بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 30

ميدان كارهاى مكتبى حاضر شود تا رسالت جاودانه خود را به انجام رساند.

فاطمه زهرا عليها السلام توانسته بود كه زندگى خود را با برنامه پيش ببرد و اين برنامه‌ريزى او را به انجام تمام فعاليّتها توانا ساخته بود، كه هم خانه را اداره مى‌كرد و هم در روز فعاليّت مبارزاتى و مكتبى و در شب اعمال عبادى خود را انجام مى‌داد.

هرگاه جامعه شكست مى‌خورد، زن نيز به تبع آن شكست مى‌خورد، امّا شكست مرد از آنجا ناشى مى‌شود كه از مسؤوليّت خود كناره مى‌گيرد و آن را به دوش دانشمندان و فرهنگيان مى‌اندازد و شكست زن به سبب آن است كه خود را نسبت به جنبشهايى كه بتواند جامعه را تغيير بدهد، ناتوان مى‌پندارد ولى اين بهانه‌ها در نزد خداوند نه از مردان و نه از زنان پذيرفته نيست.

سفارشهايى به زن مسلمان‌

دراين زمينه سفارشهايى را به زن مسلمان تقديم مى‌دارم، باشد كه مسؤوليّت مهمى را كه بر دوش دارد درك و ادا كند:

1-ضرورى است كه مرد در تنظيم زندگى زن سهيم باشد چه از طريق توجيه؛ چه از طريق شناخت نقش زن و موضع‌گيرى مناسب در قبال آن.

مرد تكاليفى دارد وزن نيز تكاليفى، ولى طبيعت تقسيم كارها ومسؤوليّتها، مقتضى عادلانه بودن آن است، زيرا اين تقسيم بندى در موضعگيرى‌هاى زن، نسبت به اندازه تحرّك و جنبش او در ميدان عمل تأثير مى‌گذارد.

2-زن بايد براى آينده خود به جهت هماهنگى با شرايطى كه لحظه به‌


صفحه 31

لحظه در زندگى با آن مواجه مى‌شود، برنامه‌ريزى كند بويژه براى شرايط جسمانى خود، بنابراين اگر خواهان بهداشت و سلامت خويش است، مى‌تواند براى خورد و خوراك و روش زندگى برنامه بگذارد و براى تقويت توانايى بدنى خود به يك برنامه سالم پايبند باشد.

هرگاه زن به طور كامل به بهداشت و سلامت جسم خود رسيدگى كند، مى‌تواند به زمينه‌هاى ديگر نيز وارد شود، براى رسيدن به اهداف خود بايد برنامه‌هايش را با دقّت تنظيم كند و از مسائل بى‌ارزشى كه ذهن انسان را به خود مشغول مى‌كند و او را از برنامه‌ريزى براى آينده و زندگى باز مى‌دارد، پرهيز نموده و دورى گزيند.

3- زن بايد براى پشت سر گذاشتن و رام كردن مشكلات و علاوه بر آن دورى گزيدن از كارهاى كوچك جدّيت داشته و تلاش كند. زن براى رام كردن مشكلات نياز شديدى به جدّيت دارد، زيرا بسيارى هستند كه براى غلبه كردن بر مشكلات برنامه‌ريزى مى‌كنند، ولى با روبرو شدن با كوچكترين شكست، از آن برنامه باز مى‌گردند و از لحاظ روحى نيز شكست مى‌خورند و از رحمت خدا نااميد مى‌شوند؛ در حالى كه نوميدى از رحمت خدا گناهى بس بزرگ است كه انسان را به كفر مى‌كشاند، چنانكه خداوند متعال مى‌فرمايد:

(... وَلَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَايَيْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ)[1].

«... از رحمت خدا نااميد نباشيد، زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت خدا نااميد نمى‌شود.»

[1]- سوره يوسف، آيه 87.


صفحه 32

و نيز هرگاه زن به ميدان عمل وارد مى‌شود بايد براى خود برنامه داشته باشد و در مسير مقدّس خود جهت برداشتن مشكلات راه با جدّيت عمل كند تا دوشادوش مردان در خدمت رسالت الهى گام بردارد و در مقابل جاهليّت جديد ايستادگى كرده و بر آن چيره شود.


صفحه 33

زن در جامعه مكتبى‌

از بارزترين ويژگيهاى دين اسلام، فراگير بودن اصول آن است در تمام زمينه‌ها، در همه سطحها و محدوده‌ها و در همه مراحلى كه با زندگى بشرى پيوند دارد.

