بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 51

اين موضوع را اقتضا مى‌كرده. زن بايد با شيوه هايى كه با او مناسبت دارد در جهاد شركت كند، چنانچه موضعهاى فاطمه زهرا (سلام اللَّه عليها) و زينب كبرى عليها السلام شاهد اين مدّعاست.

همچنين بر ما لازم است كه نقش زنان را از بين نبريم و از زنان نخواهيم كه به اداره امور منزل بسنده كنند تا مرد به تنهايى رنج زندگى را بر دوش بكشد.

متأسّفانه اين فكر با راحت‌طلبى زنان ما نيز هماهنگ و با فرهنگ شايع توجيه گرانه محافل زنانه مناسب در آمده است... و آنان خود را از مسؤوليّت امر به معروف و نهى از منكر و انجام واجبات ديگر كنار كشيده‌اند... و در خانه نشسته‌اند و منتظر روزى خود هستند كه به طور واسع و گوارا بدانان برسد.

درست است كه در گذشته تكاليف خانه بيشتر و بزرگتر از وظايف بيرون خانه بود، ولى زن امروز تمام ابزار آسايش و راحتى را دارد ودستگاههاى جديد با سرعت بسيار زياد و كمترين تلاش ممكن او را در كارهاى خانه يارى مى‌كنند، آيا ديگر بهانه‌اى مى‌ماند؟

نقش زن در كجا مجسّم مى‌شود؟

بنابراين سزاوار است كه زن دراين حالتها، يك نقش از نقشهايى را كه در عمليات اصلاح اجتماعى سود بخش است، ايفا كند. ولى ما- متأسّفانه- به اين مسأله اهمّيت نمى‌دهيم، در حالى كه از مهمترين مسائل پرورشى و اجتماعى است. زن مى‌تواند بسيارى از درسهاى تربيت سالم را به فرزندانش بياموزد، امّا زنى كه جز به غيبت، سخن‌چينى، تهمت زدن‌


صفحه 52

و افترا بستن... اهمّيت نمى‌دهد، چگونه ممكن است كه بتواند فرزندانش را درست تربيت كند و چگونه مى‌تواند نسلهاى فداكار و قهرمان تحويل جامعه بدهد؟

دراين حال زن جز نسلى سهل‌انگار، سست و تنبل و بى‌مسؤوليت تحويل جامعه نمى‌دهد كه اهتمام آنان فقط به فتنه‌انگيزى، ايجاد مشكلات اجتماعى و فروغلتيدن در كارهاى جزئى بى‌ارزش است.

اين گونه افكار و رفتار بايد از زندگى ما رخت بربندد، تا زندگى جديدى آغاز كنيم، زندگى مكتبى را كه اسلام مى‌خواهد و در وظايف دينى فرقى ميان زن و مرد نگذاريم جز در مواردى كه خود اسلام بر آن تصريح كرده باشد مانند حجاب، زينت نمايى و مانند اينها.

و اينجا دوباره بايد تأكيد كنيم كه نقش زن در مسؤوليّت‌ها مانند نقش مرد است، زيرا مسؤوليّت- چنانكه گفتيم- با آزادى انسان پيوند دارد و زن نيز آزاد است. پس او- دراين صورت- كاملًا مسؤول است، چنانكه مرد نيز كاملًا در برابر خداوند مسؤول است.


صفحه 53

پيرامون زن و مسؤوليتهاى مكتبى‌

پر واضح است كه ديد اسلام نسبت به زندگى فراگير و عام است؛ يعنى اسلام هيچ فرقى ميان فرزندان بشر نمى‌گذارد، اگرچه نسب نژادى و اجتماعى آنان فرق داشته باشد، به جز فرقهايى كه طبيعت ساماندهى اجتماعى مقتضى آن است مثل قانون ولايت كه پدر- به عنوان مثال- بر خانواده ولايت دارد و يا امتيازى كه به مرد داده شده و يا امتيازاتى كه ويژه زن است...

با اين وجود، دورى مسلمانان از فرهنگ اصيل اسلامى و كج فهمى آنان، اثر بسيار بزرگى در رسوخ بسيارى از مفاهيم اشتباه در اذهان آنان داشته است. مثلًا: با فرورفتن در برخى افكار و سنّتهاى جاهليّت، گفته‌اند:

زن شرى است كه وجود آن را بايد تحمّل كرد و مرد را بر زن برترى داده‌اند...

تمام اينها به گونه‌اى دورى از اسلام است كه موجب شده فرهنگهاى غربى در برابر آن عكس‌العمل نشان دهند و گروههايى پيدا شوند كه طالب حقوق زن باشند كه گويا حقوق زن در اسلام پايمال شده است.


