از بهشت، ثوابى نيست. امّ داود عرض كرد: اى فرزند طاهرين و راستگويان، آن دعا چيست؟ حضرت فرمودند: اى مادر داود! ماه محترم يعنى ماه رجب، نزديك شده و آن ماهى است مبارك و محترم، و حرمت آن عظيم، و دعاها در آن مستجاب است؛ و چون آن ماه درآيد، روزهاى سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم آن را كه ايّام البيضاند، روزه بدار. پس، حضرت كيفيّت آن عمل را تعليم او نمود و فرمود:
اين دعا را حفظ كن و به همه كس تعليم مكن كه مىترسم به دست كسى افتد كه از براى امر باطل و نامشروعى اين دعا را بخواند. به درستى كه اين دعا بسيار شريف بوده و مشتمل است بر اسم اعظم خدا و هر كه آن را بخواند، البته حاجت او برآورده مىشود؛ و اگر درهاى زمين و آسمان، همه بسته شود يا درها، ميان تو و حاجتت حايل باشند، چون اين دعا را بخوانى، البته حق تعالى رسيدن تو را به مطلب آسان مىگرداند، و حاجت تو را برمىآورد. هر كه اين دعا را بخواند، خداوند آن را مستجاب
مىگرداند، خواه مرد باشد و خواه زن؛ و اگر جنّ و انس همه دشمن فرزند تو باشند، خداوندِ قادر، كفايت شرّ دشمنان از او مىكند و زبان ايشان را مىبندد و ايشان را منقاد فرزند تو مىگرداند. امّ داود گفت: حضرت اين دعا را براى من نوشت و به خانه برگشتم و چون ماه رجب داخل شد، آنچه حضرت فرموده بود، به عمل آوردم و در شب شانزدهم نماز شام و خفتن را ادا كردم و از روزه افطار نموده، قدرى عبادت كردم و به خواب رفتم. در خواب جميع ملائكه و پيغمبران و شهدا و عُبّاد را كه من بر ايشان صلوات فرستاده بودم ديدم. حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مرا خطاب فرمود: اى مادر داود! بشارت باد تو را، اين جماعت را كه مىبينى، همه برادران و ياوران و شفيعان تواند و از براى تو طلب آمرزش مىكنند؛ و بشارت مىدهند تو را به آن كه حاجتت برآورده شده است؛ پس، بشارت دهند تو را به آمرزش خدا و خشنودى خدا؛ و خدا تو را جزاى خير دهد؛ شادباش، كه حقّ تعالى فرزند تو را حفظ مىكند و به تو برمىگرداند.
إن شاء اللَّه تعالى.
امّ داود گفت: من از خواب بيدار شدم و بعد از آن، به آن قدر زمان كه سوار تندروى از عراق به مدينه آيد، داود به نزد من آمد و گفت: اى مادر! من در عراق در زندان بسيار تنگ و سنگينى، در بند و زنجير بودم و از خلاص شدن نااميد بودم؛ چون شب نيمه ماه رجب فرا رسيد، در خواب ديدم كه بلندىهاى زمين هموار گرديد و تو را ديدم كه بر روى حصير نماز خود نشسته بودى و بر دور تو مردانى چند بودند كه سرهاى ايشان در آسمان بود و پاهايشان در زمين، و تسبيح و تنزيه خدا مىكردند؛ پس، يكى از ايشان كه از همه خوشروتر و خوشبوتر بوده، و جامههاى بسيار پاكيزه در برداشت، و گمان كردم حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله و سلم، جدّ من است، به من خطاب كرد: بشارت باد تو را اى فرزند عجوزه صالحه كه حق تعالى دعاى مادرت را در حقّ تو مستجاب كرد. چون بيدار شدم، فرستادگان منصور دوانيقى به در زندان رسيده، به طلب من آمده بودند؛ در نيمه شب مرا به نزد او بردند؛ پس امر كرد كه زنجيرها را از تن من برداشتند و ده هزار درهم- كه به حساب آن زمان زياده از هزار تومان
بوده- به من عطا كرد و دستور داد كه مرا بر شتر راهوار سوار كنند و به نهايت سرعت به مدينه بياورند. امّ داود گفت: من داود را به خدمت حضرت صادق عليه السلام بردم. حضرت فرمود: سبب خلاص تو آن بود كه منصور حضرت امير المؤمنين عليه السلام را در خواب ديد كه به او فرمود:
فرزند مرا رها كن؛ و اگر نكنى، تو را در اين آتش مىاندازم؛ چون نظر كرد، درياى آتشى در زير پاى خود ديد. پس از آن كه از خواب بيدار شد، از كرده خود پشيمان گرديد و تو را رها كرد. كيفيّت اين عمل شريف امّ داود گفت: حضرت صادق عليه السلام فرمود: روز سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه رجب را روزه بدار و در روز پانزدهم در وقت زوال (ظهر شرعى) غسل كن ...؛ و به روايت ديگر، نزديك به زوال، غسل كن؛ و چون زوال شد، پاكيزهترين جامههاى خود را بپوش و به خانه خلوتى برو و سعى كن كه كسى به نزد تو نيايد تا تو را مشغول گرداند و با تو سخن بگويد. ابتدا هشت ركعت نماز نافله زوال را به عمل آور و ركوع و سجود آنها را خوب به عمل آور ... ادامه
اعمال و دعاها در «مفاتيح الجنان» ضمن اعمال نيمه رجب آمده است، به آنجا مراجعه شود.[1]يادآورى در اين روايت نيامده است كه حضرت فرموده باشند اين اعمال در مسجد و در حال اعتكاف انجام شود؛ بنابراين، كسانى كه از اعتكاف معذور هستند و يا براى آنها مشكل است، طبق اين روايت مىتوانند عمل امّ داود را در غير مسجد و در غير حال اعتكاف بجا آورند؛ و حتّى (مثلًا) مىتوانند فقط سوّمين روز آن ايّام كه نيمه رجب است، در مسجد حاضر و اعمال را در مسجد، همراه اعتكافكنندگان انجام دهند؛ إن شاء اللَّه به حاجاتشان مىرسند.