اين حقيقت براى ما در قرآن كريم جلوه‌گر است؛ آنجا كه عقل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را به عنوان عقلِ وسيع و بزرگ مخاطب قرار مى‌دهد و در عين حال عقل كودكى را كه بسيارى از امور را تشخيص نمى‌دهد نيز مخاطب قرار مى‌دهد؛ پيامبر صلى الله عليه و آله از قرآن بهره مى‌برد، از آن بزرگترين معانى و نافذترين پندها را كشف مى‌كند، كودك نيز از اين كتاب بزرگ به اندازه توانايى ذهنى و درك خود بهره مى‌برد.

بنابراين آيات قرآن مانند ابرى است كه خداوند توسط آن زمين را سيراب مى‌كند؛ كه آن بسيار رفيع و والاست كه هم بر وادى‌ها، و تپه‌ها و دشتها مى‌بارد، هم قلّه‌ها و دامنه‌هاى كوها را آب مى‌دهد. سخن آفريدگار- بزرگوار و بلند مرتبه- نيز والاست، آنگاه كه نورش را مى‌تاباند و هدايتش برمى‌خيزد و فراگير مى‌شود و بر همه احاطه مى‌يابد.


صفحه 34

واين حقيقت نمايانگر تجلّى طبيعت اسلام‌است چرا كه اين حقيقت در واقع تكاليف و تعاليمى براى همه مردم مى‌باشد و باعث پرورش ارزشهاى همه مردم مى‌گردد و از كودك تازه زاده شده تا پيرمرد مشرف بر مرگ، زن و مرد را دربرمى‌گيرد، چنانكه وقتى اسلام ما را به فراگيرى دانش و تلاش در كسب آن امر مى‌كند، فقط به مردان دستور نمى‌دهد، بلكه امرى است كه شامل جنس انسان (اعمّ از زن و مرد) مى‌شود وبراى همين است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «طلب دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.»[1]

همچنين وقتى اسلام آدمى را به امر به معروف كردن و نهى از منكر فرامى‌خواند، ميان زن و مرد در تحمّل مسؤوليّت هيچ فرقى دراين زمينه نمى‌گذارد. خداوند- عزّ وجلّ- مى‌فرمايد:

(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضَهُمْ أَولِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ...)[2].

«و مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند، كه يكديگر را به كارهاى پسنديده وامى‌دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‌دارند...»

اين شيوه فراگيرانه فقط به تقويت‌هاى سياسى منجرّ نمى‌شود، بلكه در استحكام بخشيدن به پيوندهاى زندگى اجتماعى نيز مؤثّر است. به عنوان مثال: هر گاه يك مرد سياسى- در مذاهب و مكاتب بشرى- بخواهد براى به دست آوردن آزادى سياسى بيشتر مهاجرت كند و در برابر او احتمال دستگيرى، زندان و ترور باشد، مى‌بينيم كه نمى‌تواند زن و خانواده‌اش را

[1]- بحارالانوار، ج 1، ص 177، حديث 54.

[2]- سوره توبه، آيه 71.


صفحه 35

راضى كند، زيرا آنان مى‌گويند: كار دنيا به ما مربوط نيست، ما فقط خودمان را مى‌خواهيم- و نمى‌خواهيم تو از ما جدا شوى-. خانواده‌اش به او اينگونه رفتار مى‌كنند، بنابراين براى كوچ كردن از خانه و آزادى عمل دچار مشكلات فراوان مى‌شود و مشكلات اجتماعى نيز مزيد بر علّت مى‌گردد.

در حالى كه در انسان مؤمن عكس اين قضيه جارى است، وقتى مى‌خواهد برود، همسر و خانواده و نزديكان او را تشويق نموده، تا به كار، تحرّك و فداكارى در راه رسالت اسلامى برخيزد.

زبان قرآن، زبانى است كه با طبيعت بشرى هماهنگ مى‌باشد و لذا مسلمانان مكتبى را مى‌بينيم كه فرزندان خود را به آزادى و حركت در راه خدا تشويق مى‌كنند، بگونه‌اى كه فرزندان در بازداشت نيز احساس خوارى نمى‌كنند و از كار خود پشيمان نمى‌شوند. و خانواده جايگاه آنان را ارج مى‌نهند و هميشه برايشان دعا مى‌كنند.

خانواده‌هاى مسلمانان مكتبى كه در كشورهاى ديگر به عنوان مهاجر زندگى مى‌كنند،- به نوبه خود- احساس سختى نمى‌كنند، چون فرزندانشان براى انجام مسؤوليّتهاى مكتبى و مذهبى رفته‌اند و بهاى آن را در بهشت مى‌گيرند، چون مسؤوليّتهاى مكتبى خود را بر دوش مى‌كشند، و همسران و مادران نيز مسؤوليّتهاى خود را با تربيت فرزندان صالح و انجام كارهاى مختلف خانه به پايان مى‌رسانند.

