و مال و عِرض انسان در برابر دشمنان متعصّب و لجوج به خطر مىافتد، بىآنكه نتيجهاى داشته باشد، در چنين مواردى نبايد بيهوده افراد را به خطر انداخت و نيروها را از دست داد؛ بلكه بايد آن را براى مواقع لزوم حفظ كرد، به همين دليل در حديث معروف امام صادق عليه السلام مىخوانيم:«التَّقِيَّةُ تُرْسُ الْمُؤمِنِ؛تقيّه سپر دفاعى مؤمن است».[1]
تعبير به «تُرس» (سپر) تعبير لطيفى است كه نشان مىدهد تقيّه يك وسيله دفاعى در مقابل دشمنان است.
داستان تقيّه كردن «عمّار ياسر» در برابر مشركان و صحّه نهادن بر آن از سوى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله معروف است.[2]
استتار سربازان و سلاحها در ميدانهاى جنگ، مخفى نگهداشتن اسرار جنگى و غير آن از دشمنان و امثال اينها، همه نوعى تقيّه در زندگى انسانها محسوب مىشود؛ و در مجموع، تقيّه يعنى «كتمان» در جايى كه اظهار كردن موجب خطر و ضررى است بى آنكه فايدهاى در بر داشته باشد. اين يك حكم عقلى و شرعى است كه نه تنها شيعه بلكه همه مسلمين جهان بلكه همه عقلاى عالم، در موارد لزوم به آن عمل مىكنند.
با اين حال شگفتآور است كه بعضى اعتقاد به تقيّه را مخصوص شيعه و پيروان مكتب اهل بيت دانسته و آن را به صورت يكى از ايرادهاى عمده بر آنها درآوردهاند، در حالى كه مسأله روشنى است، هم ريشه در
[1]. وسائل، جلد 11، صفحه 461، حديث 6، باب 24. در بعضى از احاديث تعبير «تُرْسُ اللَّهِ فِى الارْضِ؛ سپر الهى در زمين» شده است
[2]. اين حديث را بسيارى از مفسّران و مورّخان و ارباب حديث، در كتابهاى معروف خود آوردهاند از جمله واحدى در اسباب النّزول، طبرى، قرطبى، زمخشرى، فخر رازى، بيضاوى و نيشابورى هر كدام در تفسير خود (ذيل آيه 106 نحل) آوردهاند
قرآن مجيد دارد و هم در احاديث اسلامى و سيره ياران پيامبر صلى الله عليه و آله و هم برنامههاى تمام عقلاى جهان.
67- در كجا تقيّه حرام است
ما معتقديم:دليل اصلى اين سوء تفاهمها عدم آگاهى كافى از عقايد شيعه و يا گرفتن عقايد آنها از دشمنان آنهاست، و تصوّر مىكنيم با توضيحى كه در بالا آمد مسأله كاملًا روشن شده باشد.
البته نمىتوان انكار كرد كه در بعضى از موارد تقيّه كردن حرام است و آن در جايى است كه اساس دين و اسلام و قرآن، يا نظامهاى اسلامى به خطر بيفتد، در چنين مواردى بايد عقايد را اظهار نمود هر چند انسان قربانى اظهار عقيدهاش شود، و معتقديم قيام امام حسين عليه السلام در عاشورا و كربلا، درست در راستاى همين هدف بود، چرا كه حكّام بنىاميّه اساس اسلام را به خطر افكنده بودند، و قيام امام حسين عليه السلام پرده از كار آنها برداشت، و جلو خطر را گرفت.
68- عبادات اسلامى
ما به تمام عباداتى كه قرآن و سنّت بر آن تأكيد نهاده است، معتقد و پايبنديم، مانند نمازهاى پنجگانه روزانه كه مهمترين رابطه خلق با خالق است، و روزه ماه مبارك رمضان كه بهترين وسيله براى تقويت ايمان و تزكيه نفس و تقوى، و مبارزه با هوىپرستى است.
