و مطلوب پروردگارند؛ لذا، خداوند متعال دو پيامبر عظيم الشأن خود، حضرت ابراهيم خليل و اسماعيل ذبيح عليهما السلام را بر مهيّا نمودن و تطهير بيت اللَّه الحرام براى طوافكنندگان و اعتكافكنندگان و ركوع و سجدهكنندگان مأمور مىكند.
ب) [آيه وَ لَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فِى الْمَسَاجِدِ]
«وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ»[1]و با زنان آميزش نكنيد در حالى كه در مساجد به اعتكاف پرداختهايد. اين آيه نيز رجحان و عبادت بودن اعتكاف را مىفهماند، و در مطلوب بودن آن ظهور دارد.
2) روايات
روايات بسيارى بر رجحان و عبادت بودن اعتكاف دلالت دارد كه از باب نمونه به چند روايت اشاره مىكنيم: الف) امام صادق عليه السلام از پدران گرامىاش عليهم السلام نقل كرده
[1]. سوره بقره، آيه 187.
است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمودهاند:
«إعْتِكافُ عَشْرٍ فِي شَهْرِ رَمَضانِ تَعْدِلُ حَجَّتَيْن وَ عُمْرَتَيْن»
[1]؛ ده روز اعتكاف در ماه رمضان معادل دو حجّ و دو عمره است. علاوه بر روايات، سيره و عمل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز بر اين بوده كه در ماه مبارك رمضان، به خصوص دهه آخر آن، در مسجد معتكف مىشدند؛ اين عمل پيامبر، عبادت بودن آن را به روشنى مىرساند.[2]ب) از ديگر رواياتى كه عبادت بودن اعتكاف را ثابت نموده و مطلب مهمترى را نيز مىرساند، روايت ذيل است: عن ابن مهران قال: كنت جالساً عند الحسن بن علي عليهما السلام فأتاه رجل فقال له: يا بن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم إنّ فلاناً له عليّ مالٌ و يريد أن يحبسني. فقال عليه السلام: و اللَّه ما
[1]. وسائل الشيعة، كتاب الاعتكاف، باب 1، ح 3.
[2]. برخى روايات مربوط به اعتكاف پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در كتاب «وسائل الشيعة»، كتاب الاعتكاف، باب 1، موجود است.
عندي مال فأقضي عنك. قال: فكلّمه. قال: فلبس نعله؛ فقلت له: يا بن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم أنسيت اعتكافك؟ فقال عليه السلام: لم أنس، و لكنّي سمعت أبي يحدّث عن جدّي رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم أنّه قال: من سعى في حاجة أخيه المسلم فكأنّما عبد اللَّه عزّ و جلّ تسعة آلاف سنة صائماً نهاره و قائماً ليله». ابن مهران مىگويد: امام مجتبى عليه السلام اعتكاف كرده بودند كه مردى خدمت حضرت آمد و گفت: اى پسر رسول خدا، من به فلان شخص بدهكارم و توان پرداخت ندارم، و مىخواهد مرا به زندان بيفكند. امام مجتبى عليه السلام فرمودند: سوگند به خدا نزد من مالى وجود ندارد كه بدهى تو را بپردازم. آن مرد گفت: پس با او صحبت كن (واسطه بشو). ابن مهران گويد: حضرت كفشش را پوشيد كه از مسجد خارج شود، به آن حضرت عرض كردم:
اى پسر رسول خدا، آيا فراموش كردهايد كه در حال اعتكاف به سر مىبريد (و معتكف نبايد از مسجد خارج شود)؟ فرمود: فراموش نكردهام، ولى از پدرم شنيدم كه
از جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حديث كرد كه فرمود:
هركس در برآوردن حاجت برادر مسلمانش كوشش كند، مثل اين است كه خداوند را به مقدار نُه هزار سال كه روزهايش را روزه گرفته و شبهايش را به عبادت ايستاده باشد، عبادت كرده باشد.[1]روايت فوق، علاوه بر اين كه عبادت بودن اعتكاف را مىرساند، بيانگر اهمّيت برآوردن حاجت مسلمان نيز مىباشد.
3) اجماع
دليل ديگر بر عبادت بودن اعتكاف، اجماع و اتّفاق نظر همه مسلمانان است كه هم آن را گفتهاند و هم بدان عمل كرده و عمل مىكنند.
4) عقل
دليل ديگر، حكم عقل است كه ماندن و توقّف در خانه
[1]. وسائل الشيعة، ابواب اعتكاف، باب 7، حديث 4.
