بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 11

وضعيت كنونى مكان غدير خم‌

واقعه غدير، پس از خاتمه حج و در مسير بازگشت پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه، در روز هجدهم ذى حَجّه سال دهم هجرى قمرى (يكم فروردين سال يازدهم هجرى شمسى و 21 مارس سال 632 ميلادى) به وقوع پيوست.

عاتق بن غيث بلادى، مورّخ معاصر حجازى، در دو كتابش (على طريق الهجرةومعجم معالم الحجاز)، «غدير خُم» را چنين توصيف كرده است:

امروزه، غدير (آبگيرِ) خُم، به نام «غُرَبه» شناخته مى‌شود و شامل بركه‌اى است كه درختان خرماى اندكى بر گِرد آن روييده و در هشت كيلومترى شرق جُحفه واقع است و وادىِ‌[1]هر دو، يكى و همان وادى «خرّار» است. چشمه جحفه از نزديك غدير مى‌جوشد و هنوز گودال آن، آشكار است و در غرب و شمال غربىِ غدير، آثار شهرى به جا مانده است كه ديوارهاى سنگى آن، هنوز هم پيداست. ويرانه‌هاى اين آثار، نشان مى‌دهد كه برخى از آنها كاخ يا قلعه بوده‌اند و شايد هم محلّه‌اى از محلّه‌هاى شهر جحفه؛ چرا كه به هم شبيه اند.

راه‌هاى غدير خم‌

دكتر شيخ عبد الهادى فضلى، از علماى شيعه حجاز، منطقه غدير را بر اساس توصيف بلادى، از نزديك، بررسى كرده و گزارشى از سفر خود و راه‌هاى منطقه (جهت دسترسى آسان به بركه و چشمه «غدير»)، منتشر كرده است.[2]بر اساس گزارش وى، دو راه، ما را به غدير خم مى‌رساند: يكى از جُحفه و ديگرى از رابُغ.

راه جحفه، از مسجد بزرگ و نوساز ميقات جحفه آغاز مى‌شود كه اگر از آن جا، پنج كيلومتر به سمت شمال برويم، به قلعه موسوم به «قصر عَلياء» مى‌رسيم. سپس مسافتى حدود دو كيلومتر را به سمت شرق، از ميان تپه‌هاى شنى و سنگى طى مى‌كنيم تا در سمت راست جاده به چشمه غدير- كه باديه نشينان، آن را «غدير غُرَبه» مى‌گويند- برسيم.

راه دوم، از جاده اصلى مكّه به مدينه جدا مى‌شود.

وقتى به شهر رابُغْ نزديك شديم، پيش از ورود به شهر، در سمت راست جاده، در چند قدمى تابلوى راه‌نماى شهر، به داخل جاده‌اى فرعى مى‌پيچيم. پس از عبور از كَپَرهاى باديه نشينان، به جاده شوسه قديمى رابُغ مى‌رسيم و سپس در اين جاده، ده كيلومتر به سمت چپ (شمال)، حركت مى‌كنيم. در اين نقطه و در فاصله كوتاهى از سمت راست جاده، چشمه غدير قرار گرفته است.

بدين ترتيب، غدير خُم، در نقطه‌اى حدود هشت كيلومترى شمال شرق ميقات جُحفه و 26 كيلومترى جنوب شرق رابُغ، واقع است.

تذكّر مهم‌

استاد سيّد محمّد باقر نجفى، پژوهشگر برجسته ايرانى، از طريق بررسى روايات و توصيفات تاريخى و نيز جستجوى منطقه، به اصلاح نظريّه بلادى و گزارش فضلى، پرداخته است.[3]وى معتقد است كه: اوّلًا «غدير غُرَبه»، غير از «غدير خُم» است. ثانياً قلعه تاريخى «عَلياء»، مركز شهر تاريخى جحفه بوده است. ثالثاً مكان مسجد غدير (نمازگاه پيامبر صلى الله عليه و آله در واقعه غدير)- كه مورّخان، آن را در سه ميلى مسجد ميقات جحفه دانسته و از ويرانى آن، سخن گفته‌اند-، با مسجد «عَزوَر» (ياد شده در منابع تاريخى) مطابقت دارد و بايد در مجاورت قلعه «عَلياء» باشد. رابعاً چشمه و بِركه و بيشه‌زار خُم، بخشى از وادى خَرّار است و اين وادى، از ديوارهاى شهر جُحفه آغاز مى‌شود.

پس واقعه غدير، در نقطه‌اى حدود نُه كيلومترى شرق جاده ساحلى مكه به مدينه و شانزده كيلومترى جنوب شرق رابغ، اتفاق افتاده است.

[1]. وادى: مَسيل؛ درّه هموار و عريض؛ دشت محدود به ارتفاعاتِ‌قابل رؤيت.

