ج) خواندن زيارت عاشورا براى پيدا شدن قالىهاى مسروقه
حدود پنجاه سال قبل مرحوم پدرم به دعوت جمعى از اهل كاشان براى امامت جماعت در يكى از مساجد آن شهر به كاشان هجرت كرد و در منزلى كه تدارك ديده بود با عائله مستقر شد. در رأس دعوت كنندگان ايشان مرد صالحى بود به نام حاج ماندعلى جهان آرائى. جمعى از قالى فروشان كه جاى
امنى براى انبار فرش نداشتند منزل آقاى جهان آرائى را مكانى امن مىدانستند و قالىهاى نفيس را در يك محوطه سر پوشيده كه بخشى از منزل اين مرد صالح بود به وديعه به او مىسپردند. در همان هفته اول ورود پدرم در كاشان، دزدان بخشى از قالىهاى امانتى و ملكى را با خراب كردن قسمتى از آن محوطه سرپوشيده به سرقت مىبرند.
بعضى از ياوه گويان هم اين جريان را به عنوان بدقدمى پدرم مربوط مىكردند. صاحبان قالىها هم نيروى انتظامى آن روز را در جريان قرار دادند، ولى با تمام فعاليتى كه انجام شد اثرى از قالىهاى مسروقه مشاهده نشد.
آقاى جهان آرائى به پدرم گفت آيا از طرق معنوى چيزى به خاطر داريد كه مؤثر باشد؟ پدرم پاسخ داد روز جمعه بالاى بام برود و زيارت عاشورا را به طور كامل بخواند و از خداوند مدد بطلبد. آن مرد صالح كه از اوتاد عصر خود بود به دستور پدرم عمل كرد آنچه به ياد دارم همان روز نزديك غروب جوانى براى به دست آوردن كبوترهاى چاهنشين به چاه مخروبه قناتى كه آب آن خشك شده بود مىرود و مىبيند ارتفاع چاه بسيار كم شده و زير پاى او هم اشياء نرم احساس مىشود، بعد از لحظاتى متوجه مىشود كه چاه انبار قالى شده، بدين
ترتيب آن جوان پليس را خبر كرد و معلوم شد كه سارقين قالىهاى مسروقه را به آن
چاه ريختهاند تا در فرصت مناسب به محل ديگر منتقل كنند.
د) دستور العمل مرحوم شاه آبادى
آيت الله شب زندهدار فرمودند: يكى از آقازادههاى مرحوم آيت الله شاه آبادى گفتند: پدرم يك روز از مردم گله كرده بود كه چرا حاضر نيستيد به راه بيفتيد (وترقى كنيد) چند نفر اظهار آمادگى كرده بودند، پدرم فرمود نماز را اول وقت بخوانيد و هر روز پس از پايان كار خمس درآمدتان را بدهيد و هر روز زيارت عاشورا بخوانيد.
يكى از آنان كه به اين دستور عمل كرده بود گفت روزى به مسجدى رفتم و به امام جماعت اقتدا كردم اما در بين نماز ديدم امام حاضر نيست و غايب است و باز ديدم حاضر است و دوباره غايب است پس از پايان نماز به او گفتم آقا من شما را در حال نماز چنين يافتم. فرمود راست است من امروز با همسرم بگو مگو داشتم و در حال نماز دوبار به خانه رفتم و با او دعوى كردم.[1]
خاتمه
الف) تأملى ديگر بر سند زيارت عاشورا
از آنچه تاكنون بحث شده مشخص گرديد:
الف- زيارت عاشوراى معروف از زياراتى است كه به عنوان يكى از بزرگترين ميراثهاى فرهنگى اماميه اثناعشريه مىباشد. قاطبه
[1]- روزنههايى از عالم غيب: 221.
علماى شيعه آن را محترم و به عنوان يك وسيله معنوى در ترسيم حق و باطل دانستهاند و در حل مشكلات به آن توسل مىجويند.
ب- اين زيارت در اصطلاح قدماء موثوق الصدور و صحيح دانسته شده و در اصطلاح متأخرين نيز بعضى از اسناد آن صحيح مىباشد.
ج- در كتاب كامل الزيارات اين زيارت با دو سند از امام باقر (ع) روايت شده است و طريق دوم آن قابل توجيه و تصحيح مىباشد، در مصباح الزائر نيز به چند طريق روايت شده است كه به گفته صاحب شفاء الصدور اين طرق يا صحيح است يا حسن.
د- از منابع مهم اين كتاب علاوه بر مصباح كبير و مصباح صغير از شيخ طوسى، كتاب مصباح الزائر از سيد بن طاووس و كتاب المزار الكبير از شيخ محمد مشهدى است كه اخيراً هر دو كتاب به چاپ رسيده و شايد منشأ بعضى از اشكالات از نداشتن اين دو كتاب به وجود آمده باشد.
