سراپای هستی ، در اروپا چه در قرون وسطی و چه در دوره جدید پیشرفت قابل‌ ملاحظه‌ای حاصل نشده است و یک سیستم قوی و قانع‌کننده‌ای که فلسفه را از تشتت و تفرق و پراکندگی نجات بخشد به وجود نیامده و همین امر موجب‌ پیدایش مشربهای ضد و نقیض در اروپا شده است و آنچه هم از تحقیقات‌ اروپایی قابل ملاحظه و شایسته تحسین و


صفحه 18

تمجید است و به نام " مسائل فلسفی " معروف است در حقیقت مربوط به‌ فلسفه نیست ، بلکه مربوط به ریاضیات یا فیزیک یا روانشناسی است . و الحق باید انصاف داد فلاسفه اسلامی که بیشتر همت خویش را صرف تحقیق‌ در این فن کرده‌اند خوب از عهده این کار بر آمده‌اند و فلسفه نیمه کاره‌ یونان را تا حد زیادی جلو برده‌اند و با آنکه فلسفه یونان در ابتدای ورود در حوزه اسلامی مجموعا بیش از دویست مسأله هفتصد نبود ، در فلسفه اسلامی‌ بالغ بر هفتصد مسأله شده است و علاوه اصول و مبانی و طرق استدلال حتی در مسائل اولیه یونان به کلی تغییر کرده و مسائل فلسفه تقریبا خاصیت ریاضی‌ پیدا کرده . این خصوصیت در فلسفه صدرالمتألهین کاملا هویداست و باید انصاف داد که در این جهت تقدم با دانشمندان اسلامی است . اینها مطالبی است که در ضمن این سلسله مقالات با اسناد و دلائل بر خواننده محترم روشن خواهد گشت . مدتی است که موج فلسفه اروپا به ایران هم رسیده و کم و بیش رسالات‌ فلسفی از زبانهای اروپایی به فارسی ترجمه شده است و شاید اولین نشریه‌ فلسفی جدید به زبان فارسی ، ترجمه رساله گفتار ، دکارت است که در یک‌ قرن پیش به وسیله کنت گوبینو و دستیاری بعضی ترجمه شده و البته بعدها هر چه بیشتر صیت علوم غربی پیچید نام علما و فلاسفه غرب هم بیشتر بر سر زبانها افتاد و به تدریج کتابها و رساله‌های بیشتری به زبان فارسی منتشر شد و عده‌ای هم از طریق رسالات و مجلات عربی از نظریات جدید آگاه می‌شدند و با اینکه مدتی است که توجه علاقه‌مندان جلب شده است که عقاید و آراء جدید در فلسفه قدیم وارد شود و بین نظریات جدید و نظریات فلاسفه اسلامی‌ مقایسه شود متأسفانه تاکنون این منظور عملی نگردیده و از آن زمان تاکنون‌ آنچه رسالات فلسفی نشر یافته یا صرفا به سبک قدما بوده و احیانا در مسائل مرتبط به طبیعیات و فلکیات هم که نظریات جدید به کلی مخالف‌ آنهاست باز از سبک قدیم پیروی شده ، و یا آنکه صرفا جنبه نقل و ترجمه‌ نظریات جدید را داشته است ، و چون طریق تحقیق و سبک ورود و خروج فلاسفه‌