صفحه 54

و يكى از اين فرقها وتبعيضهايى كه از حالت دورى از اسلام تراوش كرده است تا آنجايى كه به زنان مربوط است همين محدود كردن مسؤوليّتهاى سياسى، اقتصادى و دينى به مردان و به ويژه به جوانان فرهيخته است. رسوبات اين فرهنگ هنوز در جانهاى بسيارى از مردان و زنان وجود دارد و آنان بر اين باورند كه ورود زن به محيط فعاليتهاى اسلامى و مكتبى يعنى خروج از محدوده دين و بيرون رفتن از دستورات و تعاليم اسلامى است كه اين انديشه با طبيعت توجيه‌گر ملّتهاى ما سازگار است، بنابراين زن حق دخالت در سياست را ندارد، چنانكه حق ندارد در هيچ طرح اجتماعى مشاركت كند...

و اين فرهنگ توجيه‌گر است كه به ظهور قدرتهاى ستمگر در كشورهاى ما منجرّ شده است.

ملّتهاى ما با بهانه‌هاى مختلف از مسؤوليّت فرار مى‌كنند، برخى سن زياد خود را وسيله قرار مى‌دهند و برخى خردى خود را وسيله توجيه عدم دخالت مى‌كنند و زنان نيز به اين وسيله چنگ مى‌زنند كه مادرند يا همسرند و ديگران پدر بودن را بهانه مى‌كنند... به همين سبب حكومتهاى ستمگر بر ملّتهاى مسلمان مسلّط مانده‌اند. اگر همه باهم در مسؤوليّتهاى مكتبى و وظايف دينى مشاركت كنند و به كار و كوشش بپردازند، هيچ‌كس نمى‌تواند بهانه تراشى و توجيه‌گرى كند و بالاخره نظامهاى طاغوتى يكى پس از ديگرى فرو خواهد پاشيد و جاى خود را به نظامهاى اسلامى و مردمى خواهد داد.

دراين زمينه زنان ايرانى در انقلاب اسلامى الگوى خوبى براى زنان مسلمان هستند. زنان ايرانى در راهپيمايى‌ها شركت مى‌كردند در حالى كه‌


صفحه 55

كودكان شيرخوار خود را همراه داشتند و خود و كودكان خود را در معرض گلوله‌هاى شاه معدوم قرار مى‌دادند و اين بدان معناست كه زن مسلمان ايرانى تعلّق خود را از دنيا به طور كامل بريده بود.

اين قهرمانيها را زن مسلمان از كربلاى حسينى الهام گرفته است آنگاه كه ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام كودك شيرخواره خود را بر روى دستان به سوى دشمن برد و دشمنان سنگ‌دل تيركينه را مانند باران بر اين كودك بى‌گناه فرو آوردند. بدين وسيله امام به ما فهماند كه خون كودكان شما رنگينتر از خون كودك من نيست.

موضع ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام ما را به فداكارى برمى‌انگيزد، تا آنجا كه كودكان شيرخواره خود را در راه اسلام فدا كنيم.

همچنين مسؤوليّت بزرگى كه امروزه بر دوش زن مسلمان قرار گرفته است، اين است كه در ميدان جهاد و كارزار وارد شود. احكام اسلام فقط نماز، روزه، حجّ، زكات و عباداتى از اين قبيل نيست، بلكه بايد به اينها تقوا را نيز بيفزاييم كه شرط پذيرش عبادات است. چنانكه خداوند- تبارك و تعالى- مى‌فرمايد:

(... إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ)[1].

«... خدا فقط از تقواپيشگان مى‌پذيرد.»

تقوا، يعنى اجراى تمام احكام اسلامى، و امروزه مهمترين حكم اسلامى دفاع از اسلام و اقامه توحيد بر روى زمين، و برتر قرار دادن كلمه خداوند است و اين جز با زدودن فرهنگ نادانى و جهل و مبارزه‌

[1]- سوره مائده، آيه 27.


صفحه 56

با طاغوتيان امكان‌پذير نيست.

زن براى كار نكردن در راه خدا و نپذيرفتن مسؤوليّت معذور و قابل بخشش نيست. اين مسؤوليّت فقط بر دوش مردان نيست، حتّى ضرورتى ندارد كه بر شركت دراين كار مردان به زنان چراغ سبز نشان بدهند بلكه بايد زنان خود اقدام كنند. بنابراين اگر زن به بهانه اينكه پدر، يا برادر، و يا همسرش مانع او شدند، به مسؤوليّت دفاع از اسلام عمل نكند در برابر خداوند معذور نيست كه «اطاعت هيچ آفريده‌اى براى معصيت آفريدگار لازم و واجب نيست.[1]»

قرآن كريم نيز در آيات زيادى كافران را سرزنش و توبيخ مى‌كند كه چرا به باطل از پدران خويش پيروى كردند و بر ماست كه بكوشيم تا مصداق اين توبيخ نباشيم.

البتّه منظور از سخن فوق اين نيست كه از سنّت مألوف خارج شويم و فرياد اعتراضمان را بر عليه سرپرستان خود سر دهيم، بلكه بايد با حكمت و دانش دراين راه گام برداريم و اولياى خود را با شيوه‌هاى درست و از طرق مختلف راضى و خشنود كنيم.

ولى اساس كار- كه خدمت به اسلام است- در هيچ حالى ساقط نمى‌شود. بنابراين، ما در ترك عمل مكتبى خودمان، عذر و بهانه‌اى در پيش خداوند نداريم، و نمى‌توان دليل آورد كه سرپرستان ما موافق مشاركت ما دراين امر نبودند؛ زيرا اين عمل مثل نماز، روزه و ديگر عبادتهاى واجب، واجب است.

[1]- امام على عليه السلام.


صفحه 57

زن براى انجام كارهاى مكتبى توانايى زيادى دارد مانند تبليغات دينى و انجام وظيفه امر به معروف و نهى از منكر و ارائه خدمات اجتماعى...

ولى- متأسّفانه- مشاركت زن دراين زمينه‌ها بسيار كم رنگ است. على‌رغم اينكه جمع ميان كارهاى خانه و انجام اين كارهاى مكتبى ممكن است، ولى- متأسّفانه- امروزه مشاهده مى‌كنيم كه زنان گرد هم جمع شده و حرفهاى بى‌هوده رد و بدل مى‌كنند، و بى‌مسؤوليّتى خود را با منفى بافى توجيه مى‌كنند، و اين چنين توانائيها و استعدادها و نيروهاى بالقوّه‌اى را كه خداوند به آنان عطا كرده است، هدر مى‌دهد. و اين همان چيزى است كه استعمار مى‌خواهد. استعمارگران مى‌خواهند ايمان، توانايى و نشاط ما را به دست خودمان از ما بگيرند.

همچنين بر زن لازم است كه استعدادهاى خود را بروز دهد و زندانى خانه نباشد و از رفتن به ميدانهاى اجتماعى و سياسى، ترس و هراس به خود راه ندهد، زن نبايد منتظر باشد كه كسى او را پند دهد و يا متوجّه اين كار بكند، انسان بايد خود نخستين آموزگار خود باشد.

و اين قرآن كريم و سنّت پيامبر اكرم و اهل بيت عصمت است كه در برابر زنان ما وجود دارد و آنان مى‌توانند خود را دراين مدرسه بزرگ تربيت كنند. پس از اين مرحله- يعنى مرحله رشد ذاتى- لازم است كه به زنان ديگر روى بياورند و آنان را با شيوه‌هاى گوناگون به ضرورت حضور در ميدانهاى عمل قانع سازند، بويژه مادران را، زيرا زن وقتى مادر مى‌شود، با چنگ زدن به اين دليل كه مسؤوليّت اداره امور خانه، اداى حقوق شوهر و تربيت كودكان بر دوش اوست زمينه براى توجيه و فرار از مسؤوليّت بيشتر مى‌شود، در حالى كه جمع ميان اين كارها و كار براى دين‌


صفحه 58

و مكتب امكان دارد.

با اين شيوه زن مى‌تواند وارد ميدان شود و از جمود خود و در نهايت از چارچوب فرهنگى كه او را محدود كرده و اطمينان او را به خود و ايمان به نيروها و استعدادهايش را از او گرفته، بيرون بيايد.

و هرگاه انسان شركت و يارى كردن در يك امر مكتبى را در نيّت داشته باشد خداوند- بزرگنام- او را توفيق مى‌دهد و هدايت مى‌كند، چنانكه به اين انسان وعده داده است كه:

(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا...)[1].

«و كسانى كه در راه ما كوشيده‌اند، به يقين راههاى خود را بر آنان آشكار مى‌نماييم...»

و در اين هنگام زن در برابر خود راههاى گوناگونى را مى‌يابد و مى‌تواند هر راهى را كه مى‌خواهد انتخاب كند و نقش خود را در آن مسير ايفا كند. مى‌تواند نويسندگى و سخنرانى كند، در پشتيبانى از انقلابها و شكوفا كردن آنها سهيم باشد... و اين چيزى است كه تاريخ گذشته وحال گواه آن است. زن در تاريخ صدر اسلام، بلكه در تمام تاريخ اسلام نقش اثر گذارى داشته است.

پس چرا زن مسلمانان معاصر با الگوپذيرى از مردان در كارهاى مكتبى مشاركت نمى‌كند؛ در حاليكه اين تاريخ درخشان اسلام است كه زن در آن حماسه‌ها، قهرمانى‌ها و چهره‌هاى نورانى درخشان خود را به ثبت رسانده است.

[1]- سوره عنكبوت، آيه 69.