ه-- نسخه خطى مصباح المتهجد، مشتمل بر تمام صد لعن و صد سلام مىباشد مگر نسخهاى كه مورد استفاده سيد بن طاووس بوده است، لذا سيد آن را از مصباح صغير شيخ استفاده كرده و اين امر مربوط به يك نسخه از
مجموع نسخ مىباشد و ملازمهاى با كذب ساير نسخه ها ندارد.
و- دعايى كه صفوان از امام صادق (ع) بعد از زيارت خوانده است، مربوط به آداب بعد از زيارت است و نه جزء آن، ولى اين دعا در برآمدن حاجات طبق روايت مؤثر مىباشد.
در هر حال بايد دانست كه مصباح كبير (مصباح المتهجد) و مصباح صغير هر دو از شيخ طوسى است و اين كه سيد مىگويد
بعضى از اين زيارت (زيارت عاشورا) در نسخه او وجود ندارد، وهنى به مصباح صغير وارد نمىكند، همچنان كه نقص يك نسخه خطى با وجود نقص در نسخه هاى ديگر ملازمه ندارد.
مرحوم شيخ دركتاب مصباح المتهجد اين زيارت را به دو طريق از امام باقر (ع) و به يك طريق از حضرت صادق (ع) نقل كرده است، طريق اول را محمد بن اسماعيل بن بزيع از صالح بن عقبه از پدرش عقبه از امام باقر (ع) نقل كرده است.
طريق شيخ به محمد بن اسماعيل بن بزيع در نهايت اتقان و صحت است و كسى در اين امر تشكيك ننموده است وثاقت محمد بن اسماعيل بن بزيع هم مورد اتفاق بزرگان مىباشد. اما صالح بن عقبه را مرحوم علامه در كتاب «خلاصه» تضعيف كرده و اورا غالى و كذّاب دانسته است.[1]
ليكن مرحوم مامقانى فرموده است كه كلام علامه برگرفته از رجال ابن غضائرى است (كه خود و كتابش از نظر وجود خارجى مشكوك است) و لذا بر تضعيفات او نبايد اعتماد كرد.[2]
علامه نامدار و مجتهد بزرگوار مرحوم وحيد بهبهانى اظهار داشتهاند كه تضعيفات ابن غضائرى ناشى از نقل رواياتى است كه حاكى از معجزات ائمه مىباشد، زيرا در آن زمان و اوضاع آشفته، امورى را كه امروزه جزو ضروريات مذهب است، غلو محسوب مىداشتند و راويان اينگونه معجزات را غالى مىناميدند.[3]
[1]- خلاصه: 360.
[2]- تنقيح المقال 193: 1؛ معجم رجال الحديث 102: 1.
[3]- همان.
نگارنده معتقد است كه علاوه بر اين، چند دليل بر وثاقت و حجيت قول صالح بن عقبه موجود است، از جمله:
1- اعتماد محمد بن اسماعيل به روايات او توثيق عملى است.
2- ذكر وى توسط نجاشى در كتاب فهرست دليل بر اعتبار او به عنوان يك مؤلف مىباشد، زيرا مرحوم نجاشى در مقدمه كتابش فرموده است كه من كسانى را مطرح مىكنم كه از سلف صالح مىباشند.
اين كلام مدح كلى كسانى است كه در فهرست مؤلفان شيعه (معروف به رجال نجاشى) مطرح مىباشند. از اينرو با توجه به اين مقدمه و قرائن ديگر، جمعى
را عقيده بر آن است كه سكوت نجاشى نسبت به جرح و تعديل دليل بر اين است كه نقطه ضعفى از او ملاحظه نشده است.
3- ذيل حديث ذكر شده است كه صالح بن عقبه همراه سيف بن عميره و علقمه در محضر امام بودند، علقمه بعد از آنكه امام از بيان آداب روز عاشورا فارغ شد، استدعاى تعليم زيارتى را كرده كه از راه دور و نزديك بتواند در روز عاشورا بخواند، بنابراين حلقه اخير حديث مشتمل بر سه نفر مىباشد كه از ميان آنان سيف توثيق شده است و با اين توضيحات سند زيارت معتبر خواهد بود.
بدين ترتيب مىتوان گفت ظاهر كلام اين است كه صالح بن عقبه و سيف از علقمه روايت كردهاند پس حلقه آخر منحصر به علقمه است، و بايد بررسى شود كه علقمه چه كسى است؟ اما در كتابهاى رجالى علقمه توثيق صريح نشده است و به اصطلاح مجهول مىباشد.
ولى در سند ديگرى كه مرحوم شيخ آورده است، مذكور است كه صفوان جمال با سيف بن عميره در كنار مرقد مطهر اميرالمؤمنين (ع)
بودند بعد از آنكه از زيارت حضرت امير (ع) فارغ شدند، صفوان گفت حضرت سيد الشهدا (حسين بن على) را هم از همين مكان رو به جانب كربلا زيارت كنيم و زيارت مرويه از امام باقر (ع) را كه توسط علقمه ذكر شد خواند. سپس دو ركعت نماز زيارت خواند و دعايى كه در واقع دعاى
صفوان مىباشد (در زبانها معروف شد به دعاى علقمه) قرائت كرد سيف مىگويد من به صفوان گفتم: زيارت عاشورا را علقمه از امام باقر (ع) براى ما نقل كرد و اين دعا را ذكر نكرد، صفوان گفت: من در خدمت امام صادق (ع) به اين مكان آمدم، امام صادق (ع) امام حسين (ع) را از اينجا به همان كيفيت كه بيان شد زيارت كرد و بعد از فرا غ از زيارت اين دعا را خواند.
