شما يكى است و پدرتان يكى، نه عرب بر عجم برترى دارد، و نه عجم بر عرب، نه سياهپوست بر گندمگون، و نه گندمگون بر سياهپوست، مگر به تقوا، آيا متن دستور الهى را ابلاغ كردم؟ همه گفتند: آرى! فرمود: اين سخن را حاضران به غائبان برسانند!»[1]
23- اسلام و سرشت انسانى
ما معتقديم:ايمان به خدا و توحيد و اصول تعليمات انبياء به صورت اجمالى به طورفطرى در درون جان همه انسانها وجود دارد، پيامبران الهى اين بذرهاى پرثمر را با آب وحى آبيارى كرده، و علف هرزههاى شرك و انحراف را از اطراف آن دور ساختهاند:«فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيِّمُ وَلكِنَّ اكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ؛اين (آيين خالص پروردگار) سرشتى است كه خداوند همه انسانها را بر آن آفريده، هيچ دگرگونى در آفرينش الهى نيست (و اين فطرت در همه انسانها ثابت است) اين است آيين استوار، ولى اكثر مردم نمىدانند».[2]
به همين دليل در طول تاريخ، دين همواره در ميان انسانها وجود داشته و به اعتقاد مورّخان بزرگ لادينى يك امر كاملًا نادر و استثنايى بوده است و حتّى ملّتهايى كه ساليان دراز تحت فشار شديدترين تبليغات ضدّ دينى بودهاند، همين كه آزادى خود را به دست آوردند به سوى
[1]. تفسير قرطبى، جلد 9، صفحه 6162
[2]. سوره روم، آيه 30
ديندارى بازگشتند، ولى نمىتوان انكار كرد كه پايين بودن سطح فرهنگ بسيارى از اقوام پيشين سبب مىشد كه عقايد و آداب دينى با خرافات آلوده شود و نقش مهمّ پيامبران الهى زدودن زنگار اين خرافات از آئينه فطرت انسانها بوده است.
بخش سوّم: قرآن و كتب آسمانى
24- فلسفه نزول كتابهاى آسمانى
ما معتقديم:خداوند براى هدايت نوع بشر كتابهاى آسمانى متعددى فرستاده، از جمله «صحف» ابراهيم و نوح، و «تورات» و «انجيل» و از همه جامعتر «قرآن مجيد» است، و اگر اين كتابها نازل نمىشد، انسان در مسير خداشناسى و عبادت پروردگار گرفتار خطا مىشد و از اصول تقوا و اخلاق و تربيت، و قوانين اجتماعى مورد نيازش دور مىماند.
اين كتب آسمانى همچون باران رحمتى بر صفحه دلها فرو ريخت و بذرهاى تقوا و اخلاق و معرفة اللَّه و علم و حكمت را در نهاد انسانها پرورش داد و شكوفا ساخت.
«آمَنَ الرَّسُولُ بِما انْزِلَ الَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ المُؤمِنُونَ كُلّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكِتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ؛
پيامبر به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده ايمان آورده و همه مؤمنان (نيز) به خدا و فرشتگان او و تمام كتابها و فرستادگانش ايمان آوردهاند».[1]
هر چند متأسّفانه بر اثر گذشت زمان و دخالت جاهلان و نااهلان،
[1]. سوره بقره، آيه 285
بسيارى از كتب آسمانى، مورد تحريف قرار گرفت و با افكار نادرستى آميخته شد، ولى قرآن مجيد با دلايلى كه خواهد آمد دست نخورده باقى مانده است و همچون آفتابى در همه اعصار و قرون مىدرخشد و دلها را روشن مىسازد.
«قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُور وَ كِتاب مُبين* يَهْدى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ؛از سوى خدا نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد-/ خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پيروى دارند، به راههاى سلامت (و سعادت) هدايت مىكند».[1]
25- قرآن برترين معجزه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله
ما معتقديم:قرآن مهمترين معجزات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است، نه تنها از نظر فصاحت و بلاغت، و شيرينى بيان و رسا بودن معانى، بلكه از جهات مختلف ديگر نيز داراى اعجاز است كه شرح آن در كتب عقايد و كلام داده شده است.
