26- عبد الله بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب.
27- عون بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب.
28- محمد بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب.
29- محمد بن ابى سعيد بن عقيل بن ابى طالب.
30- احمد بن محمد الهاشمى.
آمار شهداء بنى هاشم در كتاب ارشاد
شيخ بزرگوار مرحوم مفيد فرمودهاند از طائفه بنى هاشم در ركاب امام حسين (ع) 17 تن به شهادت رسيده اند:
1- عباس 2- عبد الله 3- حمزه 4- عثمان (مادر آنان ام البنين است) 5- عبدالله 6- ابوبكر بن على (مادر آنان ليلى دختر مسعود ثقفى است) 7- على 8- عبدالله (فرزندان امام حسين) 9- قاسم 10- ابوبكر 11- عبد الله (فرزندان امام حسن) 12- محمد 13- عون (فرزندان عبد الله بن جعفر) 14- عبدالله 15- جعفر 16- عبدالرحمان 17- محمد بن ابى سعيد از بنى عقيل.
در حديث ريان بن شبيب، حضرت رضا (ع) فرمود: «17 تن با امام حسين (ع) كشته شدند كه در عالم شبيه و نظير ندارند».[1]
(6) اسباب و اهداف نهضت عاشورا
مرحوم استاد شهيد آيت الله مطهرى در كتاب حماسه حسينى بحث مفصّلى درباره اسباب نهضت حسينى نموده و از عهده آن به خوبى بر آمدهاند، تحليل ايشان سر آمد تحليل ديگران مىباشد.
[1]- نفس المهموم از منشورات مكتبه بصيرتى در قم تاريخ چاپ 1405 ق.
ايشان اسباب قيام سيد الشهداء ابو عبد الله الحسين (ع) را چند امر دانسته است: 1- ترك بيعت 2- پاسخ به دعوت كوفيان براى تشكيل حكومت 3- امربه معروف و نهى از منكر 4- اصلاح امت و احياى سنت جد و پدر كه تماماً در كلمات امام مذكور است.
ولى جملهاى كه حضرت صادق (ع) در زيارت اربعين فرمودهاند به صورت شفاف و عاملى مستقل در كلام و تحليل ايشان ذكر نشده است، و آن چنين است:
«بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الضلاله وحيرة الجهالة»؛
جدم حسين (ع) خون خود را باكمال اخلاص نثار كرد تا امّت اسلامى را از باتلاق گمراهى و نادانى نجات دهد.
در اين جمله امام را به عنوان فدايى براى رهايى امت اسلامى از
وادى گمراهى و باتلاق سرگردانى معرفى كرده است، آن هم در راه خدا و براى خدا.
از اين عامل مهم مىتوان به عنوان شهادت طلبى و فداكارى تا بستر شهادت براى حفظ دين و نجات بشريت نام برد.
فداكارى براى اين هدف عالى امام حسين را محبوب دلها و معشوق انسانها چه مسلمان و چه غير مسلمان قرار داده و نمايش حادثه كربلا را تا ابد پرجاذبهترين حماسه گردانيده است. فداكارى و شهادت طلبى امام كه توأم با مهندسى دقيق و طراحى عميق انجام شد اسلام را حسينى البقاء و امام را سفينه نجات و مصباح رهايى از ظلمات قرار داده است. توجه به اين عامل و هدف منشأ انتزاع
«إن كان دين محمد لم يستقم الّا بقتلي فيا سيوف خذيني»
و يا
«كلّ ارض كربلا وكلّ يوم عاشورا»
گرديد.
امام در اين نهضت اسلام مدوّن را مبدل به اسلام مجسّم نمود. ارزشهاى معنوى، اخلاقى و فقهى را براى آزادگان جهان و فقيهان و انديشمندان معين كرد.
مطلب ديگرى كه بايد تذكر داده شود اين است كه امام در بستر عهد شكنى و بىوفايى كوفيان و در مبارزه با سپاه يزيد، روش مبارزه را به گونهاى بس حكيمانه انتخاب كرد.
مارمين آلمانى در ارزيابى و تحليل روش امام حسين نوشته است: امام حسين
در ساعات پايانى جنگ با كوفيان كارى كرد كه فلاسفه جهان را متحير ساخت و آن آوردن كودك خردسال خود به ميدان جنگ و مطالبه آب (كه از مباحات اوليه فقه اسلام است) براى ادامه حيات آن كودك بود. اين عمل امام آنچنان مؤثر بود كه سپاه مخالف را در بلواى جنگ منقلب كرد و نزديك بود بخش عظيمى از سپاه، جنگ را رها و كربلا را ترك نمايند. كوفيان به دستور عمر بن سعد به جاى آب جواب امام را با تير سهشعبهاى كه به گلوى آن معصوم مظلوم اصابت كرد، دادند. آنان با اين اقدام ظالمانه، خود را چنان رسوا كردند كه به هيچ وجه قابل توجيه نخواهد بود.
