چون شرط صحّت اعتكاف، روزه است و هرگاه روزه باطل شد، اعتكاف نيز قهراً باطل مىشود. 2) مطلق آميزش مبطل است، چه در روز واقع شود و چه در شب. همچنين لمس و تقبيل اگر از روى شهوت باشد، اعتكاف را باطل مىكند؛ و بنابر احتياط، ارتكاب ساير محرمات نيز موجب بطلان اعتكاف مىشود. امّا چنانچه سهواً مرتكب يكى از محرّمات اعتكاف شدند، اعتكاف باطل نمىشود؛ مگر آميزش كه اگر سهواً نيز انجام شود، اعتكاف نيز باطل مىشود. يادآورى چنانچه اعتكاف را به يكى از مبطلات باطل كردند، در صورتى كه آن اعتكاف واجب بوده، واجب است آن را قضا كنند؛ و همچنين در صورتى كه مستحبّ بوده، ولى بعد از دو روز اوّل آن را باطل كنند؛ امّا اگر اعتكاف، اعتكاف مستحبّ بوده و در دو روز اوّل آن را باطل كردند، قضا ندارد. در ضمن، در مواردى كه قضاى اعتكاف واجب مىشود، واجب نيست فوراً قضاى آن را بجا آورند.
كفّاره باطل كردن اعتكاف
اگر اعتكاف واجب را با آميزش باطل كردند، كفّاره بر آنها واجب مىشود؛ و كفّاره باطل كردن اعتكاف، مثل كفّاره باطل كردن روزه ماه رمضان است. امّا اگر آن را با ارتكاب ساير محرّمات باطل كردند، بنا بر احتياط مستحبّ، كفّاره دارد و كفّاره آن نيز مثل كفّاره باطل كردن روزه است. البته درباره اعتكاف مسائل زيادى وجود دارد كه در كتب مربوطه بيان شده است و چون كمتر مورد ابتلا بوده و بناى اين جزوه بر اختصار است، لذا از آنها صرف نظر كردم.
فوائد و اثرات اعتكاف
اين عبادت- علاوه بر اين كه تأسّى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است و داراى ثواب عظيم مىباشد- اثر عميقى در تصفيه روح مىگذارد، انسان را متوجّه پروردگار مىكند و موجب توجّه مخصوص به معنويات و عالم آخرت مىشود. زيرا، در اعتكاف، دورى از مسائل دنيا و ماديّات و زندگىِ حيوانى و امور شهوانى محقّق مىشود؛ و انسان ارتباط خود را با
خانه، همسر، فرزند و ساير مظاهر و علايق دنيوى قطع، و در مقابل، ارتباطش را- با بودن در خانه خدا، با گرفتن روزه و اشتغال به تلاوت قرآن و دعا- با خالق خود هرچه بهتر و بيشتر برقرار مىكند؛ به خصوص اگر عمل امّ داود و آن سورهها و دعاها را در فضاى معنوى اعتكاف، با كمال توجّه و اخلاص بخواند و به پايان برساند.
آداب اعتكاف
برخى از آداب اعتكاف در ضمن يكصد پرسش و پاسخ همين جزوه آمده است، ولى مناسب ديدم علاوه بر آنها تذكر ديگرى نيز بدهم. از آنجا كه مراسم اعتكاف در مساجد و به صورت دستهجمعى برگزار مىشود، لازم است اعتكافكنندگان به وظايف اجتماعى و حقوق ديگران بيشتر توجه داشته، و آداب دعا و عبادات دسته جمعى را بهتر رعايت كنند. چه آن كه رعايت حال ديگران در هنگام استراحت و در رفت و آمدها و به خصوص در هنگام خواندن دعاها لازم و ضرورى است؛ و عقل، عرف و شرع بر آن سفارش
و تأكيد دارد. در اين رابطه دو مطلب بيشتر سفارش شده است: 1- كيفيّت دعا خواندن. 2- رعايت حقوق ديگران.
مطلب اوّل: بهترين دعاها، دعاى با خشوع و پنهانى است
راجع به خواندن دعا در حال خشوع و بطور آهسته و پنهان، خداوند متعال در قرآن كريم فرموده است:«ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»[1]«خداى خود را به تضرّع و زارى و به صداى آهسته بخوانيد كه خداوند هرگز تجاوزكاران را دوست نمىدارد». همچنين خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است:«وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ
[1]. اعراف، آيه 55.
مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ»[1]«ياد كن خداى خود را در دل خود، با تضرّع و زارى و پنهانى و بىآن كه صدا بلند كنى؛ و در صبح و شام او را ياد كن». از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده است كه فرمودهاند:
«خَيرُ الدُّعاءِ (الذِّكر) الخَفِيّ وَ خَيرُ الرِّزْقِ مَا يَكْفي»
[2]؛ بهترين دعا و ذكر دعايى است كه در خفا و به طور پنهانى انجام شود و بهترين روزى آن است كه به اندازه كفاف باشد. از حضرت رضا عليه السلام نيز نقل شده است كه فرمود:
«دَعْوَةُ الْعَبْدِ سرّاً دَعْوَةً وَاحِدَةً تَعْدِلُ سَبْعِينَ دَعْوَةً عَلانِيَةً»
[3]؛ يك دعاى پنهانى بنده، معادل هفتاد دعاى علنى است.
[1]. اعراف، آيه 205.
[2]. نور الثقلين، ج 3، ص 321.
[3]. كافى، ج 2، باب اخفاء الدعاء، ص 476.
و نيز فرمودهاند:
«دَعوَةٌ تُخْفِيهَا افْضَلُ عِنْدَ اللَّه مِنْ سَبْعِينَ دَعْوَةً تُظْهِرُهَا»
[1]؛ يك دعاى مخفى نزد خدا از هفتاد دعاى علنى بافضيلتتر است. همچنين روايت شده است كه: مردم با صداى بلند دعا مىخواندند و ذكر مىگفتند، كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اى مردم، به خود آييد (توجّه و فكر كنيد)، ناشنوا و غايب را كه نمىخوانيد!، بلكه كسى را مىخوانيد كه شنوا و نزديك و با شما است.[2]
[1]. همان.
[2]. عن أبي موسى قال: كُنَّا مَعَ النَّبِي صلى الله عليه و آله و سلم فِي سَفَرٍ، فَجَعَلَ النَّاسُ يَجهَرُونَ بِالتَكبِير: فَقَالَ النَّبِي صلى الله عليه و آله و سلم: «أيُّهَا النَّاسُ، اربَعُوا عَلَى أنفُسِكُم، انَّكُم لَيسَ تَدعُونَ اصمّ و لا غائباً، انكم تدعون سَمِيعاً قرِيباً وَ هُوَ مَعَكُم» (صحيح مسلم، كتاب الذكر و الدعاء و التوبة، باب 13: خفض الصوت بالذكر، ح 3703 و المصباح المنير، ص 481 نقلًا عنه و عن فتح البارى).
مطلب دوم: رعايت حقوق مردم مقدّم بر حق اللَّه است
راجع به لزوم رعايت حقوق ديگران، از آيات و روايات فوقالذكر روشن شد كه دعاى آرام و آهسته به مراتب افضل از خواندن دعا با صداى بلند و به صورت دسته جمعى و با ايجاد مزاحمت براى ديگران است؛ و رعايت حقوق مردم، از دعا خواندن با سر و صدا مهمتر بوده، و از روايات استفاده مىشود كه حقّ الناس مقدّم بر حق اللَّه است. خداوند متعال راضى نيست با خواندن دعاى با سر و صدا، ديگران ناراحت شوند و حواس سايرين پرت شود.
چگونه مىخواهيم با دعايى كه مرضىّ خدا نيست، رضايت او را جلب و به وسيله آن به بارگاهش راه يابيم؟!
نتيجه
از آنچه بيان شد، معلوم گرديد دعاى مرضىّ خداوند سبحان، دعايى است كه آرام، مخفى و همراه با خشوع و خضوع و خالى از هرگونه ريا و خودنمايى باشد. بهترين دعا، دعايى است كه موجب تضييع حقوق ديگران و
حواسپرتى سايرين نشود. بر اين اساس، لازم است معتكفان محترم از هرگونه سر و صدا، به خصوص دعاهاى دسته جمعى كه موجب ناراحتى ديگران مىشود، پرهيز كنند؛ دعا را كه اصل عبادات است، به تظاهرات مبدّل نسازند، و از شورآفرينى و هيجانهاى بىمورد خوددارى كنند؛ هنگام دعا در حال و هواى خويش باشند، و با وقار و حضور قلب و توجّه به خدا دعا كنند. از هرگونه رفتار و دعايى كه موجب اعتراض ديگران مىشود، پرهيز كنند. از خواندن دعا به صورت دستهجمعى و شعارگونه جدّاً خوددارى كنند و به سايرين نيز تذكّر دهند.«وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ»امام هادى عليه السلام فرمودند:
«المؤمِنُ يَحتَاجُ إلى ثَلاث، تَوفِيقٌ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ»
؛ مؤمن، به توفيق الهى و واعظ درونى و حسّ نصيحتپذيرى محتاج است.[1]
[1]. تحف العقول، احاديث امام هادى عليه السلام.