نيز به ملكولها و ملكول را به اتمها- و اتم را به اجزاى ديگرى مانند پروتون و الكترون تجزيه نموده- 4 ماده را به انرژى و انرژى را به ماده قابل تحول فرض كرده- و با اين فرضيه جهان طبيعت به انرژى بر مىگردد- كه حركت است از اين روى- امروز فلسفه نيز طبق اصول مسلمه خود با حفظ اين نظريات- نوعيتهاى جسمانى جوهرى اثبات خواهد كرد- .
بنا بر اين از آنجائى كه جسميت پيدا شده- و تركيب شروع مىشود- هر تركيب تازه خواص تازهاى ايجاد مىكند- تا آنجا كه تركيبات خاتمه مىپذيرد- هر تركيب تازه داراى خواص بسيط تازه- يك صورت نوعى جوهرى مخصوص به خود دارد- و مجموع چندين نوع كه نوع تازهاى به وجود مىآورند- ماده هستند و صورت نوعى تازه صورت نوعى آنها است- و مجموع صورت و ماده يك نوع تازه مىباشد- .
و اما فرضيه كه ماده را نتيجه- تراكم يافتن انبوهى از انرژى مىگيرد- چون تا كنون از راز تراكم انرژى- و پيدايش حجم پرده برداشته نشده- نوعيت جوهرى ويژه جسم- كه نخستين نوع پديده نوعى شمرده مىشود- در اعتبار خود باقى است
اقسام عرض
گذشتگان فلاسفه از مشائين كه در راس آنها- ارسطاطاليس فيلسوف شهير يونانى قرار دارد- و بزرگان فلاسفه اسلام مانند فارابى - ابن سينا و صدر المتالهين پس از اثبات وجود عرض- آنرا به قسمت
اولى بر نه مقوله- كه اجناس عالى اعراض بوده باشند تقسيم كردهاند- كيف كم متى اين وضع- ملك فعل انفعال و اضافه- و البته اين تقسيم- و تقسيماتى كه براى اقسام آن نمودهاند- مبنى بر استقرائى است كه در خواص مهيات نمودهاند- و البته پس از اين در اثر پيشرفت علم و صنعت- خواص بسيارى كشف شده كه در آن زمان- پرده از روى آنها برداشته نشده بود- و پيدايش اين خواص در تقسيمات نامبرده- خالى از تاثير نخواهد بود- .
و چون فائده علمى زيادى در استيفاى بحث- و تعداد و تشخيص اين نوعيتهاى عرضى- و خاصه در هفت مقوله قبلى از سوم تا نهم نيست- از گفتگو در باره آنها خوددارى مىكنيم- .
همين اندازه مطلق عرض به سه نوع كلى- كيفيت كميت نسبت تقسيم مىشود- 1-كيفيت عرضى است كه به خودى خود قسمت و نسبت نمىپذيرد- مانند كجى خط و راستى خط- .
2-كميت عرضى است كه به خودى خود قسمت پذير باشد- مانند خط سطح حجم عدد زمان- .
3-نسبت مقولى عرضى است كه- از راه برخورد دو ماهيت يا بيشتر- و پيدايش سنجش در ميان آنها پيدا مىشود- مانند نسبت دورى و نزديكى و مانند موازات و محاذات- و البته تباين اين سه نوع كلى پوشيده نيست- .
[چكيده مسائل اين مقاله]
مسائلى كه در اين مقاله به ثبوت رسيد- 1-ما در خارج مهيات زيادى داريم- .
2-در مهيات نيز تركيب پيدا مىشود- .
3-تركيب مهيات به واسطه جنس و فصل است- .
4-اجناس نهايتا به اجناس عالى منتهى مىشوند- .
5-اجناس عالى به واسطه فصولى نوعيت پيدا مىكنند- .
6-ماهيت با انضمام فصل اخير تمام مىشود- .
7-جنس بى فصل و فصل بى جنس نمىشود- .
8-ماهيت منقسم مىشود به جوهر و عرض- و هر دو قسم در خارج موجودند- .
9-جوهر چهار نوع كلى دارد- .
10-عرض به سه قسم كلى منقسم مىشود