برداشت صحيح باشد، نتيجه آن خروج هزاران حديث فقهى معتبر از صحنه فقاهت خواهد بود. بدين ترتيب، كار بر فقيهان دشوار و روند فقاهت دچار مشكل مهم خواهد شد، زيرا علم اجمالى حاصل مىشود كه براى احاديث موجود، مخصّص يا مقيد يا مفسّر و يا معارضى وجود داشته كه از صحنه خارج شده است و با وجود اين علم اجمالى، تمسك به احاديث موجود در امثال وسائل الشيعه ناروا ست. (چون از قبيل تمسك به عمومات در شبهات مفهومى و مصداقى مخصّص مىگردد و يا اخذ به يكى
از متعارضين بدون احراز مرجح مىباشد.)
بنابراين فقيهان تا سرحد عسر و حرج بايستى عمل به احتياط نمايند و در ظرف عسر و حرج ناشى از احتياط قائل به حجيت ظن انسدادى شوند و اين همان تغيير روند فقه است كه به آن اشاره شد.
ولى با توجه به نتيجه اين تحقيق مىتوان از اين دغدغه و نگرانى فارغ شد و داستان كتاب مدينه العلم را همانند اصول چهار صدگانه اصحاب ائمه (ع) دانست كه از فقدان آنها مشكلى ايجاد نمىشود؛ چون محتوى آنها به كتب اربعه و غيرآن منتقل گرديده است.
(5) آمار شهدا در واقعه كربلا
امام حسين (ع) در روز ترويه (هشتم ذيحجه) در حالىكه ديگران عازم عرفات بودند، با انجام عمره مفرده از احرام خارج و با اهل بيت و اصحاب خود راهى كوفه شد. در بين راه طبق نقل مرحوم سيد بن طاووس در ملهوف جمعى به طمع پست و مال به امام پيوستند. در منزل زباله كه خبر شهادت حضرت مسلم و هانى منتشر شد، امام
فرمود اوضاع دگرگون شده و آنچه واقع شده بود را اعلان نمود و افرادى كه به طمع دنيا در سپاه امام بودند به تدريج متفرق شدند.
در شب عاشورا آمار ماندهها بنا بر آنچه در بعضى كتابها آمده 72 تن بوده و تمام آنها به شهادت رسيدند. ولى مرحوم سيد بن طاووس مىفرمايد بر طبق روايتى كه از امام باقر (ع) نقل شده 145 سوار و 100 تن پياده ضبط گرديده است و همچنين مرحوم سيد نوشتهاند كه در شب عاشورا امام براى عبادت و خواندن قرآن و سفارشهاى نهايى به اصحاب و پيروان خود مهلت گرفت، زمزمه مناجات امام و اصحاب ايشان فضايى از نورانيت به وجود آورد كه 32 تن از لشكر عمر بن سعد جدا و به سپاه امام ملحق شدند. اينان به عنوان شهداى بى نام و نشان به شهادت رسيدند.[1]مرحوم مامقانى در كتاب تنقيح المقال نوشتهاند افرادى كه در ركاب امام حسين (ع) به شهادت رسيده و شناسايى شدهاند، بيش از صد نفر ضبط گرديدهاند.[2]
[1]- رجوع شود به كتاب لهوف (ملهوف) از سيد بن طاووس: 32 و 39 و 41.
[2]- صاحب تنقيح المقال در ج 1 بعد از آن كه از فهرست محتواى كتاب فارغ شده فوايدى را تذكر داده است. يكى از آن فوايد اين است كه از شهداى واقعه عاشورا بيش از صد تن با نام و نشان شناسايى شدهاند. در هر حال شهداى بنى هاشم در ارشاد شيخ مفيد در فصلى كه مربوط به شهداى بنى هاشم مىباشد 17 تن بوده (ص 333) و در فصل فرزندان امير المؤمنين دو تن ديگر اضافه كرده (يكى محمد اصغر و ديگر عبيدالله مىباشد) كه در مجموع با حضرت سيد الشهدا 20 تن مىشوند. در كتاب اعيان الشيعه نام 30 تن از شهدا مذكور است (اعيان الشيعه 610: 1) از ديدگاه روايات در حديث ربان بن شبيب و زيارت ناحيه مقدسه 17 تن و در روايت عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) سى نفر با موالى و غلامان ذكر شده است. اين اختلاف را مىتوان بر طرف نمود به اين كه آنچه در ارقام كمتر ذكر شده نظر به معروفين آنان است نه آمار كل.
در هر حال يكى از كتابهايى كه به زبان فارسى و با تحقيق كامل با تصحيح متون در دسترس مىباشد كتاب قمقام زخار و صمصام تبار از تأليفات فرهاد ميرزا فرزند عباس ميرزا نوه فتحعلى شاه قاجار است. به جلد دوم ص 280 آن كتاب رجوع شود.
نگارنده گويد: بر فراز كتيبهاى كه در محل دفن شهدا نصب شده نام صد تن از شهدا مىباشد و سماوى در كتاب ابصار العين شرح حال 113 شهيد را مذكور داشته است.
