مسؤول اصلاح و از بين بردن فساد است، زيرا مسؤوليّت با آزادى پيوند خورده است و هر جا آزادى و قدرت گزينش باشد، مسؤوليّت نيز هست.
حجاب در قرآن
قرآن كريم واژه حجاب را- درباره زنان- يك بار به كار برده است دراين سخن خداى متعال كه مىفرمايد:
(... وَإِذَا سَأَلْتُمُوهنَّ مَتَاعاً فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ...)[1].
«... و چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد...»
و در جاى ديگر قرآن كريم به حجاب اشاره دارد آنجا كه مىفرمايد:
(وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى...)[2].
«در خانههايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليّت قديم زينتهاى خود را آشكار نكنيد...»
اين در حالى است كه درباره ازدواج در بيش از صد آيه سخن گفته است، ما از اينجا مىفهميم كه شارع مقدّس مىخواهد ميان زن و مرد پيوند اجتماعى درست برقرار كند كه ريشههاى فساد را از بين ببرد.
بنابراين حجاب يك ركن اساسى و مهم است، ولى مانع و مشكلى بر سر راه زن نيست و او را از تحرّك و پيشرفت باز نمىدارد.
متأسّفانه ما حجاب را شعار و توجيه عقب ماندگى خود و سلاحى بر ضد مشاركت زنان قرار مىدهيم، چنانكه انديشهها و تصوّرهاى باطل
[1]- سوره احزاب، آيه 53.
[2]- همان، آيه 33.
ديگر را چونان سلاحى بر ضد مشاركت مردان در ساخت تمدّن و زندگى به كار مىبريم.
آياتى كه قرآن كريم در آنها پيرامون زن از نظر وجوب حجاب و حرمت آرايش بحث كرده، در سوره احزاب است، كه اين سوره اختصاص به اين موضوع دارد، لازم است دراين آيات تأمّل كنيم تا ببينيم كه قرآن كريم چگونه درباره حجاب بحث كرده است؟
(يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً* وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ للَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحاً نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقاً كَرِيماً* يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً* وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً* وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفاً خَبِيراً* إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً)[1].
«اى همسران پيامبر، هركس از شما مبادرت به كار زشت آشكارى كند، عذابش دو چندان خواهد بود. و اين بر خدا همواره آسان است* و هركس از شما خدا و فرستادهاش را فرمان برد و كار شايسته كند، پاداشش را دو چندان مىدهيم و برايش
[1]- سوره احزاب، آيات 30- 35.
روزى نيكو فراهم خواهيم ساخت* اى همسران پيامبر! شما مانند هيچ يك از زنان (ديگر) نيستيد، اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن نگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد وگفتارى شايسته گوييد* و در خانههايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليّت زينتهاى خود را آشكار نكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستادهاش را فرمان بريد. خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند* و آنچه را كه از آيات خدا و [سخنان] حكمت [آميز] در خانههاى شما خوانده مىشود ياد كنيد* در حقيقت، خدا همواره دقيق وآگاه است* مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان، مردان و زنان عبادت پيشه، ومردان وزنان راستگو، مردان و زنان شكيبا، مردان و زنان فروتن، مردان و زنان صدقه دهنده، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنان پاكدامن، مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مىكنند، خدا براى [همه] آنان آمرزش و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.»
با ملاحظه آيات گذشته مىبينيم كه قرآن كريم درباره حجاب در پرتو امور ديگرى كه به آنها اشاره كرده، سخن مىگويد، مانند پيوند ميان رسول خدا صلى الله عليه و آله و همسرانش در زمينه دعوت اسلامى. چنانكه ملاحظه مىكنيم پس از سخن گفتن از حجاب به طور مستقيم به اشتراك زن و مرد در انجام واجبات دينى اشاره و نقاط مشترك ميان زن و مرد را روشن مىكند.
