بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 70

در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مى‌خوانيم:«اذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ بَعَثَ اللَّهُ الْعالِمَ وَ الْعابِدَ، فَاذا وَقَفا بَيْنَ يَدَىِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قيلَ لِلْعابِدِ انْطَلِقْ الَى الْجَنَّةِ، وَ قيلَ لِلْعالِمِ قِفْ تَشْفَعْ لِلنّاسِ بِحُسْنِ تَأديبِكَ لَهُمْ؛روز قيامت كه مى‌شود خداوند «عالم» و «عابد» را مبعوث مى‌كند، هنگامى كه در پيشگاه خداوند متعال قرار مى‌گيرند، به «عابد» گفته مى‌شود:

به سوى بهشت برو! و به عالم گفته مى‌شود: بايست و براى مردم به خاطر تربيت خوبى كه نسبت به آنها داشتى شفاعت كن!».[1]

اين حديث اشاره لطيفى نيز به فلسفه شفاعت دارد.

42- عالم برزخ‌

ما معتقديم:در ميان اين جهان و سراى آخرت، جهان سوّمى به نام «برزخ» است كه ارواح همه انسان‌ها پس از مرگ تا روز قيامت در آن قرار مى‌گيرند.

«وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخ الى يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛و پشت سر آنها (پس از مرگ) برزخى است تا روز قيامت».[2]

البته از جزئيات آن جهان نيز آگاهى زيادى نداريم و نمى‌توانيم داشته باشيم، اين قدر مى‌دانيم كه ارواح نيكان و صالحانى كه در درجات بالا قرار دارند (مانند ارواح شهدا) در آن جهان، متنعّم به نعمت‌هاى فراوانى هستند:«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللَّهِ امْواتاً بَلْ احْياء عِنْدَ

[1]. بحارالانوار، جلد 8، صفحه 56، حديث 66

[2]. سوره مؤمنون، آيه 100


صفحه 71

ربِّهِمْ يُرْزَقُونَ؛هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند مردگانند، بلكه آنها زنده‌اند و در پيشگاه پروردگارشان متنعّمند».[1]

و نيز ارواح ظالمان و طاغوت‌ها و حاميان آنها در آن جهان معذّبند، همان گونه كه قرآن درباره فرعون و آل‌فرعون مى‌گويد:«النّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوّاً وَ عَشِيّاً وَ يَوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ ادْخِلُوا آل‌فِرْعَوْنَ اشَدَّ الْعَذابِ؛عذاب آنها (در برزخ) آتش (دوزخ) است كه هر صبح و شام بر آن عرضه مى‌شوند، و روزى كه قيامت برپا شود (مى‌فرمايد) آل فرعون را داخل سخت‌ترين عذاب‌ها كنيد!».[2]

ولى گروه سوّمى كه گناهان كمترى دارند نه جزء اين دسته‌اند و نه جزء آن دسته، و مشمول هيچ كدام از عذاب و كيفر نيستند، گويى در جهان برزخ در حالتى شبيه به خواب فرو مى‌روند و در رستاخيز بيدار مى‌شوند!

«وَ يَوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ يُقْسِمُ الُمجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ ... وَ قالَ الَّذينَ اوتُوا الْعِلْمَ وَ الايمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فى كِتابِ اللَّهِ الى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛و روزى كه قيامت برپا شود گنهكاران قسم ياد مى‌كنند كه جز ساعتى در عالم برزخ درنگ نكردند ... امّا كسانى كه علم و ايمان به آنها داده شده (خطاب به مجرمان) مى‌گويند:

شما به فرمان خدا تا روز قيامت (در عالم برزخ) قرار داشتيد، و اكنون روز رستاخيز است ولى شما نمى‌دانستيد!».[3]

در روايات اسلامى نيز از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است كه فرمود:

[1]. سوره آل عمران، آيه 169

[2]. سوره مؤمن، آيه 46

[3]. سوره روم، آيه 56


صفحه 72

«الْقَبْرُ رَوْضَة مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ اوْ حُفْرَةِ مِنْ حُفَرِ النّيران؛قبر يا باغى است از باغ‌هاى بهشت، يا حفره‌اى از حفره‌هاى دوزخ».[1]

43- پاداش‌هاى معنوى و مادّى‌

ما معتقديم:پاداش‌هاى قيامت هم جنبه مادّى دارد و هم جنبه معنوى، چرا كه معاد نيز هم روحانى و هم جسمانى است.

