بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 33

مطلب دوم: رعايت حقوق مردم مقدّم بر حق اللَّه است‌

راجع به لزوم رعايت حقوق ديگران، از آيات و روايات فوق‌الذكر روشن شد كه دعاى آرام و آهسته به مراتب افضل از خواندن دعا با صداى بلند و به صورت دسته جمعى و با ايجاد مزاحمت براى ديگران است؛ و رعايت حقوق مردم، از دعا خواندن با سر و صدا مهمتر بوده، و از روايات استفاده مى‌شود كه حقّ الناس مقدّم بر حق اللَّه است. خداوند متعال راضى نيست با خواندن دعاى با سر و صدا، ديگران ناراحت شوند و حواس سايرين پرت شود.

چگونه مى‌خواهيم با دعايى كه مرضىّ خدا نيست، رضايت او را جلب و به وسيله آن به بارگاهش راه يابيم؟!

نتيجه‌

از آنچه بيان شد، معلوم گرديد دعاى مرضىّ خداوند سبحان، دعايى است كه آرام، مخفى و همراه با خشوع و خضوع و خالى از هرگونه ريا و خودنمايى باشد. بهترين دعا، دعايى است كه موجب تضييع حقوق ديگران و


صفحه 34

حواس‌پرتى سايرين نشود. بر اين اساس، لازم است معتكفان محترم از هرگونه سر و صدا، به خصوص دعاهاى دسته جمعى كه موجب ناراحتى ديگران مى‌شود، پرهيز كنند؛ دعا را كه اصل عبادات است، به تظاهرات مبدّل نسازند، و از شورآفرينى و هيجان‌هاى بى‌مورد خوددارى كنند؛ هنگام دعا در حال و هواى خويش باشند، و با وقار و حضور قلب و توجّه به خدا دعا كنند. از هرگونه رفتار و دعايى كه موجب اعتراض ديگران مى‌شود، پرهيز كنند. از خواندن دعا به صورت دسته‌جمعى و شعارگونه جدّاً خوددارى كنند و به سايرين نيز تذكّر دهند.«وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى‌ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ»امام هادى عليه السلام فرمودند:

«المؤمِنُ يَحتَاجُ إلى‌ ثَلاث، تَوفِيقٌ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ»

؛ مؤمن، به توفيق الهى و واعظ درونى و حسّ نصيحت‌پذيرى محتاج است.[1]

[1]. تحف العقول، احاديث امام هادى عليه السلام.


صفحه 35

كلام آخر آن كه اين جزوه در سفر زيارتى مشهد مقدّس در تابستان 1385، مطابق با 24 جمادى الثانى 1427، در مركز فقهى ائمّه اطهار عليهم السلام اصلاح و آماده براى چاپ شده است؛ و ما توفيقى إلّا باللَّه.

على عطايى اصفهانى‌


صفحه 36

يكصد پرسش و پاسخ در احكام اعتكاف طبق نظر مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت اللَّه العظمى فاضل لنكرانى (دامت بركاته)

برخى از اين پرسش و پاسخ‌ها در جلد اوّل «جامع المسائل» و برخى در جلد دوّم آن آمده و منتشر شده است؛ قسمتى از آنها نيز در جلد سوّم آمده كه آماده چاپ و انتشار است.

مسائل مربوط به مساجد براى اعتكاف‌

س 1: آيا در مسجد جامع روستا يا قصبه، اعتكاف صحيح است؛ هر چند روستاها به هم نزديك باشند؟

ج: اعتكاف بايد در مسجد جامع باشد و در مساجد جامع روستا هم صحيح است؛ و لو روستاها به هم نزديك باشند.


صفحه 37

س 2: آيا محوّطه اطراف مسجد كه به عنوان حياط استفاده مى‌شود، براى اعتكاف حكم مسجد را دارد؟

ج: محوّطه و حياط مسجد حكم مسجد را ندارد.

س 3: با توجه به مشكلاتى كه صرف غذا در مسجد دارد، آيا صرف غذا در سالن غذاخورى كه در محوّطه مسجد است، براى معتكفين جايز است؟

ج: صرف غذا در محوّطه مسجد به مقدار ضرورت جايز است و ضررى به صدق اعتكاف نمى‌زند.

س 4: آيا در تهران بزرگ در مسجد جامع هر محلّه مى‌توان اعتكاف كرد؟

ج: يكى از شرائط صحّت اعتكاف اين است كه در مسجد جامع باشد، يعنى مسجد عمومى كه محل اجتماع عامّه مردم است و اختصاص به اهل يك محله و گروه خاصى نداشته باشد، مثل مسجد اعظم و مسجد امام در قم و مسجد امام و مسجد جمعه در تهران و امثال آن. بنا بر اين، در مسجد محلّه‌ها اگر صدق كند كه مسجد جامع است، اعتكاف صحيح است وگرنه صحيح نيست، بلى در صورتى كه در مسجد جامع شهر جا نباشد در سائر مساجدى كه سه وعده نماز جماعت با جمعيت معتنابه خوانده مى‌شود مى‌توان به قصد رجاء معتكف شد.