محرّمات حال اعتكاف
پنج چيز بر معتكف حرام است: 1) امور شهويّه مربوط به زنان، مثل آميزش، لمس كردن
[1]. داستان و عمل امّ داود، در بحار الأنوار، ج 98، ص 398، كتاب اعمال السنين و الشهور، باب 26، باب عمل خصوص ليلة النصف من رجب و يومها ... نيز ذكر گرديده است.
و بوسيدن از روى شهوت؛ ولى نگاه التذاذى به همسر حرام نيست؛ هر چند احتياط آن است كه از آن اجتناب كنند. 2) استمناء بنا بر احتياط. 3) بو كردن عطر و ريحان (سبزىها و گلهاى خوشبو) اگر با لذّت باشد. 4) خريدوفروش؛ ولى اگر براى غذا و نيازهاى روزانه ناچار باشد و نتواند كسى را وكيل در خريد كند، مىتواند به مقدار حاجت خريد كند و حرام نيست. 5) بحث و جدال در مسائل دنيوى، دينى و علمى، در صورتى كه به قصد اظهار فضل و به منظور غلبه بر مخاطب باشد؛ ولى چنانچه به قصد اثبات حق و اظهار مطلب علمى باشد، مانعى ندارد.
مبطلات اعتكاف
چيزهايى كه اعتكاف را باطل مىكند، عبارت است از: 1) تمام چيزهايى كه روزه را باطل مىكند، اگر در روز واقع شود، اعتكاف را باطل مىكند؛ (مبطلات روزه، در صورتى كه در روز اتفاق بيفتد، مبطل اعتكاف نيز مىباشد.)
چون شرط صحّت اعتكاف، روزه است و هرگاه روزه باطل شد، اعتكاف نيز قهراً باطل مىشود. 2) مطلق آميزش مبطل است، چه در روز واقع شود و چه در شب. همچنين لمس و تقبيل اگر از روى شهوت باشد، اعتكاف را باطل مىكند؛ و بنابر احتياط، ارتكاب ساير محرمات نيز موجب بطلان اعتكاف مىشود. امّا چنانچه سهواً مرتكب يكى از محرّمات اعتكاف شدند، اعتكاف باطل نمىشود؛ مگر آميزش كه اگر سهواً نيز انجام شود، اعتكاف نيز باطل مىشود. يادآورى چنانچه اعتكاف را به يكى از مبطلات باطل كردند، در صورتى كه آن اعتكاف واجب بوده، واجب است آن را قضا كنند؛ و همچنين در صورتى كه مستحبّ بوده، ولى بعد از دو روز اوّل آن را باطل كنند؛ امّا اگر اعتكاف، اعتكاف مستحبّ بوده و در دو روز اوّل آن را باطل كردند، قضا ندارد. در ضمن، در مواردى كه قضاى اعتكاف واجب مىشود، واجب نيست فوراً قضاى آن را بجا آورند.
كفّاره باطل كردن اعتكاف
اگر اعتكاف واجب را با آميزش باطل كردند، كفّاره بر آنها واجب مىشود؛ و كفّاره باطل كردن اعتكاف، مثل كفّاره باطل كردن روزه ماه رمضان است. امّا اگر آن را با ارتكاب ساير محرّمات باطل كردند، بنا بر احتياط مستحبّ، كفّاره دارد و كفّاره آن نيز مثل كفّاره باطل كردن روزه است. البته درباره اعتكاف مسائل زيادى وجود دارد كه در كتب مربوطه بيان شده است و چون كمتر مورد ابتلا بوده و بناى اين جزوه بر اختصار است، لذا از آنها صرف نظر كردم.
فوائد و اثرات اعتكاف
اين عبادت- علاوه بر اين كه تأسّى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است و داراى ثواب عظيم مىباشد- اثر عميقى در تصفيه روح مىگذارد، انسان را متوجّه پروردگار مىكند و موجب توجّه مخصوص به معنويات و عالم آخرت مىشود. زيرا، در اعتكاف، دورى از مسائل دنيا و ماديّات و زندگىِ حيوانى و امور شهوانى محقّق مىشود؛ و انسان ارتباط خود را با