آنچه در قرآن مجيد و روايات اسلامى درباره باغ‌هاى بهشتى كه نهرها از زير درختانش جارى هستند«جَنّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الانْهارُ»[2]باغ‌هايى كه ميوه‌هاى آن و سايه هايش جاودانى است‌«اكُلُها دائِم وَ ظِلُّها»[3]و براى افراد با ايمان همسران خوب بهشتى وجود دارد«وَ ازْواج مُطَهَّرَة»[4]و مانند آن آمده است، و همچنين آنچه درباره آتش سوزان دوزخ و مجازات‌هاى دردناك آن ديده مى‌شود، همه ناظر به جنبه‌هاى مادّى پاداش و كيفر آن جهان است.

ولى از آن مهم‌تر، پاداش‌هاى معنوى، انوار معرفت الهى و قرب روحانى پروردگار و جلوه‌هاى جمال و جلال اوست؛ همان لذّاتى است كه با هيچ زبان و بيانى، قابل توصيف نيست.

در بعضى آيات قرآن بعد از بيان بخشى از نعمت‌هاى مادّى بهشت‌

[1]. صحيح ترمذى، جلد 4، كتاب صفة القيامة، باب 26، حديث 2460، در منابع شيعه اين حديث گاه از اميرمؤمنان على عليه السلام و گاه از امام على بن الحسين عليه السلام نقل شده است (بحارالانوار، جلد 6، صفحه 214 و 218)

[2]. سوره توبه، آيه 89

[3]. سوره رعد، آيه 35

[4]. سوره آل‌عمران، آيه 15


صفحه 73

(باغ‌هاى پرطراوت و مسكن‌هاى پاكيزه) مى‌افزايد:«وَ رِضْوان مِنَ اللَّهِ اكْبَرُ؛و رضا و خشنودى خدا از همه اينها برتر است!» و بعد مى‌افزايد:«ذلِكَ هُوَ الْفَوزُ الْعَظيمُ؛پيروزى بزرگ همين است!»[1]آرى لذّتى بالاتر از اين نيست كه انسان درك كند از سوى معبود و محبوب بزرگش پذيرفته شده و مشمول رضا و خشنودى و پذيرش او قرار گرفته است!

در حديثى از امام على بن الحسين عليه السلام مى‌خوانيم:«يَقُولُ (اللَّهُ) تَبارَكَ وَ تَعالى رِضاىَ عَنْكُمْ وَ مَحَبَّتى لَكُمْ خَيْر وَ اعْظَمُ مِمّا انْتُمْ فيهِ ...؛خداوند متعال به آنها مى‌گويد: خشنودى من از شما و محبّتم نسبت به شما بهتر و برتر است از نعمت‌هايى كه شما در آن هستيد! ... آنها همگى اين سخن را مى‌شنوند و تصديق مى‌كنند!»[2]

راستى چه لذّتى از اين بالاتر كه انسان مخاطب به اين خطاب شود:«يا ايَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعى الى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضيَّةً* فَادْخُلى فى عِبادى* وَ ادْخُلى جَنَّتى؛تو اى روح آرام يافته! به سوى پروردگارت باز گرد، در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود، و در سلك بندگانم در آى و در بهشتم وارد شو!».[3]

[1]. سوره توبه، آيه 72

[2]. تفسير عياشى، ذيل آيه 72، سوره توبه، مطابق نقل الميزان، جلد 9

[3]. سوره فجر، آيات 27 تا 30


صفحه 74

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 75

بخش پنجم: مسأله امامت‌

44- هميشه امامى وجود دارد

ما معتقديم:همان گونه كه حكمت خداوند ايجاب مى‌كند پيامبرانى براى هدايت انسان‌ها بفرستد، حكمتش ايجاب مى‌كند كه بعد از پيامبران در هر عصر و زمانى، امام و پيشوايى از سوى خدا براى هدايت انسان‌ها وجود داشته باشد تا شرايع انبيا و اديان الهى را از تحريف و تغيير حفظ كنند، نيازهاى هر زمان را روشن سازند و مردم را به سوى خدا و عمل به آيين پيامبران دعوت نمايند، در غير اين صورت هدف آفرينش انسان كه تكامل و سعادت است عقيم مى‌ماند، بشر از راه هدايت باز مى‌ماند، شرايع انبيا ضايع مى‌گردد و مردم سرگردان مى‌شوند.

