آن ثقهاند يا خبر واحدى كه مورد عمل مشهور از قدما قرار گرفته است، هر چند روات حديث ثقه نباشند، حجت است. همانگونه كه اگر تمام روات از بزرگان ثقه باشند، ولى حديث مورد اعراض مشهور باشد، در اثر اين اعراض، اعتبار خود را از دست مىدهد.
بنابراين بايد پذيرفت كه دستهبندى و تنويع اخبار به چهار نوع در مقام نامگذارى است و ربطى به حصر حجيت به بخش صحيح و حسن و موثق ندارد، بلكه هرگاه خبرى مورد عمل قدماى اصحاب باشد حتى اگر از دسته چهارم (ضعيف) باشد، از راه وثوق خبرى كه مستفاد از قرائن عقلى و نقلى است حجيت مىيابد و در واقع همين نكته سرّ آن است كه منكرين حجيت خبر واحد، مانند صاحب سرائر به بعضى از اخبار مرسل و ضعيف استناد كردهاند. نهايت اين كه بر اساس اين روش، فايده علم رجال منحصر به باب تعارض اخبار خواهد بود.
(3) اثبات اعتبار توسط اجماع قولى و علمى
يكى از ادّله صدور زيارت عاشورا، اجماع فقها از زمان امام باقر (ع) تا زمان حاضر مىباشد. به سخن ديگر، زيارت عاشورا تا آن مقدار كه در كتاب كامل الزيارات ذكر شده است مورد توافق علماى اماميه بوده است
و اختلاف در زايد بر آن مقدار مىباشد.
صاحب شفاء الصدور گفته است: «و بالجمله، از زيارت عاشورا بركات اخروى و منافع دنيوى و آثار غريب و خواص عجيب در قضاى حاجات و نيل به مقاصد و حصول مطالب آنقدر ديده شده كه نمىتوان احصا كرد و در بعضى رؤياهاى صادقه كه حكم مكاشفات
حقه را دارد، خصايص عظيمه و منافع جليله از او معلوم شده كه نمىتوان برشمرد».[1]
يكى از مراجع عصر در اين باره فرموده است: متن زيارت عاشورا گواه بر عظمت آن است، به ويژه با ملاحظه آن چه در سند زيارت رسيده است كه حضرت صادق (ع) به صفوان مىفرمايد: «اين زيارت و دعا را بخوان و بر آن مواظبت كن، به درستى كه من چند چيز را برخواننده آن تضمين مىكنم: 1- زيارتش قبول شود، 2- سعى و كوشش وى مشكور باشد، 3- حاجات او هر چه باشد، برآورده شود و نا اميد از درگاه خدا بر نگردد.
اى صفوان! اين زيارت را با اين ضمان از پدرم يافتم و پدرم از پدرش تا امير المؤمنين (ع) و حضرت امير نيز از رسول خدا (ص) و رسول خدا از جبرئيل و
او هم از خداى متعال، هر كدام اين زيارت را با اين ضمان تضمين كردهاند و خداوند به ذات اقدس خود قسم ياد نموده است كه هركس اين زيارت و دعا را بخواند، دعا و زيارتش را مىپذيرم و خواسته اش هر چه باشد، برآورده مىسازم».
بدين ترتيب از اين نقل استفاده مىشود كه زيارت عاشورا از احاديث قدسى است و همين مطالب سبب شده است كه علما و استادان ما با آن همه فعاليتهاى علمى و مراجعاتى كه داشتند به خواندن آن مقيد بودند تا جايى كه استاد ما مرحوم حاج شيخ محمد حسين اصفهانى از خداوند خواسته بودند كه در آخر عمرشان زيارت
[1]- شفاء الصدور، علامه تهرانى حاج ميرزا ابوالفضل كلانترى: 52، منشورات مرتضوى تهران 1310.
عاشورا بخوانند و سپس قبض روح شوند و دعايشان هم مستجاب شد و پس از پايان اين زيارت درگذشتند.