يعقوبى مىنويسد در روز عاشورا در وداع واپسين، طفل ديگرى را كه همان روز متولد شده بود براى خواندن اذان و اقامه به گوشش كه يك سنت اسلامى است به دست امام دادند. مع الاسف قبل از اتمام اذان و اقامه او را هم هدف تير قرار دادند.
اين دو مورد هم پرونده عملكرد امام (ع) را به بهترين خاتمها ختم و بنى اميه را تا ابد منفور و مظلومان كربلا را محبوب آزادگان جهان قرار داد.
اثر زودهنگام فداكارى امام و يارانش اين شد كه هنگام غارت كردن خيمهها، همسر يكى از افسران يزيدى از مشاهده اين اوضاع بىتاب شد و عمود خيمهاى را از جا درآورد و با
شعار يا لثارات الحسين به يزيديان حمله كرد. اين عَلَم و شعار آنچنان برقرار ماند كه در مدّت كوتاهى حكومت اموى را نابود و خون را بر شمشير پيروز گردانيد و براى ابد راه مبارزه حق و باطل و تكليف مسلمانان را روشن كرد.
البته در اينجا مسأله علم امام و بعضى از شبهات مطرح مىشود كه از پرداختن به آن براى رعايت اختصار صرفنظر مىشود و طالبان آن را به كتاب گران سنگ «چهل حديث حسينى» اثر مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد ارباب قمى و كتاب «علم امام» اثر مرحوم آيت الله سيد عبد الحسين لارى به نام «معارف سلمانى» كه توسط مرحوم شهيد آيت الله قاضى امام جمعه تبريز ترجمه گرديده است، احاله مىدهم.
ليكن به اجمال مىتوان گفت كه امام انسان كاملى است كه به احكام شرعى و موضوعات آن به علم لدنى آگاه مىباشد و بر اين علم و آگاهى صدها روايت وارد شده است. مفاد اين اخبار چنين است كه امام عالم به ما كان و ما يكون و آگاه بر زمين و آسمان به اذن خدا و حول و قوه الهى است.
درباره حل اين شبهات در بعضى از اين روايات به «قاعده بدا» اشاره شده است كه از مختصات عقايد شيعيان است و با وقوف به اين قاعده اشكالات بر طرف و قيام انبياء و اوصياء توجيه عقلانى مىگردد.
مطلب ديگرى كه ذكرآن لازم است، اين است كه تمام نهضتهايى كه شيعيان در طول تاريخ انجام دادهاند و با نبود امكانات
در مقابل بزرگترين قدرتهاى طاغوتى ايستادهاند از جمله انقلاب اسلامى ايران، از قيام خونين شهيدان كربلا نشأت گرفته است. حماسههاى حسينى كه در قالب زيارات به ويژه زيارت عاشورا شعار هر روز و هر شب شيعه گرديده براى آن است كه واقعه كربلا هميشه مدّ نظر باشد و به فراموشى سپرده نشود.
(7) مشروعيت زيارت اهل قبور
ممكن است اين شبهه مطرح شود كه آيا زيارت اهل قبور مشروعيت دارد؟
درباره زيارت اهل قبور مرحوم سيد محسن امين عاملى علاوه بر عمومات و اطلاقات لفظى به سيره نبى اكرم (ص) و اهل بيت معصومين (ع) و امثال سلمان فارسى كه تالى تلو معصوم مىباشد، تمسك كرده است. ايشان رواياتى را از سنن ابن ماجه و صحيح مسلم و سنن سنائى مرقوم داشته كه محتواى آن زيارت پيامبر از شهداى احد و قبور اصحاب و قبر مادرش حضرت آمنه و ديگران مىباشد و اين سيره مسلم و مستمر است و اجماع اهل بيت (ع) بر آن دلالت دارد و كسى در اين باره مخالفت نكرده است، مگر محمد بن عبد الوهاب بنيان گذار فتنه وهابيت.
(8) لزوم مأثور بودن زيارت عاشورا
علامه ابوالحسن شعرانى در رساله «درايه الحديث» شيوهاى را اتخاذ كرده كه حاج ملا هاشم خراسانى خلاصه آن را در مقدمه كتاب «منتخب التواريخ» درج نموده است. ايشان بيان كرده كه در ادعيه و
زيارات نياز به سند مأثور و صدور از معصوم (ع) نداريم، زيرا با وجود اطلاقات و عمومات ادعيه و زيارات، خبرگان فن مىتوانند طبق شؤون ائمه آنها را توصيف و طبق عمومات ادعيه، دعاهايى را كه وارد نيست، بسازند. مانند دعاى توسل كه از منشآت مرحوم خواجه نصير الدين طوسى است و مثل زيارت فاطمه زهرا كه از منشآت مرحوم شيخ صدوق است. همچنين دعاى صباح در زيارت حضرت فاطمه زهرا (س) كه از بعضى علماست.[1]
نگارنده گويد: كلام ايشان فى الجمله مورد تأييد است، امّا نمىتوان به طور كلى آن را قبول كرد. از آنجا كه تعيين ثواب براى دعاى خاص و زيارات مخصوص وارد شده، دليلى روايى لازم دارد و نيز هرگاه خواندن فرازهايى از زيارت در محل خاص مذكور باشد، مثل خواندن بخشى از زيارت حضرت رضا (ع) در بالاى سر و بخشى از آن در پايين سر دليل خاص مىطلبد.
