مىگيرد، جنبههاى اخلاقى مبالغهآميز است. برخى از زنان براى پيوستن به مجموعه زنان كه در يك محل كار مىكنند و مديريت آن با يكى از برادران مؤمن است، آمادگى نشان نمىدهند و اين كار را بر خود سخت مىگيرند، با اين گمان كه اين امر شخصيّت آنان را از بين مىبرد، در حالى كه كار با برادران مؤمن شخصيّت آنها را استحكام و رشد مىبخشد.
اضافه براين طبيعت كارهاى مكتبى چنين است كه وظايف تقسيم شود و انسانهاى مؤمن اعمّ از زن و مرد در پوشش آن كار كنند و نيز طبيعت كار اقتضا مىكند كه با متصدّى امور در كارها مشاركت داشته باشند.
4- نشناختن شيوههاى مناسب كار
زنان شيوههاى مناسب كار را نمىشناسند، برخى گمان مىكنند كه درها بر روى آنان بسته است و طبيعى است كه جامعه نيز تلاش مىكند تا اين درها را بر روى زنان ببندد، زيرا جامعه ما هنوز از عقب ماندگى بسيار زياد رنج مىبرد. و آنچه كه مزيد بر علّت مىشود اين است كه زن مىهراسد و گشودن اين درها و ورود به زمينههاى پنهان وراى آن را بر خود سخت مىداند.
همچنين بسيارى از اعمال نياز به اراده، انگيزه و شجاعت دارد تا انسان بتواند آنها را انجام دهد و درهاى بسته آنها را بگشايد، ولى- متأسّفانه- ما آن كارها را آغاز نمىكنيم به اين دليل كه ديگران نيز بدانها اقدام نكردهاند.
و اگر از باب جدل بپذيريم كه زن نمىتواند زمينههاى بسته پيش روى خود را بگشايد- حداقل- مىتواند به طور مؤثّر در زمينه هايى كه پيش روى او باز است، كار كند. مانند نويسندگى، ترجمه كتابهاى مفيد
و كارهاى آموزشى... اين كارهاى مهم را زن مىتواند انجام دهد بدون اينكه به كارهاى خانه خللى وارد شود.
از جمله كارهايى كه زن مسلمان و مكتبى بدون بر خورد با مشكلى مىتواند آن را انجام دهد، تربيت و ارشاد دختران و زنان ديگر است.
طبيعى است كه اين كار نياز به شجاعت و بردبارى از طرف زن دارد.
انسانى كه مىخواهد ديگران را امر به معروف و بيدار كند بايد بيشتر از ديگران سختىها را تحمّل كند. زن مىتواند- بويژه در مراحل نخستين كار- به توجيه همتايان خود بپردازد و در راه پشت سر نهادن موانع روانى كه بايد آن را از تراوشهاى نادانى و عقب افتادگى دانست دشوارىها را كنار بزند و بر آنها فايق آيد.
و اگر بخواهيم اين تراوشها را كنار بگذاريم و بر تحجّر و جمود فائق آييم، بايد به شجاعت، اراده قوى و تلاش پيگير و عدم احساس خستگى... مسلّح شويم.
بنابراين، مهمترين قضيّهاى كه بايد با جدّيت به آن توجّه كنيم پايدارى و مقاومت در برابر رسم و رسومات جاهلى و فشارهاى شهوتهاست، تا اينكه زن منزلت طبيعى و ربانى خود را در جامعه از دست ندهد.
زن آزاد، و مسؤوليّتهاى مكتبى
چگونه خداوند متعال با بندگان خود برخورد مىكند؟ و چگونه به اراده خود در راه پيروزى مستضعفان بر مستكبران در زمين تحقّق مىبخشد؟
اين مطلب تفصيلى دارد كه قرآن كريم آن را بيان مىكند و در ميان بيان تفصيلها فلسفه و ديد كلّى خود را نسبت به زندگى روشن مىنماند.
حقيقتى را كه قرآن دراين زمينه بدان تأكيد مىكند اين است كه تاريخ با حركت افراد ساخته مىشود نه با حركت گروهها. جامعهها و ملّتها، افرادى هستند كه تاريخ را مىسازند و دليل آن داستان حضرت موسى عليه السلام است. اين پيامبر بزرگوار فردى داراى قدرت مبارزه بود و اين قدرت را در ميان بنىاسرائيل- كه قومى مستضعف بودند و به تنهايى نمىتوانستند در برابر فشارهاى فرعون مبارزه كنند- مىپراكند، آنان آمدن قهرمان و منجى و رهبرى را انتظار مىكشيدند كه او همان موساى پيامبر عليه السلام بود.
