پايان جهان
در مقاله 10 روشن ساختيم كه- جهان طبيعت يك واحد حركت مىباشد كه- بعينه متحرك نيز هست و همچنين اثبات كرديم كه- حركت بىمقصد تصور ندارد- .
و از اين دو نظريه نتيجه گرفته مىشود كه- عالم ماده مقصدى دارد كه بسوى او متوجه است- و چون هدفى است كه مجموع جهان با همه اجزاء- و شرائط و علل داخلى خود بسوى او رهسپار مىباشد- ديگر هيچ مانعى در راه انجام گرفتن آن معنى ندارد- ناچار ضرورى التحقق و حتمى الوقوع خواهد بود(1) (1)اشارهاى اجمالى به مساله فوق العاده مهم معاد است- در باب معاد مسائل زيادى هست كه- بايد بحث شود و در خور يك كتاب است- اولين بحث علمى در باره معاد اينست كه- آيا معاد حقيقتى است موافق با قوانين خلقت- و آفرينش و يا يك قانون استثنائى است- و با هيچ قانونى از قوانين خلقت وفق نمىدهد- و بر فرض اول آيا معاد از لوازم تجرد روح است- و يا ربطى به تجرد روح ندارد- و بر فرض دوم آيا قبول معاد- بر اساس تعبد محض است- و يا قانون عقل عقل عملى كه مورد استناد متكلمين است- يعنى مسائل مربوط به حسن و قبح آنرا ايجاب مىكند- .
........... .
از نظر اسلامى بايد در درجه اول كلماتى كه- در قرآن و سنت در باره معاد بكار رفته است- از قبيل حشر نشر ماب و غيره مورد بررسى قرار گيرد- .
ظاهرا خود كلمه معاد در تعبيرات اسلامى- استعمال نشده است و اين كلمه- از مصطلحات متكلمين است- .
سپس بايد بياناتى كه در شكل و كيفيت معاد- رسيده است مورد بررسى قرار گيرد- و پس از آن از نظر علمى و عقلى- عقل نظرى نه عقل عملى به جستجو پرداخته شود كه- آيا معاد مقتضاى قانون خلقت است- و يا استثنائى است در خلقت- .
مبناى اين اشاره اجمالى كه در اين مقاله آمده است- اين است كه معاد لازمه قانون عمومى- و مخصوصا حركت جوهرى جهان طبيعت است- موجودات جهان از همان اصلى كه- پديد آمدهاند به همان باز مىگردند- .
جزءها را رويها سوى كل استبلبلان را عشق با روى گل است
آنچه از دريا بدريا ميرود از همان جا كامد آنجا ميرود
از سر كه سيلهاى تيز رو و ز تن ما جان عشق آميز رو
- .
كَمٰا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَوَ أَنَّ إِلىٰ رَبِّكَ الْمُنْتَهىٰ
مسائلى كه در اين مقاله به ثبوت پيوسته است
1-بحث از خداى جهان فطرى انسان است- 2-اين بحث به نتيجه مىرسد- 3-فوائد اين بحث و آثارش روشن است- 4-جهان آفرينش آفريدگارى دارد- 5-ما خدا را چگونه تصور مىكنيم- 6-خدا يكى است- 7-خداى هستى همه كمالات هستى را دارد- 8-صفاتى كه با تحليل بسوى وجود بر مىگردند- براى خدا ثابتاند- 9-صفاتى كه به عدم تحليل مىشوند از خدا منفى هستند- 10-صفاتى ثبوتى عين ذاتند- 11-نوعى ديگر از صفات هستند كه- از ذات خارج هستند و آنها صفات نسبيه مىباشند- 12-آفرينش جهان از خدا است- 13-آفرينش جهان و خاصه ماده را چگونه بايد تصور كرد-
14-جهان آفرينش مركب است از سه مرتبه- ماده مثال عقل كه به ترتيب رويهم چيده شدهاند- 15-پديدههاى هر يك از اين سه مرتبه- معلول هم سنخ خود مىباشند- 16-مجموع هر يك از اين مراتب- معلول ما فوق خود مىباشند- 17-مجموع همه اين مراتب معلول خدا- و نسبت علل جزء بوى نسبت وسائط مىباشد- 18-فعليت نظام آفرينش و فعليت هر جزء وى- به روى قضا استوار است و شر به قضا منسوب نيست- 19-حوادث جهان ارتباط بقدر نيز دارند- و آن اندازه دهنده حوادث است- 20-عالم پايانى دارد- .
پايان