ما حجّ خانه خدا را كه وسيله مؤثّرى براى تقوا و تحكيم علقههاى
مودّت و سبب عزّت مسلمين است يك بار در عمر براى افراد مستطيع واجب مىدانيم و زكات مال و خمس و امر به معروف و نهى از منكر و جهاد در برابر مهاجمين به اسلام و مسلمين را نيز از واجبات مسلم مىشمريم.
هر چند در جزئيّات اين امور، تفاوتهايى ميان ما و بعضى ديگر از فِرَق مسلمين وجود دارد همان گونه كه مذاهب چهارگانه اهل سنّت نيز در احكام عبادات و غير آن تفاوتهايى با هم دارند.
69- جمع ميان نمازها
از جمله اين كهما معتقديم:جمع ميان نمازهاى ظهر و عصر يا نماز مغرب و عشا در يك وقت مانعى ندارد (هر چند جدا خواندن آنها را افضل و بهتر مىدانيم) ومعتقديماجازه جمع از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله براى ملاحظه حال اشخاصى كه در زحمتند داده شده است.
در صحيح «ترمذى» از ابنعبّاس چنين نقل شده:«جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله بَيْنَ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ، وَ بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشاءِ بِالْمَدينَةِ مِنْ غَيْرِ خَوْفٍ وَلا مَطَرٍ، قالَ فَقيلَ لِابْنِ عَبّاسِ ما ارادَ بِذِلكَ؟ قالَ ارادَ انْ لا يُحْرِجَ امَّته؛پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در شهر مدينه بين نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا جمع كرد در حالى كه نه ترسى بود و نه بارانى، از ابن عبّاس پرسيدند: منظور حضرت از اين كار چه بود؟ گفت: براى اين بود كه امّت خود را به زحمت نيفكند (يعنى در مواردى كه جدا ساختن موجب زحمتى
شود، از اين ترخيص استفاده كنند)».[1]
مخصوصاً در عصر و زمان ما كه زندگى اجتماعى به ويژه در كارخانهها و مراكز فعّال صنعتى شكل پيچيدهاى به خود گرفته و مقيّد بودن به پنج وقت جداگانه نماز سبب شده كه بعضى نماز را بكلّى ترك كنند، استفاده از اين ترخيص كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده مىتواند سبب پايدارى بيشتر در امر نماز شود-/ دقّت كنيد.
70- سجده بر خاك
ما معتقديم:به هنگام سجده نماز، بايد بر خاك يا ساير اجزاى زمين سجده كرد يا بر چيزهايى كه از زمين مىرويد، مانند برگ و چوب درختان و تمام گياهان (به استثناى آنچه خوردنى يا پوشيدنى است).
بنابراين سجده كردن بر فرش را مجاز نمىدانيم، مخصوصاً خاك را بر همه چيز جهت سجده كردن ترجيح مىدهيم، لذا براى آسان شدن كار، بسيارى از شيعيان قطعهاى از خاك تميز را كه قالبگيرى شده با خود همراه دارند كه نام آن را مُهر مىنهند و بر آن سجده مىكنند كه هم پاك است و هم خاك.
مستند ما در اين امر حديث معروف پيامبر صلى الله عليه و آله«جُعِلَتْ لِىَ الارْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً»است، ما «مسجد» را در اين حديث به معنى «محل سجده» مىدانيم.
[1]. سنن ترمذى، جلد 1، صفحه 354، باب 138-/ سنن بيهقى، جلد 3، صفحه 167
اين حديث در غالب كتب صحاح و غير آن نقل شده است.[1]
ممكن است گفته شود منظور از «مسجد» در اين حديث «محل سجده» نيست، بلكه جايگاه نماز، در مقابل كسانى كه نماز را فقط در محلّ معيّنى مىخواندند، ولى با توجّه به اينكه سخن از «طهور» يعنى «خاك تيمّم» در اين جا به ميان آمده روشن مىشود كه منظور از آن «محل سجده» است، يعنى خاك زمين هم «طهور» است و هم «محل سجده».