امّا آمار سپاه يزيدى در بعضى روايات سى هزار ياد شده است و بعضى مورخين چهار هزار و برخى ديگر شش هزار و عدهاى بيشتر گفتهاند. در تواريخ آمده كه عبيد الله بن زياد مردم كوفه را براى جنگ با امام بسيج كرد، ولى چون مردم در باطن راضى به اين كار نبودند از هر هزار تن بيش از دويست يا سيصد نفر باقى نمىماند و ديگران در دل شب فرار را بر قرار ترجيح مىدادند.[1]نگارنده گويد: مىتوان اين نقل را وجه جمع بين اخبار و اقوال دانست.
آمار شهداى بنى هاشم از كتاب اعيان الشيعه
مرحوم آيت الله سيد محسن امين در كتاب اعيان الشيعه شهداى بنى هاشم را 30 تن نام برده است، اين در حالى است كه مرحوم شيخ مفيد چنان كه ذكر شد در كتاب ارشاد آنان را 17 تن دانسته است و در زيارت ناحيه مقدسه هم 17 نفر مذكور است. اما اسامى شهدا بر اساس كتاب اعيان الشيعه بدين ترتيب است:
1- ابوبكر بن على (ع).
2- عمر بن على (ع).
[1]- بلاذرى كتاب انساب الاشراف: 179.
3- محمد الاصغر بن على (ع).
4- عبدالله بن على (ع).
5- عباس بن على (ع).
6- محمد بن عباس بن على (ع).
7- عبدالله بن عباس بن على (ع).
8- عبدالله الاصغر بن على (ع).
9- جعفر بن على (ع).
10- عثمان بن على (ع).
11- قاسم بن الحسن (ع).
12- ابوبكر بن الحسن (ع).
13- عبدالله بن الحسن (ع).
14- بشر بن الحسن (ع).
15- على بن الحسين الاكبر (ع).
16- عبدالله الرضيع بن حسين (ع).
17- ابراهيم بن حسين (ع).
18- محمد بن عبدالله بن جعفر.
19- عون بن عبدالله بن جعفر.
20- عبيدالله بن عبدالله بن جعفر.
21- مسلم بن عقيل بن ابى طالب.
22- جعفربن عقيل بن ابى طالب.
23- جعفر بن محمد بن عقيل بن ابى طالب.
24- عبد الرحمان بن عقيل بن ابى طالب.
25- عبد الله الاكبر بن عقيل بن ابى طالب.
26- عبد الله بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب.
27- عون بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب.
28- محمد بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب.
29- محمد بن ابى سعيد بن عقيل بن ابى طالب.
30- احمد بن محمد الهاشمى.
آمار شهداء بنى هاشم در كتاب ارشاد
شيخ بزرگوار مرحوم مفيد فرمودهاند از طائفه بنى هاشم در ركاب امام حسين (ع) 17 تن به شهادت رسيده اند:
1- عباس 2- عبد الله 3- حمزه 4- عثمان (مادر آنان ام البنين است) 5- عبدالله 6- ابوبكر بن على (مادر آنان ليلى دختر مسعود ثقفى است) 7- على 8- عبدالله (فرزندان امام حسين) 9- قاسم 10- ابوبكر 11- عبد الله (فرزندان امام حسن) 12- محمد 13- عون (فرزندان عبد الله بن جعفر) 14- عبدالله 15- جعفر 16- عبدالرحمان 17- محمد بن ابى سعيد از بنى عقيل.
در حديث ريان بن شبيب، حضرت رضا (ع) فرمود: «17 تن با امام حسين (ع) كشته شدند كه در عالم شبيه و نظير ندارند».[1]
(6) اسباب و اهداف نهضت عاشورا
مرحوم استاد شهيد آيت الله مطهرى در كتاب حماسه حسينى بحث مفصّلى درباره اسباب نهضت حسينى نموده و از عهده آن به خوبى بر آمدهاند، تحليل ايشان سر آمد تحليل ديگران مىباشد.
[1]- نفس المهموم از منشورات مكتبه بصيرتى در قم تاريخ چاپ 1405 ق.
ايشان اسباب قيام سيد الشهداء ابو عبد الله الحسين (ع) را چند امر دانسته است: 1- ترك بيعت 2- پاسخ به دعوت كوفيان براى تشكيل حكومت 3- امربه معروف و نهى از منكر 4- اصلاح امت و احياى سنت جد و پدر كه تماماً در كلمات امام مذكور است.
ولى جملهاى كه حضرت صادق (ع) در زيارت اربعين فرمودهاند به صورت شفاف و عاملى مستقل در كلام و تحليل ايشان ذكر نشده است، و آن چنين است:
«بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الضلاله وحيرة الجهالة»؛
جدم حسين (ع) خون خود را باكمال اخلاص نثار كرد تا امّت اسلامى را از باتلاق گمراهى و نادانى نجات دهد.