مرحوم شيخ صدراى بادكوبهاى با تبحرّش در علوم عقلى و نقلى آنچنان مقيد به زيارت عاشورا بود كه به هيچ عنوان آن را ترك نكرد و كسى باورش نمىشد كه ايشان اين چنين پايبند به عبادات و زيارت عاشورا باشد.[1]
از مرحوم علامه مجلسى نقل شده است كه در ميان شاگردان فاضل مرحوم شيخ طوسى كه درجه اجتهاد داشتهاند، بيش
از سيصد نفر از خاصه و افزون بر اين تعداد از عامه بودهاند. در آن زمان، بنىعباس حكومت مىكردند و به نوعى در تعظيم و تكريم علما اهتمام بسيار داشتهاند. آنان يك صندلى براى شيخ تخصيص داده بودند تا تدريس كند (زيرا خلفاى عباسى براى شخص وحيد عصر خود هر كسى كه بود، يك صندلى رسمى تخصيص مىدادند تا روى آن تدريس نمايد).
در مجالس عظيم همه گونه مذاكرات علمى در اصول و فروع حتى در امامت نيز مطرح مىشده است. نقل است كه نزد خليفه وقت سعايت كردند كه شيخ طوسى و اتباع او صحابه را سب مىكنند، چنان كه در كتاب مصباح خود گويد از دعاهاى روز عاشورا است «اللهم خُصّ انتَ اوّل ظالمٍ باللعنِ منّي ...».
پس به دستورخليفه شيخ و كتاب مصباح او را احضار كردند. چون شيخ از حقيقت امر مستحضر شد به الهام خداوندى گفت كه مراد از
[1]- آيت الله سيد محسن خرازى روزنهاى به عالم غيب: 90.
اين جملهها آن نيست كه به عرض خليفه رسانيدهاند، بلكه مراد از ظالم اول قابيل است كه قاتل برادر خود هابيل مىباشد و دومى پىكننده ناقه صالح و سومى قاتل يحيى بن زكريا و چهارمى عبدالرحمان بن ملجم مرادى قاتل على بن ابى طالب است. خليفه عذر او را قبول كرد و به مراتب تجليل شيخ
افزوده شد و آن ساعى سخن چين هم به كيفر رسيد.[1]
از اين قطعه تاريخى بهخوبى استفاده مىشود كه زيارت عاشوراى معروف، بهگونهاى مورد عمل مشهور بوده كه امكان انكار آن وجود نداشته است، از اينرو مرحوم شيخ براى تبرئه خود و ديگران وارد توجيه مىگردد. اين سند تاريخى، مصداق بارزى براى قرينه وثوق به صدور است كه از بدو امر تا به امروز قابل استناد مىباشد.
بررسى سند زيارت عاشورا در مصباح الزائر
مرحوم سيد بن طاووس در مصباح الزائر حديث امام باقر (ع) را از صالح بن عقبه از عقبه بن قيس از امام باقر (ع) روايت نموده كه اين سند از ناحيه عقبه بن قيس مخدوش است، امّا حديث امام صادق (ع) را از محمد بن خالد طيالسى از سيف بن عميره از صفوان از امام صادق (ع) نقل كرده است كه همگى مورد اعتماد مىباشند.
اينك در ادامه مطالب مهمى در طى چند نكته بيان مىشود:
نكته اول: از آنچه تاكنون گفته شد معلوم مىگردد كه زيارت عاشورا به آن شكل كه در كتاب كامل الزيارات و مزار كبير با ذكر سند و دركتاب مصباح كفعمى بدون ذكر سند روايت شده از زيارات
[1]- ريحانة الادب 328: 3؛ مجالس المؤمنين 480: 1.
معروف و مورد عمل علماى اماميه و قاطبه شيعيان است و
بيش از 45 شخصيت علمى در قالب كتاب يا مقاله درباره آن اعلام نظر كرده اند.
نكته دوم: تا آنجا كه ملاحظه شد از بهترين شرح هاى اين زيارت، كتاب «شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور» نوشته فاضل محقق مرحوم حاج ميرزا ابوالفضل كلانترى تهرانى است. او در سال 1273 ق متولد شد و در سال 1316 ق در تهران وفات يافت و در مقبره والدش در صحن امامزاده حمزه در شهر رى به خاك سپرده شد. پدر ايشان مرحوم حاج ميرزا ابوالقاسم كلانترى صاحب تقريرات درس شيخ انصارى است. مرحوم حاج ميرزا ابوالفضل يكى از شاگردان برجسته مرحوم ميرزا محمد حسن شيرازى است و كتاب شفاء الصدور را به دستور ايشان نگاشته است. مرحوم ميرزا ابوالفضل كلانترى از نوابغ روزگار و مجتهدى بزرگوار محسوب مىشود كه در فقه و اصول ماهر و در ادبيات عرب و تاريخ و حديث و تفسير بهره وافر داشته است.[1]
اين محقق بزرگوار تصريح نموده است كه زيارت عاشورا از دو امام معصوم صادر شده است؛ يكى از امام باقر (ع) و ديگرى از امام صادق و آن چه در
كتاب مصباح المتهجّد زايد بر آن از امام صادق (ع) روايت شده است و صفوان ناقل آن مىباشد؛ از زيارت حضرت امير (ع) در آن مرقد مطهر و دعاى وداع امير المؤمنين و دعاى بعد از زيارت عاشورا و اوراد و اذكار قبل از آن خارج از اصل زيارت است و از آداب استحبابى قبل و بعد از زيارت محسوب مىگردد، همچنان
[1]- رجوع شود به مقدمه سيد على بن حاج سيد مرتضى موحد ابطحى بر كتاب شفاء الصدور، همچنين به كتاب اربعين حسينى از حاج ميرزا محمد ارباب قمى ص 82، چاپ انتشارات اسوه.
كه مرحوم حاج ميرزا محمد ارباب قمى از مجتهدان معقول و منقول در كتاب اربعين حسينى به آن تصريح كرده است.[1]
نكته سوم: طبق فرمايش مرحوم محدّث قمى «ابن طاووس» بر جماعتى اطلاق مىشود كه مشهورترين ايشان، سيد اجل، اورع، قدوه العارفين و مصباح المتهجدين رضى الدين على بن موسى بن جعفر بن طاووس است. علامه حلى در اجازهاى كه به بنى زهره داده است، از او به عنوان صاحب كرامات باهره و مقاماتعاليه و جامع كمالات ساميه ياد كرده و نيز فرموده است: «كان اعبد من رايناه من اهل زمانه».[2]
در كتاب ريحانه الادب مرقوم است كه سيد بن طاووس تأليفات بسيار دارد، سپس 45 كتاب او معرفى شده و چنين آمده است: يكى از آن كتاب ها مصباح الزائر است كه حاوى زيارت عاشورا
با ذكر صد لعن و صد سلام مىباشد و ديگرى كتاب اقبال است.[3]
مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى درباره «اقبال» نوشتهاند: سيد بن طاووس در سال 589 ق ولادت و در سال 644 ق وفات يافته و كتاب اقبال را در سنّ 60 سالگى تدوين نموده است. شهيد اول در مجموعهاى كه به خط خود نوشته فرمودهاند كتابخانه سيد در سال 650 داراى 1500 كتاب بوده و نيز فرموده «اقبال» كتاب جليلى است كه آن را از كتاب هاى نفيس استخراج كرده است.[4]
[1]- اربعين حسينى
[2]- هدية الاحباب از محدث قمى 79؛ فوائد الرضويه 333: 1.
[3]- ريحانة الادب 76: 8.
[4]- الذريعه إلى تصانيف الشيعه 264: 2.