بعلاوه احاديث زيادى نيز از ائمه اهلبيت عليهم السلام به ما رسيده كه محل سجده را خاك و سنگ و مانند آن معرّفى مىكند.
71- زيارت قبور پيامبران و امامان
ما معتقديم:زيارت قبر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان اهل بيت عليهم السلام و بزرگان از علما و دانشمندان و شهداى راه خدا از مستحبّات مؤكّد است.
در كتب علماى اهل سنّت، روايات بىشمارى درباره زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده، همان گونه كه در كتب علماى شيعه نيز اين معنى آمده است، و هر گاه اين روايات جمعآورى شود، كتاب مستقلّى را تشكيل مىدهد.[2]
[1]. از جمله «بخارى» در صحيح خود از «جابربن عبداللَّه انصارى» در باب التّيمم (جلد 1، صفحه 91) و همچنين نسائى در صحيح خود نيز از «جابربن عبداللَّه» در باب التيمّم بالصعيد ذكر كرده، در مسند احمد از ابن عبّاس نيز نقل شده است (جلد 1، صفحه 301) و در منابع شيعه نيز از طرق مختلف از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است
[2]. براى آگاهى از اين روايات و همچنين كلمات بزرگان و حالات آنها در زمينه «زيارت» به كتاب الغدير، جلد 5، صفحه 93 تا 207 مراجعه شود
در تمام طول تاريخ علماى بزرگ اسلام و تمام قشرهاى مردم، به اين كار اهميّت مىدادند، و كتابها پر است از شرح حالات كسانى كه به زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله يا ساير قبور بزرگان مىرفتند[1]و در مجموع مىتوان گفت اين مسأله از مسائل مورد اتّفاق و اجماع همه مسلمين است.
بديهى است هيچ كس «زيارت» را با «عبادت» نبايد اشتباه كند، عبادت و پرستش مخصوص خداست، و منظور از زيارت احترام و بزرگداشت بزرگان اسلام و طلب شفاعت از آنها در پيشگاه خدا مىباشد، حتّى در روايات آمده كه شخص پيامبر صلى الله عليه و آله گاه به زيارت اهل قبور مىرفت و در بقيع مىآمد و بر آنها سلام و درود مىفرستاد.[2]
بنابراين هيچ كس نبايد و نمىتواند در مشروعيّت اين كار از نظر فقه اسلام ترديدى به خود راه بدهد.
72- مراسم سوگوارى و فلسفه آن
ما معتقديم:مسأله سوگوارى و عزادارى براى شهداى اسلام مخصوصاً «شهداى كربلا» سبب زنده ماندن ياد آنها و خاطره فداكارىهاى آنان در راه بقاى اسلام است، به همين دليل در مقاطع مختلفى مخصوصاً ايّام عاشورا (ده روز آغاز محرّم) كه مصادف است با شهادت
[1]. براى آگاهى از اين روايات و همچنين از كلمات بزرگان و حالات آنها در زمينه «زيارت» به مدرك سابقمراجعه شود
[2]. اين روايات را در صحيح مسلم و ابوداود و نسايى و مسند احمد و صحيح ترمذى و سنن بيهقى مىتوان مطالعه كرد
حسينبن على عليه السلام سيّد جوانان اهل بهشت[1]فرزند اميرمؤمنان على عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام دخت گرامى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، مراسم عزادارى را برپا مىداريم، تاريخ زندگى آنها و رشادتهايشان را تحليل مىكنيم و از اهداف آنها سخن مىگوييم و بر ارواح پاك آنان درود مىفرستيم.
ما معتقديم:كه بنىاميّه، حكومت خطرناكى را تشكيل داده بودند، بسيارى از سنن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را تغيير داده و كمر بر محو ارزشهاى اسلامى بسته بودند.