صفحه 19

جدید با قدما اختلاف کلی دارد و از طرف دیگر بیشتر مسائلی که در فلسفه‌ قدیم و بالخصوص در فلسفه صدرالمتألهین نقش عمده را دارد ، در فلسفه‌ جدید کمتر به آنها توجه شده یا اصلا مورد توجه قرار نگرفته و در عوض‌ مسائل دیگری در این فلسفه مطرح شده که قدما کمتر به آن توجه داشته‌اند یا اصلا توجه نداشته‌اند ، از خواندن و مطالعه این دو رشته کتب فایده و نتیجه‌ای که منظور اهل فضل است حاصل نشده است . از این‌رو کتاب حاضر که جلد اول آن از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد به‌ هیچیک از دو سبک نگارش فلسفی که در بالا شرح داده شد نگارش نیافته . این کتاب مشتمل بر یک دوره مختصر فلسفه است ، مهمات مسائل فلسفه را بیان می‌کند و سعی شده است که حتی الامکان ساده و عمومی فهم باشد تا جمیع‌ اشخاصی که ذوق فلسفی دارند با داشتن اطلاعات مختصری به فراخور حال خود استفاده کنند و لذا از ذکر دلایل و براهین متعدد در هر مورد خودداری شده و برای اثبات هر مدعا ساده ترین راهها و بسیط ترین براهین انتخاب شده‌ است . در این کتاب در عین اینکه از تحقیقات گرانبهای هزار ساله فلسفه اسلامی‌ استفاده شده است ، به آراء و تحقیقات دانشمندان بزرگ اروپا نیز توجه‌ کامل شده . در این کتاب هم مسائلی که در فلسفه قدیم نقش عمده را دارد و هم‌ مسائلی که در فلسفه جدید حائز اهمیت است مطرح می‌شود ، و چنانکه در جای‌ خود توضیح می‌دهیم ، در ضمن این کتاب به قسمتهایی برخورد خواهد شد که در هیچیک از فلسفه اسلامی و فلسفه اروپایی سابقه ندارد مانند معظم مسائلی که‌ در مقاله پنجم حل شده و آنچه در مقاله ششم بیان شده است . در مقاله ششم با طرز بی‌سابقه‌ای به نقادی دستگاه ادراکی و تمیز و تفکیک‌ ادراکات حقیقی از ادراکات اعتباری پرداخته شده است . در این مقاله‌ هویت و موقعیت " ادراکات اعتباری " نشان داده می‌شود و فلسفه از آمیزش با آنها بر کنار داشته می‌شود و همین آمیزش نابجاست که بسیاری از فلاسفه را از پا در آورده است . در این کتاب در عین اینکه فلسفه حریم خود را حفظ کرده با علوم مختلط نمی‌شود ، رابطه فلسفه و علم محفوظ مانده است ولی رابطه فلسفه با طبیعیات و فلکیات قدیم به کلی قطع شده ولدی الاقتضاء از نظریات علمی‌ جدید استفاده می‌شود .


صفحه 20

مؤلف کتاب حاضر حضرت استاد علامه دام بقائه که سالها از عمر خویش را صرف تحصیل و مطالعه و تدریس فلسفه کرده‌اند و از روی بصیرت ، به آراء و نظریات فلاسفه بزرگ اسلامی از قبیل فارابی و بوعلی و شیخ اشراق و صدرالمتألهین و غیر هم احاطه دارند و بعلاوه روی عشق فطری و ذوق طبیعی ، افکار محققین فلاسفه اروپا را نیز به خوبی از نظر گذرانیده‌اند و در سنوات‌ اخیر علاوه بر تدریسات فقهی و اصولی و تفسیری یگانه مدرس حکمت الهی در حوزه علمیه قم می‌باشند و خود اینجانب قسمتی از تحصیلات فلسفی خود ( الهیات شفای بوعلی ) را از محضر ایشان استفاده کرده است سالهاست در این فکر هستند که به تألیف یک دوره فلسفه بپردازند که هم مشتمل بر تحقیقات گرانمایه هزار ساله فلسفه اسلامی باشد و هم آراء و نظریات فلسفی‌ جدید مورد توجه قرار گیرد و این فاصله زیاد که بین نظریات فلسفی قدیم و جدید ابتدائا به نظر می‌رسد و ایندو را به صورت دو فن مختلف و غیر مرتبط به هم جلوه‌گر می‌سازد مرتفع شود و بالاخره به صورتی درآید که با احتیاجات‌ فکری عصری بهتر تطبیق شود و مخصوصا ارزش فلسفه الهی که جلودار آن‌ دانشمندان اسلامی هستند و فلسفه مادی در تبلیغات خود دوره آن را خاتمه‌ یافته معرفی می‌کند به خوبی روشن شود . نشریات روز افزون فلسفی اخیر و توجه جوانان روشنفکر ما به آثار فلسفی‌ دانشمندان اروپا که هر روز به صورت ترجمه یا مقاله و رساله در عالم‌ مطبوعات ظاهر می‌شود و این خود نماینده روح کنجکاو و حقیقت جوی این مردم‌ است که از هزارها سال پیش سابقه دارد و از طرف دیگر انتشارات مجهز به‌ تبلیغات سیاسی و حزبی فلسفه مادی جدید ( ماتریالیسم دیالکتیک ) بیش از پیش حضرت معظم له را مصمم نمود که در راه مقصود خود گام بردارند ، لهذا از چند سال پیش ابتدا به تشکیل یک انجمن بحث و انتقاد فلسفی مرکب از عده‌ای از فضلا مبادرت کردند و از دو سال و نیم پیش در آن انجمن بنابراین‌ بود که حضرت معظم له در خلال هفته قسمتهایی تهیه می‌کردند و در جلسات‌ انجمن که در هفته ، دو شب به آن اختصاص داده شده بود قرائت می‌شد و هر کسی هر نظری داشت اظهار می‌کرد ، و اینجانب نیز تا یک سال و