اين جانب زمانى به استاد بزرگوارم مرحوم آيت الله شيخ مرتضى حائرى عرض كردم يكى از آقايان مى گفت ثواب بعضى از شعارها در حال احرام بيشتر از ثواب تلبيه مىباشد، ايشان فرمود: «تعيين ثواب نياز به وحى دارد».
آنچه مىتوان گفت، جواز زيارات و ادعيه براى عارف به كلام و آگاه به ابعاد اسلام در حد رفتار و گفتار جابر بن عبدالله در زيارت اربعين است كه تماماً داراى مدارك كلى مىباشد. ايشان اولين زائر
[1]- ملا محمد هاشم خراسانى «منتخب التواريخ» با تصحيح و مقدمه ميرزا ابوالحسن شعرانى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، چاپ سوم 1347.
قبر مطهر امام حسين است كه در اربعين سال اول به كربلا آمد و همراه ميزبان خود عطا ابتدا در «شريعه فرات» غسل زيارت كرد و لباس نظيف پوشيد و بعد با خضوع به طرف قبر مطهر حركت كرد و امام را مخاطب نموده و جملاتى كه در آن زيارت هست بر زبان جارى كرد. عماد الدين طبرى از رجال ثقات آنرا در كتاب «بشاره المصطفى» ذكر كرده است.
نكته ديگر اين كه، صاحب روضات الجنات نقل كرده است سيد بن طاووس از فصاحت بسيار برخوردار بوده است، تا حدى كه كلام او تالى تلو كلام معصوم مىباشد، او در مواردى كه احساس خلأ مىكرد خود را موظف به انشاء دعا و زيارت مىدانست.
ليكن اين شيوه درباره زيارت عاشورا امكان پذير نيست، بلكه نياز
به نص و دستور معصوم (ع) دارد، زيرا در مورد اين زيارت ثوابها و آثارى وارد شده و نيز برخى از فقها به استناد آن و بر مبناى قابل اعتماد بودن سند آن، روزه در روز عاشورا را حرام دانستهاند.[1]علاوه بر اين، تعيين عدد صد لعن و صد سلام و خواندن بخشى از آن به صورت سجده، نياز به دليل دارد.
البته، اصل لعن بر ظالمين و سلام بر مجاهدين و تبرّى از دشمنان دين و تولاى ائمه دين، مطالبى است كه با اجماع شيعه و همچنين جواز لعن بر يزيد و معاويه و آل ابى سفيان و شمر و ابن زياد كه تماماً
[1]- مانند استاد معظم حضرت آيت الله وحيد خراسانى كه در درس خود بر اساس «المزار الكبير» ابن مشهدى سند آن را صحيح انگاشته و به حرمت اين روزه قائل گرديد.
دخيل در واقعه كربلا و به شهادت رسانيدن سيد الشهداء بودند، جزء مسلمات تاريخ قطعى است و نيازى به سند ندارد.[1]
مطلب ديگرى كه در بعضى از زيارات قابل قبول است، تلفيق مأثور به غير مأثور مىباشد. اين مطلب را علامه مجلسى نسبت به زيارت ناحيه مقدسه فرموده
است. ايشان اين زيارت را با تفصيل و آداب نقل كرده و سپس نگاشته است: تمام اين زيارت از ناحيه مقدسه صادر نشده، بلكه بخشى از آن را سيد مرتضى انشاء نموده است.[2]
بنا بر اين مىتوان گفت آداب زيارت حضرت رضا (ع) از حين خروج از منزل تا ورود در حرم از منشآت مرحوم محمد بن حسن بن وليد مىباشد كه بر طبق عمومات انشا نموده، امّا نسبت به زيارت حضرت زهرا (س) اگرچه مرحوم صدوق در كتاب «من لا يحضره الفقيه» فرموده: «چون زيارتى دربارهى حضرت سيده نساء نيافتم، اين زيارت را در حال غسل خواندم تا خود و ديگران از فضل زيارت ايشان محروم نشويم»، ولى اين زيارت را شيخ طوسى به عنوان روايت در «مصباح المتهجد» آورده است، از اينرو، مىتوان گفت كه مقصود مرحوم صدوق از نيافتن زيارت روايى، فقدان زيارتى است كه به طريق روايات معتبر به ايشان رسيده باشد.
[1]- البته آن چه گفته شد نسبت به متن زيارت عاشوراى غير معروفه كه مرحوم محدث قمى در كتاب مفاتيح الجنان به پيروى از استادش مرحوم حاجى نورى از مزار قديم (كه تا به حال از چاپ آن اطلاعى ندارم) آورده، قابل توجيه است.
[2]- محمد باقر، علامه مجلسى، بحار الانوار، تهران، مكتبه اسلاميه، ج 101، ص 276.