اين در حالى است كه مكاتب ديگر- مانند ماركسيست- معتقدند (تضادّ) گروهها تاريخ را مىسازد و اين ديدگاه غلطى است، زيرا هيچ
گروهى نمىتواند آگاهى داشته باشد، مگر از راه افرادى كه در آن گروه قرار دارند و نيروهاى آن را گرد محورى جمع مىكنند. و چه راست مىگويد تاريخ نگار معروف «ارنولد توينبى»: تاريخ به مبارزه طلبيدن و پاسخ گفتن به اين مبارزهطلبى از سوى امّتها و قبيلهها، با رهبرى افرادى است كه بدون آنان ممكن نيست اين امّتها تمدّنى را تأسيس كنند.
از مدرسه مادران
قرآن كريم پيوسته تأكيد مىكند كه اين قهرمانان كه مسير تاريخ را تغيير دادهاند از مدرسه مادران فارغالتحصيل شدهاند. مقاومت مادر موسى عليه السلام در برابر رعب، وحشت و قدرت فرعون و مبارزه با تصميمهاى ستمگرانه او را براى ما يادآورى مىكند، چنانكه داستان حضرت مريم صدّيقه دختر عمران عليها السلام و معجزه ولادت پيامبرى از او را بيان مىكند... و زنان ديگر كه نقشهاى مهمّى در تاريخ رسالتهاى آسمانى داشتهاند و اين نقشها در پرورش و تربيت نسلى از قهرمانان نمايان شده است كه آنان تاريخ را ساختهاند.
متأسّفانه برخى از افراد جامعه چنين تصوّر مىكنند كه زن بايد خانهنشين باشد و هرگز از خانه بيرون نيايد، چون خداوند حجاب را بر او واجب كردهاست وچون حجاببر او واجباست بايد در خانهبماند ولازم است مسؤوليّتهاى خود را به امور معيّنى محدود كند و از آن تجاوز نكند.
اينجا بناچار بايد گفت: خداوند زن را آزاد آفريده است و چون آزاد است، اراده مىكند و برمىگزيند، زن در برابر هر خطايى كه از او سر بزند مسؤول است و در برابر جزئى از فساد جامعه نيز مسؤول مىباشد؛
مسؤول اصلاح و از بين بردن فساد است، زيرا مسؤوليّت با آزادى پيوند خورده است و هر جا آزادى و قدرت گزينش باشد، مسؤوليّت نيز هست.
حجاب در قرآن
قرآن كريم واژه حجاب را- درباره زنان- يك بار به كار برده است دراين سخن خداى متعال كه مىفرمايد:
(... وَإِذَا سَأَلْتُمُوهنَّ مَتَاعاً فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ...)[1].
«... و چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد...»
و در جاى ديگر قرآن كريم به حجاب اشاره دارد آنجا كه مىفرمايد:
(وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى...)[2].
«در خانههايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليّت قديم زينتهاى خود را آشكار نكنيد...»
اين در حالى است كه درباره ازدواج در بيش از صد آيه سخن گفته است، ما از اينجا مىفهميم كه شارع مقدّس مىخواهد ميان زن و مرد پيوند اجتماعى درست برقرار كند كه ريشههاى فساد را از بين ببرد.
بنابراين حجاب يك ركن اساسى و مهم است، ولى مانع و مشكلى بر سر راه زن نيست و او را از تحرّك و پيشرفت باز نمىدارد.
متأسّفانه ما حجاب را شعار و توجيه عقب ماندگى خود و سلاحى بر ضد مشاركت زنان قرار مىدهيم، چنانكه انديشهها و تصوّرهاى باطل
[1]- سوره احزاب، آيه 53.
[2]- همان، آيه 33.
ديگر را چونان سلاحى بر ضد مشاركت مردان در ساخت تمدّن و زندگى به كار مىبريم.
آياتى كه قرآن كريم در آنها پيرامون زن از نظر وجوب حجاب و حرمت آرايش بحث كرده، در سوره احزاب است، كه اين سوره اختصاص به اين موضوع دارد، لازم است دراين آيات تأمّل كنيم تا ببينيم كه قرآن كريم چگونه درباره حجاب بحث كرده است؟
(يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً* وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ للَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحاً نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقاً كَرِيماً* يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً* وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً* وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفاً خَبِيراً* إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً)[1].