[2]. تراثنا: ش 25( مقاله« غدير خم»).

[3]. ميقات حج: ش 42( مقاله« موقعيت جغرافيايى غدير»).


صفحه 12

نقشه 2: موقعيت جغرافيايى غدير خم‌


صفحه 13

بخش دوم: خلافت امام على عليه السلام‌


صفحه 14

نقشه 1: محدوده جهان اسلام در دوره خلافت‌امام على عليه السلام (35- 40 ق)

محدوده جغرافيايى جهان اسلام در دوره خليفه دوم و سوم، بسيار گسترش يافت، به‌گونه‌اى كه در دوره امام على عليه السلام منطقه حكومتى ايشان فراتر از خاورميانه امروز بود. در دوره خلافت امام على عليه السلام، جهان اسلام از منطقه خراسان بزرگ و ماوراء النهر در شرق آغاز مى‌شد و تا مصر و صحراى ليبى در غرب، ادامه داشت.

جنوبى‌ترين نقطه آن، يمن بود و شمالى‌ترين نقطه، قفقاز (دربند، ارّان، گرجستان و ارمنستان).

گفتنى است تعيين دقيق و جزئى حدود مرزهاى منطقه مسلمان‌نشين آن روز (يا همان ممالك فتح شده توسط مسلمانان) به سادگى ممكن نيست.


صفحه 15

...


صفحه 16

نقشه 2: محلّ نبرد جمل و مسير حركت دو سپاه‌

زمان كوتاهى پس از آغاز خلافت امام على عليه السلام، بيعت‌شكنان (طلحه و زبير و ياران آنها) به بهانه گزاردن عُمره، از مدينه خارج شدند و به مكّه رفتند. آنان براى توطئه‌گرى خويش منطقه نظامى بصره را برگزيدند و پس از طىّ مسيرى طولانى، به بصره رسيده، با مكر و حيله بر آن شهر، مسلّط شدند. منطقه «حوأب» در ميانه راه، جايى بود كه عايشه با پارس كردن سگان آن، نزديك بود از ناكِثين (بيعت‌شكنان) جدا شود.

امير مؤمنان عليه السلام در تعقيب آنان، با سپاهى كوچك، از مدينه حركت كرد و پس از طىّ مسيرى موازىِ مسير ناكثين، به منطقه «ذى قار» (ناصريه امروز) رسيد.

ذى قار منطقه‌اى ميان كوفه و بصره بود. امير مؤمنان عليه السلام نمايندگانى به كوفه فرستاد و پس از ملحق شدن دوازده هزار نظامى كوفى به سپاه وى، از ذى قار، به سمت بصره حركت كرد.

نبرد جمل، در جمادى ثانى سال 36 هجرى، يعنى تنها پنج ماه پس از آغاز خلافت امام على عليه السلام، رخ داد.

امير مؤمنان عليه السلام پس از نبرد جمل، كوفه را مركز خلافت قرار داد و ديگر به مدينه باز نگشت.


صفحه 17

...


صفحه 18

نقشه 3: محلّ نبرد صِفّين و مسير حركت دو سپاه‌

منطقه صفّين، در سوريه امروز، محلّ تلاقى سپاه امير مؤمنان عليه السلام و سپاه شام بود.

كوچك بودن محدوده حكمرانى معاويه، از محلّ نبرد صفّين، معلوم مى‌شود. سپاه او از دمشق، حركت كرد و پس از طى مسيرى بسيار كوتاه‌تر از سپاه كوفه، در منطقه صفين مستقر شد.

سپاه كوفه، مسيرى طولانى را در پيش داشت. به خاطر آسايش بيشتر سپاه و نيروهاى پشتيبان، سپاه صد هزار نفرى امير مؤمنان عليه السلام، از كناره رودخانه فرات، حركت كرد و پس از گذر از شهرهاى مجاور رود فرات و طى كردن مسيرى بيش از دو برابر مسير سپاه شام، به منطقه صفّين (در نزديكى شهر رَقّه) رسيد.

جنگ، توسط معاويه و سپاه قاسطين (منحرفان از حق)، در آغاز صفر سال 37 هجرى آغاز شد؛ امّا به نفع آنها پيش نرفت. معاويه، در آستانه شكست قطعى، با حيله عمرو عاص، قرآن‌ها را بر نيزه كرد و به حَكَم (داور) قرار دادن كتاب خدا دعوت نمود. اين حيله، در گروهى از سپاهيان على عليه السلام كارگر افتاد و بروز اختلاف در سپاه، فرصت پيروزى را از امير المؤمنين عليه السلام گرفت. امام عليه السلام تحت فشار سپاهيان فريب‌خورده‌اش، جنگ را در دهم صفر، متوقّف كرد و با قبول حكميّت، راهى كوفه گرديد.