نقشه 3: محلّ نبرد صِفّين و مسير حركت دو سپاه
منطقه صفّين، در سوريه امروز، محلّ تلاقى سپاه امير مؤمنان عليه السلام و سپاه شام بود.
كوچك بودن محدوده حكمرانى معاويه، از محلّ نبرد صفّين، معلوم مىشود. سپاه او از دمشق، حركت كرد و پس از طى مسيرى بسيار كوتاهتر از سپاه كوفه، در منطقه صفين مستقر شد.
سپاه كوفه، مسيرى طولانى را در پيش داشت. به خاطر آسايش بيشتر سپاه و نيروهاى پشتيبان، سپاه صد هزار نفرى امير مؤمنان عليه السلام، از كناره رودخانه فرات، حركت كرد و پس از گذر از شهرهاى مجاور رود فرات و طى كردن مسيرى بيش از دو برابر مسير سپاه شام، به منطقه صفّين (در نزديكى شهر رَقّه) رسيد.
جنگ، توسط معاويه و سپاه قاسطين (منحرفان از حق)، در آغاز صفر سال 37 هجرى آغاز شد؛ امّا به نفع آنها پيش نرفت. معاويه، در آستانه شكست قطعى، با حيله عمرو عاص، قرآنها را بر نيزه كرد و به حَكَم (داور) قرار دادن كتاب خدا دعوت نمود. اين حيله، در گروهى از سپاهيان على عليه السلام كارگر افتاد و بروز اختلاف در سپاه، فرصت پيروزى را از امير المؤمنين عليه السلام گرفت. امام عليه السلام تحت فشار سپاهيان فريبخوردهاش، جنگ را در دهم صفر، متوقّف كرد و با قبول حكميّت، راهى كوفه گرديد.
...
نقشه 4: محلّ نبرد نهروان و مسير حركت دو سپاه
پيش از آن كه مهلت معيّن شده در قضيه حَكميّتْ پايان يابد، گروهى از قُرّاء- كه با خشكْمغزى خويش، امير المؤمنين عليه السلام را به قبول حكميّت و حَكَم قرار دادن ابو موسى مجبور ساخته بودند- پشيمان شدند و پس از چند مرحله اعتراض، در منطقه «حروراء» در نزديكى كوفه مستقر گرديدند. امام عليه السلام طىّ چند مرحله مناظره، با قدرت بيان و استدلال خود و يا توسط ياران خاصّ خويش جمع آنان را ارشاد كرد و پراكنده ساخت؛ امّا آنان سرانجام، با جمعيتى نزديك به چهار هزار نفر، از منطقه حروراء، به سمت مدائن، حركت كردند و در طىّ راه، به آزار و اذيت مسلمانان مشغول شدند.
امير مؤمنان عليه السلام در آن تاريخ (ماه صفر سال 38 هجرى) سپاهى را براى نبرد ديگرى با معاويه آماده ساخته و در حال حركت به سمت شام بود. اين سپاه، به فرماندهى امام على عليه السلام، مسير شام تا شهر انبار را پيمود كه خبر تعرّض خوارج (مارِقين) به مردان و زنان عادى (غير نظامى) و بى دفاع، منتشر شد.
امام عليه السلام به ناچار و در پى اضطراب رزمندگان سپاه- كه نگران خانوادههاى خود بودند-، از شهر انبار، به سمت نهروان، تغيير مسير داد. اين دو سپاه، در منطقه نهروان با هم تلاقى كردند و نبرد نهروان را پديد آوردند.
...
نقشه 5: مسير غارتگرىهاى سرداران معاويه وتعقيب آنها توسط نيروهاى امام على عليه السلام
در نيمه دوم از دوره خلافت امام على عليه السلام، معاويه، گروههاى كوچكى را براى ايجاد ناامنى به مناطق تحت ولايت امام عليه السلام گسيل مىداشت. اين گروهها به فرماندهى افرادى خونريز و سنگْدل، به آزار و اذيت مردم و غارت اموال آنان مىپرداختند. بُسر بن ارطات به سوى مدينه آمد و پس از غارت آن جا، به مكّه و يمن رفت و جنايات زيادى مرتكب شد. ضحّاك بن قيس، به منطقه مركزى عراق آمد و نقاط نزديك كوفه را نيز مورد غارت قرار داد. نعمان بن بشير، به مناطق شمالى عراق، حملهور شد و عبد اللَّه بن مسعده نيز منطقه حجاز را غارت كرد. امير مؤمنان عليه السلام به مقابله با غارتگران پرداخت و افرادى چون: معقل بن قيس، و حُجر بن عَدى و حارثة بن قُدامه را به همراه گروههايى از سپاه، براى دفاع از شهروندان خويش گسيل داشت.
...
نقشه 6: نقشه سياسى استانهاى حكومت اسلام در روزگار خلافت امام على عليه السلام
در دوران سه خليفه نخست، مركز ثقل سياسى و نظامى خلافت اسلامى، مدينه بود؛ امّا گسترش روزافزون سرزمين اسلام، پيش از خلافت امام على عليه السلام، اين الزام را ايجاد كرد كه اداره سرزمينهاى تازه فتح شده، به كوفه، بصره، دمشق و فُسطاط، سپرده شود.
بِدين ترتيب، فتوحات نيمه شمالى فلات ايران (تا قفقاز و ماوراء النهر و چين) به كوفه، و نيمه جنوبى فلات ايران (تا سِند و هند) به بصره، و روم شرقى و سرزمينهاى خَزَران به دمشق (شام)، و افريقا به فُسطاط (مصر) سپرده شد و مديريت اين مناطق نيز در اين چهار شهر، متمركز گرديد.
در دوره خلافت على عليه السلام، مدينه، اهميّت سياسى خود را از دست داد و در عوض، كوفه، مركز خلافت اسلامى گرديد. البته شام، از اطاعت امام على عليه السلام سر باز زد و تحت ولايت معاويه بود. مصر و حلب نيز در گير و دار نزاع ميان كوفه و دمشق، دست به دست مىشدند. اين دو ناحيه، در آغاز خلافت امام على عليه السلام، تحت حاكميت ايشان بودند؛ امّا در آخر اين دوره، به تصرّف معاويه در آمدند. مناطق شرقى حكومت اسلامى (ايران و خراسان بزرگ و ماوراء النهر و ...)، تا پايان دوره امام على عليه السلام، به ايشان وفادار ماندند.
...