صفحه 21

نیم‌پیش که در قم بود افتخار شرکت در آن انجمن را داشت و هنوز هم آن‌ انجمن ادامه دارد و تاکنون چهارده مقاله فلسفی که چهار تای آنها از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد نگارش یافته . این روشی که حضرت معظم له آغاز کرده‌اند یک اقدام اساسی است و فلسفه‌ را در ایران وارد مرحله جدیدی می‌کند . محصلین فلسفه سابقا اطلاعاتشان‌ منحصر بود به آنچه در کتابهای معمولی تدریسی خوانده بودند ، ولی با آنکه‌ چند سالی بیش از اقدامات حضرت معظم له نمی‌گذرد بسیاری از محصلین حوزه‌ علمیه قم هستند که اطلاعات فلسفی نسبتا جامعی دارند و مخصوصا به مطالب و تئوریهای فلسفه مادی زیاد آشنا هستند و راههای مغلطه آن را به خوبی‌ دریافته‌اند . از ابتدای تنظیم این مقالات ، علاقه‌مندان زیادی از روی آنها نسخه‌ برمی‌داشتند و حتی بعضی از اهل علم خارج حوزه قم نیز که از موضوع آگاه شده‌ بودند نسخه‌هایی تهیه می‌کردند و این مقالات دست به دست می‌گشت تا آنکه‌ در حدود یک سال و نیم پیش عده‌ای از علاقه‌مندان تقاضا کردند که این‌ مقالات از همین حالا چاپ شود تا مورد استفاده عموم قرار گیرد و ضمنا متذکر شدند که با آنکه به زبان فارسی نوشته شده و سعی شده است حتی‌ الامکان ساده باشد ، برای فهم عمومی ثقیل است و احتیاج به توضیحاتی دارد ، لهذا خوب است از این لحاظ تجدید نظری بشود . مقارن این احوال ، مقدرات اینجانب را پس از پانزده سال اقامت و اشتغال علمی در حوزه قم‌ به تهران کشانید . حضرت معظم له به واسطه کثرت مشاغل تدریسی و تألیفی‌ فقهی و اصولی و تفسیری و فلسفی ، این کار را به عهده اینجانب گذاشتند و اینجانب نیز چند ماه وقت خود را تا حدی که سایر مشاغل اجازه می‌داد صرف‌ این کار کردم و به توضیح بعضی قسمتها و اضافه کردن بعضی قسمتها ( در مواردی که به نظر خودم لزوم آنها را استنباط کردم ) به ضمانت شخص خودم‌ پرداختم و بالاخره به همین صورتی درآمد که ملاحظه می‌فرمایید . اینجانب تاکنون به نوشتن پاورقی برای چهار مقاله از این سلسله مقالات‌ توفیق یافته‌ام که با خود آن چهار مقاله به عنوان جلد اول کتاب از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد و همان‌طوری که ملاحظه می‌فرمایید مقاله اول در معرفی " فلسفه " است ( فلسفه چیست ؟ ) و سه مقاله دیگر در مسائل‌ مربوط به علم ( ادراک ) است که یکی به عنوان " رئالیسم و ایده‌آلیسم " و دیگری به عنوان " علم و ادراک " و سومی تحت عنوان