به همين دليلمعتقديم:هيچ كس نمىتواند مانند آن، و حتّى مانند يك سوره آن را بياورد، قرآن بارها همه كسانى را كه در شكّ و ترديد بودند بارها به اين امر دعوت كرد ولى آنها هرگز توان مقابله با آن را پيدا نكردند:«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الانْسُ وَ الْجِنُّ عَلى انْ يَاتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَاتُون بِمِثْلِهِ وَلَوْ كانَ بَعْضَهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً؛بگو اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتّفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند همانند آن را نخواهند
[1]. سوره مائده، آيات 15 و 16
آورد، هر چند يكديگر را در اين كار يارى كنند».[1]
«وَ انْ كُنْتُمْ فى رَيْبِ مِمّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَاتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدائَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ انْ كُنْتُمْ صادقينَ؛و اگر درباره آنچه بر بنده خود (پيامبر اسلام) نازل كردهايم، شكّ و ترديد داريد (دست كم) يك سوره همانند آن را بياوريد، و گواهان خود غير خدا را براى اين كار فرا خوانيد اگر راست مىگوييد».[2]
و عقيده داريم كه قرآن با گذشت زمان، نه تنها كهنه نمىشود، بلكه نكات اعجازآميز آن، آشكارتر، و عظمت محتوايش بر جهانيان روشنتر مىشود.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه فرمود:«انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لَمْ يَجْعَلْهُ لِزَمانٍ دُونَ زَمانٍ وَ لِناسٍ دُونَ ناسٍ فَهُوَ فى كُلِّ زَمانٍ جَديد وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْمٍ غُضّ الى يَوْمِ الْقيامَةِ؛خداوند متعال قرآن را براى زمان خاص يا گروه معيّنى قرار نداده به همين دليل در هر زمانى تازه، و نزد هر گروهى تا روز قيامت پر طراوت كرد».[3]
26- عدم تحريف قرآن
ما معتقديم:قرآنى كه امروز در دست مسلمين جهان است همان است كه بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نازل شد، نه چيزى از آن كاسته شده و نه چيزى بر آن افزوده گشته است!
[1]. سوره اسراء، آيه 88
[2]. سوره بقره، آيه 23
[3]. بحارالانوار، جلد 2، صفحه 280، حديث 44
از همان روزهاى نخست گروه بزرگى از كاتبان وحى، آيات قرآن را پس از نزول مىنوشتند، و مسلمانان موظّف بودند شب و روز آن را بخوانند، و در نمازهاى پنجگانه خود آن را تكرار كنند، گروه عظيمى آيات قرآن را به خاطر مىسپردند و حفظ مىكردند، حافظان قرآن و قاريان، هميشه در جوامع اسلامى موقعيّت و مقام ويژهاى داشته و دارند.
مجموع اين امور و جهات ديگر سبب شد كه كمترين تغيير و تحريفى در قرآن راه نيابد.
افزون بر اين، خداوند حفظ آن را تا پايان جهان تضمين كرده است و با وجود اين تضمين الهى، تغيير و تحريف آن غير ممكن است:«انّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكْرَ وَ انّا لَهُ لَحافِظونَ؛ما قرآن را نازل كرديم و به طور قطع از آن پاسدارى مىكنيم».[1]
همه محقّقان و علماى بزرگ اسلام-/ اعم از شيعه و اهل سنّت-/ در اين امر متّفقند كه هيچ گونه دست تحريف به سوى قرآن دراز نشده است، تنها افراد اندكى از هر دو گروه قول به تحريف را به خاطر پارهاى از روايات دنبال كردهاند، ولى آگاهان دو گروه، اين نظر را به طور قاطع رد مىكنند، و روايات مزبور را «مجعول» دانسته و يا ناظر به «تحريف معنوى» (يعنى تفسير نادرست براى آيات قرآن) يا اشتباه «تفسير قرآن» به «متن قرآن» مىدانند-/ دقّت كنيد.
