بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 25

معصومان و فرشتگان چون به اذن خداست، عين توحيد است‌«ما مِنْ شَفيعٍ الّا مِنْ بَعْدِ اذْنِهِ؛هيچ شفاعت كننده‌اى جز با اذن او نيست».[1]

شرح بيشتر درباره اين مسأله و مسأله توسّل را در مبحث نبوّت انبيا خواهيم داشت.

9- عبادت مخصوص اوست‌

ما معتقديم:عبادت مخصوص ذات پاك خداست (همان گونه كه در بحث توحيد عبادت اشاره شد) بنابراين هر كس غير او را پرستش كند «مشرك» است، دعوت همه انبيا نيز روى اين مسأله متمركز بوده است‌«اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ الهٍ غَيْرُهُ؛خدا را پرستش كنيد كه معبودى جز او نداريد».

اين سخنى است كه در قرآن مجيد بارها از پيامبران نقل شده است.[2]

جالب است كه ما مسلمانان هميشه در نمازهاى خود هنگام تلاوت سوره حمد اين شعار مهمّ اسلامى را تكرار مى‌كنيم:«ايّاكَ نَعْبُدُ وَ ايّاكَ نَسْتَعينُ؛تنها تو را پرستش مى‌كنيم و تنها از تو يارى مى‌جوييم».

روشن است اعتقاد به شفاعت انبيا و فرشتگان به اذن و فرمان خدا كه در آيات قرآن آمده است به معنى عبادت نيست.

همچنين توسّل به پيامبران به اين معنى كه از آنها خواسته شود كه از ساحت مقدّس پروردگار حلّ مشكلى را براى توسّل جوينده بخواهند،

[1]. سوره يونس، آيه 3

[2]. سوره اعراف، آيات 59، 65، 73، 85 و ...


صفحه 26

نه پرستش و عبادت محسوب مى‌شود، و نه منافات با توحيد افعالى يا توحيد عبادت دارد، و شرح اين مسأله در مباحث نبوّت خواهد آمد.

10- كنه ذات پاك او بر همه مخفى است‌

ما معتقديم:با اين‌كه آثار وجود خداوند همه عالم هستى را پر كرده، حقيقت ذات خدا بر هيچ كس روشن نيست، و هيچ كس نمى‌تواند به كنه ذاتش پى برد، چرا كه ذات او از هر نظر بى‌نهايت است و ما از هر نظر محدود و متناهى هستيم و به همين دليل احاطه ما به او غير ممكن است:«الا انَّهُ بِكُلِّ شَىْ‌ءٍ مُحيطُ؛آگاه باشيد او به هر چيزى احاطه دارد».[1]

«وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحيطُ؛و خداوند به همه آنها احاطه دارد».[2]

به عقل نازى حكيم تا كى‌

به فكرت اين ره نمى‌شود طى!

به كنه ذاتش خرد برد پى‌

اگر رسد خسّ به قعر دريا!

در حديث معروف نبوى صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم كه آن حضرت نيز مى‌فرمود:«ما عَبدناك حَقّ عِبادَتِكَ وَ ما عَرَفْناكَ حَقّ مَعْرِفَتِك؛ما تو را آن گونه كه شايسته ذات توست عبادت نكرديم، و آن گونه كه حقّ معرفت تو است تو را نشناختيم!»[3]ولى اشتباه نشود اين سخن به آن معنى نيست كه چون از «علم تفصيلى» نسبت به ذات پاكش محروميم، از علم و

[1]. سوره فصلت، آيه 54

[2]. سوره بروج، آيه 20

[3]. بحارالانوار، جلد 68، صفحه 23


صفحه 27

معرفت اجمالى نيز دست برداريم و تنها در باب معرفة اللَّه به ذكر الفاظى كه هيچ مفهومى براى ما ندارد قناعت كنيم، اين همان تعطيل معرفة اللَّه است كه ما آن را قبول نداريم و به آن معتقد نيستيم، چرا كه قرآن و ساير كتب آسمانى، همه براى معرفة اللَّه و شناخت خداوند نازل شده است.

مثال‌هاى زيادى براى اين موضوع مى‌توان ارائه داد، مثلًا ما حقيقت روح را نمى‌دانيم چيست؟ ولى بى‌شك ما نسبت به آن معرفت اجمالى داريم، مى‌دانيم روح وجود دارد و آثار آن را مشاهده مى‌كنيم.

