بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 55

كودكان شيرخوار خود را همراه داشتند و خود و كودكان خود را در معرض گلوله‌هاى شاه معدوم قرار مى‌دادند و اين بدان معناست كه زن مسلمان ايرانى تعلّق خود را از دنيا به طور كامل بريده بود.

اين قهرمانيها را زن مسلمان از كربلاى حسينى الهام گرفته است آنگاه كه ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام كودك شيرخواره خود را بر روى دستان به سوى دشمن برد و دشمنان سنگ‌دل تيركينه را مانند باران بر اين كودك بى‌گناه فرو آوردند. بدين وسيله امام به ما فهماند كه خون كودكان شما رنگينتر از خون كودك من نيست.

موضع ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام ما را به فداكارى برمى‌انگيزد، تا آنجا كه كودكان شيرخواره خود را در راه اسلام فدا كنيم.

همچنين مسؤوليّت بزرگى كه امروزه بر دوش زن مسلمان قرار گرفته است، اين است كه در ميدان جهاد و كارزار وارد شود. احكام اسلام فقط نماز، روزه، حجّ، زكات و عباداتى از اين قبيل نيست، بلكه بايد به اينها تقوا را نيز بيفزاييم كه شرط پذيرش عبادات است. چنانكه خداوند- تبارك و تعالى- مى‌فرمايد:

(... إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ)[1].

«... خدا فقط از تقواپيشگان مى‌پذيرد.»

تقوا، يعنى اجراى تمام احكام اسلامى، و امروزه مهمترين حكم اسلامى دفاع از اسلام و اقامه توحيد بر روى زمين، و برتر قرار دادن كلمه خداوند است و اين جز با زدودن فرهنگ نادانى و جهل و مبارزه‌

[1]- سوره مائده، آيه 27.


صفحه 56

با طاغوتيان امكان‌پذير نيست.

زن براى كار نكردن در راه خدا و نپذيرفتن مسؤوليّت معذور و قابل بخشش نيست. اين مسؤوليّت فقط بر دوش مردان نيست، حتّى ضرورتى ندارد كه بر شركت دراين كار مردان به زنان چراغ سبز نشان بدهند بلكه بايد زنان خود اقدام كنند. بنابراين اگر زن به بهانه اينكه پدر، يا برادر، و يا همسرش مانع او شدند، به مسؤوليّت دفاع از اسلام عمل نكند در برابر خداوند معذور نيست كه «اطاعت هيچ آفريده‌اى براى معصيت آفريدگار لازم و واجب نيست.[1]»

قرآن كريم نيز در آيات زيادى كافران را سرزنش و توبيخ مى‌كند كه چرا به باطل از پدران خويش پيروى كردند و بر ماست كه بكوشيم تا مصداق اين توبيخ نباشيم.

البتّه منظور از سخن فوق اين نيست كه از سنّت مألوف خارج شويم و فرياد اعتراضمان را بر عليه سرپرستان خود سر دهيم، بلكه بايد با حكمت و دانش دراين راه گام برداريم و اولياى خود را با شيوه‌هاى درست و از طرق مختلف راضى و خشنود كنيم.

ولى اساس كار- كه خدمت به اسلام است- در هيچ حالى ساقط نمى‌شود. بنابراين، ما در ترك عمل مكتبى خودمان، عذر و بهانه‌اى در پيش خداوند نداريم، و نمى‌توان دليل آورد كه سرپرستان ما موافق مشاركت ما دراين امر نبودند؛ زيرا اين عمل مثل نماز، روزه و ديگر عبادتهاى واجب، واجب است.

[1]- امام على عليه السلام.


صفحه 57

زن براى انجام كارهاى مكتبى توانايى زيادى دارد مانند تبليغات دينى و انجام وظيفه امر به معروف و نهى از منكر و ارائه خدمات اجتماعى...

ولى- متأسّفانه- مشاركت زن دراين زمينه‌ها بسيار كم رنگ است. على‌رغم اينكه جمع ميان كارهاى خانه و انجام اين كارهاى مكتبى ممكن است، ولى- متأسّفانه- امروزه مشاهده مى‌كنيم كه زنان گرد هم جمع شده و حرفهاى بى‌هوده رد و بدل مى‌كنند، و بى‌مسؤوليّتى خود را با منفى بافى توجيه مى‌كنند، و اين چنين توانائيها و استعدادها و نيروهاى بالقوّه‌اى را كه خداوند به آنان عطا كرده است، هدر مى‌دهد. و اين همان چيزى است كه استعمار مى‌خواهد. استعمارگران مى‌خواهند ايمان، توانايى و نشاط ما را به دست خودمان از ما بگيرند.

