ضرورى؛ آنهم اگر طولانى شود به طورى كه صورت اعتكاف بهم بخورد، اعتكاف باطل مىشود.
زمان اعتكاف
اعتكاف در تمام روزهاى سال صحيح است، جز روز عيد فطر و قربان كه روزه گرفتن در اين دو روز حرام است.
افضل اوقات اعتكاف ماه رمضان، به خصوص دهه آخر آن مىباشد. در روايات ائمه معصومين عليهم السلام وارد شده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هميشه در ماه رمضان و در دهه آخر آن اعتكاف مىفرمودند.[1]امّا اينكه مرسوم شده در خصوص ايّام البيض ماه رجب، اعتكاف مىكنند، ظاهراً وجه آن روايتى است كه ابن بابويه و شيخ طوسى و سيّد بن طاوس قدس سرهم نقل فرمودهاند؛ و ما در اين رابطه، عبارات «زاد المعاد» علّامه مجلسى قدس سرّه را كه در ضمن اعمال ماه رجب مرقوم فرموده است، مىآوريم.
[1]. ر. ك: وسائل الشيعة، باب 1 از ابواب اعتكاف.
عمل امّ داود
علّامه مجلسى قدس سرّه فرموده است: و بدان كه عمده اعمال نيمه رجب، دعاى امّ داود است كه ابن بابويه و شيخ طوسى و سيّد بن طاوس رحمهم الله به سندهاى معتبر آن روايت كردهاند؛ و براى برآمدن حاجات، كشف كربات و دفع ظالمان مجرّب است. خلاصه رواياتش آن است كه فاطمه مادر داود بن الحسن پسرزاده امام حسن مجتبى عليه السلام و دايه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت را به شير داود شير داده بود، چنين نقل مىكند چون محمّد بن عبد الله بن الحسن در مدينه خروج كرده، منصور دوانيقى لشكر فرستاد؛ او و برادرش ابراهيم را شهيد كردند و عبد الله بن الحسن و جمعى از سادات حسنى را با غل و زنجير از مدينه به عراق بردند كه داود نيز در ميان ايشان بود. امّ دواد گفت: چون مدّتى از حبس فرزند من گذشت و از او خبرى به من نرسيد، پيوسته دعا و تضرّع مىكردم و از صلحا، نيكان و برادران مؤمن استدعاى دعا مىنمودم، ايشان نيز تقصير نمىكردند؛ لكن مطلقا اثر استجابت
نمىيافتم. گاه خبر به من مىرسيد كه داود را كشتهاند و گاه مىگفتند كه او را با پسر عموهايش در زير عمارت، زنده گذاشتهاند؛ روز به روز، مصيبت من زيادتر و اندوه من بيشتر مىشد، تا جائى كه از غم او گداختم و پير شدم و از ملاقات او نااميد گرديدم. تا آنكه شنيدم حضرت صادق عليه السلام را علّتى عارض شده است. به عيادت آن حضرت رفتم، احوال گرفتم و دعا كردم؛ چون خواستم برگردم، حضرت فرمودند: از داود چه خبر دارى؟ و من شير داود را به آن حضرت داده بودم. چون نام داود را شنيدم، گريستم و عرض كردم: فداى تو شوم، داود كجاست؟! او در عراق محبوس بوده و من از ملاقات او قطع اميد كردهام؛ و از شما التماس دعا دارم كه او را دعا كنيد؛ او برادر رضاعى شماست. حضرت فرمودند: چرا غافلى از دعاى استفتاح و دعاى اجابت و نجاح؟، و آن دعائى است كه درهاى آسمان براى آن گشوده مىشود و ملائكه از خواننده آن استقبال نموده و او را به اجابت دعايش بشارت مىدهند. دعائى كه از مجيب الدّعوات محجوب نمىگردد و خواننده آن را به غير
از بهشت، ثوابى نيست. امّ داود عرض كرد: اى فرزند طاهرين و راستگويان، آن دعا چيست؟ حضرت فرمودند: اى مادر داود! ماه محترم يعنى ماه رجب، نزديك شده و آن ماهى است مبارك و محترم، و حرمت آن عظيم، و دعاها در آن مستجاب است؛ و چون آن ماه درآيد، روزهاى سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم آن را كه ايّام البيضاند، روزه بدار. پس، حضرت كيفيّت آن عمل را تعليم او نمود و فرمود:
اين دعا را حفظ كن و به همه كس تعليم مكن كه مىترسم به دست كسى افتد كه از براى امر باطل و نامشروعى اين دعا را بخواند. به درستى كه اين دعا بسيار شريف بوده و مشتمل است بر اسم اعظم خدا و هر كه آن را بخواند، البته حاجت او برآورده مىشود؛ و اگر درهاى زمين و آسمان، همه بسته شود يا درها، ميان تو و حاجتت حايل باشند، چون اين دعا را بخوانى، البته حق تعالى رسيدن تو را به مطلب آسان مىگرداند، و حاجت تو را برمىآورد. هر كه اين دعا را بخواند، خداوند آن را مستجاب
مىگرداند، خواه مرد باشد و خواه زن؛ و اگر جنّ و انس همه دشمن فرزند تو باشند، خداوندِ قادر، كفايت شرّ دشمنان از او مىكند و زبان ايشان را مىبندد و ايشان را منقاد فرزند تو مىگرداند. امّ داود گفت: حضرت اين دعا را براى من نوشت و به خانه برگشتم و چون ماه رجب داخل شد، آنچه حضرت فرموده بود، به عمل آوردم و در شب شانزدهم نماز شام و خفتن را ادا كردم و از روزه افطار نموده، قدرى عبادت كردم و به خواب رفتم. در خواب جميع ملائكه و پيغمبران و شهدا و عُبّاد را كه من بر ايشان صلوات فرستاده بودم ديدم. حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مرا خطاب فرمود: اى مادر داود! بشارت باد تو را، اين جماعت را كه مىبينى، همه برادران و ياوران و شفيعان تواند و از براى تو طلب آمرزش مىكنند؛ و بشارت مىدهند تو را به آن كه حاجتت برآورده شده است؛ پس، بشارت دهند تو را به آمرزش خدا و خشنودى خدا؛ و خدا تو را جزاى خير دهد؛ شادباش، كه حقّ تعالى فرزند تو را حفظ مىكند و به تو برمىگرداند.
إن شاء اللَّه تعالى.
امّ داود گفت: من از خواب بيدار شدم و بعد از آن، به آن قدر زمان كه سوار تندروى از عراق به مدينه آيد، داود به نزد من آمد و گفت: اى مادر! من در عراق در زندان بسيار تنگ و سنگينى، در بند و زنجير بودم و از خلاص شدن نااميد بودم؛ چون شب نيمه ماه رجب فرا رسيد، در خواب ديدم كه بلندىهاى زمين هموار گرديد و تو را ديدم كه بر روى حصير نماز خود نشسته بودى و بر دور تو مردانى چند بودند كه سرهاى ايشان در آسمان بود و پاهايشان در زمين، و تسبيح و تنزيه خدا مىكردند؛ پس، يكى از ايشان كه از همه خوشروتر و خوشبوتر بوده، و جامههاى بسيار پاكيزه در برداشت، و گمان كردم حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله و سلم، جدّ من است، به من خطاب كرد: بشارت باد تو را اى فرزند عجوزه صالحه كه حق تعالى دعاى مادرت را در حقّ تو مستجاب كرد. چون بيدار شدم، فرستادگان منصور دوانيقى به در زندان رسيده، به طلب من آمده بودند؛ در نيمه شب مرا به نزد او بردند؛ پس امر كرد كه زنجيرها را از تن من برداشتند و ده هزار درهم- كه به حساب آن زمان زياده از هزار تومان
بوده- به من عطا كرد و دستور داد كه مرا بر شتر راهوار سوار كنند و به نهايت سرعت به مدينه بياورند. امّ داود گفت: من داود را به خدمت حضرت صادق عليه السلام بردم. حضرت فرمود: سبب خلاص تو آن بود كه منصور حضرت امير المؤمنين عليه السلام را در خواب ديد كه به او فرمود:
فرزند مرا رها كن؛ و اگر نكنى، تو را در اين آتش مىاندازم؛ چون نظر كرد، درياى آتشى در زير پاى خود ديد. پس از آن كه از خواب بيدار شد، از كرده خود پشيمان گرديد و تو را رها كرد. كيفيّت اين عمل شريف امّ داود گفت: حضرت صادق عليه السلام فرمود: روز سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه رجب را روزه بدار و در روز پانزدهم در وقت زوال (ظهر شرعى) غسل كن ...؛ و به روايت ديگر، نزديك به زوال، غسل كن؛ و چون زوال شد، پاكيزهترين جامههاى خود را بپوش و به خانه خلوتى برو و سعى كن كه كسى به نزد تو نيايد تا تو را مشغول گرداند و با تو سخن بگويد. ابتدا هشت ركعت نماز نافله زوال را به عمل آور و ركوع و سجود آنها را خوب به عمل آور ... ادامه
اعمال و دعاها در «مفاتيح الجنان» ضمن اعمال نيمه رجب آمده است، به آنجا مراجعه شود.[1]يادآورى در اين روايت نيامده است كه حضرت فرموده باشند اين اعمال در مسجد و در حال اعتكاف انجام شود؛ بنابراين، كسانى كه از اعتكاف معذور هستند و يا براى آنها مشكل است، طبق اين روايت مىتوانند عمل امّ داود را در غير مسجد و در غير حال اعتكاف بجا آورند؛ و حتّى (مثلًا) مىتوانند فقط سوّمين روز آن ايّام كه نيمه رجب است، در مسجد حاضر و اعمال را در مسجد، همراه اعتكافكنندگان انجام دهند؛ إن شاء اللَّه به حاجاتشان مىرسند.
محرّمات حال اعتكاف
پنج چيز بر معتكف حرام است: 1) امور شهويّه مربوط به زنان، مثل آميزش، لمس كردن
[1]. داستان و عمل امّ داود، در بحار الأنوار، ج 98، ص 398، كتاب اعمال السنين و الشهور، باب 26، باب عمل خصوص ليلة النصف من رجب و يومها ... نيز ذكر گرديده است.