چگونه ممكن است كه از اين نقاط مشترك چشم بپوشيم و فقط به نقاط اختلاف بپردازيم و با نگاهى اشتباه به حجاب بخواهيم زن را از انجام مسؤوليّتهاى مكتبى و وظايفش در زندگى دور كنيم؟
حتّى در مواردى كه به جهاد مربوط است، من آيهاى پيدا نكردم كه جهاد را مختصّ مردان بداند، درست است كه در جهادهاى زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردان بسنده مىكردند، ولى آنجا شرايط ويژهاى بوده است كه
اين موضوع را اقتضا مىكرده. زن بايد با شيوه هايى كه با او مناسبت دارد در جهاد شركت كند، چنانچه موضعهاى فاطمه زهرا (سلام اللَّه عليها) و زينب كبرى عليها السلام شاهد اين مدّعاست.
همچنين بر ما لازم است كه نقش زنان را از بين نبريم و از زنان نخواهيم كه به اداره امور منزل بسنده كنند تا مرد به تنهايى رنج زندگى را بر دوش بكشد.
متأسّفانه اين فكر با راحتطلبى زنان ما نيز هماهنگ و با فرهنگ شايع توجيه گرانه محافل زنانه مناسب در آمده است... و آنان خود را از مسؤوليّت امر به معروف و نهى از منكر و انجام واجبات ديگر كنار كشيدهاند... و در خانه نشستهاند و منتظر روزى خود هستند كه به طور واسع و گوارا بدانان برسد.
درست است كه در گذشته تكاليف خانه بيشتر و بزرگتر از وظايف بيرون خانه بود، ولى زن امروز تمام ابزار آسايش و راحتى را دارد ودستگاههاى جديد با سرعت بسيار زياد و كمترين تلاش ممكن او را در كارهاى خانه يارى مىكنند، آيا ديگر بهانهاى مىماند؟
نقش زن در كجا مجسّم مىشود؟
بنابراين سزاوار است كه زن دراين حالتها، يك نقش از نقشهايى را كه در عمليات اصلاح اجتماعى سود بخش است، ايفا كند. ولى ما- متأسّفانه- به اين مسأله اهمّيت نمىدهيم، در حالى كه از مهمترين مسائل پرورشى و اجتماعى است. زن مىتواند بسيارى از درسهاى تربيت سالم را به فرزندانش بياموزد، امّا زنى كه جز به غيبت، سخنچينى، تهمت زدن
و افترا بستن... اهمّيت نمىدهد، چگونه ممكن است كه بتواند فرزندانش را درست تربيت كند و چگونه مىتواند نسلهاى فداكار و قهرمان تحويل جامعه بدهد؟
دراين حال زن جز نسلى سهلانگار، سست و تنبل و بىمسؤوليت تحويل جامعه نمىدهد كه اهتمام آنان فقط به فتنهانگيزى، ايجاد مشكلات اجتماعى و فروغلتيدن در كارهاى جزئى بىارزش است.
اين گونه افكار و رفتار بايد از زندگى ما رخت بربندد، تا زندگى جديدى آغاز كنيم، زندگى مكتبى را كه اسلام مىخواهد و در وظايف دينى فرقى ميان زن و مرد نگذاريم جز در مواردى كه خود اسلام بر آن تصريح كرده باشد مانند حجاب، زينت نمايى و مانند اينها.
و اينجا دوباره بايد تأكيد كنيم كه نقش زن در مسؤوليّتها مانند نقش مرد است، زيرا مسؤوليّت- چنانكه گفتيم- با آزادى انسان پيوند دارد و زن نيز آزاد است. پس او- دراين صورت- كاملًا مسؤول است، چنانكه مرد نيز كاملًا در برابر خداوند مسؤول است.
پيرامون زن و مسؤوليتهاى مكتبى
پر واضح است كه ديد اسلام نسبت به زندگى فراگير و عام است؛ يعنى اسلام هيچ فرقى ميان فرزندان بشر نمىگذارد، اگرچه نسب نژادى و اجتماعى آنان فرق داشته باشد، به جز فرقهايى كه طبيعت ساماندهى اجتماعى مقتضى آن است مثل قانون ولايت كه پدر- به عنوان مثال- بر خانواده ولايت دارد و يا امتيازى كه به مرد داده شده و يا امتيازاتى كه ويژه زن است...
با اين وجود، دورى مسلمانان از فرهنگ اصيل اسلامى و كج فهمى آنان، اثر بسيار بزرگى در رسوخ بسيارى از مفاهيم اشتباه در اذهان آنان داشته است. مثلًا: با فرورفتن در برخى افكار و سنّتهاى جاهليّت، گفتهاند:
زن شرى است كه وجود آن را بايد تحمّل كرد و مرد را بر زن برترى دادهاند...