روح مكتبى و مذهبى برخى از زنان اثر بسيار بزرگ، در نقشى كه امامان عليهم السلام در طول تاريخ داشته‌اند، بر جاى گذاشته است. به عنوان مثال:

امام موسى بن جعفر عليهما السلام كه در متن حركت در راه خداى- عزّ وجلّ- قرار


صفحه 36

داشت، على‌رغم اينكه افراد خانواده‌اش از همه امامان بيشتر بود و على‌رغم اينكه مشكلات سياسى زيادى بر او چنگ انداخته بود و- از همه مهمتر- اينكه مصيبت زندانى شدن پى‌درپى بر ايشان نازل مى‌شد به گونه‌اى كه آن بزرگوار عمر شريف خود را در باز داشتگاهها وزندانهاى عباسيان بى‌هيچ شكايت و اندوهى سپرى مى‌كرد، زندان را محراب عبادت و وسيله تقرّب به خداى متعال قرار داده بود.

در طول اين مراحل سخت و بحرانى كه براين امام بردبار گذشت، نشنيده‌ايم كه روزى يكى از زنان آن‌حضرت در برابر مسير جهادى و مبارزاتى ايشان لب به شكوه بگشايد، بلكه تمام همسران، دختران، فرزندان و نزديكانش به خط مكتبى او پايبند بودند كه در مسير هدايت او گام بردارند. اين مطلب را آن‌حضرت در سخنان و دعاهايشان تأكيد مى‌كردند كه هرگز در آنها به فشارهاى خانوادگى، سختى و ناراحتى خانواده در تحمّل فراق او هيچ اشاره‌اى نكرده‌اند.

و اين همه (صبر و تحمّل) بدان سبب است كه پرورش اسلامى به زن آموخته كه بار مسؤوليّت را چگونه بدون هيچ اظهار جزع و فزع و سستى بر دوش بكشد.

همچنين اين صفات اخلاقى پسنديده در حماسه عاشورا جلوه‌گر شد، كه قهرمان كربلا زينب عليها السلام در شب يازدهم با اشاره به بدن برادر شهيدش مى‌گويد: پروردگارا! اين قربانى را از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله قبول كن. اين موضع، روشنترين دليل بر اين است كه اهل‌بيت عليهم السلام در عقيده اسلامى ذوب شده‌اند و حماسه‌هايى را كه اين زن شجاع در عاشوراى حسينى آفريد، بيشتر از آن است كه به شمار آيد و يا به سخن گفته شود.


صفحه 37

حال تمامى زنان اهل‌بيت در كربلا اين چنين بود، چرا كه آنان دژ مستحكم گروه مؤمنان بودند كه در ميدان خونين و كوبنده كربلا فرود آمده بود. مردان نيز چون مى‌دانستند كه در پشت سر آنها زنان، مادران و خواهران و حتّى كودكانى هستند كه اهل مبارزه‌اند، بلكه بالاتر و برتر از اين، از برگشتن آنان راضى نيستند مگر اينكه به شهادت برسند، بنابراين با دلهاى آرام و مؤمن حمله مى‌آوردند و با شوق مى‌جنگيدند و باور داشتند كه پشت سرشان خانواده‌اى را جا گذاشته‌اند كه از درد و رنج اسارت باكى ندارند و تلخى اين درد و رنج آنان را از راه حق و رسالت خويش منحرف نمى‌كند.

آرى! اين حالت در اسلام فراگير است و منظور آن است كه هر انسانى نقش اوّليه خود را در دفاع از حريم رسالت و يارى مجاهدان ايفا كند و اين همان عاملى است كه موجب مى‌شود هر يك از افراد جامعه اسلامى حركت خود را از اين اصل آغاز كند؛ اصلى كه مكتبى‌ها آن را نقطه پويش خويش قرار داده‌اند. اين اصل مسبّب همان انديشه، ارزشها ورويكردهاى اسلامى است كه هريك از جوانان مسلمان را از اين شهر به آن شهر مى‌كشاند، اگرچه اين راه دشوارى‌هاى بسيارى در پيش روى آنان قرار دهد...

اين جهت گيريها، ارزشها، اصول و اوامر الهى است كه در همسر، مادر و يا خواهر او روح انقلابى مى‌دمد، او را به مقاومت و پايدارى در برابر مشكلات وامى‌دارد و او را بر مى‌انگيزد تا نقش اساسى‌ترى را در راه خداى- تبارك و تعالى- ايفا كند.

امروز ما بايد بدانيم كه دشمن توانسته است اين امتياز مهمّ انسانها