در حديث جالبى از امام محمّد بن على الباقر عليه السلام مى‌خوانيم كه فرمود:«كُلَّما مَيّزتموهُ بِاوْهامِكُمْ فى ادقّ معانيه مَخْلُوق مَصْنُوع مِثْلُكُمْ مَرْدُود الَيْكُمْ؛هر چيزى را كه با فكر و وهم خود در دقيق‌ترين معانيش تصوّر كنيد، مخلوق و ساخته شماست و مانند خود شماست، و به شما باز مى‌گردد (و خداوند از آن برتر و بالاتر است)».[1]

در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام راه دقيق و باريك معرفة اللَّه با تعبير زيبا و روشنى بيان شده است، مى‌فرمايد:«لَمْ يُطْلِع اللَّهُ سُبْحانَهُ الْعُقُولَ عَلى تَحْديدِ صِفَتِهِ، وَ لَمْ يَحْجُبْها امْواجَ مَعْرِفَتِهِ؛خداوند سبحان عقل‌ها را از حدود (و كنه) صفاتش آگاه نساخته و (در عين حال) آنها را از معرفت و شناخت لازم محجوب و محروم ننموده است».[2]

[1]. بحارالانوار، جلد 66، صفحه 293

[2]. غرر الحكم‌


صفحه 28

11- نه تعطيل نه تشبيه‌

ما معتقديم:همان گونه كه «تعطيل» شناخت خداوند و معرفت صفات او نادرست است، افتادن در وادى «تشبيه» نيز غلط و شرك‌آلود است، يعنى نمى‌توانيم بگوييم آن ذات پاك اصلًا شناخته نمى‌شود، و ما راهى به معرفت او نداريم، همان گونه كه نمى‌توان او را «شبيه» مخلوقات دانست كه يكى راه «افراط» است و ديگرى «تفريط»-/ دقّت كنيد.


صفحه 29

بخش دوّم: نبوّت پيامبران الهى‌

12- فلسفه بعثت پيامبران‌

ما معتقديم:خداوند براى هدايت نوع بشر و رساندن انسان‌ها به كمال مطلوب و سعادت جاويدان، پيامبران و رسولانى فرستاده است، چه اين‌كه اگر نمى‌فرستاد هدف آفرينش بشر حاصل نمى‌شد، و انسان‌ها در گرداب گمراهى غوطه‌ور مى‌شدند و نقض غرض لازم مى‌آمد:

«رُسُلًا مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئلّا يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّة بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّه عَزيزاً حَكيماً؛پيامبرانى (را فرستاد) كه بشارت دهنده و بيم‌دهنده بودند، تا حجّتى براى مردم بر خدا باقى نماند (و راه سعادت را به همه نشان دهند و بر همه اتمام حجّت شود) و خداوند توانا و حكيم است».[1]

ما معتقديم: از ميان آنها پنج نفر «اولواالعزم» يعنى «صاحب شريعت و كتاب آسمانى و آيين جديد» بودند كه نخستين آنها «نوح» عليه السلام سپس «ابراهيم» و «موسى» و «عيسى» عليهم السلام و آخرين آنها «حضرت محمّد» صلى الله عليه و آله است.

«وَاذْ اخَذْنا مِنَ النَّبِيّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إبْراهيم وَ مُوسى‌

[1]. سوره نساء، آيه 165


صفحه 30

وَ عيسى ابْنِ مَرْيَمَ وَ اخَذْنا مِنْهُمٌ مِيثاقاً غَليظاً؛به خاطر بياور هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم و (همچنين) از تو و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم، و ما از همه آنها پيمان محكمى گرفتيم (كه در اداى رسالت و نشر كتاب آسمانى كوشا باشند)».[1]

«فاصْبِرْ كَما صَبَرَ اولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل؛صبر و استقامت كن آن گونه كه پيامبران اولوا العزم صبر و استقامت كردند.»[2]

ما معتقديم:پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خاتم انبياء و آخرين رسولان الهى است و شريعت او براى همه مردم دنياست و تا پايان جهان باقى است، يعنى جامعيّت معارف و احكام و تعليمات اسلام چنان است كه به تمام نيازمندى‌هاى انسان در جهات معنوى و مادّى تا پايان جهان، پاسخ مثبت مى‌دهد، و هر كس ادّعاى نبوّت و رسالت تازه‌اى كند باطل و بى‌اساس است.

«ما كانَ مُحَمَّدٌ ابا احَدٍ مِنْ رِجالكُمْ وَلِكن رَسُول اللَّهِ وَ خاتَمِ النَّبيّينَ وَ كانَ اللَّهِ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَليماً؛محمّد صلى الله عليه و آله پدر (خوانده) هيچ يك از مردان شما نيست، ولى رسول خدا و ختم‌كننده سلسله پيامبران است، خداوند به همه چيز آگاه است (و آنچه لازم بوده در اختيار او نهاده)».[3]

[1]. سوره احزاب، آيه 7

[2]. سوره احقاف، آيه 35

[3]. سوره احزاب، آيه 40


صفحه 31

13- همزيستى با پيروان اديان آسمانى‌

با اين‌كه ما اسلام را تنها آيين رسمى خداوند در اين زمان مى‌دانيم ولى معتقديم بايد با پيروان مذاهب آسمانى ديگر «همزيستى مسالمت‌آميز» داشته باشيم، خواه در كشورهاى اسلامى زندگى كنند خواه در بيرون آن، مگر كسانى از آنها كه در مقام مبارزه با اسلام و مسلمين برآيند:«لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِى الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ انْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا الَيْهِمْ انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ؛خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه به خاطر دين با شما پيكار نكردند و شما را از خانه و وطنتان بيرون نراندند، نهى نمى‌كند، زيرا خداوند عدالت‌پيشگان را دوست دارد».[1]

ما معتقديم:با بحث‌هاى منطقى مى‌توان حقيقت اسلام و تعليمات آن را براى ساير مردان جهان، تبيين و آشكار كرد، و جاذبه اسلام را به قدرى قوى مى‌دانيم كه اگر به خوبى تبيين گردد، گروه‌هاى زيادى را به خود متوجّه خواهد ساخت، به خصوص در دنياى امروز كه گوش شنوا براى شنيدن پيام اسلام، بسيار است.

به همين دليل‌ما معتقديم:نبايد اسلام را از طريق جبر و فشار به ديگران تحميل كرد:«لا اكْراهَ فِى الدِّين قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَى؛در قبول دين اكراهى نيست زيرا راه درست از نادرست آشكار شده است».[2]

ما معتقديم:عمل كردن مسلمين به دستورهاى جامع اسلام‌

[1]. سوره ممتحنه، آيه 8

[2]. سوره بقره، آيه 256


صفحه 32

مى‌تواند عامل ديگرى براى معرفى اسلام باشد پس حاجتى به اجبار و تحميل نيست.

14- معصوم بودن انبيا در تمام عمر

ما معتقديم:همه پيامبران الهى معصومند، يعنى در تمام عمر (چه پيش از نبوّت و چه بعد از نبوّت) از «خطا و اشتباه» و «گناه» به تأييد الهى مصون و محفوظ مى‌باشند، زيرا اگر مرتكب خطا يا گناهى شوند اعتماد لازم براى مقام نبوّت از آنها سلب مى‌شود، و مردم نمى‌توانند آنان را واسطه مطمئنّى ميان خود و خدا بشناسند، و آنان را در تمام اعمال زندگى پيشوا و مقتداى خويش قرار دهند.

به همين دليل‌معتقديم:اگر در برخى ظواهر آيات قرآن گناهى به بعضى از پيامبران الهى نسبت داده شده، از قبيل «ترك اولى» است (يعنى در ميان دو كار خوب، آن را كه خوبى كمترى داشته انتخاب كرده‌اند در حالى كه سزاوار بوده خوب‌تر را برگزينند) يا به تعبير ديگر از قبيل‌«حَسَناتُ الابْرار سَيِّئاتُ الْمُقَرَّبينَ؛كارهاى خوب نيكان (گاهى) گناه مقرّبان محسوب مى‌شود.»[1]چرا كه از هر كس به اندازه مقام او انتظار مى‌رود.

[1]. مرحوم مجلسى در بحارالانوار، اين جمله را از بعضى معصومين نقل كرده بى آن‌كه نام ببرد (بحارالانوار، جلد 25، صفحه 205)