حسينبن على عليه السلام در سال 61 هجرى بر ضدّ يزيد كه مردى بسيار آلوده به گناه و سبكسر و بيگانه از اسلام بود، و متأسّفانه بر كرسى خلافت اسلامى تكيه زده بود، قيام كرد، هر چند او و تمام يارانش در عراق در سرزمين كربلا شهيد شدند و زنان خانوادهاش اسير گشتند، ولى خون آنها هيجان عجيبى در تمام مسلمانان آن زمان به وجود آورد، قيامها يكى بعد از ديگرى بر ضدّ بنىاميّه آغاز شد و ضربات كوبنده بر پايههاى كاخ ظلم و بيدادگرى آنان وارد آمد، و سرانجام طومار زندگى كثيفشان پيچيده شد، و جالب اينكه تمام قيامهايى كه بعد از واقعه عاشورا بر ضدّ حكومت بنىاميّه صورت گرفت تحت عنوان الرّضا لآل محمّد و يا لثارات الحسين بود، و بعضى از اين شعارها حتّى در دوران حكومتهاى خودكامه بنىعبّاس نيز ادامه
[1]. حديث «الحسن و الحسين سيّداشباب اهل الجنّة؛ حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشتند» در صحيحترمذى از ابوسعيد خدرى و حذيفه (جلد 2، صفحه 306 و 307) و صحيح ابنماجه در باب فضائل اصحاب رسولاللَّه و در مستدرك الصحيحين و حلية الاولياء و تاريخ بغداد و اصابه ابنحجر، و كنز العمال و ذخائر العقبى و بسيارى از كتب ديگر نقل شده است
داشت.[1]
مسأله قيام خونين امام حسين عليه السلام امروز براى ما شيعيان به صورت يك الگو و برنامه جهت مقاومت در برابر هر گونه استبداد و زورگويى و ظلم و ستم درآمده و شعارهاى«هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّة؛ما هرگز تن به ذلّت نمىدهيم»،«وَ انَّ الْحَياةَ عَقيدَة وَ جَهاد؛حقيقت زندگى ايمان و جهاد است» كه برگرفته از تاريخ خونبار كربلاست هميشه به ما كمك كرده است كه در مقابل حكومتهاى ظالم بايستيم و با اقتدا به سالار شهيدان حسين و يارانش، شرّ ظالمان را برطرف سازيم (در انقلاب جمهورى اسلامى ايران نيز همه جا اين شعارها به چشم مىخورد).
كوتاه سخن اينكه: بزرگداشت خاطره شهداى اسلام، مخصوصاً شهيدان كربلا،روح حماسه و ايثار و شهامت و جانبازى در راه عقيده و ايمانرا همواره در ما زنده مىدارد، و به ما درسهاى مهمّى براى سربلند زيستن و تن به ظلم ندادن مىدهد، اين است فلسفه زنده نگهداشتن اين خاطرهها و تجديد مراسم عزادارى در هر سال.
[1]. ابومسلم خراسانى كه ريشه حكومت بنىاميّه را قطع كرد، براى جلب عواطف تودههاى مسلمان از شعار الرّضا لآل محمّد كمك مىگرفت (كامل ابناثير، جلد 5، صفحه 372).
قيام توّابين نيز با شعار يا لثارات الحسين صورت گرفت (كامل ابن اثير، جلد 4، صفحه 175).
قيام مختار ابن ابى عبيده ثقفى نيز با همين شعار بود (كامل ابن اثير، جلد 4، صفحه 288).
مىدانيم از جمله گروههايى كه بر ضدّ بنىعبّاس قيام كردند، حسين بن على صاحب فخّ بود، او هدف خود را در يك جمله خلاصه مىكرد: «وَادعُوكُم الَى الرّضا مِنْ آل مُحَمَّد؛ من شما را دعوت به جلب خشنودى آل محمّد صلى الله عليه و آله مىكنم» (مقاتل الطالبيين، صفحه 299-/ تاريخ طبرى، جلد 8، صفحه 194)