«اى همسران پيامبر، هركس از شما مبادرت به كار زشت آشكارى كند، عذابش دو چندان خواهد بود. و اين بر خدا همواره آسان است* و هركس از شما خدا و فرستادهاش را فرمان برد و كار شايسته كند، پاداشش را دو چندان مىدهيم و برايش
[1]- سوره احزاب، آيات 30- 35.
روزى نيكو فراهم خواهيم ساخت* اى همسران پيامبر! شما مانند هيچ يك از زنان (ديگر) نيستيد، اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن نگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد وگفتارى شايسته گوييد* و در خانههايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليّت زينتهاى خود را آشكار نكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستادهاش را فرمان بريد. خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند* و آنچه را كه از آيات خدا و [سخنان] حكمت [آميز] در خانههاى شما خوانده مىشود ياد كنيد* در حقيقت، خدا همواره دقيق وآگاه است* مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان، مردان و زنان عبادت پيشه، ومردان وزنان راستگو، مردان و زنان شكيبا، مردان و زنان فروتن، مردان و زنان صدقه دهنده، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنان پاكدامن، مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مىكنند، خدا براى [همه] آنان آمرزش و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.»
با ملاحظه آيات گذشته مىبينيم كه قرآن كريم درباره حجاب در پرتو امور ديگرى كه به آنها اشاره كرده، سخن مىگويد، مانند پيوند ميان رسول خدا صلى الله عليه و آله و همسرانش در زمينه دعوت اسلامى. چنانكه ملاحظه مىكنيم پس از سخن گفتن از حجاب به طور مستقيم به اشتراك زن و مرد در انجام واجبات دينى اشاره و نقاط مشترك ميان زن و مرد را روشن مىكند.
چگونه ممكن است كه از اين نقاط مشترك چشم بپوشيم و فقط به نقاط اختلاف بپردازيم و با نگاهى اشتباه به حجاب بخواهيم زن را از انجام مسؤوليّتهاى مكتبى و وظايفش در زندگى دور كنيم؟
حتّى در مواردى كه به جهاد مربوط است، من آيهاى پيدا نكردم كه جهاد را مختصّ مردان بداند، درست است كه در جهادهاى زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردان بسنده مىكردند، ولى آنجا شرايط ويژهاى بوده است كه
اين موضوع را اقتضا مىكرده. زن بايد با شيوه هايى كه با او مناسبت دارد در جهاد شركت كند، چنانچه موضعهاى فاطمه زهرا (سلام اللَّه عليها) و زينب كبرى عليها السلام شاهد اين مدّعاست.
همچنين بر ما لازم است كه نقش زنان را از بين نبريم و از زنان نخواهيم كه به اداره امور منزل بسنده كنند تا مرد به تنهايى رنج زندگى را بر دوش بكشد.
متأسّفانه اين فكر با راحتطلبى زنان ما نيز هماهنگ و با فرهنگ شايع توجيه گرانه محافل زنانه مناسب در آمده است... و آنان خود را از مسؤوليّت امر به معروف و نهى از منكر و انجام واجبات ديگر كنار كشيدهاند... و در خانه نشستهاند و منتظر روزى خود هستند كه به طور واسع و گوارا بدانان برسد.
درست است كه در گذشته تكاليف خانه بيشتر و بزرگتر از وظايف بيرون خانه بود، ولى زن امروز تمام ابزار آسايش و راحتى را دارد ودستگاههاى جديد با سرعت بسيار زياد و كمترين تلاش ممكن او را در كارهاى خانه يارى مىكنند، آيا ديگر بهانهاى مىماند؟
نقش زن در كجا مجسّم مىشود؟
بنابراين سزاوار است كه زن دراين حالتها، يك نقش از نقشهايى را كه در عمليات اصلاح اجتماعى سود بخش است، ايفا كند. ولى ما- متأسّفانه- به اين مسأله اهمّيت نمىدهيم، در حالى كه از مهمترين مسائل پرورشى و اجتماعى است. زن مىتواند بسيارى از درسهاى تربيت سالم را به فرزندانش بياموزد، امّا زنى كه جز به غيبت، سخنچينى، تهمت زدن