از اين حكايت استنباط مىشود كه علقمه نزد صفوان مورد اعتماد بوده است، لذا خدشهاى بر او وارد نكرده است و زيارت منقول از امام باقر (ع) كه مروى علقمه بود، مورد عمل امام صادق (ع) قرار داد.
با اين توضيحات هم زيارت مصباح كبير تأييد مىشود و هم علقمه مورد اعتماد صفوان قرار مىگيرد و هم سند زيارت امام باقر (ع) كه شيخ در مصباح كبير نقل كرده است، معتبر شناخته مىشود. بايد افزود كه مرحوم حاجى نورى و عدهاى ديگر از بزرگان، اين زيارت را از احاديث قدسى محسوب مىنمايند، زيرا سلسله سند آن به خداوند تبارك و تعالى شأنه منتهى مىشود.
ب) پرسشهاى ديگر در مورد زيارت عاشورا
بهرغم آنچه تاكنون گفته شد، پرسشهاى ديگرى نيز مطرح است:
1- اگر كسى اجير شد يا نذر كرد كه زيارت عاشورا بخواند، آيا انجام آداب و دعاى بعد از آن لازم است يا خير؟
2- آيا اين زيارت را در شب هم مىتوان خواند يا مخصوص روز است؟
3- آيا خواندن صد لعن از باب تعدّد مطلوب است يا وحدت مطلوب؟
4- هرگاه كسى در مورد اعتبار سند آن به هر عذرى كه دارد قانع نشد، آيا مىتواند از راه قاعده تسامح در ادله سنن به آن اعتبار دهد يا خير؟
5- آيا وحدت مجلس در خواندن اين زيارت شرط است؟
6- مقتضاى احتياط براى كسى كه بخواهد به احتمالات اعتنا كند چيست؟
7- آيا غسل از شرايط اين زيارت است؟
8- در هرجا كه اين زيارت داراى اختلاف نسخه باشد، مقتضاى قاعده چيست؟
9- بعضى از بزرگان[1]جمله «وجاهدت» در صفات ظالمين را مورد ايراد قرار
داده و گفتهاند اين جمله محرّف (تحريف شده) مىباشد، جوابش چيست؟[2]
[1]- صاحب كتاب اخبار دخليه (ميرزا محمد تقى شوشترى) در آخر جلد سوم گفته «جاهد» مخصوص به نبرد است نه جنگ باطل و سپس گفته اين كلمه محرّف است و صحيح «حاربت» است و صاحب كتاب شفاء الصدور نوشته جهاد در خير و شرّ هردو استعمال مىشود.
[2]- در كامل الزيارات در حاشيه كتاب «جاحدت» كه به معنى انكار مىباشد مسطور است با اين فرض اشكال بر طرف مىگردد.
10- از جمله آدابى كه در مورد اين زيارت ذكر شده است، رفتن در صحرا يا بلندى است، آيا اين امر دخالت در صحت و ثواب دارد يا خير؟
11- مرحوم حاجى نورى فرموده است چندين زيارت عاشورا كه از معصوم نقل شده داريم، كسانى كه وقت خواندن زيارت عاشوراى معروف را ندارند، زيارت ديگرى را كه در كتاب مزار قديم آمده است، بخوانند اين نظريه تا چه حد قابل قبول است؟
12- نماز زيارت عاشورا را قبل از زيارت بايد خواند يا بعد از آن؟
13- در زيارت عاشوراى معروف خوانده مىشود «انّ هذا يومٌ تبرّكت به بنو امية»، حال اگر اين را در غير روز عاشورا بخوانيم، آيا خلاف واقع بر زبان جارى كردهايم يا قابل توجيه است؟
14- در اين زيارت وارد شده «اللهم العن بني امية قاطبة» با اين كه در بين بنى اميه بعضى از افراد شايسته و پيروان اهل بيت بودهاند، چگونه اين جمله را توجيه كنيم؟
15- در اختلاف بين نسخه مصباح شيخ با كامل الزيارات كدام بر ديگرى ترجيح دارد؟
البته طبق قواعدى كه از مشايخ والا مقام و فقهاى عظام دريافت نمودهايم، اكثر اين مسائل قابل توجيه مىباشد. از اينرو بحث تفصيلى آن به نوشتارى ديگر موكول مىشود.
گفتار دوم
گفتار دوم: يادآورى برخى نكات مهم
در اين گفتار، پارهاى از مطالب و مباحث مهم كه باقى مانده است در قالب هشت بند مورد بحث قرار مىگيرد: