بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 33

زن در جامعه مكتبى‌

از بارزترين ويژگيهاى دين اسلام، فراگير بودن اصول آن است در تمام زمينه‌ها، در همه سطحها و محدوده‌ها و در همه مراحلى كه با زندگى بشرى پيوند دارد.

اين حقيقت براى ما در قرآن كريم جلوه‌گر است؛ آنجا كه عقل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را به عنوان عقلِ وسيع و بزرگ مخاطب قرار مى‌دهد و در عين حال عقل كودكى را كه بسيارى از امور را تشخيص نمى‌دهد نيز مخاطب قرار مى‌دهد؛ پيامبر صلى الله عليه و آله از قرآن بهره مى‌برد، از آن بزرگترين معانى و نافذترين پندها را كشف مى‌كند، كودك نيز از اين كتاب بزرگ به اندازه توانايى ذهنى و درك خود بهره مى‌برد.

بنابراين آيات قرآن مانند ابرى است كه خداوند توسط آن زمين را سيراب مى‌كند؛ كه آن بسيار رفيع و والاست كه هم بر وادى‌ها، و تپه‌ها و دشتها مى‌بارد، هم قلّه‌ها و دامنه‌هاى كوها را آب مى‌دهد. سخن آفريدگار- بزرگوار و بلند مرتبه- نيز والاست، آنگاه كه نورش را مى‌تاباند و هدايتش برمى‌خيزد و فراگير مى‌شود و بر همه احاطه مى‌يابد.


صفحه 34

واين حقيقت نمايانگر تجلّى طبيعت اسلام‌است چرا كه اين حقيقت در واقع تكاليف و تعاليمى براى همه مردم مى‌باشد و باعث پرورش ارزشهاى همه مردم مى‌گردد و از كودك تازه زاده شده تا پيرمرد مشرف بر مرگ، زن و مرد را دربرمى‌گيرد، چنانكه وقتى اسلام ما را به فراگيرى دانش و تلاش در كسب آن امر مى‌كند، فقط به مردان دستور نمى‌دهد، بلكه امرى است كه شامل جنس انسان (اعمّ از زن و مرد) مى‌شود وبراى همين است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «طلب دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.»[1]

همچنين وقتى اسلام آدمى را به امر به معروف كردن و نهى از منكر فرامى‌خواند، ميان زن و مرد در تحمّل مسؤوليّت هيچ فرقى دراين زمينه نمى‌گذارد. خداوند- عزّ وجلّ- مى‌فرمايد:

(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضَهُمْ أَولِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ...)[2].

«و مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند، كه يكديگر را به كارهاى پسنديده وامى‌دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‌دارند...»

اين شيوه فراگيرانه فقط به تقويت‌هاى سياسى منجرّ نمى‌شود، بلكه در استحكام بخشيدن به پيوندهاى زندگى اجتماعى نيز مؤثّر است. به عنوان مثال: هر گاه يك مرد سياسى- در مذاهب و مكاتب بشرى- بخواهد براى به دست آوردن آزادى سياسى بيشتر مهاجرت كند و در برابر او احتمال دستگيرى، زندان و ترور باشد، مى‌بينيم كه نمى‌تواند زن و خانواده‌اش را

[1]- بحارالانوار، ج 1، ص 177، حديث 54.

[2]- سوره توبه، آيه 71.


صفحه 35

راضى كند، زيرا آنان مى‌گويند: كار دنيا به ما مربوط نيست، ما فقط خودمان را مى‌خواهيم- و نمى‌خواهيم تو از ما جدا شوى-. خانواده‌اش به او اينگونه رفتار مى‌كنند، بنابراين براى كوچ كردن از خانه و آزادى عمل دچار مشكلات فراوان مى‌شود و مشكلات اجتماعى نيز مزيد بر علّت مى‌گردد.

در حالى كه در انسان مؤمن عكس اين قضيه جارى است، وقتى مى‌خواهد برود، همسر و خانواده و نزديكان او را تشويق نموده، تا به كار، تحرّك و فداكارى در راه رسالت اسلامى برخيزد.

زبان قرآن، زبانى است كه با طبيعت بشرى هماهنگ مى‌باشد و لذا مسلمانان مكتبى را مى‌بينيم كه فرزندان خود را به آزادى و حركت در راه خدا تشويق مى‌كنند، بگونه‌اى كه فرزندان در بازداشت نيز احساس خوارى نمى‌كنند و از كار خود پشيمان نمى‌شوند. و خانواده جايگاه آنان را ارج مى‌نهند و هميشه برايشان دعا مى‌كنند.

خانواده‌هاى مسلمانان مكتبى كه در كشورهاى ديگر به عنوان مهاجر زندگى مى‌كنند،- به نوبه خود- احساس سختى نمى‌كنند، چون فرزندانشان براى انجام مسؤوليّتهاى مكتبى و مذهبى رفته‌اند و بهاى آن را در بهشت مى‌گيرند، چون مسؤوليّتهاى مكتبى خود را بر دوش مى‌كشند، و همسران و مادران نيز مسؤوليّتهاى خود را با تربيت فرزندان صالح و انجام كارهاى مختلف خانه به پايان مى‌رسانند.

روح مكتبى و مذهبى برخى از زنان اثر بسيار بزرگ، در نقشى كه امامان عليهم السلام در طول تاريخ داشته‌اند، بر جاى گذاشته است. به عنوان مثال:

امام موسى بن جعفر عليهما السلام كه در متن حركت در راه خداى- عزّ وجلّ- قرار


صفحه 36

داشت، على‌رغم اينكه افراد خانواده‌اش از همه امامان بيشتر بود و على‌رغم اينكه مشكلات سياسى زيادى بر او چنگ انداخته بود و- از همه مهمتر- اينكه مصيبت زندانى شدن پى‌درپى بر ايشان نازل مى‌شد به گونه‌اى كه آن بزرگوار عمر شريف خود را در باز داشتگاهها وزندانهاى عباسيان بى‌هيچ شكايت و اندوهى سپرى مى‌كرد، زندان را محراب عبادت و وسيله تقرّب به خداى متعال قرار داده بود.

در طول اين مراحل سخت و بحرانى كه براين امام بردبار گذشت، نشنيده‌ايم كه روزى يكى از زنان آن‌حضرت در برابر مسير جهادى و مبارزاتى ايشان لب به شكوه بگشايد، بلكه تمام همسران، دختران، فرزندان و نزديكانش به خط مكتبى او پايبند بودند كه در مسير هدايت او گام بردارند. اين مطلب را آن‌حضرت در سخنان و دعاهايشان تأكيد مى‌كردند كه هرگز در آنها به فشارهاى خانوادگى، سختى و ناراحتى خانواده در تحمّل فراق او هيچ اشاره‌اى نكرده‌اند.

و اين همه (صبر و تحمّل) بدان سبب است كه پرورش اسلامى به زن آموخته كه بار مسؤوليّت را چگونه بدون هيچ اظهار جزع و فزع و سستى بر دوش بكشد.

همچنين اين صفات اخلاقى پسنديده در حماسه عاشورا جلوه‌گر شد، كه قهرمان كربلا زينب عليها السلام در شب يازدهم با اشاره به بدن برادر شهيدش مى‌گويد: پروردگارا! اين قربانى را از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله قبول كن. اين موضع، روشنترين دليل بر اين است كه اهل‌بيت عليهم السلام در عقيده اسلامى ذوب شده‌اند و حماسه‌هايى را كه اين زن شجاع در عاشوراى حسينى آفريد، بيشتر از آن است كه به شمار آيد و يا به سخن گفته شود.


صفحه 37

حال تمامى زنان اهل‌بيت در كربلا اين چنين بود، چرا كه آنان دژ مستحكم گروه مؤمنان بودند كه در ميدان خونين و كوبنده كربلا فرود آمده بود. مردان نيز چون مى‌دانستند كه در پشت سر آنها زنان، مادران و خواهران و حتّى كودكانى هستند كه اهل مبارزه‌اند، بلكه بالاتر و برتر از اين، از برگشتن آنان راضى نيستند مگر اينكه به شهادت برسند، بنابراين با دلهاى آرام و مؤمن حمله مى‌آوردند و با شوق مى‌جنگيدند و باور داشتند كه پشت سرشان خانواده‌اى را جا گذاشته‌اند كه از درد و رنج اسارت باكى ندارند و تلخى اين درد و رنج آنان را از راه حق و رسالت خويش منحرف نمى‌كند.

آرى! اين حالت در اسلام فراگير است و منظور آن است كه هر انسانى نقش اوّليه خود را در دفاع از حريم رسالت و يارى مجاهدان ايفا كند و اين همان عاملى است كه موجب مى‌شود هر يك از افراد جامعه اسلامى حركت خود را از اين اصل آغاز كند؛ اصلى كه مكتبى‌ها آن را نقطه پويش خويش قرار داده‌اند. اين اصل مسبّب همان انديشه، ارزشها ورويكردهاى اسلامى است كه هريك از جوانان مسلمان را از اين شهر به آن شهر مى‌كشاند، اگرچه اين راه دشوارى‌هاى بسيارى در پيش روى آنان قرار دهد...

اين جهت گيريها، ارزشها، اصول و اوامر الهى است كه در همسر، مادر و يا خواهر او روح انقلابى مى‌دمد، او را به مقاومت و پايدارى در برابر مشكلات وامى‌دارد و او را بر مى‌انگيزد تا نقش اساسى‌ترى را در راه خداى- تبارك و تعالى- ايفا كند.

امروز ما بايد بدانيم كه دشمن توانسته است اين امتياز مهمّ انسانها


صفحه 38

و حركتهاى مكتبى را كشف كند. بنابراين استعمار قدرت ملّتها را به صورت تجزيه شده و از طريق گروههاى مختلف براى پشتيبانى از قدرت شيطانى خود به كار مى‌گيرد كه يكى از اين گروهها زنان هستند. به همين سبب نظامها و حكومتهاى مزدور كه مخالف بيدارى اسلامى مى‌باشند به بسيج نيروهاى زنان تكيه مى‌كنند و اين نيروها را در مسيرهايى به كار مى‌گيرند كه به هيچ وجه خدمتى به مكتب اسلام نمى‌كند. از همين موارد است اقداماتى از قبيل تشكيل اتّحاديه زنان كه در حقيقت كانونى پر از انواع مفاسد اجتماعى است و زنانى را گرد آورده است كه هيچ پيوندى با مسائل الهى ندارند.

پس از تثبيت اين عمل و بسيج نيروها، گروه زيادى از زنان مسلمان نيز خواسته و ناخواسته دراين اتحاديه‌ها وارد شدند و برخى به گونه‌اى شدند كه از نظامهاى جاهلى دفاع مى‌كنند و باطل را استحكام مى‌بخشند...

و تمام اينها بدين سبب است كه آنان كه از افكار اصيل الهى دور بوده‌اند، زمام امور را به دست گرفته‌اند و موقعيّت خود را تثبيت كرده‌اند...، ولى مسلمانان به عقب برگشته، تنبلى كرده و سرجاى خود نشسته‌اند، و سعى كرده‌اند به زن بباورانند كه خانه بهترين جا براى اوست و او نيز به نوبه خود به اين تصميم كه هيچ نقشى در آن نداشته، تن داده است.

در نتيجه آن تلاشهايى كه حكومتها و نظامهاى مخالف با اسلام انجام داده‌اند براى مشغول كردن زن به لهو و لعب و سوق دادن او به زمينه‌هايى كه خداوند متعال براى او معيّن نكرده است، زن از اداره امور خانه بازمانده و نتوانسته مسؤوليّت خود را كه حمايت از مرد در راه مكتبى خود است، انجام دهد، بلكه به دنبال امور پست و بى‌ارزشى از قبيل تجمّل‌گرايى‌


صفحه 39

و رفاه‌طلبى افتاده و اينجاست كه براى او مهم نيست، شوهر از چه راهى پول اين نيازهاى دروغين او را بياورد.

متأسّفانه اين پديده امروزه در ميان برادران مكتبى نيز رواج دارد، در گذشته فكر و انديشه آنان اين بود كه چگونه طرحهاى جهادى را انجام دهند، ولى امروز، تمام انديشه بعضيها اين است كه چگونه با زنانشان به تفريح و گردش بروند، يا چگونه به ميل و رغبت زنانشان پاسخ گويند و وسايل رفاه و آسايش آنها را فراهم آورند.

زنى كه انواع فشارها را به شوهر خود وارد مى‌كند بايد فكر كند كه مرد نيرو و طاقت محدودى دارد كه نمى‌تواند هميشه درپى خواسته‌هاى خيالى او باشد و نيز بايد درك كند مرد نمى‌تواند مسؤوليّتهاى مكتبى و كارهاى خانه را به طور كامل جمع كند، بلكه زندگى مشكلات زيادى بر سر راه او قرار مى‌دهد بويژه نسبت به مجاهدان و مهاجران- كه مى‌خواهند مسير جهادى خود را توسعه دهند و از جان مايه بگذارند-.

بنابراين اگر زن بخواهد به همسرش كه در راه خدا كار مى‌كند كمك كند، بايد شيوه زندگى زاهدانه و ميانه را برگزيند، تا فشارهاى معيشتى زندگى را از دوش شوهر بردارد. زن آنگاه زاهد به شمار مى‌رود كه بداند چگونه خانه را اداره كند و امور زندگى را بچرخاند، بگونه‌اى كه لازم نباشد مرد به تنهايى اين بار را بر دوش بكشد، امّا اگر عكس اين را انجام بدهد، هرگز زن زاهد و پرهيزكارى نخواهد بود.

بر ما پوشيده نيست؛ زنانى كه بر ناز، عشوه و خوشگذرانى تمايل زياد دارند، مردان خود را از شركت در سازندگى كشور اسلامى باز مى‌دارند و چشم اندازهاى آينده را از آنان مى‌گيرند.


صفحه 40

بنابراين واجب است كه توجه بيشترى نسبت به گروه زنان جامعه اعمّ از مادران، همسران، خواهران و دختران... كنيم. آنان را به تربيت اسلامى، تثبيت افكار و ديدگاههاى مكتبى و... مجهّز كنيم. تمام اينها به جهت آن است كه ما نيمى از جامعه خود را به آگاهى و بيدارى برسانيم تا نقش خود را در مسير برانگيختن و پيشرفت دادن آن از دست ندهد.