به همين دليل معتقديم بعد از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در هر عصر و زمانى امامى وجود داشته است:«يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقينَ؛اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و با صادقان باشيد».[1]

اين آيه مخصوص به زمانى نيست و همراه بودن بى‌قيد و شرط با

[1]. سورة توبه، آيه 119


صفحه 76

صادقان، دليل بر اين است كه در هر عصرى امام معصومى وجود دارد كه بايد از او پيروى كرد، همان گونه كه بسيارى از مفسّران شيعه و اهل سنّت، در تفسير خود به آن اشاره كرده‌اند.[1]

45- حقيقت امامت‌

ما معتقديم:امامت تنها يك مقام حكومت ظاهرى نيست، بلكه يك مقام بسيار والاى معنوى و روحانى است، و امام علاوه بر رهبرى حكومت اسلامى، هدايت همه جانبه را در امر دين و دنيا بر عهده دارد. فكر و روح مردم را هدايت كرده و شريعت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را از هر گونه تحريف و تغيير پاسدارى مى‌كند و به اهدافى كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى آن مبعوث شد تحقّق مى‌بخشد.

اين همان مقام والايى است كه خداوند به ابراهيم خليل، پس از پيمودن راه نبوّت و رسالت و پيروزى در امتحانات متعدّد بخشيد، او نيز براى بعضى از فرزندان و دودمانش اين مقام والا را از خداوند تقاضا نمود و به او جواب داده شد كه هرگز ظالمان و گنهكاران به اين مقام نمى‌رسند.

[1]. فخر رازى بعد از بحث فراوانى درباره اين آيه چنين مى‌گويد: آيه دليل بر اين است كه هر كس جايز الخطاست واجب است همگام و پيرو كسى باشد كه معصوم است و معصومين همان‌ها هستند كه خداوند آنها را «صادقين» ناميده، پس اين سخن دليل بر اين است كه واجب است بر هر جايزالخطايى كه همگام و همراه با معصوم باشد تا «معصوم از خطا» جايزالخطا را از خطا باز دارد، و اين معنى در همه زمان‌هاست و مخصوص به زمانى نيست و دليل بر اين است كه در هر زمانى معصوم از خطايى وجود دارد (تفسير كبير، جلد 16، صفحه 221)


صفحه 77

«وَ اذِ ابْتَلى ابْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاتَمَّهُنَّ قالَ انّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ اماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لا يَنالُ عَهْدِى الظّالِمينَ؛به ياد آور هنگامى را كه پروردگار ابراهيم عليه السلام او را با امور گوناگون آزمود، و او از عهده آزمايش‌هاى الهى به طور كامل برآمد، خدا فرمود من تو را امام مردم قرار دادم، ابراهيم عرض كرد: از دودمان من نيز امامانى قرار ده، خداوند فرمود: پيمان من (امامت) هرگز به ستمكاران نمى‌رسد (و تنها نصيب معصومان از ذريّه تو مى‌شود)!».[1]

بديهى است يك چنين مقامى در مسأله حكومت ظاهرى خلاصه نمى‌شود، و اگر امامت به صورتى كه گفته شد تفسير نشود آيه فوق مفهوم روشنى نخواهد داشت.

ما معتقديم:تمام پيامبران اولواالعزم داراى مقام امامت بودند، آنچه را با رسالت خود عرضه كردند، در عمل تحقّق مى‌بخشيدند، و رهبر معنوى و مادّى و ظاهرى و باطنى مردم بودند، مخصوصاً پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از آغاز نبوّتش مقام والاى امامت و رهبرى الهى را نيز داشت، و كار او در ابلاغ فرمان‌هاى الهى خلاصه نمى‌شد.

ما معتقديم:خطّ امامت بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله نيز در معصومان از ذريّه او ادامه يافت.

با توجّه به تعريفى كه براى مسأله امامت در بالا آمد به خوبى معلوم مى‌شود كه رسيدن به اين مقام، شرايط سنگينى دارد، هم از نظر تقوا (تقوايى در حدّ معصوم بودن از هر گونه گناه) و هم از نظر علم و دانش و احاطه به تمام معارف و دستورات دين و شناختن انسان‌ها و نيازهاى‌

[1]. سوره بقره، آيه 124