س 5: آيا در حال اعتكاف مى‌توان در صحن و حياط مسجد


صفحه 38

توقّف كرد؟

ج: اگر صحن و حياط مسجد به گونه اى است كه در آن نماز مى‌خوانند و عرفاً مسجد محسوب مى‌شود، مى‌توان در آن توقّف كرد؛ وگرنه نبايد در آن توقف كرد.

س 6: آيا اگر معتكفى از محيط اعتكاف خوشش نيايد مى‌تواند در وسط اعتكاف، اعتكافش را به مسجد ديگرى انتقال دهد؟

ج: خير، اعتكاف بايد در يك مسجد انجام شود.

س 7: مسجد معروف و جامعى تا چند سال پيش محل اقامه نماز جمعه بود، اما حالا ديگر محل اجتماع اقشار مختلف مردم نمى‌باشد و معمولًا كسانى كه در آن حوالى زندگى يا كار مى‌كنند، در آنجا اقامه نماز مى‌كنند؛ آيا آن مسجد، مسجد جامع محسوب مى‌شود و آيا اعتكاف در آن صحيح است؟

ج: ملاك آن است كه فعلًا مسجد جامع تلقّى شود.

س 8: آيا اعتكاف صرفاً در مسجد جامع بايد برگزار گردد يا در ديگر مساجد شهر هم قابل برگزارى است؟

ج: اعتكاف لازم است در مسجد جامع باشد و در ساير


صفحه 39

مساجد صحيح نيست.

بلى در صورتى كه در مسجد جامع شهر جا نباشد در سائر مساجدى كه سه وعده نماز جماعت با جمعيت معتنابه خوانده مى‌شود مى‌توان به قصد رجاء معتكف شد.

س 9: مراد از مسجد جامع چيست؟ آيا صرفاً به مساجدى اطلاق مى‌گردد كه از قديم به نام مسجد جامع شهرت داشته‌اند و يا شرايط و ويژگى‌هاى ديگرى را بايد داشته باشد؟

ج: مسجد جامع، مسجدى است كه به افراد خاص يا محلّ خاصى اختصاص نداشته باشد و همه مردم آن منطقه در آن آمد و شد داشته باشند و ملاك، زمان حال است و اگر مسجدى از جامع بودن خارج شده باشد، ديگر نمى‌توان در آن اعتكاف كرد.

بلى در صورتى كه در مسجد جامع شهر جا نباشد در سائر مساجدى كه سه وعده نماز جماعت با جمعيت معتنابه خوانده مى‌شود مى‌توان به قصد رجاء معتكف شد.

س 10: نظر به استقبال كم نظير اقشار مختلف و آثار و بركات معنوى و تربيتى اعتكاف و ظرفيّت محدود مساجد، آيا مى‌توان به حكم ضرورت در ديگر مساجد چون مسجد محل، بازار و دانشگاه‌ها اعتكاف را برگزار نمود؟

ج: خير، اعتكاف را در ساير ايّام سال مثل ماه رمضان برگزار كنيد.

بلى در صورتى كه در مسجد جامع شهر جا نباشد در سائر مساجدى كه سه وعده نماز جماعت با جمعيت معتنابه خوانده مى‌شود مى‌توان به قصد رجاء معتكف شد.

س 11: آيا بنا بر اضطرار و عدم ظرفيّت مساجد شهر مى‌توان در مصلّاى شهر كه محل اقامه نماز جمعه مى‌باشد،


صفحه 40

اعتكاف را برگزار نمود؟

ج: خير، اعتكاف را در ساير ايام سال مثل ماه رمضان برگزار كنيد.

س 12: اگر منطقه‌اى داراى مسجد نباشد، آيا امكان برگزارى اعتكاف در مكان‌هاى ديگرى چون حسينيّه، زينبيّه و يا مهديّه وجود دارد؟

ج: خير، جايز نيست.

س 13: اگر شخصى در مسجد، جاى فرد ديگرى را غصب كرد و معتكف شد، آيا اعتكافش باطل است؟

ج: باطل نيست، هرچند مرتكب خلاف شده است.

س 14: معتكف مكان معيّنى از مسجد را براى اعتكاف اختيار كرده است، آيا در اثناى آن مى‌تواند جاى خود را عوض كند و در مكان ديگرى از همان مسجد اعتكاف را ادامه دهد؟

ج: بلى، مى‌تواند.

س 15: چنانچه مسجد جامع داراى طبقه پايين (زير زمين) و بالا باشد، آيا اعتكاف در آنها صحيح است؛ و اگر صحيح است، آيا مى‌توان در اثناى اعتكاف از طبقه همكف، مثلًا به‌