تمام اينها به گونهاى دورى از اسلام است كه موجب شده فرهنگهاى غربى در برابر آن عكسالعمل نشان دهند و گروههايى پيدا شوند كه طالب حقوق زن باشند كه گويا حقوق زن در اسلام پايمال شده است.
و يكى از اين فرقها وتبعيضهايى كه از حالت دورى از اسلام تراوش كرده است تا آنجايى كه به زنان مربوط است همين محدود كردن مسؤوليّتهاى سياسى، اقتصادى و دينى به مردان و به ويژه به جوانان فرهيخته است. رسوبات اين فرهنگ هنوز در جانهاى بسيارى از مردان و زنان وجود دارد و آنان بر اين باورند كه ورود زن به محيط فعاليتهاى اسلامى و مكتبى يعنى خروج از محدوده دين و بيرون رفتن از دستورات و تعاليم اسلامى است كه اين انديشه با طبيعت توجيهگر ملّتهاى ما سازگار است، بنابراين زن حق دخالت در سياست را ندارد، چنانكه حق ندارد در هيچ طرح اجتماعى مشاركت كند...
و اين فرهنگ توجيهگر است كه به ظهور قدرتهاى ستمگر در كشورهاى ما منجرّ شده است.
ملّتهاى ما با بهانههاى مختلف از مسؤوليّت فرار مىكنند، برخى سن زياد خود را وسيله قرار مىدهند و برخى خردى خود را وسيله توجيه عدم دخالت مىكنند و زنان نيز به اين وسيله چنگ مىزنند كه مادرند يا همسرند و ديگران پدر بودن را بهانه مىكنند... به همين سبب حكومتهاى ستمگر بر ملّتهاى مسلمان مسلّط ماندهاند. اگر همه باهم در مسؤوليّتهاى مكتبى و وظايف دينى مشاركت كنند و به كار و كوشش بپردازند، هيچكس نمىتواند بهانه تراشى و توجيهگرى كند و بالاخره نظامهاى طاغوتى يكى پس از ديگرى فرو خواهد پاشيد و جاى خود را به نظامهاى اسلامى و مردمى خواهد داد.
دراين زمينه زنان ايرانى در انقلاب اسلامى الگوى خوبى براى زنان مسلمان هستند. زنان ايرانى در راهپيمايىها شركت مىكردند در حالى كه
كودكان شيرخوار خود را همراه داشتند و خود و كودكان خود را در معرض گلولههاى شاه معدوم قرار مىدادند و اين بدان معناست كه زن مسلمان ايرانى تعلّق خود را از دنيا به طور كامل بريده بود.
اين قهرمانيها را زن مسلمان از كربلاى حسينى الهام گرفته است آنگاه كه ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام كودك شيرخواره خود را بر روى دستان به سوى دشمن برد و دشمنان سنگدل تيركينه را مانند باران بر اين كودك بىگناه فرو آوردند. بدين وسيله امام به ما فهماند كه خون كودكان شما رنگينتر از خون كودك من نيست.
موضع ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام ما را به فداكارى برمىانگيزد، تا آنجا كه كودكان شيرخواره خود را در راه اسلام فدا كنيم.
همچنين مسؤوليّت بزرگى كه امروزه بر دوش زن مسلمان قرار گرفته است، اين است كه در ميدان جهاد و كارزار وارد شود. احكام اسلام فقط نماز، روزه، حجّ، زكات و عباداتى از اين قبيل نيست، بلكه بايد به اينها تقوا را نيز بيفزاييم كه شرط پذيرش عبادات است. چنانكه خداوند- تبارك و تعالى- مىفرمايد:
(... إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ)[1].
«... خدا فقط از تقواپيشگان مىپذيرد.»
تقوا، يعنى اجراى تمام احكام اسلامى، و امروزه مهمترين حكم اسلامى دفاع از اسلام و اقامه توحيد بر روى زمين، و برتر قرار دادن كلمه خداوند است و اين جز با زدودن فرهنگ نادانى و جهل و مبارزه
[1]- سوره مائده، آيه 27.