همچنين بر زن لازم است كه استعدادهاى خود را بروز دهد و زندانى خانه نباشد و از رفتن به ميدانهاى اجتماعى و سياسى، ترس و هراس به خود راه ندهد، زن نبايد منتظر باشد كه كسى او را پند دهد و يا متوجّه اين كار بكند، انسان بايد خود نخستين آموزگار خود باشد.

و اين قرآن كريم و سنّت پيامبر اكرم و اهل بيت عصمت است كه در برابر زنان ما وجود دارد و آنان مى‌توانند خود را دراين مدرسه بزرگ تربيت كنند. پس از اين مرحله- يعنى مرحله رشد ذاتى- لازم است كه به زنان ديگر روى بياورند و آنان را با شيوه‌هاى گوناگون به ضرورت حضور در ميدانهاى عمل قانع سازند، بويژه مادران را، زيرا زن وقتى مادر مى‌شود، با چنگ زدن به اين دليل كه مسؤوليّت اداره امور خانه، اداى حقوق شوهر و تربيت كودكان بر دوش اوست زمينه براى توجيه و فرار از مسؤوليّت بيشتر مى‌شود، در حالى كه جمع ميان اين كارها و كار براى دين‌


صفحه 58

و مكتب امكان دارد.

با اين شيوه زن مى‌تواند وارد ميدان شود و از جمود خود و در نهايت از چارچوب فرهنگى كه او را محدود كرده و اطمينان او را به خود و ايمان به نيروها و استعدادهايش را از او گرفته، بيرون بيايد.

و هرگاه انسان شركت و يارى كردن در يك امر مكتبى را در نيّت داشته باشد خداوند- بزرگنام- او را توفيق مى‌دهد و هدايت مى‌كند، چنانكه به اين انسان وعده داده است كه:

(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا...)[1].

«و كسانى كه در راه ما كوشيده‌اند، به يقين راههاى خود را بر آنان آشكار مى‌نماييم...»

و در اين هنگام زن در برابر خود راههاى گوناگونى را مى‌يابد و مى‌تواند هر راهى را كه مى‌خواهد انتخاب كند و نقش خود را در آن مسير ايفا كند. مى‌تواند نويسندگى و سخنرانى كند، در پشتيبانى از انقلابها و شكوفا كردن آنها سهيم باشد... و اين چيزى است كه تاريخ گذشته وحال گواه آن است. زن در تاريخ صدر اسلام، بلكه در تمام تاريخ اسلام نقش اثر گذارى داشته است.

پس چرا زن مسلمانان معاصر با الگوپذيرى از مردان در كارهاى مكتبى مشاركت نمى‌كند؛ در حاليكه اين تاريخ درخشان اسلام است كه زن در آن حماسه‌ها، قهرمانى‌ها و چهره‌هاى نورانى درخشان خود را به ثبت رسانده است.

[1]- سوره عنكبوت، آيه 69.


صفحه 59

زنان مسلمان امروزى كجايند [و چه فاصله زيادى دارند] از آنان كه حماسه‌ها و قهرمانى‌هاى جاودانه در طول تاريخ اسلام نگاشتند، مانند فاطمه زهرا عليها السلام، زينب عليها السلام خديجه كبرى و امّ سلمه...؟

ولى صدافسوس كه زن در خانه رام و آرام نشسته و در خود فرورفته است و به كارهايى مشغول است كه هيچ نيازى را برطرف نمى‌كند و گرسنه‌اى را سير نمى‌گرداند.

زن اگر هر روز كارهاى مذهبى را تجربه كند، كشف خواهد كرد كه اين كارها چگونه خلأ فرهنگى او را پر مى‌كند و به زندگى او هدف مى‌بخشد... و نيز او را وامى‌دارد كه به پرورش نفس، رشد استعدادها و شكوفا كردن نيروهاى زنان ديگر كه در اطراف او زندگى مى‌كنند، بپردازد و اين نيروها را در راه عمل اسلامى دوشادوش نيروهاى مردان بسيج كند و اينجاست كه وجود خود را احساس مى‌كند و كارها وطرحهاى زيادى را انجام مى‌دهد.


صفحه 60

زن آگاه از روزگار خويش‌

از پديده‌هاى تأسّف‌بار محيط اسلامى اين است كه امّت ما با تمام نيروها و قدرتهاى بشرى كه دارد، هنوز از فضاى سياسى چه در اداره امور و چه در شركت مؤثّر در تعيين سرنوشت جهان دور مى‌باشد.