صفحه 22

" ارزش معلومات " نگارش یافته . سایر مقالاتی که تاکنون از طرف‌ مؤلف تنظیم شده از این قرار است : مقاله پنجم : پیدایش کثرت در علم مقاله ششم : ادراکات اعتباریه مقاله هفتم : مباحث وجود مقاله هشتم : امکان و وجوب جبر و اختیار مقاله نهم : علت و معلول مقاله دهم : امکان و فعلیت حرکت زمان مقاله یازدهم : حدوث و قدم تقدم ، تأخر ، معیت مقاله دوازدهم : وحدت و کثرت مقاله سیزدهم : مهیت جوهر و عرض مقاله چهاردهم : خدای جهان و جهان ( الهیات ) در ضمن این فصول و مقالات آراء بسیاری از دانشمندان قدیم و جدید ، چه‌ الهی و چه مادی ، مورد بحث و انتقاد قرار گرفته و به علت خاصی که بعدا گفته خواهد شد به مادیت جدید ( ماتریالیسم دیالکتیک ) بیشتر توجه شده و سعی شده است که تمام انحرافات این مکتب به طور وضوح نمایانده شود . از زمانهای قدیم آراء و عقاید مادی مربوط به نفی علت اولی یا نفی‌ غایت یا نفی تجرد روح در کتب فلسفه مطرح می‌شود ولی چیزی که به حسب‌ تاریخ مسلم است این است که در میان پیشینیان هیچگاه یک مکتب مشخص‌ مادی که به کلی منکر ماوراء الطبیعه باشد و وجود را مساوی ماده بداند پدید نیامده است و از زمانهای بسیار قدیم که بحثهای فلسفی وجود داشته‌ گفتگو از عالمی ماوراء عالم طبیعت در میان بوده و البته تردیدی نیست که‌ این بحثها ابتدا بسیار بسیط و ساده بوده ، بعدها به تدریج منطقی‌تر و برهانی‌تر شده و توسعه بیشتری پیدا کرده . به طوری که از کلماتی که قدما نقل کرده‌اند برمی‌آید ، نخستین بحثهای‌ فلسفی


صفحه 23

را که صورت مکتب فلسفی به خود گرفته " هر مس "[1]حکیم تنظیم‌ نموده و عده‌ای از فلاسفه که " هرامسه " خوانده می‌شوند در مکتب او تعلیم‌ و تربیت یافته‌اند و چنانکه از کتاب علل منسوب به بلیناس[2]بر می‌آید ، در آن عهد ، فلسفه به نام " علل اشیاء " نامیده می‌شده . پیروان‌ این مکتب به وجود عالمی ماوراء عالم طبیعت قائل بوده‌اند .
پس از این دوره نظرهای فلسفی گوناگونی از ملطیین داریم . دوره ملطیین‌ را می‌توان دوره دوم تکامل فلسفه نامید . در این دوره نیز مطابق نقلهای‌ تاریخی قدیم و جدید و آنچه در کتب فلسفه از عقاید و آراء آنها نقل شده‌ گفتگو از عالمی ماوراء عالم طبیعت در میان بوده . همچنین یونانیین معاصر ملطیین یا متأخر از آنها تا زمان سقراط .
آنچه هم از فلاسفه هندوچین که معاصر ملطیین ( قرن ششم قبل از میلاد ) یا قبل از آنها بوده‌اند نقل شده است تقریبا همین‌طور است . بالاخره در میان‌ پیشینیان یک مکتب مشخص فلسفی که دارای پیروانی بوده باشد و به کلی‌ منکر ماوراء الطبیعه بوده باشد نمی‌توان پیدا کرد . افراد مادی و دهری که‌ در غالب ازمنه بوده‌اند غالبا کسانی هستند که در حال حیرت و تردید بوده‌اند و مدعی بوده‌اند که ادله الهیون آنها را قانع نکرده است .
علیهذا برای فلسفه مادی نمی‌توان یک سابقه تاریخی پیدا کرد و تنها در قرن هجدهم و نوزدهم بود که در اروپا فلسفه مادی به عللی که عن قریب‌ خواهیم گفت سر و صدایی راه انداخت و قیافه یک مکتب فلسفی به خود گرفت و در مقابل سایر مکاتب عرض اندام و اظهار قدرت نمود هر چند طولی‌ نکشید که در قرن بیستم با شکست شدید مواجه شد و جلال و جبروت خود را از دست داد . پس در حقیقت تاریخچه حقیقی فلسفه مادی از قرن هجدهم شروع‌ می‌شود .
ولی مادیین خودشان سعی دارند که مکتب مادی را دارای یک سابقه ممتد تاریخی و جمیع دانشمندان بزرگ دنیا را مادی جلوه دهند ، جلوداران پیشروی‌ علوم را مادی و مادیین را جلوداران پیشروی علوم معرفی کنند ، تا جایی که‌ گاهی درباره ارسطو می‌گویند " بین ماتریالیسم و ایده‌آلیسم در نوسان بود " و گاهی در نوشتجات.[2]Balinas .[1]Hermes