كوتهفكرانى كه اصرار دارند، اعتقاد به تحريف قرآن را كه مخالف صريح كلمات علماى معروف و بزرگ شيعه و اهل سنّت است به گروهى از شيعه يا غير شيعه نسبت دهند، ناآگاهانه به قرآن ضربه مىزنند
[1]. سوره حجر، آيه 9
و به خاطر اعمال تعصّبهاى ناروا، اعتبار اين كتاب بزرگ آسمانى را زير سؤال مىبرند و آب به آسياب دشمن مىريزند.
مطالعه سير تاريخى جمعآورى قرآن از عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و اهتمام فوقالعاده، مسلمين به كتابت و حفظ و تلاوت و نگهدارى آن مخصوصاً وجود گروه كاتبان وحى از روز نخست، اين حقيقت را براى همه روشن مىسازد كه باز شدن دست تحريف به قرآن غيرممكن بوده است.
و نيز غير از اين قرآن معروف قرآن ديگرى وجود ندارد، دليل آن بسيار روشن است و راه تحقيق به روى همه باز است زيرا امروز قرآن در تمام خانههاى ما، و همه مساجد و عموم كتابخانههاى سراسر كشور ما وجود دارد، حتّى قرآنهاى خطّى كه قرنها پيش نوشته شده و در موزههاى ما نگهدارى مىشود، همه نشان مىدهد كه عين قرآنهايى است كه در ساير كشورهاى اسلامى وجود دارد، و اگر در گذشته راه تحقيق براى اين مسائل وجود نداشت، امروز درهاى تحقيق به روى همه گشوده است و با مختصر تحقيقى، بى اساس بودن اين نسبتهاى ناروا آشكار مىگردد.
«فَبَشِّرْ عِبادِ* الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ احسَنَهُ؛بندگان مرا بشارت ده-/ كه سخنان را مىشنوند و از نيكوترين آن پيروى مىكنند».[1]
در حوزههاى علميّه ما امروز علوم قرآنى به صورت گسترده تدريس مىشود، و يكى از مباحث مهمّى كه در اين دروس مطرح است، بحث عدم تحريف و دگرگونى قرآن مىباشد.[2]
[1]. سوره زمر، آيات 17 و 18
[2]. ما در نوشتههاى خود اعمّ از بحثهاى «تفسير» و «اصول فقه» بحثهاى گستردهاى در زمينه عدم تحريف داشتهايم (به كتاب انوار الاصول و تفسير نمونه مراجعه شود)
27- قرآن و نيازهاى مادّى و معنوى انسانها
ما معتقديم:آنچه مورد نياز انسان براى زندگى معنوى و مادّى است، اصول آن در قرآن مجيد بيان شده است، براى اداره حكومت و مسائل سياسى، روابط با جوامع ديگر، اصول همزيستى، جنگ و صلح، مسائل قضايى و اقتصادى و غير آن ضوابط و قواعد كلّيهاى بيان شده كه به كار بستن آنها، فضاى زندگى ما را روشن مىسازد.
«وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَىْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلمينَ؛ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى پيروان اسلام است».[1]
به همين دليل اعتقاد ما اين است كه هرگز «اسلام» از «حكومت و سياست» جدا نمىباشد و به مسلمانان دستور مىدهد زمام حكومت خود را در دست گيرند، و ارزشهاى والاى اسلام را به كمك آن زنده كنند، و جامعه اسلامى چنان تربيت شود كه عموم مردم در مسير عدالت و قسط قرار گيرند و حتّى عدالت را درباره دوست و دشمن اجرا كنند.
«يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوّامينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ للَّهِ وَلَوْ عَلى انْفُسِكُمْ اوِ الْوالِدَيْنِ وَ الاقْرَبينَ؛اى كسانى كه ايمان آوردهايد، كاملًا قيام به عدالت كنيد و براى خدا شهادت دهيد هر چند (اين گواهى) به زيان خود شما يا پدر و مادر و نزديكان شما بوده باشد».[2]
«وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شنَئانُ قَوْمٍ عَلى انْ لا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ اقْرَبُ
[1]. سوره نحل، آيه 89
[2]. سوره نساء، آيه 135