امروزه قدرتهاى جاهلى موجود در شرق و غرب عالم به طور متناوب بر جهان حكومت مى‌كنند و اين قدرتها تلاش مى‌كنند تا تمدّن بشرى را نابود كنند و انسان را گمراه كرده، از ارزشهاى والا دور سازند. و اگر تنى چند از ديده‌وران و خردمندانى كه از فساد بر روى زمين نهى مى‌كنند نبودند، زندگى بر روى زمين در معرض فنا و نابودى قرار مى‌گرفت.

فقط پانزده تُن از سلاحهاى ميكربى- كه امروزه جهان هزاران تُن از آن را دارد- كافى است كه زندگى را بر روى كره خاكى نابود كند، اين حقيقت و حقيقتهاى ديگر براى ما روشن مى‌كند كه بشريت با شتاب زيادى به سوى دره نابودى فرومى‌افتد و كسى نيست كه در برابر اين سقوط پيوسته، بايستد.


صفحه 61

عدم حضور امّت در ميدان‌

امّت اسلامى، نزديكترين امّت به رسالتهاى آسمانى است و مى‌تواند كانديداى نگهداشتن و ايستادن در برابر اين سقوط جهان باشد. متأسّفانه در صحنه حاضر نيست و هيچ مشاركت فعالى در رويدادهاى جارى اطراف خود ندارد. على‌رغم اينكه خداوند- پاك و منزّه و متعال- اراده كرده است كه امّت اسلامى بر جهان گواه باشد اين امّت حتّى كارى نمى‌كند كه بر سرنوشت خويش مؤثّر باشد. خداوند بزرگ و بلند مرتبه در محكمات كتاب كريم مى‌فرمايد:

(وَكَذلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً)[1].

«و همچنين شما را امّت ميانه‌اى قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه باشد...»

اين دورى از صحنه چگونه روى داده است و اكنون اين مسلمانان كجايند؟ كجايند آنان كه به محض اينكه يكى از زنان مسلمان از يكى از حاكمان يارى طلبيد، لشكرى بس بزرگ ترتيب دارند كه تاريخ گواه عظمت آن است؟ كجايند آنان كه احاديث رسول خدا صلى الله عليه و آله را در احساس، عمل و بسيج نيروها به كار مى‌بستند؟

پاسخ اين است، كه اين دورى و عدم حضور يكباره حاصل نشده است، بلكه به تدريج رخ داده است. در آغاز به ناتوانان و پيرمردان گفتند:

[1]- سوره بقره، آيه 143.


صفحه 62

شما پيران و بزرگان ما هستيد، در خانه‌ها بمانيد، ما به جاى شما كارها را انجام مى‌دهيم. سپس به زن گفتند: بهترين جا براى تو خانه است. از آن بيرون نشو، اسلام جهاد را بر تو واجب نكرده است... و او در خانه نشست تا اينكه دشمنان اسلام او را براى مبارزه با اسلام بيرون آوردند.

مى‌گفتند بيرون رفتن براى نماز جمعه و جماعت بر زن حرام است، ولى او را براى سينما و مراكز لهو و لعب بيرون كشاندند و در كارهاى گوناگون بر ضد اسلام او را مسلّح كردند.

اين چنين است كه نتيجه غياب مسلمانان، از دست دادن زنانى مى‌شود كه نصف امّت اسلامى را تشكيل مى‌دهند.

سپس به جوانان مسلمان گفتند: شما را چه به جهاد، شما را چه به امر به معروف و نهى از منكر؟ اين امور مخصوص دانشمندان و علماى دين است. سپس به علماى دين گفتند: شما را چه به سياست؟ جاى شما مسجد است و رويدادهاى جامعه به شما ربطى ندارد!

اينگونه بود كه كم‌كم توانستند تمام فرزندان ما را از صحنه عمل سياسى و اجتماعى دور كنند... و آنگاه كه ما كنار كشيديم و از صحنه سياست دور شديم، قدرتهاى جاهلى را آورند تا جاى خالى مردم ما را پر كنند. آنگاه كه خوبان در خانه‌ها مى‌نشينند، فاسقان، فاجران و بدان مى‌آيند و امور را به دست مى‌گيرند.

مشكل ما اين است كه ما گذاشته‌ايم اينان بر ما حكومت كنند و اجازه داده‌ايم كه قدرتهاى بزرگ بر ما مسلّط گردند. گناه خودمان است (و از ماست كه بر ماست)، زيرا اسلام هرگز راضى نيست كه ما خوار و بنده ديگران باشيم و امام اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام مى‌فرمايد: