بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 13

محبوب را از مهمترين آرزوهاى حبيب مى‌داند. حبيب اميدوار است كه از افاضات محبوب بهره‌مند و از توجّهات و كرامات او بيشتر استفاده نمايد. چرا چنين نباشد؟ و حال آن كه ملاحظه شد خداوند متعال به خليل خود حضرت ابراهيم عليه السلام امر نمود كه خانه‌اش را براى اعتكاف‌كنندگان تطهير نمايد؛ و با چنين دستورى، آيا هيچ عاقلى احتمال ردّ و نااميد كردن معتكف را مى‌دهد؟ هرگز، هرگز، مخلوقى كه خانه‌اش را براى واردين مهيّا مى‌كند، كسى را از درب آن ردّ نمى‌كند، تا چه رسد به ربّ العالمين.

احكام و اقسام اعتكاف‌

اعتكاف در اصل عملى مستحبّ است و با نذر، قسم، عهد و يا اجاره واجب مى‌شود (به لحاظ اين كه عمل به نذر، قسم، عهد و اجاره واجب است)؛ امّا اعتكافِ زن اگر با حقّ شوهر منافات داشته باشد، حرام است؛ و همچنين اعتكاف فرزند در صورتى كه موجب اذيّت پدر و مادر گردد، حرام مى‌باشد.


صفحه 14

مقدار اعتكاف‌

اعتكاف به مقدار كمتر از سه روز صحيح نيست، ولى زيادتر از سه روز مانعى ندارد؛ هرچند مقدار زيادتر، يك روز، يا نصف روز، يا يك شب و يا نصف شب باشد. يادآور مى‌شوم: بعد از آن كه شخص مسلمان دو روز در مسجد معتكف شد، اعتكاف روز سوّم واجب مى‌شود؛ هرچند اصل آن مستحبّ بوده باشد؛ و اگر به مدّت پنج روز در اعتكاف ماند، اعتكاف روز ششم واجب مى‌شود؛ و اگر هشت روز معتكف شدند، اعتكاف روز نهم واجب مى‌شود. بلى، چنانچه اعتكاف مستحب باشد، مى‌توانند در روز اوّل و دوم تا قبل از مغرب، از ادامه آن صرف نظر كنند و نيّت قطع اعتكاف كنند؛ امّا اگر روز دوّم را تا مغرب به قصد اعتكاف در مسجد توقّف نمودند، اعتكاف روز سوّم بر شخص واجب مى‌شود.

شرط بهم زدن اعتكاف‌

كسانى كه قصد اعتكاف دارند، مى‌توانند در حين نيّت اعتكاف، شرط كنند كه در ايّام اعتكاف، هر زمانى كه‌


صفحه 15

خواستند اعتكاف خود را بهم بزنند؛ هرچند روز سوّم باشد و عذر و عارضه‌اى پيش نيايد، به عنوان مثال: هنگام نيّت در روز اوّل بگويند: «للَّه عَليّ أنْ اعْتَكِفَ بِشَرْطِ أنْ يَكُونَ لِي الرُّجُوعُ عِنْدَ عُرُوضِ كَذَا، أوْ مُطْلَقاً». يا به فارسى بگويند: «براى خدا بر عهده من است كه براى خدا اعتكاف كنم، به شرط اين كه اگر فلان عارضه و فلان عذر برايم پيش آمد، يا هرچند عارضه و عذرى برايم پيش نيايد، بتوانم اعتكاف خود را بهم بزنم و از ادامه آن صرف‌نظر كنم». با چنين شرطى، افراد هر وقت مايل بودند مى‌توانند اعتكاف خود را بهم بزنند و روزه خود را افطار نمايند و اگر خواستند، از مسجد خارج شوند، هرچند روز سوّم باشد؛ و در اين صورت، قضا نيز واجب نمى‌باشد. بلى بايد اين شرط هنگام نيّت ذكر شود و در صورتى كه قبل يا بعد از آن بگويند، اثرى ندارد.


صفحه 16

مكان اعتكاف‌

يكى از شرايط صحّت اعتكاف اين است كه در مسجد جامع باشد و در صورت امكان احتياط، اين است كه افراد در مسجد الحرام، يا مسجد النّبى، يا مسجد كوفه و يا مسجد بصره اعتكاف كنند. مسجد جامع- اعمّ از مساجد شهر و روستا- مسجدى است كه در آن عموم مردم رفت و آمد دارند و اجتماعات عمومى در آن زياد است و به صورت مرتّب در آن مسجد با حضور قشرهاى مختلف مردم، نماز جماعت برپا مى‌شود و اختصاص به گروه خاصى ندارد؛ در طول سال داير، و رفت و آمد در آن جريان دارد. در غير مسجد جامع- مانند: مسجد بازار- اعتكاف صحيح نيست؛ و در صورتى كه در شهرى دو مسجد جامع يا بيشتر وجود دارد، افراد مى‌توانند براى اعتكاف، هر كدام از آنها را كه مايل بودند، انتخاب كنند؛ ولى انتخاب آن كه بيشتر محلّ عبادت مردم باتقوا و با ورع است و يا جمعيّت نماز جماعتش زيادتر است، رجحان دارد.


صفحه 17

شرايط صحت اعتكاف‌

1- ايمان؛ 2- عقل؛ 3- قصد قربت؛ (كه اگر از روى ريا اعتكاف كنند، يا قسمتى از آن را ريايى انجام دهند، باطل مى‌شود؛ و در اين جهت، اعتكاف با نماز فرقى ندارد.) 4- نيّت اعتكاف و توقّف در مسجد قبل از طلوع فجر (قبل از اذان صبح) تا مغرب روز سوّم؛ و تعيين كنند كه اعتكافشان واجب است (كه با نذر يا غير آن واجب شده) و يا مستحبّ. 5- روزه گرفتن در ايّام اعتكاف؛ 6- اين كه اعتكاف از سه روز كمتر نباشد؛ و اگر كمتر از سه روز نيّت كنند، اعتكاف باطل است؛ و افراد مى‌توانند بيشتر از سه روز را براى معتكف شدن نيّت كنند، به تفصيلى كه قبلًا بيان شد. 7- در مسجد جامع باشد؛ 8- روزهاى اعتكاف را بايد بطور مستمرّ در مسجد توقّف كنند و نبايد از مسجد خارج شوند، مگر براى كارى‌


صفحه 18

ضرورى؛ آن‌هم اگر طولانى شود به طورى كه صورت اعتكاف بهم بخورد، اعتكاف باطل مى‌شود.

زمان اعتكاف‌

اعتكاف در تمام روزهاى سال صحيح است، جز روز عيد فطر و قربان كه روزه گرفتن در اين دو روز حرام است.

افضل اوقات اعتكاف ماه رمضان، به خصوص دهه آخر آن مى‌باشد. در روايات ائمه معصومين عليهم السلام وارد شده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هميشه در ماه رمضان و در دهه آخر آن اعتكاف مى‌فرمودند.[1]امّا اينكه مرسوم شده در خصوص ايّام البيض ماه رجب، اعتكاف مى‌كنند، ظاهراً وجه آن روايتى است كه ابن بابويه و شيخ طوسى و سيّد بن طاوس قدس سرهم نقل فرموده‌اند؛ و ما در اين رابطه، عبارات «زاد المعاد» علّامه مجلسى قدس سرّه را كه در ضمن اعمال ماه رجب مرقوم فرموده است، مى‌آوريم.

[1]. ر. ك: وسائل الشيعة، باب 1 از ابواب اعتكاف.


صفحه 19

عمل امّ داود

علّامه مجلسى قدس سرّه فرموده است: و بدان كه عمده اعمال نيمه رجب، دعاى امّ داود است كه ابن بابويه و شيخ طوسى و سيّد بن طاوس رحمهم الله به سندهاى معتبر آن روايت كرده‌اند؛ و براى برآمدن حاجات، كشف كربات و دفع ظالمان مجرّب است. خلاصه رواياتش آن است كه فاطمه مادر داود بن الحسن پسرزاده امام حسن مجتبى عليه السلام و دايه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت را به شير داود شير داده بود، چنين نقل مى‌كند چون محمّد بن عبد الله بن الحسن در مدينه خروج كرده، منصور دوانيقى لشكر فرستاد؛ او و برادرش ابراهيم را شهيد كردند و عبد الله بن الحسن و جمعى از سادات حسنى را با غل و زنجير از مدينه به عراق بردند كه داود نيز در ميان ايشان بود. امّ دواد گفت: چون مدّتى از حبس فرزند من گذشت و از او خبرى به من نرسيد، پيوسته دعا و تضرّع مى‌كردم و از صلحا، نيكان و برادران مؤمن استدعاى دعا مى‌نمودم، ايشان نيز تقصير نمى‌كردند؛ لكن مطلقا اثر استجابت‌


صفحه 20

نمى‌يافتم. گاه خبر به من مى‌رسيد كه داود را كشته‌اند و گاه مى‌گفتند كه او را با پسر عموهايش در زير عمارت، زنده گذاشته‌اند؛ روز به روز، مصيبت من زيادتر و اندوه من بيشتر مى‌شد، تا جائى كه از غم او گداختم و پير شدم و از ملاقات او نااميد گرديدم. تا آن‌كه شنيدم حضرت صادق عليه السلام را علّتى عارض شده است. به عيادت آن حضرت رفتم، احوال گرفتم و دعا كردم؛ چون خواستم برگردم، حضرت فرمودند: از داود چه خبر دارى؟ و من شير داود را به آن حضرت داده بودم. چون نام داود را شنيدم، گريستم و عرض كردم: فداى تو شوم، داود كجاست؟! او در عراق محبوس بوده و من از ملاقات او قطع اميد كرده‌ام؛ و از شما التماس دعا دارم كه او را دعا كنيد؛ او برادر رضاعى شماست. حضرت فرمودند: چرا غافلى از دعاى استفتاح و دعاى اجابت و نجاح؟، و آن دعائى است كه درهاى آسمان براى آن گشوده مى‌شود و ملائكه از خواننده آن استقبال نموده و او را به اجابت دعايش بشارت مى‌دهند. دعائى كه از مجيب الدّعوات محجوب نمى‌گردد و خواننده آن را به غير