در كتاب فوائد الرضويه مرقوم است كه آن بزرگوار مدّتى در بغداد و زمانى در حله و مدّتى هم در نجف ساكن بوده است. او وصيت كرد جنازهاش را به نجف ببرند و زير پاى والدينش دفن كنند تا به امر قرآن به تواضع در قبال والدين حياً و ميتاً عمل كرده باشد.
پيشتر ذكر شد كه اگر مرحوم سيد زيارت عاشوراى معروف را در اقبال ذكر نكرده است، بدين جهت بوده كه از ضايع شدن زيارات جلوگيرى كند، لذا فرموده در مصباح الزائر دو زيارت را آوردهام در اين كتاب هم دو زيارت ديگر را مىآورم. پس نياوردن زيارت عاشورا در اقبال دليل بر ضعف سند آن نيست و گفتار كسى كه آن را دليل بر ضعف سند
دانسته از مصاديق افترا و قلّت تتبع مىباشد.
نكته چهارم: زيارت عاشورا كه در حديث صفوان از امام صادق (ع) نقل شده از سنخ زيارات متداول نيست، بلكه همانگونه كه مرحوم حاجى نورى فرمودهاند از سنخ احاديث قدسى است. اين زيارت حماسه شيعه و از شعارهاى افتخار آميز است و طبق تجويز معصوم مىتوان هر روز آن را خواند تا «كلّ ارض كربلا وكلّ يوم عاشورا» ثابت شود.
اين زيارت همچنان كه پيشتر گفته شد داراى آداب و تشريفات خاصى است كه بايد قبل از زيارت انجام داد و نيز ادعيه و برنامههايى براى بعد از آن وارد شده كه بخشى از آنها نظير دعاى منقول از صفوان بن مهران جمّال را شيخ طوسى در كتاب «مصباح المتهجد» آورده است و در متون اصلى ديگر نيست.[1]
[1]- مصباح المتهجد: 777.
(4) اثبات اعتبار از راه قاعده تسامح در ادله سنن
قاعده تسامح در ادلّه سنن يكى از قواعد معتبر است كه پشتوانه آن روايات بسيار مىباشد. اين روايات را مرحوم صاحب وسائل در جلد اول، باب 18 از ابواب مقدمات عبادات، درج نموده است در يكى از اين روايات آمده است: «عن أبى عبدالله (ع) قال:
من بلغه شيء من
الثواب علي شيء من الخير فعمله كان له أجر ذلك و إن كان رسول الله (ص) لم يقله».
هركس به وسيله روايات معصومين (هرچند بدون سند) از ثواب عملى آگاه شود و آن عمل را به اميد آن پاداش و ثواب بهجا آورد، آن ثواب به او داده مىشود هر چند رسول الله آن را نگفته باشد (البته مقصود رواياتى است كه قطع به كذب آن نداشته باشيم).
در اينجا، بحث در اين است كه مفاد قاعده مزبور، حجيت سند ضعيف در مستحبات است كه بر اين اساس، قاعده بيانگر يك مسأله اصولى است يا قاعده در مقام اثبات استحباب است كه بر اين تقدير، مفاد آن، بيان يك قاعده فقهى است و يا اين كه قاعده فوق بيانگر اعطاى ثوابهاى مذكور مىباشد كه بر اين پايه، مفاد قاعده، ارشاد به حكم عقل است و مىتوان آن را از مسائل كلامى دانست.
در هر حال كسانى كه در مورد زيارت عاشورا از راه سند قانع نشوند، مىتوانند از اين قاعده كه مستنبط از احاديث كثيره است استفاده نمايند و از بركات آن زيارت بهرهمند شوند.
مرحوم علامه مجلسى در بحار الانوار فرموده است: رواياتى كه بيانگر ادويه و ادعيه مىباشند نياز به اسناد قوى ندارد،[1]اما اينكه كلام
[1]- بحارالانوار 30: 1.