محبوب را از مهمترين آرزوهاى حبيب مىداند. حبيب اميدوار است كه از افاضات محبوب بهرهمند و از توجّهات و كرامات او بيشتر استفاده نمايد. چرا چنين نباشد؟ و حال آن كه ملاحظه شد خداوند متعال به خليل خود حضرت ابراهيم عليه السلام امر نمود كه خانهاش را براى اعتكافكنندگان تطهير نمايد؛ و با چنين دستورى، آيا هيچ عاقلى احتمال ردّ و نااميد كردن معتكف را مىدهد؟ هرگز، هرگز، مخلوقى كه خانهاش را براى واردين مهيّا مىكند، كسى را از درب آن ردّ نمىكند، تا چه رسد به ربّ العالمين.
احكام و اقسام اعتكاف
اعتكاف در اصل عملى مستحبّ است و با نذر، قسم، عهد و يا اجاره واجب مىشود (به لحاظ اين كه عمل به نذر، قسم، عهد و اجاره واجب است)؛ امّا اعتكافِ زن اگر با حقّ شوهر منافات داشته باشد، حرام است؛ و همچنين اعتكاف فرزند در صورتى كه موجب اذيّت پدر و مادر گردد، حرام مىباشد.
مقدار اعتكاف
اعتكاف به مقدار كمتر از سه روز صحيح نيست، ولى زيادتر از سه روز مانعى ندارد؛ هرچند مقدار زيادتر، يك روز، يا نصف روز، يا يك شب و يا نصف شب باشد. يادآور مىشوم: بعد از آن كه شخص مسلمان دو روز در مسجد معتكف شد، اعتكاف روز سوّم واجب مىشود؛ هرچند اصل آن مستحبّ بوده باشد؛ و اگر به مدّت پنج روز در اعتكاف ماند، اعتكاف روز ششم واجب مىشود؛ و اگر هشت روز معتكف شدند، اعتكاف روز نهم واجب مىشود. بلى، چنانچه اعتكاف مستحب باشد، مىتوانند در روز اوّل و دوم تا قبل از مغرب، از ادامه آن صرف نظر كنند و نيّت قطع اعتكاف كنند؛ امّا اگر روز دوّم را تا مغرب به قصد اعتكاف در مسجد توقّف نمودند، اعتكاف روز سوّم بر شخص واجب مىشود.
شرط بهم زدن اعتكاف
كسانى كه قصد اعتكاف دارند، مىتوانند در حين نيّت اعتكاف، شرط كنند كه در ايّام اعتكاف، هر زمانى كه
خواستند اعتكاف خود را بهم بزنند؛ هرچند روز سوّم باشد و عذر و عارضهاى پيش نيايد، به عنوان مثال: هنگام نيّت در روز اوّل بگويند: «للَّه عَليّ أنْ اعْتَكِفَ بِشَرْطِ أنْ يَكُونَ لِي الرُّجُوعُ عِنْدَ عُرُوضِ كَذَا، أوْ مُطْلَقاً». يا به فارسى بگويند: «براى خدا بر عهده من است كه براى خدا اعتكاف كنم، به شرط اين كه اگر فلان عارضه و فلان عذر برايم پيش آمد، يا هرچند عارضه و عذرى برايم پيش نيايد، بتوانم اعتكاف خود را بهم بزنم و از ادامه آن صرفنظر كنم». با چنين شرطى، افراد هر وقت مايل بودند مىتوانند اعتكاف خود را بهم بزنند و روزه خود را افطار نمايند و اگر خواستند، از مسجد خارج شوند، هرچند روز سوّم باشد؛ و در اين صورت، قضا نيز واجب نمىباشد. بلى بايد اين شرط هنگام نيّت ذكر شود و در صورتى كه قبل يا بعد از آن بگويند، اثرى ندارد.
مكان اعتكاف
يكى از شرايط صحّت اعتكاف اين است كه در مسجد جامع باشد و در صورت امكان احتياط، اين است كه افراد در مسجد الحرام، يا مسجد النّبى، يا مسجد كوفه و يا مسجد بصره اعتكاف كنند. مسجد جامع- اعمّ از مساجد شهر و روستا- مسجدى است كه در آن عموم مردم رفت و آمد دارند و اجتماعات عمومى در آن زياد است و به صورت مرتّب در آن مسجد با حضور قشرهاى مختلف مردم، نماز جماعت برپا مىشود و اختصاص به گروه خاصى ندارد؛ در طول سال داير، و رفت و آمد در آن جريان دارد. در غير مسجد جامع- مانند: مسجد بازار- اعتكاف صحيح نيست؛ و در صورتى كه در شهرى دو مسجد جامع يا بيشتر وجود دارد، افراد مىتوانند براى اعتكاف، هر كدام از آنها را كه مايل بودند، انتخاب كنند؛ ولى انتخاب آن كه بيشتر محلّ عبادت مردم باتقوا و با ورع است و يا جمعيّت نماز جماعتش زيادتر است، رجحان دارد.