بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 118

تفاوت ارتدادهاى امروز با گذشته‌

آنچه گفته شد مربوط به ارتدادهاى دوران گذشته بود كه غالبا از يك رشته مسايل جانبى پيراسته بودند، ولى ارتداد رايج در اين قرن، حسابش، با ارتدادهاى پيشين، جداست، ارتدادهاى امروز داراى ويژگى‌هايى است كه هيچ ليبراليستى بر آن صحّه نمى‌گذارد:

1. ارتدادهاى امروز با به كار گرفتن ادبيات خاص، عقايد دينى را مورد هتاكى قرار داده و در نتيجه پيروان آنها را تحقير و بى‌شخصيت مى‌كنند. آيا معنى آزادى در عقيده اين است كه فردى به هر علّتى باشد، به توده‌هاى عظيم انسان‌ها اهانت كرده، و در سايه‌ى اصل آزادى عقيده، ارزش‌هاى ديگران را مورد هجوم و بى‌حرمتى قرار دهد و با ايجاد نفرت مذهبى مايه جنگ‌افروزى و فتنه‌انگيزى شود؟

2. ارتدادهاى امروز يك ارتداد ساده نيست كه فردى كتابى را خوانده و شبهه و يا شبهه‌هايى برايش رخ داده است، بلكه غالبا قدرت‌هاى بزرگ از اين افراد به عنوان وسيله‌اى براى تفرقه‌افكنى و ايجاد جبهه روانى داخلى، در برابر ملّت‌ها استفاده نموده و آن‌ها را پيشقراول حملات نظامى و اشغالگرى‌هاى متجاوزانه قرار مى‌دهند.

3. غالبا ارتدادهاى امروز در پوشش تبليغات سياسى و رسانه‌اى قرار گرفته و هرگز اجازه نمى‌دهند در فضاى علمى و فكرى محض و به دور از جنجال و بهره‌بردارى سياسى، مشكلات آنان،


صفحه 119

حل‌وفصل شود.

4. امروزه در غالب نقاط جهان مظلومان و ستمديدگان با سرنيزه‌ى مستبدان كشته شده و روى زمين با خون پاك مظلومان رنگين است، باوجوداين، دولت‌هايى كه از فتواى امام درباره‌ى سلمان رشدى انتقاد مى‌كردند، يكبار هم درباره‌ى آن خونريزى‌ها سخنى نگفتند و انتقادى نكردند. اين گواه بر آن است كه مسأله، مسأله شخص سلمان رشدى نيست، بلكه به خاطر آن است كه از آن ارتداد، بهره‌ى سياسى ببرند و مسلمانان را به گروههايى تقسيم كنند تا در سايه‌ى ضعف و تفرقه‌ها بر آنها حكومت كنند.

همان‌طور كه يادآور شديم خرده‌گيران به موضوع ارتداد و سنگينى مجازات، از زاويه‌ى مصلحت فردى نگريسته‌اند، نه از ديدگاه مصالح عمومى كه يكى از آنها حفظ عقايد و مقدّسات مردم و حفظ حرمت معتقدان به آنها است، و در حال تعارض، حفظ مصالح همگانى مقدّم بر مصلحت فردى است.

ما اين موضوع را با مثالى روشن‌تر مى‌سازيم. در تمام كشورها جاسوس را به سخت‌ترين مجازات محكوم مى‌كنند. چرا؟ در اين مورد فكر كرده‌ايد؟ علّت آن اين است كه وى به حقوق عمومى ملّت، تجاوز نموده و مصالح جامعه را به خطر افكنده است.

اگر جاسوس، اسناد طبقه‌بندى شده را در اختيار دشمن‌


صفحه 120

بگذارد، مصالح ملّى را زير پا مى‌گذارد. درحالى‌كه مرتدّ با تظاهر به ارتداد، خرمن ايمان و معنويت ملّت را آتش مى‌زند.

گاهى گفته مى‌شود اگر حفظ عقيده‌ى مردم يكى از حقوق آنهاست، ولى مردم حقوق ديگرى نيز دارند، و آن حق تحقيق و انتقاد و اتخاذ عقيده يا تغيير عقيده است.

يادآور مى‌شويم هيچگاه اسلام، حق تحقيق و انتخاب را از كسى سلب نكرده، و پيوسته به تفكّر و تعقّل دعوت نموده است، ولى در كنار آن از خرافه‌گرايى، جلوگيرى كرده و اجازه نمى‌دهد بشر كه گل سرسبد جهان آفرينش است، در برابر سنگ و گل يا گاو و آتش زبون و خوار گردد. جلوگيرى از خرافه‌گرايى به معنى منع تفكّر و تعقل نيست، بلكه نوعى گشودن راه بر تفكّر صحيح است.

هرگاه فرد مرتدّ از حق انتخاب بهره‌گيرى كند، ولى عملا به عقيده‌ى عمومى احترام نهاده و باورهاى مردم را ويران نسازد، نظام اسلامى با او كارى ندارد.

سخن در يك جامعه‌ى اسلامى است كه اكثريت آن با كمال آزادى به اسلام و مقدّسات رأى مثبت داده و خواهان حفظ آن هستند، ولى مرتدّ، با تظاهر به بازگشت از اصول به نوعى به ملت دهن‌كجى مى‌كند.

حاصل سخن اين‌كه، نظام اسلامى، در سايه‌ى دو اصل‌


صفحه 121

عقلايى با انحرافات فكرى مبارزه كرده و اجازه‌ى تظاهر برخلاف نظام را نمى‌دهد به دو دليل:

1. ارتداد، نوعى تجاوز به حقوق عمومى ملّت است، باورها را به تدريج مى‌سوزاند و زمينه‌ى براندازى را فراهم مى‌سازد.

2. بسيارى از ارتدادها نوعى از رويكرد به سوى خرافه‌پرستى است، زيرا در نتيجه، مرتد به بت‌پرستى و ماده‌پرستى گرويده و يا لااقل يكى از آيين‌هايى را كه از نظر كمال در درجه‌ى پايين‌تر است، جايگزين عقايد اسلامى مى‌سازد.

و احيانا به خلأ فكرى و عقيدتى دچار شده و براى جهان و آفرينش انسان مبدأ و معادى معتقد نبوده، و هيچ‌نوع حساب و كتابى براى آفرينش قايل نمى‌شود.

همه‌ى اينها نوعى رويكرد به جاهليّت است، و عقب‌گردى است از كمال.

پايان‌[1]


~

[1]سبحانى تبريزى، جعفر، آزادى و دين سالارى، 1جلد، موسسه امام صادق (ع) - قم، چاپ: اول، 1384 ه.ش.