صفحه 24

خود ابن سینا را نیز " ماتریالیست " می‌خوانند ! مادیین در نشریات خود تمام فلاسفه یونان از زمان ثالیس[1]ملطی تا زمان سقراط را مادی می‌خوانند . بخنر[2]آلمانی ، مادی معروف قرن‌ نوزدهم در مقاله پنجم از شرحی که بر نظریه داروین نوشته است و دکتر شبلی‌ شمیل آن را به عربی ترجمه کرده است ، بسیاری از فلاسفه از قبیل انکسیماندر[3]( انکسیمندروس ) و اناکسیمن[4]( انکسیمانوس ) و اکزینوفان[5]( اکسینوفانوس ) و هراکلیت[6]( هر قلیطوس ) و برمانید[7]( برمانیدس ) و امپدکلس[8]( انباذقلس و دیموکریت[9]( ذیمقراطیس ) را به این عنوان نام می‌برد .
ولی حقیقت این است که هیچیک از این دانشمندان را نمی‌توان مادی و به‌ معنای منکر ماوراء الطبیعه خواند ، هر چند این جماعت را در اصطلاح تاریخ‌ فلسفه ، " طبیعیون " یا " مادیون " می‌خوانند در مقابل ریاضیون ( فیثاغورسیان ) که اصل عالم را عدد می‌دانستند و در مقابل سوفسطائیان که‌ منکر وجود عالم خارج بودند به اعتبار اینکه به یک ماده و اصل اولی در طبیعت قائل بوده‌اند ، مثلا ثالیس ماده المواد را آب و انکسیمندروس‌ هیولای مبهمه و انکسیمانوس هوا و هرقلیطوس آتش و انباذقلس عناصر چهارگانه و ذیمقراطیس ذرات کوچک غیر قابل تقسیم می‌داند و همه این‌ دانشمندان حوادث طبیعت را با علل طبیعی توجیه می‌کردند ولی هیچگونه‌ دلیلی در دست نیست که این دانشمندان منکر ماوراء الطبیعه بوده‌اند .
افلاطون و ارسطو در نوشته‌های خود از این اشخاص خیلی نام برده‌اند ولی‌ هرگز آنها را منکر ماوراء الطبیعه نخوانده‌اند .
آنچه مادیین و بعضی از نویسندگان دیگر به آن استناد می‌کنند که در بالا نقل کردیم ارتباطی به نفی ماوراء الطبیعه ندارد و اگر بنا شود تمام کسانی‌ که به ماده اولی.[1]Sales .[2]Buchner .[3]Anaksimandr .[4]Anaksimen .[5]Xenophon .[6]Heraklit .[7]Barmanid .[8]Empedocles .[9]Dimokrates