اعتكاف و احكام آن
تألیف
فاضل موحدى لنكرانى، محمد
تاريخ وفات مؤلف: 1386 ش
موضوع: فقه فتوايى
زبان: فارسى
تعداد جلد: 1
ناشر: مركز فقهى ائمه اطهار( ع)
مكان چاپ: قم
سال چاپ: 1427 ه. ق
نوبت چاپ: اول
الصفحات من 1 الی6 فارغة فی النسخة المطبوعة/صفحات 1 الی 6 در مأخذ اصلی خالی است
[اعتكاف و احكام آن]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ «الحمد للَّه ربّ العالمين و الصلاة و السّلام على أشرف خلقه محمّدٍ و آله الطيّبين الطاهرين». قال اللَّه تبارك و تعالى:وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ.[1]«و ما از ابراهيم و (فرزندش) اسماعيل پيمان گرفتيم كه: خانه مرا براى طوافكنندگان و اعتكافكنندگان و ركوع و سجدهكنندگان (از هر پليدى) پاك و پاكيزه كنيد».
[1]. سوره بقره، آيه 125.
اعتكاف عبادت است
اعتكاف[1]به معناى توقّف و ماندن در مسجد به قصد عبادت است؛ و قرآن، روايات، اجماع و عقل دلالت بر رجحان و عبادت بودن آن دارند.
1) قرآن
الف) [آيه وَ عَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ أَن طَهّرَا بَيْتِىَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعَاكِفِينَ]
«وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ»[2]«و ما از ابراهيم و (فرزندش) اسماعيل پيمان گرفتيم كه: خانه مرا براى طوافكنندگان و اعتكافكنندگان و ركوع و سجدهكنندگان (از هر پليدى) پاك و پاكيزه كنيد». اين آيه مباركه دلالت دارد بر اين كه طواف، اعتكاف، ركوع و سجود در يك سياق و راستا بوده و محبوب
[1]. اعتكاف (افتعال) از واژه عَكَفَ است؛ و در اصل، به معناى محبوس ماندن و در مكانى مقيم شدن و ملازم چيزى بودن است (مكث و لبث)؛ و در اصطلاح شرع، به معناى توقّف و ماندن در مساجد به قصد عبادت است.
[2]. سوره بقره، آيه 125.
و مطلوب پروردگارند؛ لذا، خداوند متعال دو پيامبر عظيم الشأن خود، حضرت ابراهيم خليل و اسماعيل ذبيح عليهما السلام را بر مهيّا نمودن و تطهير بيت اللَّه الحرام براى طوافكنندگان و اعتكافكنندگان و ركوع و سجدهكنندگان مأمور مىكند.
ب) [آيه وَ لَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فِى الْمَسَاجِدِ]
«وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ»[1]و با زنان آميزش نكنيد در حالى كه در مساجد به اعتكاف پرداختهايد. اين آيه نيز رجحان و عبادت بودن اعتكاف را مىفهماند، و در مطلوب بودن آن ظهور دارد.
2) روايات
روايات بسيارى بر رجحان و عبادت بودن اعتكاف دلالت دارد كه از باب نمونه به چند روايت اشاره مىكنيم: الف) امام صادق عليه السلام از پدران گرامىاش عليهم السلام نقل كرده
[1]. سوره بقره، آيه 187.
است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمودهاند:
«إعْتِكافُ عَشْرٍ فِي شَهْرِ رَمَضانِ تَعْدِلُ حَجَّتَيْن وَ عُمْرَتَيْن»
[1]؛ ده روز اعتكاف در ماه رمضان معادل دو حجّ و دو عمره است. علاوه بر روايات، سيره و عمل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز بر اين بوده كه در ماه مبارك رمضان، به خصوص دهه آخر آن، در مسجد معتكف مىشدند؛ اين عمل پيامبر، عبادت بودن آن را به روشنى مىرساند.[2]ب) از ديگر رواياتى كه عبادت بودن اعتكاف را ثابت نموده و مطلب مهمترى را نيز مىرساند، روايت ذيل است: عن ابن مهران قال: كنت جالساً عند الحسن بن علي عليهما السلام فأتاه رجل فقال له: يا بن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم إنّ فلاناً له عليّ مالٌ و يريد أن يحبسني. فقال عليه السلام: و اللَّه ما
[1]. وسائل الشيعة، كتاب الاعتكاف، باب 1، ح 3.
[2]. برخى روايات مربوط به اعتكاف پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در كتاب «وسائل الشيعة»، كتاب الاعتكاف، باب 1، موجود است.
عندي مال فأقضي عنك. قال: فكلّمه. قال: فلبس نعله؛ فقلت له: يا بن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم أنسيت اعتكافك؟ فقال عليه السلام: لم أنس، و لكنّي سمعت أبي يحدّث عن جدّي رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم أنّه قال: من سعى في حاجة أخيه المسلم فكأنّما عبد اللَّه عزّ و جلّ تسعة آلاف سنة صائماً نهاره و قائماً ليله». ابن مهران مىگويد: امام مجتبى عليه السلام اعتكاف كرده بودند كه مردى خدمت حضرت آمد و گفت: اى پسر رسول خدا، من به فلان شخص بدهكارم و توان پرداخت ندارم، و مىخواهد مرا به زندان بيفكند. امام مجتبى عليه السلام فرمودند: سوگند به خدا نزد من مالى وجود ندارد كه بدهى تو را بپردازم. آن مرد گفت: پس با او صحبت كن (واسطه بشو). ابن مهران گويد: حضرت كفشش را پوشيد كه از مسجد خارج شود، به آن حضرت عرض كردم:
اى پسر رسول خدا، آيا فراموش كردهايد كه در حال اعتكاف به سر مىبريد (و معتكف نبايد از مسجد خارج شود)؟ فرمود: فراموش نكردهام، ولى از پدرم شنيدم كه
از جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حديث كرد كه فرمود:
هركس در برآوردن حاجت برادر مسلمانش كوشش كند، مثل اين است كه خداوند را به مقدار نُه هزار سال كه روزهايش را روزه گرفته و شبهايش را به عبادت ايستاده باشد، عبادت كرده باشد.[1]روايت فوق، علاوه بر اين كه عبادت بودن اعتكاف را مىرساند، بيانگر اهمّيت برآوردن حاجت مسلمان نيز مىباشد.
3) اجماع
دليل ديگر بر عبادت بودن اعتكاف، اجماع و اتّفاق نظر همه مسلمانان است كه هم آن را گفتهاند و هم بدان عمل كرده و عمل مىكنند.
4) عقل
دليل ديگر، حكم عقل است كه ماندن و توقّف در خانه
[1]. وسائل الشيعة، ابواب اعتكاف، باب 7، حديث 4.