در اين جمله امام را به عنوان فدايى براى رهايى امت اسلامى از
وادى گمراهى و باتلاق سرگردانى معرفى كرده است، آن هم در راه خدا و براى خدا.
از اين عامل مهم مىتوان به عنوان شهادت طلبى و فداكارى تا بستر شهادت براى حفظ دين و نجات بشريت نام برد.
فداكارى براى اين هدف عالى امام حسين را محبوب دلها و معشوق انسانها چه مسلمان و چه غير مسلمان قرار داده و نمايش حادثه كربلا را تا ابد پرجاذبهترين حماسه گردانيده است. فداكارى و شهادت طلبى امام كه توأم با مهندسى دقيق و طراحى عميق انجام شد اسلام را حسينى البقاء و امام را سفينه نجات و مصباح رهايى از ظلمات قرار داده است. توجه به اين عامل و هدف منشأ انتزاع
«إن كان دين محمد لم يستقم الّا بقتلي فيا سيوف خذيني»
و يا
«كلّ ارض كربلا وكلّ يوم عاشورا»
گرديد.
امام در اين نهضت اسلام مدوّن را مبدل به اسلام مجسّم نمود. ارزشهاى معنوى، اخلاقى و فقهى را براى آزادگان جهان و فقيهان و انديشمندان معين كرد.
مطلب ديگرى كه بايد تذكر داده شود اين است كه امام در بستر عهد شكنى و بىوفايى كوفيان و در مبارزه با سپاه يزيد، روش مبارزه را به گونهاى بس حكيمانه انتخاب كرد.
مارمين آلمانى در ارزيابى و تحليل روش امام حسين نوشته است: امام حسين
در ساعات پايانى جنگ با كوفيان كارى كرد كه فلاسفه جهان را متحير ساخت و آن آوردن كودك خردسال خود به ميدان جنگ و مطالبه آب (كه از مباحات اوليه فقه اسلام است) براى ادامه حيات آن كودك بود. اين عمل امام آنچنان مؤثر بود كه سپاه مخالف را در بلواى جنگ منقلب كرد و نزديك بود بخش عظيمى از سپاه، جنگ را رها و كربلا را ترك نمايند. كوفيان به دستور عمر بن سعد به جاى آب جواب امام را با تير سهشعبهاى كه به گلوى آن معصوم مظلوم اصابت كرد، دادند. آنان با اين اقدام ظالمانه، خود را چنان رسوا كردند كه به هيچ وجه قابل توجيه نخواهد بود.
يعقوبى مىنويسد در روز عاشورا در وداع واپسين، طفل ديگرى را كه همان روز متولد شده بود براى خواندن اذان و اقامه به گوشش كه يك سنت اسلامى است به دست امام دادند. مع الاسف قبل از اتمام اذان و اقامه او را هم هدف تير قرار دادند.
اين دو مورد هم پرونده عملكرد امام (ع) را به بهترين خاتمها ختم و بنى اميه را تا ابد منفور و مظلومان كربلا را محبوب آزادگان جهان قرار داد.
اثر زودهنگام فداكارى امام و يارانش اين شد كه هنگام غارت كردن خيمهها، همسر يكى از افسران يزيدى از مشاهده اين اوضاع بىتاب شد و عمود خيمهاى را از جا درآورد و با
شعار يا لثارات الحسين به يزيديان حمله كرد. اين عَلَم و شعار آنچنان برقرار ماند كه در مدّت كوتاهى حكومت اموى را نابود و خون را بر شمشير پيروز گردانيد و براى ابد راه مبارزه حق و باطل و تكليف مسلمانان را روشن كرد.
البته در اينجا مسأله علم امام و بعضى از شبهات مطرح مىشود كه از پرداختن به آن براى رعايت اختصار صرفنظر مىشود و طالبان آن را به كتاب گران سنگ «چهل حديث حسينى» اثر مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد ارباب قمى و كتاب «علم امام» اثر مرحوم آيت الله سيد عبد الحسين لارى به نام «معارف سلمانى» كه توسط مرحوم شهيد آيت الله قاضى امام جمعه تبريز ترجمه گرديده است، احاله مىدهم.
ليكن به اجمال مىتوان گفت كه امام انسان كاملى است كه به احكام شرعى و موضوعات آن به علم لدنى آگاه مىباشد و بر اين علم و آگاهى صدها روايت وارد شده است. مفاد اين اخبار چنين است كه امام عالم به ما كان و ما يكون و آگاه بر زمين و آسمان به اذن خدا و حول و قوه الهى است.
درباره حل اين شبهات در بعضى از اين روايات به «قاعده بدا» اشاره شده است كه از مختصات عقايد شيعيان است و با وقوف به اين قاعده اشكالات بر طرف و قيام انبياء و اوصياء توجيه عقلانى مىگردد.
مطلب ديگرى كه ذكرآن لازم است، اين است كه تمام نهضتهايى كه شيعيان در طول تاريخ انجام دادهاند و با نبود امكانات